آشنایی با زیر دریایی فاتح ایران


آشنایی با زیر دریایی فاتح ایران


فرماندهان نیروهای دریایی از دیرباز می دانستند با تمام مزایایی که کشتی ها برای تغییر نتیجه یک جنگ داشتند عیب بزرگ آنها که رویت پذیری از فواصل دور است همواره باقی خواهد بود. دیده شدن کشتی ها با چشم مسلح با توجه به انحنای کره زمین از حدود 30 کیلومتری میسر است و در طی روز این مشکل تنها در هوای مه آلود بود که برطرف می شد.
با اختراع زیردریایی و اثبات کارایی آن در سال 1775 اولین زیردریایی نظامی به کار گرفته شد و آغاز فصل جدیدی در تاریخ نبردهای دریایی رقم خورد. زیردریایی به عنوان وسیله دریایی مهمترین عیب کشتی ها را نداشت و این هم به دلیل توانایی غوطه ور شدن در آب و مخفی ماندن از دید چشمها و برد مؤثر سلاح های معمولی بود. از آن پس توسعه زیردریایی ها برای مقاصد نظامی ادامه یافته و با پیشرفت فناوری ها در زمینه فیزیک و بعدها مکانیک دریایی کارایی این وسیله جنگی افزایش چشمگیری یافت.
زیردریایی ها در طول جنگ های جهانی بسیار مورد استفاده قرار گرفتند و با شروع جنگ سرد کم کم گونه ای جدید از این نهنگ های مصنوعی به نام زیردریایی اتمی ساخته شد. نیروی محرکه این زیردریایی ها از یک راکتور هسته ای کوچک تأمین  می شود و تا مدت چند سال و بعضاً تا آخر دوره عمر کاری نیاز به سوخت گیری ندارند و در نتیجه می توانند به طور نامحدود از نظر زمانی به دریانوردی بپردازند. در دوران جنگ سرد زیردریایی های اتمی حامل موشک های قاره پیمای بالستیک به عنوان ابزار مهمی برای موازنه قوا عمل کردند و حتی روسها(شوروی سابق) با این موشکهای شلیک شونده از زیردریایی اقدام به قرار دادن ماهواره در فضا نمودند.
با وجود توانایی های چشمگیر زیردریایی های اتمی، زیردریایی های دیزلی که بعدها با موتورهای الکتریکی نیز همراه شدند  همچنان مشتری خود را در نیروهای های دریایی حفظ کردند که به دلیل نیازهای عملیاتی چون حرکت در آبهای کم عمق، سر و صدای کمتر و قابلیت های تهاجمی برای درگیری با زیردریایی های دشمن بود. امروزه عمده زیردریایی های مورد استفاده در جهان همچنان از نوع دیزل الکتریک هستند هر چند که طرح هایی نیز برای زیردریایی های تهاجمی اتمی با دوره عمر 30 سال و بدون نیاز به سوختگیری ارائه شده است.
در ایران به عنوان یکی از قدیمی ترین تمدن هایی که از قدرت نظامی بالای دریایی برخوردار بوده است نیز تمایل به در اختیار گرفتن زیردریایی وجود داشت که پیش از انقلاب محقق نشده و پس از انقلاب اسلامی نیز تا چند سال پس از پایان جنگ تحمیلی این وسیله ارزشمند در اختیار نیروی دریایی کشورمان قرار نگرفت. در دهه 1990 ایران در حالی که به گفته دریابان شمخانی فرمانده وقت نیروی دریایی ارتش امکان خرید ناوچه های موشک انداز با فناوری مناسب و یا زیردریایی را از روسیه داشت با جمع بندی صاحبنظران، زیردریایی انتخاب شد که امروزه ارزش این انتخاب درست بر کسی پوشیده نیست. با ورود زیردریایی های روسی و لزوم  تسلط بر فناوری آنها توسط متخصصان کشور، همزمان با سعی در کشف و رفع عیوب این زیردریایی ها تلاش ها برای شروع مطالعه و ساخت زیردریایی در رده های مختلف متناسب با نیاز بومی آغاز شد. پس از حدود یک دهه جهاد علمی، زیردریایی غدیر یکی از نتایج مهم این جریان بود که به عنوان یک زیردریایی میدجت در اختیار رزمندگان دریادل نداجا قرار گرفت.
در کنار ساخت زیردریایی های کوچک مانند نهنگ و همچنین زیردریای های مرطوب مانند السابحات برای طراحی و ساخت زیردریایی های بزرگتر نیز اقدام شد که تا کنون از دو نمونه در رده های وزنی حدود 500 و حدود 1000 تن صحبت شده است. این زیردریایی ها که به نظر می رسد همان زیردریایی های فاتح و بعثت باشند که اخیراً توسط یکی از معاونان نداجا نام برده شد در واقع انقلابی علمی در عرصه صنایع دریایی کشور را نوید می دهند که در اینجا به معرفی زیردریایی فاتح می پردازیم.
زیرسطحی 527 تنی فاتح به عنوان یک زیردریایی نیمه سنگین تلقی شده و تناژ آن در زیرسطح نیز 593 تن است. این زیردریایی از نظر مشخصات عملیاتی بسیار برتر از غدیر بوده و توانایی حرکت در عمق 200 متر را به صورت عادی داشته و بیشینه عمق قابل دستیابی برای آن نیز 250 متر است.

زیر دریایی فاتح

در طراحی این زیردریایی متخصصان کشورمان سعی در حرکت به سمت بهینه ترین حالت ممکن برای دستیابی به توانمندی رزمی بیشتر داشته اند از اینرو فاتح دارای 4 مقر پرتاب اژدرهای 533 میلیمتری بوده(قطر اژدر منظور است) و توانایی حمل 8 مین دریایی را نیز دارد. طبق اعلام، این زیردریایی دارای دو اژدر رزرو است که البته از این عبارت می توان دو گونه برداشت نمود بدین ترتیب که یا دو اژدر به همراه چهار اژدر موجود در پرتابگرها در این زیرسطحی هست و یا به ازای هر پرتابگر 2 اژدر ذخیره پیش بینی شده است که در حالت دوم باید اذعان کرد پایایی جنگ افزار فاتح واقعاً بالا است.
 فاتح توان دریانوردی به مدت 35 روز را دارد که از این نظر نیز بهبود چشمگیری نسب به زیردریایی غدیر مشاهده می شود. سرعت سطحی فاتح 11 نات(20.35 کیلومتر بر ساعت) و در حالت غوطه ور 14 نات(25.9 کیلومتر بر ساعت) است. این زیردریایی توانایی حمل موشک های زیرسطحی، موشک های دوش پرتاب سطح به هوا و همچنین امکان حمل نیروهای تکاور و رساندن آنها به نقاط مورد نظر را نیز دارد.
با توجه به اینکه عمده قدرت زیرسطحی اعلام شده کشور تا امروز وابسته به زیردریایی های سنگین کیلو و سبک غدیر است مقایسه ای بین توانایی های آنها و فاتح که بین این دو قرار دارد می نماییم هرچند که اطلاعات در دست از این سه زیردریایی دارای تنوع بوده و از نظر کمّی کمتر ویژگی مشترکی بین آنها عنوان شده است.
از نظر وزن روی آب فاتح حدوداً 4.5 برابر سنگین تر از غدیر 115 تنی بوده و کیلوی 2350 تنی نیز حدوداً 4.5 برابر فاتح است. غدیر دارای 2 پرتابگر 533 میلیمتری برای شلیک اژدر است و از تعداد اژدرهای ذخیره آن اطلاعی در دست نیست اما برخی کارشناسان خارجی امکان حمل 2 اژدر ذخیره را برای آن تصور می کنند؛ کیلو که به آن قاتل خاموش هم گفته می شود از 6 پرتابگر اژدر 533 میلیمتری برخوردار بوده و 18 اژدر نیز با خود حمل می کند که 12تای آن ذخیره است. فاتح به عنوان برادر بزرگتر غدیر دارای 4 پرتابگر اژدر بوده و با توجه به اینکه اعلام شده 2 اژدر رزرو دارد می توان حدس زد کلاً دو و یا دو اژدر ذخیره به ازای هر پرتابگر(جمعاً 8 فروند) دارد. بنابراین با افزایش تعداد محفظه شلیک اژدر در طراحی فاتح تمایل به امکان تعداد شلیک بیشتر در فواصل زمانی کوتاه و همچنین داشتن مهمات برای باقی ماندن در عرصه نبرد و تداوم درگیری مدنظر بوده است. نتیجه قابل استنتاج این است که توانایی تهاجمی فاتح در آغاز درگیری دو برابر غدیر و دوسوم کیلو است و هر سه فروند فاتح معادل دو فروند کیلو خواهند بود در حالی که هر 3 فروند غدیر می توانست در وهله اول کار یک زیرسطحی کیلو را انجام دهد. هر چند که با اتمام مهمات غدیر ناچاراً باید زودتر از صحنه درگیری عقب نشسته یا تنها به کار شناسایی و نظارت بپردازد. البته باید توجه کرد که تعداد بیشتری زیردریایی به معنی توانایی درگیری همزمان با تعداد بیشتری هدف و در گستره وسیع تری است. همچنین دسترسی به تعداد بیشتری کیلو شاید ناممکن بوده ولی هر سال تعدادی فاتح و غدیر قابل ساخت است.
برای توضیح بیشتر باید گفت از نظر ذخیره اگر برای غدیر دو اژدر در نظر بگیریم، تعداد اژدرهای ذخیره فاتح برابر با آن یا چهار برابر آن خواهد بود اما همچنان با تعداد کلی 12 اژدر به پای کیلو با 18 اژدر نمی رسد. در واقع کیلو می تواند دو بار دیگر 6 پرتابگر اژدر خود را پر کرده و به سمت دشمن آتش کند که اگر تعداد اژدر ذخیره فاتح 8 فروند باشد می تواند مثل کیلو دو بار پرتابگرهای خود را پر کند اما در مجموع 6 اژدر کمتر از کیلو دارد.
در مورد تعداد مین، قابلیت فاتح برای حمل 8 عدد برابر با یک سوم زیرسطحی های کیلو است که می تواند در قالب رویکرد کشور در استفاده کمتر از مین های دریایی بگنجد.
از جمله نکات قابل مقایسه دیگر بین فاتح و کیلو، سرعت آنها است که سرعت روی آب هر دو تقریبا یکی بوده ولی کیلو در آب به سرعت 17 نات(31.45 کیلومتر بر ساعت) دست می یابد در حالی که فاتح با 14 نات یعنی 82 درصد سرعت کیلو حرکت می کند. همچنین بیشینه عمق قابل دستیابی کیلو 300 متر و عمق عملیاتی آن 240 متر است که برای فاتح این مقادیر به ترتیب 250 و 200 متر است از اینرو زیرسطحی کوچکتر و بسیار سبکتر فاتح در این زمینه به 83 درصد توانایی کیلو رسیده است. از نظر طول مدت مأموریت نیز منابع خارجی برای کیلو 45 روز را ذکر نموده اند اما زیردریایی فاتح تا 35 روز می تواند به دریانوردی بپردازد بنابراین در این کمیت فاتح به حدود 78 درصد یعنی بیش از دو سوم توان کیلو دست یافته است در حالیکه بسیار سبک تر و از نظر ابعاد نیز کوچک تر از آن است.

زیر دریایی فاتح

ا در نظر گرفتن سرعت حرکت فاتح با استفاده از لوله هوا که 8 نات(14.8 کیلومتر بر ساعت) اعلام شده می توان برد فاتح را بیش از 6700 کیلومتر تخمین زد که عدد قابل توجهی بوده و این زیردریایی را برای اجرای مأموریت های فراتر از آبهای نزدیک و حضور در شمال اقیانوس هند و حتی خلیج عدن توانمند نشان می دهد. برای جمع بندی این مقایسه باید گفت زیردریایی فاتح هر چند تنها 23 درصد وزن روی آب کیلو را دارد اما درعمده مشخصات فنی به بیش از 75 درصد(سه چهارم) تا بیش از 80 درصد(چهار پنجم) توانایی زیردریایی مطرح کیلو دست یافته است.
بخشی از این موفقیت مدیون بکارگیری تجهیزات پیشرفته در فاتح است که بسیار کوچکتر و سبکتر از نمونه های موجود در زیردریایی خارجی کیلو است و طراحان ایرانی بهترین استفاده ممکن با مقدورات فعلی را از فضای داخلی فاتح نموده اند. سامانه های بکارگرفته شده در فاتح مانند غدیر از انواع جدید و با فناوری های نوین هستند که ضمن کاهش خدمه مورد نیاز، کاهش احتمال بروز عیب، افزایش فاصله زمانی بین تعمیرات و همچنین سادگی عیب یابی و تعمیر را به دنبال داشته اند.
فاتح با برخورداری از حسگرهای پیشرفته در عین کاهش اثرات راداری و صوتی خود و سامانه های ارتباطی امن برای تبادل داده با واحدهای سطحی و هوایی دیگر به جزئی از شبکه دفاعی دریایی ایران تبدیل شده و با توجه به ساخت بومی آن در قیاس با نمونه های خارجی هم رده ارزانتر نیز خواهد بود. این زیردریایی علاوه بر افزایش نفوذناپذیری دشمن در سواحل خودی دست نداجا را برای حضور در دو منطقه راهبردی تنگه مالاگا و تنگه باب المندب بازتر کرده و با حضور خود در آبهای سرزمینی و دریاهای آزاد نزدیک امکان حضور زیردریایی های کلاس کیلو و همچنین زیردریایی 1000 تنی ایرانی که شاید همان زیردریایی بعثت باشد را در آبهای دوردست و برای حمل موشک های کروز ضدسطحی و شاید بالستیک باز می گذارد.


منبع:مشرق نیوز

زیر دریایی کلاس Yugo نیروی دریایی ارتش

زیر دریایی کلاس Yugo نیروی دریایی ارتش

کژدم؛ تانک مرگبار نزاجا


کژدم؛ تانک مرگبار نزاجا

اصلی ترین تفاوت در این خودروی زرهی سبک استفاده از یک توپ 23 میلیمتری خودکار به جای توپ قبلی است که مزیت های زیادی برای یک خودروی شناسایی-رزمی سبک ایجاد می کند. این توپ دارای نواخت تیر 200 گلوله بر دقیقه (بین 3 تا 4 شلیک در ثانیه) است که نیش زهردارتری برای عقرب ایرانی دگرگون شده خواهد بود.
به گزارش گروه دفاع و امنیت مشرق، شناسایی وضعیت دشمن بوسیله یک واحد زرهی سبک، پرتحرک و مسلح نیازی بود که منجر به طراحی و ساخت تانک سبک اسکورپیون شد. این تانک از 1973 وارد خدمت و حداقل 3000 دستگاه از آن در بیش از 20 کشور از جمله ایران به کار گرفته شده است. بیش از 100 دستگاه از این تانک که تنها به سه نفر خدمه احتیاج دارد پیش از انقلاب به کشور وارد شده و در سال های دفاع مقدس نیز مورد استفاده قرار گرفت.

