دکتر «ژوزف گوبلز» وزیر تبلیغات دولت نازى آدولف هیتلر بود که پس از خودکشى پیشواى اعظم حزب نازى ابتدا ترتیب مرگ هر شش فرزندش را داد و سپس خود را به کام مرگ فرستاد. «گوبلز» پیش از هر چیز به واسطه بیان شورانگیز و عقاید شفاف ضدیهودى اش شهرت دارد. او در تبلیغات به اصل یا تکنیک «دروغ بزرگ» معتقد بود. براساس این اصل بایست یک دروغ را آن قدر تکرار کرد که به بخشى از حقیقت بدل شود.

پل ژوزف گوبلز در ۲۹ اکتبر ۱۸۹۷ در منطقه کاتولیک نشین منطقه راین لند به دنیا آمد. پدرش «فردریش گوبلز» حسابدار بود و مادرش «ماریان» نام داشت. او در کودکى زانوى خود را به تیغ جراحان سپرد که با موفقیت انجام نشد و دچار نقص در عملکرد پاى چپ شد.

به همین دلیل زمانى که با شور و شوق فراوان براى نام نویسى در ارتش و شرکت در جنگ جهانى دوم به پادگان حزب نازى رفت با جواب رد مسئولان مواجه شد. پس از این ماجرا رو به تحصیل آورد و موفق شد در سال ۱۹۲۱ با اخذ درجه دکترا از دانشگاه «هایدلبرگ» فارغ التحصیل شود و به عنوان یک روزنامه نگار شروع به فعالیت کرد و سال هاى متوالى در تلاش بود تا خود را به عنوان یک نویسنده مطرح کند و حتى اقدام به چاپ رمانى به نام «مایکل» کرد. او در سال ۱۹۲۴ رسماً به عضویت حزب نازى درآمد و در ابتداى امر با رهبرى شخص «هیتلر» به مخالفت پرداخت اما پس از چندى به یکى از حامیان او بدل شد. با نگاهى گذرا به دفترچه خاطرات او مى توان دریافت که احترام فوق العاده اى براى «آدولف هیتلر» قائل بوده است.

در دسامبر سال ۱۹۳۱ او با بیوه اى به نام «ماگدا کواندت» ازدواج کرد که از ازدواج قبلى خود صاحب پسرى به نام «هرالد» بود و بعد ها تا مدارج بالاى «اس اس» پیشرفت کرد. او تنها فرزند خانواده است که از خانواده کشى «گوبلز» جان سالم به در برد. درباره مادر او «ماگدا کواندت» حرف و حدیث بسیار است و بسیارى او را دلباخته «آدولف هیتلر» مى دانند.

نقش «گوبلز» در به قدرت رسیدن و بر سر قدرت ماندن حزب نازى انکارناپذیر است. او با خلق روش هاى نوین تبلیغاتى موفق شد تا ایدئولوژى نازى را به روشى مناسب و در قالبى دلچسب به مردم آن زمان ارائه کند. او که از سردمداران تفکر «ضدیهود» بود از عاملین اصلى اخراج یهودیان از برلین و از مرتبطین با «راه حل نهایى براى مسئله یهودیان» به شمار مى آید.

تکنیک «گوبلز» در تبلیغات امروزه با نام دروغ بزرگ مشهور است. او در ابتداى فعالیت اش در وزارت تبلیغات مسئولیت روزنامه «آنگریف» را بر عهده گرفت و در گام اول رئیس پلیس برلین «برنهارد وایس» را با پیشوند آیسى دور Isidor خواند که در زبان آلمانى بر اعتقادات یهودى دلالتى ضمنى دارد.

مردم آن زمان به تدریج باور کردند که این پیشوند بخشى از نام واقعى «وایس» است و او براى مدت طولانى مورد استهزا و گاه کینه مردم قرار گرفته بود

گوبلز همچنین به بهره تبلیغاتى از رسانه هاى ارتباط جمعى مانند رادیو وقوف کامل داشت و به همین دلیل تعداد فراوانى رادیو هاى ارزان قیمت در سطح کشور پخش کرد که به ظاهر چند موج داشتند اما در واقع تنها قادر به جذب امواج رادیوى داخلى حزب نازى بودند و به این وسیله موفق به تبلیغ گسترده تفکرات «رایش» شد و در همین حال با استفاده از امواج کوتاه بسیارى از دیگر کشورهاى منطقه را نیز تحت پوشش «رادیو حزب نازى» قرار داده بود. گوبلز در قبال انتشار خبرنامه، فیلم و کتاب به شدت سختگیرانه عمل مى کرد و هیچ کتاب و فیلم و خبرنامه اى نبود که قبل از انتشار از زیر تیغ سانسور وزارتخانه تحت الامر «گوبلز» نگذشته باشد. به هر حال مورخان جهان براى «گوبلز» و تحولاتى که وى در صنعت تبلیغات به وجود آورد احترام زیادى قائلند.با اینکه «گوبلز» از وارد جنگ شدن با انگلستان ناخشنود بود اما همچون گذشته به «هیتلر» وفادار ماند و از حمایت هاى او نیز بهره مند شد و توانست به قدرت بالایى در حکومت دست پیدا کند. او که از طریق وزارتخانه اش تمام جنبه هاى فرهنگى جامعه آلمان را تحت نظر داشت با تحلیل رفتن قدرت نظامى آلمان و شکننده ظاهر شدنشان در مقابل روسیه به تدریج ابهت خود را از دست داد و مردم آلمان به او لقب «کوتوله بدخواه» و «دلقک اخمو» دادند. پس از آنکه آدولف هیتلر اقدام به خودکشى کرد «گوبلز» و همسرش تصمیم به انجام نقشه اى از پیش تعیین شده گرفتند و پس از کشتن هر شش فرزندشان خود در مقابل سربازان تحت امرشان ایستادند و فرمان قتل خود را صادر کردند.

عکس صورت متلاشى شده «گوبلز» در بسیارى از نشریات جهان به چاپ رسید. اجساد خانواده گوبلز به همراه «هیتلر» و «اوا براون» به صورت مخفیانه سوزانده و توسط روس ها دفن شد