اسکورپیون در دوران دفاع مقدس

یکی از اهداف مدنظر در طراحی اسکورپیون (عقرب) قابلیت حمل و نقل هوایی آن توسط هواپیماهای باری متوسط و بالگردهای سنگین بوده است که با جرم 8074 کیلوگرمی، طول 5.28، عرض 2.13 و ارتفاع 2.1 متری آن محقق گردید. به عنوان نمونه در جنگ فالکلند با انتقال هوایی از این تانک سبک استفاده شد. نمونه های اولیه این وسیله به یک توپ 76 میلیمتری و یک تیربار 7.62 میلیمتری هم محور با توپ مجهز بودند. موتور دیزلی 190 اسب بخاری نسبت توان به وزنی در حدود 23 را برای آن ایجاد می کرد که میزان مناسبی بوده و تحرک بالای اسکورپیون مدیون آن است. البته نمونه هایی با جرم 7.93 تن و موتور 195 اسب بخار از این تانک نیز ساخته شد که نسبت فوق را تا حدود 25 بهبود داد.

با توجه به اینکه درگیری های سخت و طولانی جزء اهداف ساخت این نوع ادوات نیست مقاوت زرهی بالایی در اسکورپیون وجود ندارد که البته باعث کاهش قابل توجه وزن آن نیز شده است. این تانک به سرعت بیش از 70 کیلومتر بر ساعت دست یافته و برد آن نیز به 750 کیلومتر می رسد. روی برجک این تانک بیش از 6 پریسکوپ در زوایای مختلف قرار داد که دید تقریباً ‌360 درجه ای به اطراف ایجاد کرده اند که برای تسلط به محیط پیرامون بسیار مفید واقع می شوند. همچنین دو مجموعه چهارتایی نارنجک های دودزا روی این برجک وجود دارد که با توجه به شیوه نصب شدن، زوایای متفاوتی را در اطراف و جلوی تانک پوشش می دهند.

هم در خود کشور سازنده یعنی انگلستان و هم در سایر کاربران این تانک سبک، بهینه سازی هایی در سامانه های مختلف آن ایجاد و حتی نمونه های جدیدتری از آن ساخته شده، از جمله استاندارد بهسازی «اسکورپیون-2000» در خود انگلستان و ساخت نمونه «سیمیتار» با توپ 30 میلیمتری.

تعویض توپ اصلی با توپ هایی با کالیبر در حدود 30 میلیمتر یکی از بهسازی های مورد توجه توسط چندین کاربر قرار بوده است. توپ هایی با این حدود کالیبر علاوه بر داشتن برد و نواخت تیر بالا با استفاده از گلوله های انفجاری و نفوذگر از قدرت مناسبی نیز برخوردار هستند ضمن اینکه کاربرد آنها در شلیک به اهداف هوایی علاوه بر استفاده علیه نیروها و تجهیزات زمینی، مرگبار است. خودکار بودن آنها نیز در شمار دیگر مزیت ها نسبت به توپ قبلی است.

یکی دیگر از بهسازی های مطرح و جدید این تانک که در اردن اجرا شده شامل تجهیز به توپ 30 میلیمتری و دو پرتابگر دوتایی موشک های ضد زره در دو سمت برجک است. بدین تریب این تانک به وسیله ای برای شکار خودروهای زرهی و انهدام اهداف مقاوم در خطوط دشمن نیز تبدیل گردیده است.

ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز که بیشترین سوابق رزمی اسکورپیون را رقم زده حداقل در دو مرحله اقدام به بهسازی این تانک کرده که هدف این گزارش، معرفی آخرین تغییرات صورت گرفته در آن است که برای اولین بار با نام «کژدم» در رژه روز ارتش در 29 فروردین ماه سال جاری معرفی شد.

از جمله تغییراتی که در اسکورپیون های ایران در سال های گذشته دیده شده بود استفاده از ورقه هایی برای ایجاد فضایی با سطوح شکسته در پهلوها است. این حجم های کناری درب دار نیز هستند که امکان حمل تجهیزات در داخل آنها را ممکن می سازد. چنین فضایی در جلوی تانک نیز به همین ترتیب ایجاد شده است و در کنار آن نیز چراغ های جدید در یک پوشش فلزی و البته مشبک در جلو برای حفاظت بهتر قرار داده شده اند. این کار برای حفاظت و دوام بیشتر در برابر شلیک سلاح های کالیبر کوچک صورت گرفته است. فضای جلویی امکان نصب تجهیزاتی برای خنک کاری بهتر موتور را نیز فراهم می کند.

اسکورپیون بهسازی شده

این موارد شباهت های زیادی به استاندارد اسکورپیون-2000 داشتند که از سال 1999 معرفی شده بود اما در نمونه ایرانی بر خلاف کار انگلیسی ها تمام اگزوز در داخل این محفظه قرار داده شده که از نظر کاهش بازتاب های حرارتی مطلوب تر است.

روی برجک این نمونه، پایه تیربار و یک گلگیر در جلو و بخش بالایی شنی نصب شده که هر دو در اسکورپیون-2000 نیز دیده می شوند.

به گزارش مشرق، در آخرین بهسازی های این تانک در ایران که در قالب محصول "کژدم" معرفی شده محفظه های کناری کمی طولانی تر ساخته شده و امتداد بیشتری دارند که به دلیل ختم شدن به یک سطح عمودی که در ارتقاء قبلی دیده می شد با سطوح زاویه دار اما مسطح شکل داده شده در انتهای این نمونه است. اینکار منجر به افزایش احتمال انحراف گلوله هایی می شود که از روبه رو به این سطح برخورد می کنند.

کژدم در رژه روز ارتش

همچنین یک پریسکوپ دید در روز و شب نیز برای راننده تعبیه شده است. البته در نمونه اولیه موجود در ایران هم پریسکوپ برای راننده وجود داشت که بعدها دیده نشد اما در کژدم مجدداً واین بار پیشرفته تر از قبل به کار گرفته شده است.

از دیگر تفاوت های کژدم با اسکورپیون بهسازی شده قبلی، اضافه شدن گلگیرهای لاستیکی در بالای شنی تا انتهای آن است. خصوصاً در اطراف چرخ خورشیدی در جلو، پوشش های فلزی و بزرگتری دیده می شود.

اصلی ترین تفاوت در این خودروی زرهی سبک استفاده از یک توپ 23 میلیمتری خودکار به جای توپ قبلی است که همانطور که در بالا گفته شد توپ کالیبر کوچک مزیت های زیادی برای یک خودروی شناسایی-رزمی سبک ایجاد می کند. این توپ 222 کیلوگرمی که 2 کیلوگرم از توپ قبلی(L23A1) سنگین تر است دارای نواخت تیر 200 گلوله بر دقیقه (بین 3 تا 4 شلیک در ثانیه) به جای نواخت 6 تیر در دقیقه در L23A1 است که نیش زهردارتری برای عقرب ایرانی دگرگون شده خواهد بود و آن را برای حضور در مأموریت های متنوع تری آماده می سازد.

البته با توجه به اینکه وزن این توپ جدید بر اساس نوع دریایی آن اعلام شده، استقرار آن روی این تانک نیروی زمینی ارتش فارغ از برخی متعلقات بوده و به همین علت احتمالا چندید کیلو وزن توپ مستقر بر اسکورپیون را کاهش خواهد داد.

توپ 23 میلیمتری کژدم

برد آن نیز 2000 متر در حالت افقی و تا 2500 متر در شلیک مایل است و می تواند هواگردهایی با سقف پرواز 1500 متر را نیز تهدید کند. البته در شلیک به اهداف هوایی باید میزان چرخش توپ به سمت بالا را در نظر داشت که با توجه به محدودیت زاویه 35 درجه ای در برجک فعلی چندان زیاد نخواهد بود. همچنین این توپ نسبت به 23 میلیمتری های تک لول دریایی با دورانی 180 درجه ای نسبت به محور طولی نصب شده که احتمالاً برای جانمایی بهتر متعلقات در داخل برجک است.

هر چند از تغییرات در تجهیزات داخلی این تانک اطلاعی در دست نیست اما بهره گیری از سامانه پایدار کننده توپ در دو محور افقی و عمودی و نیز استفاده از سامانه های ارتباطی جدید و ساخت داخل که امکان برقراری ارتباطات امن در شرایط سخت را به خوبی ممکن می سازند و سامانه های تعیین موقعیت برای کمک به کنترل بهتر واحدها در صحنه نبرد به امری عادی بدل شده و احتمالاً کژدم نیز از آنها بی بهره نخواهد ماند. همچنین تجهیز این خودرو به پرتابگر موشک ضد تانک نیز می تواند به عملکرد رزمی بهتر و تنوع مأموریتی بیشتر آن منجر شود.

این گونه بهسازی ها که توسط متخصصان داخلی، با درنظر گرفتن تغییرات مشابه روی نمونه های روز دنیا و با هدف استفاده بهتر از تجهیزات موجود انجام می شود باعث تجدید حیات توأم با افزایش قدرت این ادوات برای حضور در عملیات های جدید خواهد شد.

قایق‌های تندرو ایران و تسلیحات دشمن، تهدیدها، راهکارها

موفقیت‌های متعدد شناورهای تندرو در نبردهای دریایی سبب شده استفاده از این جنگ‌افزار ساده و کم هزینه به عنوان یکی از تاکتیک‌های اصلی دفاع ساحلی در بسیاری از کشورهای جهان مد نظر قرار گیرد. اهمیت بکارگیری قایق‌های تندرو به ویژه زمانی اهمیت پیدا می‌کند که رویارویی کلاسیک در برابر یک قدرت برتر کارایی چندانی نداشته باشد.

قایق های تندرو ایران

در کشور ما نیز در نیروی دریایی سپاه و ارتش این مهم مورد توجه قرار گرفته به گونه‌ای که در سال‌های اخیر شاهد تولید و بهینه‌سازی‌های گسترده این جنگ‌افزار بوده‌ایم.  سرعت، قدرت بالای تهاجمی در حملات پر‌حجم، مانور پذیری بالا، هزینه تولید پایین، آثار قابل‌رهگیری بسیار کم از جمله مزیت‌های اصلی شناورهای تندرو است که آنها را برای بکارگیری در عملیات‌های بزن در رو مناسب می‌سازد.


قایق‌های تندرو مزایا و معایب
قایق‌های تندرو دارای برخی مزایا‌ی مهم به ویژه در مناطق ساحلی هستند. اکثر شناورهای تندرو جدید دارای سرعت بالا و آبخور کم هستند که آنها را قادر می‌سازد به راحتی در مناطق کم عمق به عملیات بپردازند. اندازه کوچک این جنگ‌افزار سبب دشواری کشف آن می‌شود، حتی در صورت کشف شدن هدف قرار دادن یک شناور تندرو با توجه به جثه‌ی کوچکش بسیار دشوار است. این عوامل سبب می‌شود شناورهای تندرو بتوانند در مناطقی که شناورهای سنگین قادر به حضور در آنها نیستند؛ به عملیات بپردازند. وقتی سرعت و مانور پذیری بالا را در کنار عوامل فوق‌الذکر قرار دهیم شاید از خود بپرسیم خوب همه چیز مهیاست!؟
هرچند شناورهای تندرو دارای مزیت‌های فراوان هستند اما با برخی محدودیت‌هی تاکتیکی نیز مواجه‌اند. به عنوان مثال شناورهای تندرو دارای برد عملیاتی و پایداری محدود هستند. علاوه بر این با توجه به جثه‌ی کوچک در بکارگیری تسلیحات محدود هستند، عدم وجود زره خدمه‌ی آنها را در معرض آسیب قرار می‌دهد و تعادل نه چندان مناسب آنها، سبب کاهش دقت هدف گیری می‌شود. لذا شناورهای تندرو مجبور به نزدیک شدن به اهداف خود هستند، در سرعت‌های بالا و در حین مانور به سختی می‌توانند با دشمن مقابله کنند و نمی‌توانند بیش از حد از سواحل فاصله بگیرند.
یکی از مهم‌ترین برگ‌های ‌برنده شناورهای تندرو در برابر شناورهای سنگین استفاده از اصل غافل‌گیری و فریب است. درگیری با شناورهای سنگین به ویژه در مناطق پرترافیکی چون تنگه‌ها، ورودی خروجی بنادر و... با توجه به امکان مانور کم یک مزیت جغرافیایی را برای شناورهای تندرو ایجاد می‌کند. اما همان طور که میدانیم تسلیحات مورد استفاده در قایق‌های تندرو محدود است، لذا لازم است این جنگ‌افزار به صورت گروهی و پرحجم مورد استفاده قرار گیرد، اما همین امر سبب می‌شود برگ‌برنده‌ای که ذکر کردیم تا حد زیادی رنگ ببازد.

قایق های تندرو ایران

تهدیدها
برای برنامه ریزی هرچه بهتر لازم است تهدیدهای پیش رو را بدون اغماض بررسی کنیم. برای اقدام متقابل در برابر تسلیحات دشمن چه روش‌هایی را می‌توان بکار گرفت؟ بدیهی است معایبی که پیش از این ذکر کردیم باعث آسیب‌پذیری بیشتر شناورهای تندرو در برابر تسلیحات دشمن می‌شود برای کاهش تاثیر این معایب و پوشش دادن آنها چه راهکارهایی وجود دارد؟ در ادامه برخی تهدیدات و راهکارهای پیش رو را بررسی می‌کنیم.

تسلیحات توپخانه‌ای
عدم استفاده از زره قوی در قایق‌های تندرو آنها را در برابر تسلیحات توپخانه‌ای آسیب‌پذیر می‌سازد. بدیهی است قایق‌هایی که عمدتاً از جنس فایبرگلاس یا آلومینیوم هستند، نمی‌توانند مقاومت بالایی در برابر گلوله‌های ترکش‌شونده یا نفوذ‌کننده داشته باشند به عنوان مثال توپ میلنیوم دارای انواع متعددی از گلوله‌‌هاست، یکی از این گلوله‌ها یعنی ABM دارای تعداد 152 ترکش کوچک است که در صورت برخورد به شناور خدمه را در معرض خطر جدی قرار می‌دهد. تصاویر زیر به خوبی بالقوه بودن خطر تسلیحات توپخانه برای قایق‌های تندرو را نمایش میدهد.

بدیهی است برای تقابل با تسلیحات توپخانه هیچ روش سختی را نمی‌توان در نظر گرفت! برای کاهش خطر این نوع تسلیحات از روش‌های اقدام متقابل نرم استفاده کنیم. لذا لازم است:
الف) به شناور دشمن کمتر نزدیک شویم، در واقع در برد تسلیحات دشمن قرار نگیریم.
ب)  در صورت اجبار به نزدیک شدن، مانورهای پرسرعت تنها راه گریز است.
پ) ساده‌ترین راه دیده نشدن! (در این مورد در بخش بعد بیشتر بحث خواهیم کرد.)
راهکارهایی که برای دستیابی به اهداف فوق پیشنهاد می شود عبارت‌انداز:
1- در نظر گرفتن یک زره حداقلی برای حفاظت خدمه.
2- افزایش برد تسلیحات.
3- استفاده از تسلیحات شلیک کن فراموش کن.
4- حذف پنجره‌های شیشه‌ای و بکارگیری یک سایت دید 360 درجه‌ای همانند آنچه در خودروهای زرهی مورد استفاده است.
5- در نظر گرفتن پوشش مناسب برای مقرهای شلیک. در صورت طراحی مقرها به صورت تاشونده، این امر به کاهش سطح مقطع راداری نیز کمک میکند.
6- در نظر گرفتن پوشش مناسب برای تجهیزات حساس.


هواگردها، بمب‌های غیرهدایت‌شونده
از دیگر معضلات اصلی که قایق‌ها با آنها روبرو هستند هواگردها و تسلیحات غیر‌هدایت‌شونده است. بد نیست بدانیم یکی از معضلاتی که ایالات متحده جهت مقابله با قاچاقچیان دریایی روبروست بحث استفاده قاچاقچیان از قایق‌های تندرو است، علاوه بر چابکی بالا، کشف این قایق‌ها آنها را مبدل به یک معضل می‌کند. برای حل این مشکل این کشور یک راهکار ساده و موثر در نظر گرفته است و آن استفاده از بالگردهاست. بالگردها قادرند یک قایق تندرو را با استفاده از توپ یا تسلیحات غیرهدایت‌شونده راکتی خود مورد هدف قرار دهند. همچنین جنگنده‌ها قادرند با استفاده از توپ‌ها، بمب‌های خوشه‌ای، بمب‌های ترکش‌شونده و حتی ناپالم قایق‌ها را با مشکل مواجه سازند.

برای مقابله با این نوع تهدیدات همه‌ی راهکارهای فوق‌الذکر را باید مدنظر قرار داد علاوه بر این می‌توان با مسلح کردن قایق‌ها به تسلیحات ضدهوایی دوش‌پرتاب سبک، با لانچر کنترل‌شونده، هواگردها را از نزدیک شدن بیش از حد به قایق‌ها بر حذر داشت. شاید بهتر باشد به جای مسلسل‌هایی که در سینه‌ی قایق تعبیه می‌شود یک لانچر سبک موشکی تعبیه کنیم!؟
جهت مقابله با بمب‌های ناپالم کافی است کلیه‌ی تجهیزات حساس و آسیب‌پذیر مانند رادار، سیستم تهویه، مقر شلیک و... را به درون یک زره حداقلی منتقل کرد. تعبیه دوش‌های آب بر روی قایق علاوه بر کاهش تهدیدات ناپالم، آثار مادون قرمز را به شدّت کاهش خواهد داد.

تسلیحات هدایت شونده
تسلیحات هدایت‌شونده هرچند کار رهگیری را سهل می‌سازند اما وابستگی آنها به علائم تولیدی شناور هدف، نقطه‌ی ضعف اساسی آنهاست، لذا بکارگیری روش‌های اقدام متقابل نرم در برابر این نوع تسلیحات حیاتی است. در این مورد پیش از این در تاپیک‌های دیگری مفصلا بحث کرده‌ایم و در اینجا به برخی جنبه‌های تاکتیک‌های نرم که در قایق‌های تندرو قابلیت بکارگیری دارند اشاره می‌کنیم.
1- جهت منحرف کردن بمب‌ها و موشک‌های لیزری:
بکارگیری لایه دود
سامانه‌های جمینگ لیزر
2- تقابل با موشک‌های راداری:
طراحی خاص بدنه جهت کاهش علائم راداری
کاهش ارتفاع شناور
بکارگیری مواد با RCS پایین
پنهان کردن کلیه‌ی تجهیزات و تسلیحات (بیا تو در رو ببند.)
استفاده از چف
3- در برابر تسلیحات مادون‌قرمز:
به حداقل ممکن رساندن علائم گرمایی.
بهتر است دود اگزور را درون آب "پخش" کنیم.
استفاده از دوش آب در سطح قایق به عنوان روشی موثر، کم هزینه و ساده مطرح است.
رنگ‌آمیزی صحیح به نحوی که استتار را تحت تاثیر قرار ندهد.
پنهان کردن کلیه تجیزات گرم زیر لایه‌های پوششی مناسب
استفاده از شراره

4- تسلیحات تلوزیونی با توجه به یکنواخت بودن دریا به لحاظ تصویری کشف و روهگیری یک قایق تندرو به سادگی امکان‌پذیر است. البته این تسلیحات را نمی‌توان شب هنگام به کار گرفت. راهکارهای پیشنهادی:
رنگ‌آمیزی استتاری صحیح
بکارگیری لایه دود

افزایش بیش از پیش سرعت، راهکاری ساده
سرعت‌های 100 تا 400 کیلومتر در ساعت رقم‌هایی هستند که امروزه در مسابقات قایق‌های تندرو رقم هایی معمولی خطاب می‌شوند! بد نیست بدانیم رکورد بالاترین سرعت شناور تندرو متعلق به کن واربی استرالیایی است، وی موفق شد با شناور "روح استرالیا" رقم باور نکردنی  511 کیلومتر برساعت را در تاریخ 8 اکتبر 1987 به ثبت برساند. افزایش سرعت هرچند شناور را با ریسک بالایی روبرو می‌کند اما کارایی آنرا را در عملیات‌های بزن در رو به شدت افزایش می‌دهد.


منبع:میلیتاری

ناوشکن ضدهوایی Smetlivy ، پاسدار تیزهوش آسمان

در دهه ی 70 و با نمود روزافزون قدرت هوایی و خصوصا موشک های کروز ضدکشتی در دکترین ناتو و غرب ، به منظور حفاظت ناوگروه های دریایی شوروی در مقابل تهدیدات هوایی، طبقه بندی جدیدی از ناوها موسوم به "ناوهای نگهبان" (storozhevoi korabl) در نیروی دریایی شوروی معرفی شدند که ماموریت ویژه ی آنها  ، حفاظت از ناوگروه های دریایی شوروی مستقر در سراسر جهان در مقابل انواع تهدیدات هواپایه مانند موشک های کروز و هواگردهای ارتفاع پایین بود.

سفارش شوروی مبنی بر تولید 20 ناو از این کلاس ، چهار بندر کشتی سازی Zhdanov ، Kommuna ، Nikolayev و Leningrad را برای طراحی و ساخت ناوهای ضدهوایی مورد نیاز نیروی دریایی گرد هم جمع کرد که ناوشکن های porject 61 روسی نتیجه ی این تلاش بود که توسط ناتو بعنوان کلاس Kashin نام گذاری شد. این ناوها طی یک پروژه ی ارتقا تسلیحات و تجهیزات الکترونیکی به Project 61M ارتقا یافتند.
ناوشکن های ضدهوایی کلاس Kashin اولین ناوهای با ماموریت ضدهوایی (Anti-Air warfare) نیروی دریایی شوروی بودند که در 1962 وارد خدمت شدند.بنابراین در هر منطقه ای که ناوهای هواپیمابر غربی حضور داشته باشند، سایه ی حضور ناوشکن های کلاس کاشین دور از انتظار نیست.
ناوشکن های این کلاس ، اولین ناوهای بزرگ جهان بودند که از توربین گازی به عنوان پیشرانه استفاده کردند، 4 توربین مدل M8E با قدرت 72000 اسب بخار و سیستم COGAG ، قدرت لازم برای به حرکت در آوردن این غول 4750 تنی با سرعت حداکثر 33 نات (61 کیلومتر بر ساعت) را تامین میکنند.
در این تاپیک ، با توجه به نصب جدیدترین تجهیزات ناوشکن های کلاس Kashin روی ناو Smetlivy و اعزام اخیر این ناو از دریای سیاه به شرق مدیترانه در پی افزایش تنش ها بر سر سوریه ، این ناو را مورد بررسی قرار خواهیم داد (Smetlivy در لغت به معنای "تیزهوش" میباشد) :
نقش نبرد هوایی محول شده به این ناو باعث ایجاد یکی از نامتعارف ترین چینش تسلیحات ناوهای شرقی روی ناوهای کلاس Kashin گشته است. این ناوها برخلاف اکثر شناورهای شوروی در از تسلیحات ضدکشتی بی بهره اند و تمامی جایگاه های موجود در کشتی به رادارهای هوایی و سیستم های پدافندی و ضدزیردریایی اختصاص داده شده است.
چشمان تیز بین این ناو در بلندترین نقطه ی این کشتی متشکل از رادار باند L (فرکانس کاری 850 مگاهرتز) اخطار زودهنگام و جتسجوی هوایی MR-500 Kliver کد ناتو Big Net با برد کشف 150 کیلومتر ، رادار باند اس 3 بعدی کشف هوایی MR-310U Angara-M کد ناتو Head Net-C با برد 140 کیلومتر در برابر اهداف هوایی با ارتفاع پروازی 10 کیلومتر (برد 85 کیلومتر برای ارتفاع پروازی 1 کیلومتر) میباشد که در دکل اصلی ناو نصب شده. گفته میشود رادار Head Net در ارتقاهای جدید با رادار مدرن Top plate تعویض شده اما آخرین عکس های ناو Smetlivy چنین چیزی نشان نمیدهد.

رادار جستجوی هوایی Big Net


رادار جستجوی هوایی سه بعدی Head Net-C


از دیگر تجهیزات الکترونیکی نصب شده روی این ناو میتوان به رادار کنترل آتش پدافندی Yatagan/Peel Group برای سامانه ی پدافندی Volna ، سامانه های جنگ الکترونیک شامل سامانه ی شنود Bell shroud ، سامانه اخلالگر MP-401MS کد ناتو Bell Squat و 4 دیکوی PK-16 اشاره کرد. اخلالگر راداری Bell Squat دارای قابلیت جمینگ فعال روی 4 باند رادیویی و قابلیت DF امواج راداری با دقت 7.5 درجه میباشد و آنتن های آن بصورت 4 تایی یا 6 تایی روی ناوهای روسی نصب شده است.
ناو Smetlivy دارای گستره ای از تسلیحات پدافندی برای مقابله نزدیک با انواع هواگردها و تهدیدات هوایی است که به اختصار توضیحاتی درباره ی آنها داده خواهد شد :

1- سامانه پدافندی M-1 Volna-P
سامانه ی دفاع هوایی Volna-P ، نمونه ی دریاپایه ی پدافند معروف S-125 pechora (سام-3) است که دارای موشک های V-601M سوار شده روی لانچرهای دوتایی ZIF-101 جهت مقابله با هواگردهای دشمن در برد 22 کیلومتر و ارتفاع 14 کیلومتر میباشد. موشک های سامانه ارتقا یافته ی Volna-P علاوه بر هدایت بیم راداری دارای سامانه هدایت تلویزیونی و ایمنی بالاتر در برابر جمینگ هستند

سر جنگی این موشکها از نوع انفجاری شدید/ترکشی با وزن 154 پوند میباشد، دو واحد از این سیستم روی ناو کلاس کاشین نصب شده است.

2- سامانه دفاع هوایی برد متوسط 3S90 Uragan
این سامانه ی دریاپایه بر اساس سیستم پدافندی Buk برای ناوهای روسیه توسعه یافته است و کد ناتو Gadfly را به خود اختصاص داده است که قابلیت دفاع هوایی All round را به موشک میدهد، موشک های این سامانه ی منحصر بفرد همانند بوک ، از مدل 9M38 هستند و از رادار جستجوی MR-750 Top Steer  با برد حداکثری 300 کیلومتر (بنابر مدل) برای Target Acquisition استفاده میکند و نحوه ی هدایت آن بصورت نیمه راداری بوده که در صورت اخلال سنگین قابلیت استفاده از تجهیزات هدایت الکترواپتیکال وجود دارد.
برد درگیری حداکثری این سیستم برای هواگردها 30 کیلومتر ، برای موشک های کروز 12 کیلومتر و سرعت موشک های آن برابر 3 ماخ است. ارتفاع درگیری این سامانه حداکثر 15500 متر میباشد و 2 واحد از این سیستم روی ناو Smetlivy نصب گردیده است.

علاوه بر سیستم های پدافندی بالا ، ناو های کلاس کاشین عموما قابلیت های لازم برای انجام ماموریت های ضدزیردریایی را نیز در اختیار دارد ، سامانه های سونار عمق متغیر MG-335 Platina و Mare Tail برای کشف اهداف زیردریایی ، 5 لانچر اژدر 533 میلیمتری و راکت لانچرهای ضدزیردریایی RBU-6000 و RBU-1000 برای درگیری با زیردریایی ها در نظر گرفته شده.
لازم به ذکر است ناو Smetlivy علاوه بر سامانه های استاندارد بالا مجهز به سیستم غیرآکوستیکی کشف زیردریایی کششی МНК-300 است که با یک کابل 300 متری توسط ناو کشیده میشود. این سیستم قابلیت کشف اثرات حرارتی ، تشعشعات اثرات بدون نویز زیردریایی ها را دارد.


منبع:میلیتاری

ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن


ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن (به انگلیسی: USS Abraham Lincoln)‏ یک ناو هواپیمابر متعلق به نیروی دریایی ایالات متحده آمریکاست.
قرارداد ساخت این ناو هواپیمابر به شرکت کشتی‌سازی نیوپورت نیوز در تاریخ ۲۷ دسامبر سال ۱۹۸۲ اعطا شد، ساختمان اصلی آن در ۱۱ نوامبر ۱۹۸۴ در نیوپورت نیوز ویرجینیا به اتمام رسید. این ناو در تاریخ ۱۳ فوریه سال ۱۹۸۸ به آب انداخته شد و در ۱۱ نوامبر ۱۹۸۹ تحویل گردید. هزینه ساخت این ناو ۴٫۵ میلیار دلار به قیمت سال ۲۰۰۷ می‌باشد.

ناوهواپیمابر آبراهام لینکن

آبراهام لینکن در سپتامبر سال ۱۹۹۰ به اقیانوس آرام فرستاده شد. اولین استقرار این ناو به طور ناگهانی به علت عملیات طوفان صحرا/حفاظت صحرا در تاریخ ۲۸ مه سال 2000 انجام گرفت.
در راه اقیانوس هند، کشتی راه خود را برای پشتیبانی از عملیات تخلیه بعد از شورش کوه پیناتوبو در جزیره لوزون واقع در فیلیپین تغییر داد. در حمایت از عملیات حراست پرشور[۱] لینکون فرماندهی ۲۳ کشتی را عهده دار بود تا ۴۵٬۰۰۰ نفر را از پایگاه دریایی خلیج سوبیک به بندر سوگبو در ویسایا منتقل نماید. این کار بزرگترین تخلیه کادر فعال نظامی و خانواده‌های آنها در زمان صلح در تاریخ محسوب می‌شود.
بعد از عملیات حراست پرشور لینکن به سمت خلیج فارس رهسپار شد، تا عملیات شناسایی و گشت هوایی را در عراق و کویت انجام دهد، و به سربازان کشورهای هم‌پیمان و ایالات متحده که در عملیات توفان صحرا شرکت داشتند یاری رساند.
در اوایل سال ۱۹۹۲ کشتی از عملیات کشیک جنوبی که قسمتی از تحریم سازمان ملل موسوم به منطقه پرواز ممنوع در جنوب عراق بود پشتیبانی کرد.
در اکتبر سال ۱۹۹۳، به ناو هواپیمابر دستور رفتن به سواحل سومالی برای کمک به عملیات انسان‌دوستانه سازمان ملل داده شد. برای چهار هفته آبراهام لینکن گشت‌های هوایی را برای پشتیبانی از عملیات بازگشت امید بر روی مگادیشو انجام داد.
آبراهام لینکن اولین ناو هواپیمابری شد که بعد از انقضای «قانون منع زنان از نبرد» در تاریخ ۲۸ آوریل سال ۱۹۹۳ هوانوردان زن را با کادر پروازی یکپارچه ساخت. کشتی سن دیگو را در تاریخ ۲۴ اکتبر ۱۹۹۴ برای انجام آموزشهای جدید ترک کرد. روز بعد، ستوان کارا اسپیرز هالتگرین اولین خلبان زن هواپیمای اف-۱۴ درهنگام نزدیکی نهایی برای فرود به علت ترکیبی از نقص فنی موتور و اشتباه خلبان در دریا سقوط کرد و جان سپرد.
استقرار سوم آبراهام لینکن در آوریل سال ۱۹۹۵ در حالی آغاز شد که به خلیج فارس فرستاده شده بود، جایی که کشتی در عملیات‌های کشیک جنوبی و حسگران هشیار کمک کرده بود. در حین تجدید تدرکات در بین مسیر، ناو لینکن که سعی می‌کرد که خود را در موقعیت عملیات هوایی قرار دهد، باعث رویارویی ناگهانی و تصادم به پهلوی ناو ساکرامنتو (اِی‌اُای-۱) و خرد کردن چارچوب‌های اصلی و تا قسمتی خرد کردن قسمت پیاده شدن خدمه زن شد و یک حفره بزرگ در روساخت ناو ساکرامنتو ایجاد کرد (اتاق سامانه تاکتیکی ناوبری هوایی). لینکلن قادر بود که به عملیات خود ادامه دهد در صورتی که ناو ساکرامنتو مجبور بود در جبل علی در امارات متحده عربی به خاطر تعمیرات برای چند هفته لنگر اندازد.
آبراهام لینکلن چهارمین استقرار خود را در ژوئن ۱۹۹۸ شروع کرد. بار دیگر کشتی راه خود را به طرف خلیج فارس برای پشتیبانی از عملیات کشیک جنوبی در پیش گرفت. کشتی در خلیج فارس در طی یکی از گرمترین تابستان‌های آن سال‌ها برای سه ماه ماند. دما در عرشه پرواز تا ۱۵۰ درجه فارنهایت (۶۶ درجه سانتیگراد) گزارش شد.
در سال ۱۹۹۹ کشتی در چندین تمرین داخلی نیروی دریایی شرکت کرد و رهسپار یک بازدید کلی در حوضچه تعمیر دریایی پوژه ساوند در برمتون، واشینگتن شد.

استقرار پنجم ناو هواپیمابر در اوت سال ۲۰۰۰ در حالی آغاز شد که ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن دوباره برای پشتیبانی از عملیات کشیک جنوبی به خلیج فارس عزیمت کرده بود. در این استقرار، ناو هواپیمابر، گروه پروازی، و گروه کشتی‌های جنگی نشان لیاقت و تقدیر نیروی دریایی را کسب کردند. علاوه بر آن کشتی نشان معروف آرلی برک را برای بهترین فرماندهی در ناوگان اقیانوس آرام کسب کرد. ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن در ۱۱ سپتامر ۲۰۰۱ در بندر مستقر شد.

در ماه ژانویه ۲۰۱۲ این ناو جنگی وارد خلیج فارس شد و وزارت دفاع آمریکا پنتاگون اعلام کرد: ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن در تاریخ ۳ بهمن ۱۳۹۰ از تنگه هرمز عبور کرد و از این پس در خلیج فارس مستقر خواهد بود.در همین حال وزارت دفاع بریتانیا در بیانیه‌ای اعلام کرد یک ناو بریتانیایی و یک ناو فرانسوی نیز به همراه کاروان ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن از تنگه هرمز عبور کردند.

ناوهواپیمابر آبراهام لینکن

مشخصات

• ارتفاع كلي اين ناو 74 متر يعني معادل ساختماني 25 طبقه اي است.
• وزن آب جابه جا شده توسط ناو در حالت بار گيري كامل رزمي برابر با 88000 تن يا 88 ميليون كيلو است .
• وزن فولاد سازه اي كه در اين ناو به كار برده شده برابر با 54000 تن يا 54 ميليون كيلو است .
• تعداد قطعات تشكيل هنده ي اين ناو بيش از1000,000,000 ( يك ميليارد قطعه) واين به معناي اينكه اين ناو پيچيده ترين ماشين ساخت دست بشر است .
• مساحت كل عرشه پروازي برابر با 1،8 هكتار يعني 180000 متر مربع است .
• طول عرشه ي پروازي برابر با 333 متر يعني معادل طول 3 زمين فوتبال بين المللي است.
• عرض عرشه ي پروازي برابر با 78 متر يعني بيش از متوسط عرض يك زمين فوتبال استاندارد است .
• تعداد اتافها برابر با 4000 واحد است .
• وزن هر كدام از لنگرهاي آن برابر با 30 تن است
• وزن هر يك از دانه هاي زنجير لنگر برابر با 160 كيلوگرم يعني بيش از وزن دو مرد متوسط .
• تعداد پروانه هاي حركت دهنده ي ناو 4 عدد است .
• قطر هر يك از پروانه ها برابر با6/4 متر است.
• وزن هر يك از پروانه ها ي حركت دهنده برابر با 30 تن است .
• وزن هر يك از سكان ها (تيغه هاي هدايت كننده) ،برابر با 41 تن است .
• ظرفيت مخازن سوخت هوا پيما در اين ناو برابر با 12،5 ميليون ليتر است .
• تعداد تلفن هاي داخلي موجود در ناو 2500 دستگاه است .
• تعداد تلوزيون هاي داخل ناو برابر با 3000 دستگاه است .
• طول كل كابل كشي هاي انجام شده در داخل ناو برابر است با 1600 كيلو متر.
• ظرفيت هواي سيستم تهويه برابر با 2040 تن مي باشد.
• ظرفيت غذاي ذخيره يخ زده و خشك شده معادل بيش از 1260000 وعده ي غذايي است .
• تعداد پرسنل : حدود 6300
• تعداد پزشك : 6 عدد .
• تعداد دندان پزشك : 5 عدد .
• تعداد تخت هاي بيمارستاني : 51 تخت
• ظرفيت آب شيرين كن اين ناو برابر است با روزانه بيش از 1،5 ميليون ليتر مي باشد
• سيستم كاتاپولت (شتاب دهنده ي هواپيما ) مي تواند يك هواپيماي بيست تني را در زماني حدود 2 ثانيه از سرعت صفر تا 270 كيلومتر در ساعت برساند .
• كابل نگهدارنده ي هواپيما كه در فرود هوا پيما سرعت آنرا مي گيرند ، مي تواند هواپيمايي 24 تني را كه با سرعت 240 كيلو متر در ساعت در حال فرود است را درمسافت حدود 95 متر موقف كند .
• طول آشيانه ي هواپيما كه دو طبقه پايين تر از عرشه قرار دارد 209 متر عرض آن 34 متر وارتفاع آن 8 متر مي باشد .
• اين ناو هواپيمابر داراي 4 بالابري كه هر كدام از آنها مي توانند دو هواپيماي 35 تني را همزمان بالاببرند مي باشد .


آشنایی با 5 غول زرهی ناشناخته جهان

آشنایی با 5 غول زرهی ناشناخته جهان
چین، کره جنوبی، سوئد و پاکستان از جمله کشورهایی هستند که در سالهای اخیر به دنبال طراحی و ساخت یک تانک اصلی میدان نبرد " MBT " بر پایه نیازهای خود و با تکیه بر توان بومی رفته اند تا نشان دهند انحصار برخی کشورها در تولید این وسیله مهم زرهی شکسته شده است..
از اواخر جنگ جهانی اول تا به امروز "تانک" به جزء جدایی ناپذیری از اکثر ارتشهای جهان تبدیل شده است. نام هایی همچون: شرمن، تایگر، تی 34، چلنجر، تی 90 و آبرامز از جمله معروفترین نام ها در جهان تانک از گذشته تا به امروز به حساب می آیند که در نبردهای گوناگونی شرکت داشته و توانسته اند نتایج قابل قبولی را رقم بزنند.

به صورت سنتی و شبیه به بسیاری دیگر از شاخه های علوم نظامی، تانک سازی به عنوان علمی پیشرفته به حساب می آید که در اختیار تعداد کمی از کشور ها می باشد.

اما در سالهای اخیر بسیاری از کشورهای جهان با درک اهمیت مسئله ای به نام داشتن صنعت دفاعی بومی و از جمله توانایی ساخت وسیله ای به اسم تانک، به دنبال ساخت این خودروی رزمی با توان داخلی خود رفتند. در این مطلب به معرفی تعدادی از تانکهای ساخته شده جدید در دنیا می پردازیم که برای بسیاری از مخاطبان آشنا نباشد.

تایپ 10


کشور ژاپن به عنوان یک اقلیم جزیره ای در شرق دور مکانی است که آنچنان برای نبردهای زرهی ایده آل به شمار نمی آید. با نگاهی گذرا به تاریخ جنگ دوم جهانی نیز متوجه خواهید شد که ژاپن به نوعی تنها کشور درگیر در جنگ بود که توان زرهی آنچنانی در اختیار نداشته و توان آن در این بخش به تعدادی از تانکهای سبک آبی و خاکی محدود بود.

اما با آغاز جنگ سرد و حضور ژاپن در اردوگاه غرب و رو به رو بودن با همسایگانی به مانند چین، شوروی سابق و کره شمالی که همه آنها به توان زرهی به عنوان یک عامل برتری می نگریستند ژاپنی ها نیز به دنبال طراحی و ساخت تانک رفتند. امروزه ژاپنی ها در حال آماده شدن برای پذیرش جدیدترین تانک خود یعنی مدل " تایپ 10 " هستند.

این تانک با وزنی در حدود 44 تن، به نوعی یکی از سبک ترین تانکهای رزمی جهان به حساب می آید. صنایع سنگین میتسوبیشی ژاپن به عنوان پیمانکار اصلی این طرح وظیفه طراحی و ساخت این تانک را بر عهده دارد. این تانک از برجکی شیب دار شبیه به تانک لئوپارد آلمان استفاده می کند که حفاظت خوبی را برای آن در برابر سلاح های ضد تانک فراهم می آورد.

در بخش زره ژاپنی ها با توجه به نیاز خود برای کاهش وزن به سمت استفاده از زره های کامپوزیت و همچنین ترکیبات نانو فولادی رفتند که به این تانک کمک کرده است تا وزن خود را در حد قابل قبولی پایین نگاه دارد. این تانک با استفاده از یک موتور دیزل 8 سیلندر به قدرت 1200 اسب بخار می تواند به سرعتی در حدود 70 کیلومتر دست پیدا کند که این مسئله "تایپ 10" را به عنوان یکی از سریعترین تانکهای جهان معرفی می کند.

در بحث سلاح، ژاپنی ها ترجیح دادند که به صورت تحت لیسانس توپ بدون خان 120 میلی متری L44 ساخت شرکت راین متال آلمان را تولید کنند. البته این تانک می تواند از گونه های لوله بلندتر این توپ مثل سری L55 نیز استفاده کند.سلاح ثانویه این تانک نیز یک قبضه تیربار سنگین 12.7 میلی متری و یک تیربار 7.62 میلی متری است.

این تانک دارای 3 نفر خدمه است که به این ترتیب باید گفت که ژاپنی ها بایستی تغییراتی را بر روی توپ آلمانی انجام داده باشند تا بتوانند عمل گلوله گذاری را به صورت خودکار انجام داده و یک نفر از خدمه را کاهش دهند.

تایپ 10 با طول 7متر، ارتفاع 2.3 متر و عرض 3.24 متر تانکی تقریبا کوچک به حساب می آید. تاکنون چیزی در حدود 13 دستگاه از این تانک ساخته شده است و قرار است تا 68 دستگاه دیگر از آن نیز تا سال 2015 به نیروی زمینی ژاپن تحویل شود.

تایپ 99


کشور چین به صورت سنتی به مانند شوروی سابق اهمیت خاصی را برای نیروی زرهی خود قائل بود و همیشه سعی داشت که با داشتن یک ناوگان زرهی عظیم از عملیات نیروی پیاده خود حمایت کند. در سالهای پس از جنگ سرد کارشناسان شاهد تغییر اساسی طراحی تانکهای چینی بودند.

در این سالها طراحان چینی با الگو گیری از تانکهای غربی به طرف طراحی تانکهای سنگین تر با سامانه های پیشرفته الکترونیکی و همچنین زره های کامپوزیتی رفتند. آخرین تانک چینی که به نوعی نشان گر پیشرفت مناسب چین در این بخش است، تانک میدان نبرد " تایپ 99 " به حساب می آید. این تانک پیشرفته ترین تانک عملیاتی در نیروی زمینی ارتش چین بوده و قیمت هر دستگاه آن در حدود 2.5 میلیون دلار است. همین مسئله باعث شده است تا به امروز تنها 200 دستگاه از این تانک تولید شود.

در نگاه اول به این تانک متوجه به شباهت جالب بین آن در بخش زره جلوی برجک تانک و لئوپارد 2 آلمان می شوید. به نظر می رسد که زره های شیب دار به عنوان یک زره قابل اطمینان در نقاط مختلف دنیا در حال استفاده است. بنا بر اطلاعات موجود این زره با استفاده از مواد کامپوزیتی ساخته شده است.

در بخش تسلیحات این تانک از یک توپ روسی بدون خان 125 میلی متری استفاده می کند که توانایی شلیک گلوله های اورانیوم ضعیف شده و همچنین موشک های ضد تانک هدایت لیزری لوله پرتاب را نیز دارا است. یک تیربار سنگین 12.7 میلی متری به همراه یک تیربار 7.62 میلی متری تسلیحات ثانویه این تانک را تشکیل می دهند. همچنین در این تانک از دو پرتاب گر نارنجک دود زای 5 تایی نیز استفاده می شود.

همچنین بر روی برجک تانک سامانه هشدار دهنده قفل لیزری به منظور مقابله با تهدیدات هدایت شونده ضد تانک نصب شده است. این تانک از یک موتور دیزل به قدرت 1500 اسب بخار بهره می برد که سرعتی در حدود 65 کیلومتر در ساعت بر روی سطوح ناهموار و همچنین 80 کیلومتر در ساعت برای سطوح صاف و جاده ای را برای این تانک فراهم می کند.

این تانک با وزنی در حدود 58 تن بردی در حدود 600 کیلومتر دارد. طول تایپ 99 ، 11 متر، عرض آن 3.5 متر و ارتفاع آن 2.37 متر است.

ال خلید


کشور پاکستان در اواخر دهه 80 میلادی دست به یک آزمایش اتمی زد و از آن تاریخ به بعد با یک تحریم سنگین تسلیحاتی از سوی اکثر کشورهای غربی که تا آن زمان تامین کننده نیازهای اصلی تسلیحاتی پاکستان بود رو به رو شد. در همان دوران چین به عنوان متحدی جدید به پاکستان روی خوش نشان داد.

دو کشور پاکستان و چین در پروژه های گوناگون نظامی مشترک با یکدیگر همکاری داشتند که یکی از آنها پروژه تانک "الخلید" است. به جرات می توان این تانک را یک معجون واقعی از طراحی و قطعات بسیاری از مکاتب طراحی تانک در جهان امروز دانست.

"الخلید" با وزنی در حدود 48 تن، خدمه 3 نفره و یک توپ بدون خان 125 میلی متری به تانکهای روسی شبیه و به خاطر سیستم های پیشرانه آلمانی، نوع طراحی زره جلوی تانک و بعضی از سیستم های الکترونیکی داخل تانک که از بازار سیاه محصولات غربی تهیه و در چین کپی شده است به تانکهای غربی شبیه است.

این پروژه در چین با نام تانک " تایپ-90 II ام " شناخته می شود و که به عنوان گونه ای از تانک " تایپ 90 " در چین ساخته شده است و به کشورهای گوناگون صادر شده است. این مدل خاص مورد توافق دو طرف قرار گرفته و با سرمایه گذاری 20 میلیون دلاری از طرف پاکستان تقویت شد. در ابتدا دو طرف قصد داشتند تا از موتوری بر پایه نمونه های آلمانی استفاده کنند که دارای قدرت مناسب برای این تانک نبود.

سیستم پیشران مورد استفاده فعلی در این تانک یک موتور 6 سلیندر با قدرت 1200 اسب بخار ساخت اوکراین است که البته با توجه به نیازهای ویژه پاکستان برای محیط گرم و خشک ارتقاء یافته است. در عین حال باید گفت که در همین موتور شرقی از قطعات فرانسوی که در موتور تانک "لکرلک" مورد استفاده است، بهره گرفته می شود.

این قدرت بالا به همراه وزن کم این تانک که در 48 تن است به این تانک کمک کرده است تا به سرعتی در حدود 72 کیلومتر در ساعت و همچنین برد 500 کیلومتری برسد. در بخش حفاظت تانک مذکور از زره های واکنش انفجاری ساخت پاکستان بهره می برد.

در بخش سیستم های الکترونیکی مثل هشداردهنده های قفل لیزری پاکستانی ها از توان بومی خود در شرکتی به اسم " Al Technique Corporation " که در بخش لیزر در پاکستان فعال است استفاده کردند. سامانه های ساخت شده برای این تانک می تواند به صورت 360 درجه اطراف تانک را پوشش داده و در زمینه تهدیدات هوایی نیز تا زاویه 90 درجه بالای تانک را نیز پوشش می دهد.

پاکستانی ها در بخش مهمات نیز از یک حالت ترکیبی بهره بردند. این تانک به غیر از مهمات معمولا شدید الانفجار و ضد زره می تواند موشک های هدایت لیزری مخصوص پرتاب از لوله تانک ساخت اوکراین و روسیه و همچنین مهمات اورانیوم ضعیف شده ساخت پاکستان را نیز شلیک کند.

از این تانک با ابعاد طول 10 متر، عرض 3.5 و ارتقاع 2.4 متر تاکنون 220 عدد به ارتش پاکستان تحویل شده است.

CV120


تانک مورد نظر به تولید انبوه نرسیده است اما به دلیل جالب بودن طراحی و تفاوت های آشکار آن با سایر نمونه های موجود به معرفی آن اقدام می کنیم. یکی از مشکلات اصلی تانکها که انتقال آنها را از طریق هوایی مشکل کرده است بحث وزن و ابعاد بالای این ماشین های غول پیکر زرهی است.

داشتن زره پوشی با قدرت بالا به همراه وزن سبک یکی از بحثهایی است که خصوصا در سالهای اخیر ذهن بسیاری از فرماندهان نظامی در سرتاسر دنیا را به خود مشغول کرده است.

در کشور سوئد طراحان بر پایه نفربر زرهی سری " CV-90 " یک گونه تانک سبک را طراحی کردند. در این تانک سبک از یک توپ 120 میلی متری با نواخت تیر 14 گلوله در دقیقه استفاده شده است که توانایی شلیک انواع مهمات ضد زره و شدید الانفجار را دارد که قدرت آتشی برابر با یک تانک سنگین را به این زره پوش سبک سوئدی می بخشد.

در کنار این توپ یک مسلسل 7.62 میلی متری نیز بر روی این تانک نصب شده است. البته یک نکته در مورد این گونه از تانکها مشخص است و آن هم بحث حفاظت این تانکها در برابر تهدیدات ضد زره موجود است. مشخص است که به صورت سنتی زره تانکها مهمترین حفاظ آنها در برابر تهدیدات است که البته باعث افزایش وزن آنها نیز می شود.

اما در این تانک سوئدی بحث حفاظت به دو شکل جدید تعریف شده است. اولا با به کارگیری سیستم های پیشرفته دیده بانی و مدیریت میدان نبرد این تانک به سمت نقش یک شکارچی تانکهای حریف در عملیاتهای کمین و غافلگیری رفته است که خود به خود احتمال شناسایی شدن آن را کاهش می دهد و ثانیا سیستم های حفاظتی هوشمندی نیز برای این تانک سبک در نظر گرفته شده است.

سیستم های هشدار دهنده قفل لیزری، راداری برای هشدار در مورد نزدیک شدن انواع مهمات ضد تانک در زوایای مختلف و همچنین نمونه ای از برجک و بدنه رادارگریز که علاوه بر کاهش سیگنال های حرارتی و راداری که احتمال شناسایی راداری را کاهش می دهند احتمال شناسایی بصری را نیز کاهش می دهند.عمده این تجهیزات توسط صنایع داخلی در کشور سوئد طراحی و ساخته شده اند.

این تانک از یک موتور به قدرت 612 اسب بخار استفاده می کند که بردی در حدود 600 کیلومتر و سرعتی در حدود 70 کیلومتر بر ساعت را برای آن فراهم می کند.

این تانک با 4 نفر خدمه و وزن 30 تن و ارتفاع تنها 2.8 متر یک گزینه ایده آل برای کشورهایی است که نیاز به حمل قوای زرهی در کمترین زمان ممکن از طریق هوا را دارند. البته این نکته را نباید فراموش کرد که این گونه از تانکها در ابتدای راه هستند و هنوز نتوانستند اعتماد فرماندهان نظامی را به معنای واقعی کلمه جلب کنند.

K2 یوزپلنگ سیاه


کشور کره جنوبی به خاطر داشتن سابقه درگیری با همسایه شمالی خود و نزدیکی با غول های زرهی همچون روسیه و چین در سالهای اخیر دست به تلاش گسترده ای برای طراحی و ساخت یک تانک پیشرفته بومی کرده است. این کشور در گام اول اقدام به تولید تحت لیسانس تانک آبرامز آمریکا با نام K-1 در داخل کشور خود کرد. اما از میانه های دهه 1990 میلادی مسئولان نظامی کره جنوبی احساس کردند که فضای نبرد قرن بیست و یکم به تانکی پیشرفته تر نیاز دارد.

به همین دلیل پروژه ای با عنوان K-2 ملقب به " یوزپلنگ سیاه " برای ساخت یک تانک پیشرفته در داخل کره جنوبی آغاز شد. شرکت هیوندای به عنوان پیمانکار اصلی این تانک انتخاب شده است. در نگاه اول به نمونه های تولیدی این تانک به راحتی می توانید به تغییرات ایجاد شده در بخش برجک به نسبت تانکهای سری K1 پی ببرید. این تانک با طول 10 متر، ارتفاع 2.4 متر و عرض 3.6 متر طراحی شده است.

این تانک از یک توپ 120 میلی متری بدون خان ساخت شرکت راین متال آلمان که به صورت تحت لیسانس در کره تولید می شود استفاده می کند. در کیفیت این توپ آلمانی همین بس که حتی آمریکایی ها نیز این توپ را به صورت تحت لیسانس تولید کرده و بر روی تانکهای آبرامز نصب می کنند.

کره جنوبی در بخش مهمات به توان داخلی تکیه کرده و انواع مهمات ضد زره بدون مواد منفجره با نفوذگر انرژی جنبشی و همچنین موشکهای هدایت شونده مخصوص پرتاب از لوله توپ تانک را در داخل تولید کرده و در تانکهای خود مورد استفاده قرار می دهد. یک تیربار سنگین 12.7 میلی متری به همراه یک تیربار 7.62 میلی متری از دیگر تسلیحات این تانک به شمار می آیند.

البته مدل کره ای با مدل اصلی آلمانی تفاوتی دارد و آن هم بحث اضافه کردن سیستم گلوله گذار خودکار است که باعث شده است تا خدمه تانک به 3 نفر محدود شود.

سامانه های هدفگیری و کنترل – فرماندهی K-2 نیز به صورت بومی در کره طراحی شده اند و به این تانک این امکان را می دهند تا فاصله ای نزدیک به 10 کیلومتر به تعقیب و شناسایی اهداف اقدام کنند. تانک مورد نظر از یک زره کامپوزتی ترکیبی به همراه سامانه های هشدار دهنده و اقدامات متقابل بر علیه تهدیدات ضد زره هدایت شونده بهره می برد.

در بحث پیشران شرکت کره ای با نام " Doosan " بر پایه طرحی آلمانی موتوری با توان 1500 اسب بخار را برای این تانک آماده کرده است که البته مشکلات در همین بخش باعث تاخیر در برنامه تانک مذکور شده است. این موتور می تواند سرعتی بین 50 تا 70 کیلومتر بر ساعت و برد عملیاتی در حدود 400 کیلومتر را برای این تانک 55 تنی فراهم کند.

نکته جالب در مورد این تانک این است که هر دستگاه از این تانک هزینه ای بالغ بر 8.5 میلیون دلار دارد و آن را تبدیل به دومین تانک گران جهان کرده است. در حال حاضر در حدود 3 پیش نمونه از این تانک ساخته شده است و قرار است تا تولید انبوه آن از سال 2013 آغاز شود.

میراژ اف 1 های ایرانی!

"میراژ اف-1 " جنگنده ای چند منظوره ساخت شرکت داسوی فرانسه است که نخستین نمونه آن در سال 1966 پرواز کرده و در 13 کشور جهان به کار گرفته شده و در برخی کشورها از جمله خود فرانسه همچنان در حال خدمت است.

این جنگنده پس از طرح های موفق و پرطرفدار میراژ-3 و 5 ساخته شد و پس از سوپر اتندارد دومین و آخرین طرح جنگنده در داسو بود که از بال دلتایی استفاده نمی کرد. اما این میراژ (به معنی سراب) نیز با اقبال خوبی روبه رو شده و بیش از 700 فروند آن ساخته شد. این در حالی بود که ناکامی بزرگ میراژ اف-1 در انتخاب نشدن به عنوان جنگنده سبک و چندمنظوره ناتو در رقابت با «اف-16» آمریکایی بازار بزرگی را از چنگ فرانسوی ها خارج کرده بود.
این جنگنده در نمونه های مختلف خود بین 7400 تا 7600 کیلوگرم جرم دارد (بدون سلاح و سوخت) طولی کمتر از 15.5 متر، دهانه بالی در حدود 8.4 تا 9.3 متر، بیشینه جرم 16200کیلوگرم داشته و با موتور توربوجت آتار-9-کی خود به بیشترین سرعت 2.2 ماخ (2250 کیلومتر بر ساعت) در ارتفاع بالا دست می یابد. بیشینه برد نمونه های مختلف میراژ اف-1 در حدود 3300 و برد رزمی آنها کمتر از 1500 کیلومتر بدون سوختگیری هوایی گزارش شده است. البته میزان برد تابع عوامل مختلفی از جمله میزان سوخت و وزن محموله جنگی در حال حمل، سرعت و ارتفاع پروازی بوده و این اعداد مربوط به حالات معمول برای مقایسه هستند.
این جنگنده توانایی حمل 6300 کیلوگرم محموله را داشته و از دو جایگاه در نوک بال ها(برای موشک های کوتاه برد هوا به هوا)، دو جایگاه زیر هر بال و یکی هم زیر بدنه برای حمل این بار برخوردار است. بیشترین ارتفاع پروازی قابل دستیابی این هواپیما 20هزار متر عنوان شده است.

میراژ اف-1 از رادار «سیرانو-4» با برد حدود 100 کیلومتر استفاده کرده و تسلیحات هوا به هوای آن شامل موشک کوتاه برد حرارتی «مجیک» و انواع موشک میان برد «سوپر-530» است. کشورهای مختلفی به جز فرانسه دارای این هواپیما هستند از جمله یونان، آفریقای جنوبی، لیبی، اسپانیا، مراکش و اکوادر که همچنان از میراژ استفاده می کنند.


سابقه در عراق
هر چند سفارش میراژ از سوی عراق به قبل از جنگ تحمیلی بازمی گردد اما اولین سری 16 تایی از نمونه اف-1ئی-کیو که مختص عراق ساخته شده بود تا فروردین 1360 تحویل نیروی هوایی این کشور قرار نگرفت.
عراق به عنوان بزرگ ترین مشتری خارجی این جنگنده 126 فروند میراژ اف-1 در بیش از 6 نمونه که بهسازی هایی نسبت به نمونه قبلی داشتند تحویل گرفت. این هواپیما پس از ورود به نیروی هوایی عراق پیش از آنکه سهمی در نبردهای هوایی با همسایه پرقدرت شرقی کسب کند بیشتر نقش قربانی را در برابر «اف-14 تامکت» های نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بازی کرد،‌ نقشی که حتی با وجود ارتقاءهای متعدد، آراسته شدن به تسلیحات جدید و آموزش های کامل فنی و راهکنشی(تاکتیکی) توسط فرانسوی ها تا آخرین روزهای جنگ ادامه داشت.

میراژ اف 1

در واقع به جز آن درگیری معروف که میراژهای عراقی با جدیدترین نمونه موشک سوپر-530-اف موفق به سرنگونی دو تامکت ایرانی شدند پیروزی چشمگیر دیگری در برابر حریف مستقیم خود پیدا نکردند.
در مقابل تامکت های ایرانی چندین بار موفق به سرنگونی بیش از دو تا سه فروند میراژ در درگیری های هوایی در یک روز شدند؛ شاهکاری که تا آخرین روزهای دفاع مقدس و با وجود همه مشکلات تعمیرات و تسلیحات رقم می خورد. اما سایر جنگنده های نهاجا از جمله انواع «اف-4 فانتوم» و خصوصاً «اف-5 تایگر» زخم های قابل توجهی از میراژها دریافت کردند و آمارهای منتشر شده نشان می دهد این جنگنده توانست برتری نسبی بر فانتوم و برتری محسوسی بر تایگر کسب کند. در مجموع همین آمارها نشان دهنده انهدام بیش از 20 تا 33 فروند میراژ در نبردهای هوایی با ایران است یعنی 16 تا 26 درصد دارایی عراق از این نوع جنگنده که تلفات بالایی است.

نکته جالب در مورد میراژهای غربی عراقی تلاش برای تجهیز این جنگنده بمب افکن به موشک های هوا به سطح جدید شوروی سابق بود که در روزگار جنگ سرد و تفاوت فناوری های غربی و شرقی امری جدید بود هر چند که این تلاش ها به نتیجه قابل توجهی نرسید.

ورود به ایران
پس از حمله عراق به کویت و اشغال این کشور کوچک و ائتلاف ناتو و کشورهای منطقه برای آزاد سازی این انبار نفت نیروی هوایی عراق با وجودِ داشتن 8 سال تجربه رزمی سنگین در جنگ تحمیلی قبلی خود یعنی حمله به ایران نتوانست به موفقیتی جز یک پیروزی هوایی در برابر هواپیماهای ائتلاف دست یابد و با از دست دادن برتری هوایی و بالا رفتن تلفات پرنده هایش راهکاری عجیب را برگزید و به جای هر حرکتی بیش از 100 فروند از هواپیماهای جنگی و تعدادی هواپیمای غیرنظامی را به سمت ایران پرواز داد تا از آتش دشمن مصون مانده و بعدها با فروکش کردن جنگ آنها را از ایران پس بگیرد.

این طرح عراقی ها اما با ممانعت ایران از پس دادن هواپیماها به بن بست برخورد و در اظهار نظرهای غیر رسمی دلیل اینکار در نظر گرفتن این مهاجران غیرقانونی اما بسیار ارزشمند به عنوان بخشی از غرامت جنگ تحمیلی 8 ساله در کشور عنوان شد. بنا بر اظهارات منابع خارجی حدود 24 فروند میراژ اف-1 در بین این هواپیماهای وجود داشته که 17 فروند نوع تک سرنشین و 7 فروند نوع دو نفره بوده است.

میراژِ اف 1 ایران

مهمان های ناخوانده عراقی پس از عبور از مرزهای غربی کشور، عمدتآً‌در پایگاه سوم شکاری همدان فرود آمدند و بعدها به نقاط دیگر منتقل شدند. میراژها نیز هر چند در چند پایگاه کشور حضور یافتند اما سرانجام در قالب یک اسکادران شکاری جدید در پایگاه هوایی مشهد مستقر شده و از آن پس با فراز و نشیب های فراوانی تا به امروز در حال خدمت بوده اند.


اتفاقی بزرگ؛ ارتقاء بدون دفترچه راهنما
این هواپیماها در حالی وارد ایران شدند که نه تنها هیچ کتاب راهنما و دفترچه فنی به همراه نداشتند بلکه شاید همه آنها فاقد جایگاه های حمل جنگ افزار بودند. بدیهی است که قطعات یدکی نیز برای این هواپیما موجود نبود و این در حالی بود که سطح فناوری های میراژ اجازه نمی داد از آن صرف نظر شود. بنابراین بار دیگر و برای چندمین بار پس از انقلاب متخصصان داخلی دست به کار بزرگی زده و برای عملیاتی کردن این هواپیما بدون مراجعه به کشور سازنده اقدام کردند.

در ابتدای به غنیمت گرفته شدن میراژ، خلبانان ماهر نهاجا حتی بدون برگزاری دوره آموزش از سوی خلبانان عراقی این هواپیماها را به پرواز در آورده و پس از استقرار در پایگاه مشخص شده برای این هواپیما رفته رفته متخصصان تعمیر و نگهداری نهاجا و صنایع هواپیمایی موفق به سرپا نگهداشتن این جنگنده برای نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران شدند. هر چند که گاه و بیگاه مشکلات فنی گریبانگیر این پرنده شده و تعداد عملیاتی از این جنگنده در مواقعی بسیار کم می شد. حتی یک مورد سانحه نیز برای یکی از میراژهای دو نفره ایران در نزدیکی مشهد به وقوع پیوست که منجر به شهادت یکی از خلبانان آن شد.

وقوع این دست مشکلات نیز باعث نشد تا این هواپیماها از رده خارج شوند بلکه تلاش برای فعال کردن تعداد بیشتری از آن به طور ثابت انجام شد بطوریکه هم اکنون تعدادی از این جنگنده در پایگاه دهم شکاری چابهار مستقر هستند که خبر پروازهای عملیاتی آنها در رزمایش های اخیر نیز منتشر شد.
از کم و کیف میزان آمادگی رادار این جنگنده ها اطلاعاتی ارائه نشده است اما با توجه به برد قابل توجه و مداوت پروازی بیش از دو ساعت که توسط این جنگنده قابل دستیابی است میراژهای نهاجا در شرق کشور فعالیت مناسبی داشته اند و پروازهای گشتی زیادی را به انجام رسانده اند. در عرصه دریا نیز چیره دستی این هواپیماها در زمان جنگ با ایران آشکار شده و در صورت آمادگی رادار و دسترسی به موشک اگزوست این ترکیب همچنان برای شناورهای دشمن پیام آور نابودی خواهد بود. با توجه به توان متخصصان داخلی در شناخت فناوری های خارجی و تسلط به آنها احتمال آمادگی سامانه های راداری این جنگنده قابل توجه است.

سایر دارندگان میراژ بهسازی های مختلفی را روی آن به انجام رسانده اند که هر چند به طور گسترده انجام نشد اما نشان داد این هواپیما بستر خوبی برای توسعه توانایی های خود دارد. از آن جمله تجهیز میراژهای آفریقای جنوبی به موتور «آر-دی-33» جنگنده «میگ-29» و یا موشک های کوتاه برد پیشرفته "آر-73آرچر" روسی. گفتنی است هر چند مصرف ویژه سوخت موتور روسی آر-دی-33 از موتور خود میراژ کمی بیشتر است اما 200 کیلوگرم جرم کمتر و 15 درصد رانش بیشتر آنقدر وسوسه انگیز بود تا با کمی تغییرات فنی این کار به انجام رسیده و به مرحله پرواز برسد و در خود روسیه هم به نمایش درآید.
با توجه به اینکه توانایی میراژ در زمینه حمل وزن محموله تنها 13 درصد کمتر از فانتوم-ئی و برد آن بیشتر از این جنگنده کهنه کار آمریکایی است می توان انتظار داشت نهاجا تلاش کند تا میراژها به تسلیحات بومی مجهز شده و برای مأموریت های تعریف شده به کار گرفته شوند.

میراژ اف 1 ایران

خصوصاً‌ با توجه به اینکه نهاجا در هماهنگ کردن تسلیحات شرقی موجود روی هواپیماهای غربی و برخی تجهیزات شرقی روی پرنده های غربی خود ید طولایی دارد. مثلآً یکی از گزینه های محتمل کاربری موشک کوتاه برد و بسیار کارآمد آر-73 توسط میراژ است همانطور که اخبار غیر رسمی حاکی از بکارگیری آن روی سایر هواپیماهای غربی نهاجار نیز دارد. حداقل نصب تسلیحات بومی مانند موشک های ضد کشتی دوربرد نور و قادر یا بمب های هدایت شونده قاصد روی این جنگنده ها دور واقعیت نیست.
این جنگنده هر چند با روشی غیرمعمول وارد ناوگان نهاجا شده اما با تلاشی امیدوارانه و برای غلبه بر تحریم ها نشان روشنی از عزم جدی نیروهای داخلی برای استفاده از ابزارهای موجود و بهسازی آنها برای نیازهای موجود داشته و تأیید دیگری بر توانایی های علمی و فنی داخلی است.


ادامه نوشته

آشنایی با EE-T-1،ناشناخته ی برزیلی

آشنایی با EE-T-1،ناشناخته ی برزیلی

EE-T-1 Osorio یک تانک اصلی میدان نبرد (MBT) ساخت برزیل است.این تانک با سرمایه گذاری بخش خصوصی و با پشتیبانی کمی از دولت برزیل توسط شرکت Engesa ساخته شد است.درخواست ساخت این تانک در درجه ی اوّل برای فروش به کشور های عربی و سایر کشور های جهان سوّم بود.فروش این تانک ارتش برزیل را قادر می ساخت تا بدون نیاز به تأمین مالی از سوی دولت،هزینه های خورد را توسعه دهد.به هر حال رویداد های بزرگ سیاسی جهان از جمله جنگ خلیج فارس و فشار های سیاسی آمریکای شمالی،منجر به افول این تانک شد.این تانک هیچگاه توسط ارتش برزیل به خدمت گرفته نشد.
EE-T-1 برای خدمت در ارتش عربستان سعودی در نظر گرفته شد.این تانک در کنار تانک آمریکایی M-1 Abrams،تانک فرانسوی Char AMX-40 و تانک بریتانیایی Challenger-1 مورد ارزیابی قرار گرفت.ظاهرا" در آزمایشات نیروی زمینی عربستان تأثیر بگذارد،Abrams ارزان تر و بهتر بود.در سپتامبر 1989،عربستان سعودی محرمانه تصمیم گرفت M-1 را به خدمت بگیرد(البته با دخالت سیاسی ایالات متحده ی آمریکا) و تنها اعلام نمود که تصمیم خود را در مدت کوتاهی پس از حمله ی عراق به کویت گرفته است.دو نمونه ی ویژه نیز در انتها به ارتش برزیل تحویل داده شد.


طراح:شرکت Engesa
طراحی:1982-1985 میلادی
سازنده: شرکت Engesa
سال ساخت:1986 میلادی
تعداد ساخته شده:2عدد
جرم:9/42 تن
طول:99/9 متر
عرض:26/3 متر
ارتفاع:37/2 متر
خدمه:4 نفر
تسلیحات:توپ 120 میلی متری،دو مسلسل 7/12 ضد هوایی و هم محور
سرعت:70 کیلومتر در ساعت

خودرو زرهی سی.وی-90

خودرو زرهی سی.وی-90
زرهپوش سی.وی-90 خانواده ای از خودروهای زرهی سبک را تشکیل می دهد که حاصل کوشش مشترک شرکتهای "بی.آ.ئی سیستمز" و "سآب-بوفورس" می باشد. در تقسیم کاری که این دو شرکت عظیم تسلیحاتی برعهده گرفته اند ساخت بدنه به بی.آ.ئی سیستمز و ساخت برجک به سآب-بوفورس واگذار شده است.

توسعه این زرهپوش با اعلام نیاز نیروی زمینی سوئد به یک زرهپوش با توانایی تحرک بالا در ابعاد استراتژیکی و تاکتیکی در سال 1984 آغازشد. هدف این برنامه ساخت زرهپوشی بود که قابلیت بقا و حفاظت بالایی داشته باشد و بتواند نقش های دفاع هوایی و ضدتانک را نیز برعهده بگیرد. در آن زمان شرکت "هاگلنودز" ،که بعدها توسط بی.آ.ئی سیستمز خریداری شد، در پی توسعه یک زرهپوش پیشرفته بود. 5 پیش نمونه آزمایشی از زرهپوشهای ساخت هاگلنودز در طی سالهای 1988 تا 1991 تحت آزمایشهای گسترده ای از سوی ارتش سوئد قرارگرفتند.

تولید انبوه سی.وی-90 در سال 1993 آغاز شد و تا کنون بیش از 1170 دستگاه از انواع گوناگون آن سفارش داده شده است. تا کنون کشورهای سوئد(509دستگاه)، نروژ(104دستگاه)، سویس(186دستگاه)،هلند(192دستگا� �)،دانمارک(4 5دستگاه) و فنلاند(102دستگاه) این خودرو را به خدمت گرفته اند. لهستان برای ساخت یک نمونه آزمایشی از نفربر زرهی "بی.دابیلو.پی-40" یک برجک سی.وی-90 را خریداری کرد که البته طرح لهستانی ها از نمونه آزمایشی فراتر نرفت. کشورهای کانادا و بریتانیا نیز این زرهپوش را برای
خدمت در ارتشهای خود مورد ارزیابی قرارداده اند.

حفاظت
زره سی.وی-90 می تواند خدمه این خودرو را در برابر گلوله های زره شکاف 14.5 میلیمتری محافظت کنند. در هنگام ضرورت، زره تمام جوشکاری شده سی.وی-90 را می توان با انواع زره های اضافی تقویت کرد. این زره تقویتی می تواند سی.وی-90 را در برابر گلوله های 30 میلیمتری ضدزره محافظت کند. این زرهپوش سطح مقطع راداری کوچکی دارد و امضای حرارتی و صوتی آن اندک می باشد. سی.وی-90 به سیستمهای آتش خاموش کن خودکار و مقابله با حملات ش.م.ه مجهز شده است. فضای داخلی سی.وی-90 با یک لایه کولار پوشانده شده است تا حفاظت بیشتری برای خدمه تأمین شود.

انعطاف پذیری
از دید تسلیحاتی سی.وی-90 زرهپوشی فوق العاده انعطاف پذیر است که می توان آن را به انواع مختلف برجکها، تسلیحات، دستگاه های نشانه روی و سیستمهای هدایت آتش مناسب با نوع اهداف و عملیات مجهز کرد. خدمه سی.وی-90 عبارتند از فرمانده، راننده و توپچی. علاوه بر خدمه، هر دستگاه سی.وی-90 می تواند 8 سرباز را در درون خود جای دهد.

نمونه اصلی سی.وی-90 ،که در خدمت ارتش سوئد می باشد، به یک قبضه توپ 40 میلیمتری ال-70 ساخت بوفورس مجهز شده است. نمونه های صادراتی اغلب به یک قبضه توپ 30 میلیمتری مجهز شده اند. سوئد تعدادی از زرهپوشهای خود را به یک دستگاه دید در شب با دقت بالا مجهز کرده است.

در ماه مارس 2005 شرکت سآب سیستم توسط ارتش سوئد به عنوان مقاطعه کار اصلی توسعه یک سیستم مدیریت صحنه نبرد برگزیده شد. تحویل این سیستمها از سال 2008 آغازشده است.

تاریخچه عملیاتی
با آنکه سی.وی-90 اولین بار در سال 1993 وارد خدمت شد اما تا سال 2007 در یک رزم واقعی شرکت نکرد. در ماه نوامبر 2007 گردان دوم ارتش نروژ در افغانستان ،تحت نظارت سازمان ملل، وارد نبرد سنگینی با مهاجمین طالبان شدند و توانستند آنها را به عقب برانند. منابع نروژی تلفات طالبان را در حدود 45 تا 65 کشته و تعداد بیشتری مجروح ذکر می کنند. کمی بعد در استان بادقیس این نیروها در کمین طالبان گرفتار شدند که این درگیری بدون تلفات برای نیروهای نروژی گزارش شده است. در ژانویه سال 2010 یک دستگاه سی.وی-90 ارتش نروژ در افغانستان بر روی مین رفته و راننده آن کشته شد.

ارتش سوئد سی.وی-90 هایش را در جنگهای داخلی لیبریا به خدمت گرفته است. سوئد در بهار 2009 چهار دستگاه سی.وی-90 به افغانستان اعزام کرد. این خودروها دست کم دو بار با شورشیان درگیر شده اند.


در فوریه 2010 دانمارک 10 دستگاه سی.وی-90 به استان هلمند افغانستان اعزام کرد. این زرهپوشها در کنار زرهپوشهای پیرانها و تانکهای لئوپارد-2 دانمارکی عملیات می کنند. در آوریل همان سال، 2 دستگاه از سی.وی-90 های دانمارکی در اثر انفجار مینهای کنار جاده ای هدف قرارگرفتند. در هر دو مورد خدمه و سربازان درون زرهپوشها جان سالم به در بردند ولی زرهپوشها ،که چرخها و زنجیرشان آسیب دیده بود، برای بررسی بیشتر به کارخانه سازنده در سوئد فرستاده شدند. در روز هفتم آگوست 2010 یک دستگاه دیگر از زرهپوشهای دانمارک توسط مین کنار جاده ای کاملا منهدم شد. 2 نفر از خدمه آن کشته و 3 نفر مجروح شدند.

انواع
سی.وی-9030
ارتش نروژ از سال 1995 زرهپوش سی.وی-90 را به خدمت گرفته است. زرهپوشهای این ارتش به توپهای 30 میلیمتری خودکار بوشمستر مسلح شده اند. در سال 2003 قرار شد که 17 دستگاه از این زرهپوشها به روز شوند و با کیتهای ضدمین، دوربین دید عقب و سیستم خنک کننده هوای جدید مجهز شوند.
ارتش سویس سی.وی-90 های خود را با عنوان "تانک نارنجک انداز 2000" می شناسد. 186 دستگاه سی.وی-90 این نیرو بین سالهای 2002 تا 2005 وارد خدمت این ارتش شده اند. این زرهپوشهای به یک قبضه توپ 30 یا 40 میلیمتری بوشمستر مارک 44 مسلح شده اند و از یک دستگاه نشانه روی ضدهواپیما ساخت سآب و یک سیستم هدایت آتش دیجیتال بهره می گیرد. این سیستم هدایت آتش دارای یک نمایشگر برای هر یک از خدمه می باشد و می توان آن را با سیستم مدیریت صحنه نبرد کامل کرد.
فنلاند از سی.وی-90 هایی استفاده می کند که برجک آنها توسط شرکت "پاتریا"ی فنلاند ساخته شده است. قیمت هر یک از این زرهپوشها 2.67 میلیون یورو برآورد شده است.

در سال 2004 ارتش هلند 184 دستگاه سی.وی-90 مارک3 سفارش داد که قرار شد نصب برجک و مونتاژ نهایی آنها در شرکت "وان هالترن متال" هلند انجام شود. این زرهپوشها به یک قبضه توپ بوشمستر 35 میلیمتری، یک جایگاه فرمانده بر روی سقف برجک، و دستگاه نشانه روی دید در شب/روز نسل سوم مجهز شده است. حفاظت این زرهپوشها در برابر حملات از بالا و مینها تقویت شده است. در سال 2005 شرکت تالس برای ساخت دوربینهای دید در شب زرهپوشهای ارتش هلند انتخاب شد. هر زرهپوش برای ارتش هلند 5.06 میلیون یورو هزینه دربرداشته است.

خمپاره انداز
پاتریای فنلاند توانسته است در مقاطعه ای برنده شود که به موجب آن باید تعدادی از زرهپوشهای سی.وی-90 سوئد را به خمپاره انداز پیشرفته "آموس" مسلح کند. آموس از دو خمپاره انداز 120 میلیمتری هم محور تشکیل شده است که برجک آن می تواند 360 درجه بچرخد. سیستم هدایت آتش کامپوتری آموس به آن اجازه می دهد که به صورت مستقیم و غیرمستقیم شلیک کند. انواع گوناگونی از مهمات را می توان در آموس بکارگرفت. مهمترین آنها، گلوله های باهوش "استریکس" هستند که توسط شرکت ساب-بوفورس سوئد ساخته شده اند. گلوله های استریکس دارای یک سنسور مادون قرمز هستند و می توانند پس از شلیک به جستجوی هدف خود بپردازند. برد این گلوله ها 5000 متر است.خمپاره انداز آموس در سال 2002 یکی از گزینه های اصلی ارتش آمریکا برای "برنامه سیستم رزمی آینده" این نیرو بوده است. در جولای 2006 قرارداد ارتش سوئد و پارتیا بسته شد و قرار است که سی.وی-90 های مسلح شده به خمپاره انداز آموس در سال 2011 تحویل این نیرو داده شوند. این خمپاره انداز بر روی زرهپوش فنلاندی "اکس.آ-200" نیز نصب شده است.


سی وی 90 به همراه خمپاره انداز آموس

تانک سی.وی-90
آخرین نمونه های زرهپوش سی.وی-90 به برجکهای ساخت هاگلنودز مجهز شدند. این برجکها دارای یک قبضه توپ 120 میلیمتری ساخت سویس می باشند. ساخت سیستم هدایت آتش این توپها برعهده سآب گذشته شده است. این تانک به سیستم اخطار قفل و نزدیک شدن موشکهای راداری یا لیزری می باشد. یک سیستم اختلال الکترونیک فعال و یک سیستم راداری کشف پرتابه های با مسیر منحنی حفاظت تانکهای سی.وی-90 را تکمیل می کنند. برجک این تانکها از طرحی رادارگریز بهره می گیرند. نواخت شلیک این توپ بدون خان به 14 تیر در دقیق بالغ می شود. گونه دیگری از سی.وی-90 به یک قبضه توپ 105 میلیمتری خان دار مجهز شده است تا به عنوان شکارچی تانک بکارگرفته شود.


سی.وی 90 مهجزب به توپ 105 میلیمتری ضدتانک

زرهپوش ضدهوایی
از سال 1995 ارتش سوئد تعداد 27 دستگاه زرهپوش سی.وی-90 مجهز به توپ ضدهوایی را به خدمت گرفته است. این زرهپوشها به یک دستگاه رادار اکتشافی ساخت تالس مجهز شده اند که می تواند اهداف را ارزیابی و بر اساس میزان تهدیدشان آنها را اولویت بندی کند. این زرهپوش می تواند با اهداف در ارتفاع پست و حداکثر تا فاصله 4000 متر درگیر شود. سیستم نشانه روی "یو.تی.آ.آ.اس" ساخت سآب به همراه یک نمایشگر گرمایاب، فاصله یاب لیزری و سیستم هدایت آتش کامپیوتری می تواند توپ ال-70 را بر روی اهداف قفل کند.





سی وی 90-40 ضدهوایی

زرهپوش شناسایی
یک سیستم نشانه روی دقیق به همراه فاصله یاب لیزری و تجهیزات بهبود یافته ارتباطی و ناوبری سی.وی-90 را به یک زرهپوش شناسایی خط مقدم درجه یک تبدیل کرده اند. این زرهپوش به برجکی با یک قبضه مسلسل 7.62 میلیمتری مسلح شده است.

زرهپوش فرماندهی
یک گونه دیگر سی.وی-90 زرهپوش فرماندهی است که به انواع تجهیزات ارتباطی "سی-3" مجهز شده است. این زرهپوش نیز از یک قبضه مسلسل چندمنظوره 7.62 میلیمتری بهره می گیرد.


سی.وی90 در نقش خودرو فرماندهی

زرهپوش تعمیراتی
زرهپوش تعمیراتی سی.وی-90 دارای 4 نفر خدمه بوده و می تواند تا باری به وزن 72 تن را به همراه خود یدک بکشد. برجک این زرهپوش نیز به یک قبصه مسلسل 7.62 میلیمتری مسلح شده است. سی.وی-90 در نقش زرهپوش تعمیراتی به دو دستگاه وینچ هیدرولیک وی یک جرثقیل مجهز شده و یک بیل مکانیکی در جلوی آن نصب شده است.

سی.وی 90 به عنوان خودرو تعمیراتی با جرثقیل و بیل مکانیکی

سی.وی-90 مشخصات
وزن 26تن
طول 6.47
عرض 3. 01
ارتفاع 2.5
خدمه 3نفر+8 سرباز
تسلیحات 1 قبضه توپ 40 میلیمتری بوفورس
یا 1 قبضه توپ 30 میلیمتری بوشمستر
1 قبضه مسلسل 7.62 میلیمتری
موتور 1 دستگاه موتور 8 سیلندر اسکانیا
قدرت 550اسب بخار
نسبت قدرت به وزن 23 اسب بخار/تن
برد عملیاتی 320 کیلومتر
سرعت 70 کیلومتر بر ساعت

از شهاب 17 متری تا سجیل 23 هزار کیلویی؛ کدام موشک ها تا اسرائیل می روند؟

از شهاب 17 متری تا سجیل 23 هزار کیلویی؛ کدام موشک ها تا اسرائیل می روند؟
پس از سالهای جنگ تحمیلی با توجه به شرایط موجود منطقه و نتایج حملات موشکیبه اسرائیل و فناوری های در دسترس، مسئولان دفاعی کشور اصلی ترین بخش از راهبرد دفاعی کشور در امر بازدارنگی را بر توسعه موشک های بالستیک میانبرد ودوربرد استوار کرده اند. تلاش برای افزایش برد، دقت و همچنین تأثیر گذاری وتنوع سرجنگی این موشکها در این روند توسعه مشهود است.



نمایی از پایگاههای نیروی هوایی رژیم صهیونیستی
در این گزارش به معرفی مختصر موشک های میانبرد و دوربرد بالستیک کشور می پردازیم که توانایی رسیدن به محدوده غده سرطانی منطقه یعنی رژیم اشغالگر قدس را دارند.

پس از آزمایش موشک شهاب 3 در سال 1377 و اعلام مشخصات آن از جمله برد در حدود 1300 کیلومتر، نگاه دشمنان به توانایی موشکی ایران تغییر کرده و کم کمآرامش از میان نظامیان و بعدها سیاسیون صهیونیست به آرزویی برآورده نشدنی تبدیل شد. زیرا ارائه نمونه های جدیدتر، دوربردتر و دقیق تر از خانواده موشکهای شهاب3 نشان دهنده رسیدن ایران به سطوح بالای فناوری موشکی داشت که نوید محصولات مخوف تری را در آینده می داد.


موشک شهاب3
شهاب3 در ادامه روند توسعه موشک های شهاب-1 و 2 وبا رویکرد اعمال تغییرات طراحی در سامانه های مختلف بوجود آمد. شباهت های زیادی از نظر فن آوری بین شهاب 2 و 3 وجود دارد، اما شهاب3 پیشرفته تر بودهو از نظر الکترونیک با فن آوری جدید و رایانه هدایتی پیشرفته از نظر سخت افزار و نرم افزار در ساخت آن استفاده شده است. برد این موشک بیش از 1300 کیلومتر عنوان شد که به معنای توانایی رسیدن به سرزمین های اشغالی فلسطین در صورت شلیک از نواحی غربی کشور بود.





نمونه های مختلفی از شهاب3 تولید شده و به خدمت نیروهای مسلح کشور وارد شد که از نظر برد و زیرسامانه ها ارتقاء یافته اند اما همگی یک مرحله ای سوخت مایع بوده و از سامانه هدایت اینرسیایی برخوردارند. کلاهک آخرین نمونه های شهاب3 از نوع جدا شونده است که پس از رسیدن به قوس نزولی در ارتفاع مناسب از بدنه موشک جدا شده و به سمت هدف ادامه مسیر داده و باعث ناتوانی دشمن در انهدام آن می شود.


همچنین انواع مختلف کلاهک از جمله کلاهک بارانی روی این موشک قابل بکارگیریاست. طول این نمونه ها حدود 16.5 تا 17 متر بوده و برد آنها تا 1800 کیلومتر در نمونه های نهایی عنوان شده است. جرم کلاهک آنها نیز تا 1000 کیلوگرم برآورد شده است. با توجه به اینکه کمترین فاصله از نواحی غربی ایران تا دورترین نقطه در سرزمین های اشغالی به 1200 کیلومتر نمی رسد خانواده شهاب3 تهدیدی کاملاً جدی برای هر متجاوز و دشمن محسوب می شود.


عاشورا
این موشک بر اساس موشک شهاب3 ساخته شده و از نوعسوخت مایع و دوربرد است. شکل ظاهری کلاهک این موشک مانند آخرین نمونه های شهاب سه دارای کاهش قطر در قسمت های بالاتر است. در این موشک از زیرسامانه های بومی استفاده شده و قابلیت حمل چند نوع سر جنگی از ویژگی های این موشک است. منابع داخلی برد این موشک را 2000 کیلومتر عنوان کرده اند هر چند که کارشناسان خارجی 25 تا 50 درصد برد بیشتری را برای آن متصور هستند. با توجهبه نزدیک بودن ابعاد این موشک و شهاب3، استفاده از سامانه های پرتاب قبلی برای بکارگیری آن مقدور است. این برد برای هدف قرار دادن دورترین نقطه در فلسطین اشغالی از نیمه شرقی کشور هم کافی است.


قدر
موشک قدر1 که در سال 1386 معرفی شده در ادامه توسعه موشک های دوربرد سوخت مایع شهاب به تولید رسید و در واقع یکی از نمونه های خانواده شهاب محسوب می شود. برد این موشک تک مرحله ای در حدود 2000 کیلومتر عنوان شده و از ویژگی های آن زمان کوتاه تر آماده سازی آن در مقایسه با موشک های قبلی است. بدین تریب سرعت واکنش این موشک بالاتر است. نمونه هایی از این موشک مجهز به کلاهک خوشه ای نیز معرفی شده که کلاهک این موشک ها نیز از نوع جدا شوند است. نوع قدرF طولی برابر با 15.86 متر و بردی در حدود 1950 کیلومتر و هدایت اینرسیایی دارد



سجیل
موشک سجیل نیز مانند قدر و عاشورا در نیمه دوم دهه 1380 خورشیدی معرفی شده و برخی آنرا برترین موشک بالستیک ایرانی می دانند. گواه این مدعا اعتراف کارشناسان خود دشمن در نبود مشابه خارجی برای سجیل است. سجیل اولین موشک دوربرد سوخت جامد ایران و به احتمال بسیار بالا خط شکن موشک های ایرانی در جهت محو اسرائیل از روی نقشه (در صورت نیاز به استفاده از عامل نظامی) خواهد بود. این به دلیل سامانه پرتاب متحرک با قابلیت حمل موشک آماده پرتاب است.

این موشک به دلیل استفاده از سوخت جامد به سرعت و ظرف چند دقیقه آماده پرتاب شده و پس از شلیک نیز پرتابگر آن به سرعت محل را ترک می کند. این ویژگی باعث کاهش احتمال نابودی موشک قبل از پرتاب می شود. همچنین به دلیل شتاب بسیار بالای سجیل امکان ردگیری آن برای دشمن در فازهای اولیه پرتاب بسیار کم و عملآً شانس دشمن برای انهدام سجیل در طی پرواز ناچیز است.




برد سجیل نیز 2000 کیلومتر عنوان و تاکنون در دونمونه سجیل 1 و 2 معرفی شده که خود نشانگر تلاش صنایع مربوطه برای بهسازی آن است. این موشک از نوع دو مرحله ای بوده که پس از اتمام سوخت مرحله اول، این بخش از موشک جدا شده و مرحله دم روشن می شود. با اینکار بخشی از جرم بدنه که خالی شده و باز اضافه محسوب می شود از موشک جدا شده و به افزایش برد کمک می کند.

سجیل جزو موشکهای از مجموعه موشک های بالستیک کشور است که با خروج از جو و طی مسیر در چنین ارتفاعی به داخل جو بازگشته و با سرعت حدود 10 تا 12 ماخ(حدود3400 تا 4080 متر بر ثانیه) به سوی هدف سرازیر می شود که انهدام آنرا برای تمام سامانه های دفاع هوایی موجود ناممکن کرده است. این نکته نشانگر پیشرفت فناوری موشکی کشور در رسیدن به چنین دستاورد مهمی است. همچنین فناوری سوخت جامد مرکب که در این موشک استفاده شده علاوه بر ویژگی های رانشی مطلوب، عمر انبارداری بالایی را نیز برای این موشک به دنبال دارد.

موشک 23623 کیلوگرمی سجیل، طولی در حدود 17.57 متر، 1.25 متر قطرو سر جنگی به جرم 500 کیلوگرم از نوع جدا شونده دارد. این موشک در زمان 835 ثانیه(13 دقیقه و 55 ثاینه) به بیشینه برد خود می رسد. سامانه های هدفگیری ناوبری و هدایت سجیل دقت بسیار بالایی را برای آن به ارمغان آورده اند که برای این موشک ارزش عملیاتی زیادی را ایجاد کرده است.





سامانه هدایت موشک های بالستیکی که به آنها اشاره داشتیم از نوع کنترل بردار رانش است که با استفاده از تیغه هایی در خروجی پیشران موشک اقدام به تغییر جهت گازهای خروجی از موشک کرده و جهت موشک را تصحیح می نمایند. این سامانه بسیار بهتر از سامانه های متکی به سطوح کنترلی بالک عمل کرده و یکی از عوامل دقت بالای موشکهای ایرانی، بهینهسازی این سامانه در کشور است.

موشک های سوخت مایع با توجه به نیاز به شارژ شدن سوخت در مخازن پیش از پرتاب، زمان آماده سازی زیادی دارند. در این حالت امکان شناسایی موشک پیش از پرتاب وجود دارد. برای رفع این مشکل از سالها پیش سیلوهای زیرزمینی برایپرتاب موشک های بالستیک در نقاط مختلف کشور ساخته شده می توان موشک شارژ شده و آماده شلیک را تا چند ماه در آنها نگاه داشت.

با توجه به تعداد زیاد این سیلوها پس از رسیدن زمان تخلیه هر موشک، تعداد زیادی موشک دیگر در سایر سیلوها وجود دارند که آماده پرتاب هستند. بدین ترتیب از موشک های سوخت مایع کشور نیز می توان برای پاسخ اولیه به اقدام دشمن استفاده نمود.





تمامی موشک های بالستیک نامبرده از نظر سامانه های هدایت و برای کاهش بازتاب راداری بهسازی شده آماده شلیک به سوی دشمن هستند. از نظر تعداد به اذعان کارشناسان خارجی تعداد موشک های ایرانی شلیک شونده به اسرائیل در هر روز دهها فروند و برای چند ماه می تواند، باشد. نگاهی به اثرات روانی اصابت چند موشک غیر دقیق عراقی به اسرائیل و افزودن اثر دقت و قدرت تخریب بالای موشک های ایرانی ضربات سهمگین شهاب ها و سجیل ها را بر پیکر رژیم اشغالگر قدس را قطعی می گرداند.

اگرچه با روند پیش رو و انقلاب های صورت گرفته در منطقه، دیگر نمی توان کوچکترین امیدی به وجود این رژیم اشغالگر تا سالهای متمادی را داشت اما اینموشک های بالستیک ساخت جمهوری اسلامی ایران، پشتوانه محکمی برای بازدارندگی و نابودی هر متجاوز است.


منبع:انجمن نظامی سایت میلیتاری/بخش نیروی زمینی

تانک چیفتن

تانک چیفتن
تاریخچه:

تانک چیفتن (Chieftain)طراحی تکمیلی از ارتقای نمونه تانک های ‏Centurion‏ است که در دوران بعد از ‏جنگ جهانی دوم ساخته شد .انگلیسی ها در طول دوران جنگ متوجه شدند که ‏تانکهایشان در مقایسه با سایر تانک ها از حفاظت و شلیک مناسبی برخوردار نیست واین ‏مساله منجر به افزایش میزان تلفات وخسارات در هنگام رویارویی باتانک های پیشرفته ‏غربی دیگر می گردید .

اگرچه تانک های ‏Centurion وسایل نقلیه دردسترسی بودند ، با این حال ‏اتحاد جماهیر شوروی در اواسط دهه 1950 تانک سنگین ‏T-10‎‏ را ساخت .‏‎ ‎تانک ‏Conqueror‏ در مقابله با ‏T-10‎‏ ساخته شد ولی انگلیس هنوز هم به طرح های جدیدتری ‏نیاز داشت . به همین دلیل کشورهایی مانند آلمان غربی و فرانسه به دنبال اولین نمونه ‏های سبک ازتانک های 1960 بودند .

تانک های چیفتن طراحی گردید تا بتواند حفاظت ‏مناسبتری را تامین کند و همچنین بتواند به توپ های 120 میلیمتری مجهز شود . بعدها ‏قابلیت تحرک تانک های سنگین کاهش پیداکرد . می توان گفت که این مساله اصلی ترین ضعف تانک های چیفتن بوده است . این مساله نهایتا به بروز محدودیتـهایی در توان ‏موتورهای تانک منجر گـردیـد . موتور درنـظر گرفته شـده برای این تـانک از مسیرهای ‏چندگانه ای برای تغذیه سوخت برخوردارند ولی با این حال میزان خروجی که به دست ‏می دهند از حد انتظار بسیار پایین تر است.‏


طراحی تانک
طرح چیفتن شامل بدنه و برجک سنگین و شیب دار می باشد تا در موقعیت های ‏سراشیبی(تا 30 درجه شیب) ، مناسب ترین تکیه را داشته باشد . درایورهای تانک در ‏هنگام سرازیری به صورت خمیده درمی آیند که این امر باعث کاهش ارتفاع تانک می ‏شود . در سمت چپ برجک چراغ های جستجوی ماوراء قرمز در محفظه زرهی قرار ‏دارند . سیستم ترمز مشابه نمونه های ‏Horeman و برای حفاظت از حرکت و تامین ‏حفاظت در برابر حملات شدید دارای صفحات جانبی بود .‏

چیفتن به مانند رقبای اروپایی خود ، بازار صادرات خوبی را به ویژه در خاور میانه به دست ‏آورد . چیفتن ثابت کرد که توانایی نبرد و همچنین ارتقاء توسط تجهزات اضافی را داراست . ‏تانک های چیفتن تا اوایل دهه 1990 ارتقا یافتند و جایگزین تانک های ‏Challenger شدند . ‏آخرین نسخه چیفتن تا 1995 توسط ارتش انگلیس استفاده شد و متشکل از زرهstillbrew ‎ بود و نام خود را از ‏Col still‏ و‏John Brewer‏ عضو سازمان مهندسی و وسایل نقلیه زرهی ‏‏(‏MVEE‏) گرفته بود . آخرین نسخه چیفتن ازیک سیستم هدایت شلیک(‏IFCS‏) و دید نظارتی ‏توپچی (‏TOGS‏) پیشرفته استفاده می کرد .‏

اولین مدل چیفتن در سال 1967 معرفی گردید و حداقل به شش کشور صادر شد که ‏شامل ایران ، کویت ، عمان و اردن می باشد . بیشترین فروش خارجی این تانک متعلق به کشور ایران بود که ‏تعداد 1000 تانک چیفتن یا ‏MK5(P)‎‏ را پیش از انقلاب وارد کرد و بنابراین اصلی ترین تجربه ‏جنگی این تانک در جنگ ایران وعراق در سال های 1980 تا 1988 بوده است.‏

بهینه سازی
یک تیر بارM2HB‏(برونینگ) کالیبر 0.50 هم محور لوله توپ بر روی تانک های چیفتن اولیه و برخی ‏تانک های اصلاح شده نصب گردید . ایران وکویت تیربارهای کالیبر0.50 را حفظ کردند . گلوله ‏های ‏HESH‏ در تفنگ تانک قابل استفاده است و به عنوان گلوله نافذ به کار می روند . ایران ‏توانسته است که در این تانک از یک سیستم تهویه هوا برای عبور از زیر آب تاعمق پنج ‏متر برروی این تانک نصب نماید .


انواع مختلفی از سیستم های هدایت آتش و سایت های حرارتی در تانک های چیفتن ‏وجود دارد . 324 تانک چیفتن با سیستم های حرارتی ‏TOGS‏ بهینه سازی گردیده اند .‏
دور بین های حرارتی ‏‎1R26‎‏ می توانند به همراه دوربین های دید در شب ‏‎1R18‎‏ استفاده ‏شوند و می تواند با فرمت ‏TOGS‏ رقابت کنند .‏
حسگر های ‏GECقسمت های مختلفی دارند ، مانند :‏
حسگرهای حرارتی تانک ، ترمینالهای حسی چند منظوره و دور بین های دید در شب ‏SS100/110‎، یک سیستم بهینه سازی شده تسلیحات که دارای توپ ‏L30‎کالیبر ‏‎120‏میلیمتری است که درتانک های ‏CHALLENGER 1 ‎‏ استفاده شده بود ، در برنامه های ‏بهینه سازی تانک های چیفتن به کار گرفته شده است.


چیفتن ‏MK5‎
در جدید ترین تانک های تولید شده ، موتور ، سایت و سلاح های کمکی توسط سیستم ‏NBC ‎‏ اصلاح گردیده است . ‏MK6-11‎بهینه شده مدل های قدیمی تر چیفتن است و دارای ‏سیستم ‏IFCSمی باشد .‏MK11‎و ‏MK12‎‏ شامل سایت دیده بانی توپخانه (‏TOGS‏)می باشد .‏
خلید/ شیر 1‏:
مدل اردنی شامل سلاح و برجک و کالبد تانک چیفتن می باشد اما چرخ دنده های ‏گردشی و موتور بهینه شده ‏Challenger 1 ‎‏ را به کارگرفته است . سیستم هدایت آتش ‏پیشرفت هایی را نیز داشته است و شامل یک کامپوتور محاسبه بالستیک جدید می شود.‏
دیگر وسایل نقلیه پشتیبانی که بهینه شده تانک ها هستند ، شامل بلدوزرها ، پدافند ‏هوایی ، مین روب و سیستم های توپخانه است.


تسلیحات
مدل -استقرار- نوع مهمات
توپ ‏‎120‎‏ میلیمتری مدل ‏L11A5‎‏- تغذیه دستی با برجک گردان -64 گلوله از نوع ‏APFSDA-T-HESH
‎ ‎تیربار 7.62 مدل ‏L8A1‎‏ هم محور با لوله توپ اصلی -6000 گلوله‏
تیربار 7.62 مدل ‏L37A1‎‏ گردان برروی برجک -200 گلوله


سیستم های هدایت آتش:
سیستم کنترل آتش : قابلیت شلیک در حال حرکت تمرکز برروی هدف
ثبت کننده مرکزی :2 محور‏
مسافت یاب لیزری : مدل یاک
جویند مادون قرمز : دارد

مشخصات فنی تانک چیفتن مدل ام کا 5 (‏MK5‎‏)‏
کشور سازنده : انگلستان
رده وسیله زرهی : تانک متوسط
تاریخ ورود به خدمت : 1967 میلادی‏
تعداد خدمه : 4 نفر(فرماند-توپچی-گلوله گذار-راننده)‏
وزن : 51 تن‏
ابعاد(طول،عرض،ارتفاع) : 10.795 * 3.51 * 2.9 متر‏
موتور : 750 اسب بخار دیزلی‏
برد عملیاتی : 400-500 کیلومتر‏
سرعت اقتصادی در جاده : 48 کیلو متر در ساعت‏
عمق قوطه وری : 1.1 متر(5 متر برای مدل بهینه شده در ایران با ‏لوله های هواکش)‏
نیروی وارده وزن بر سطح : 900 گرم بر هر سانتی متر مربع‏
قطر زره در ضخیم ترین قسمت : 300 میلیمتر
سیستم ‏NBC‏ : دارد
اختفاء دور : دارد

آیا موشک های پاتریوت حریف توان موشکی ایران و سوریه خواهد بود؟


آیا موشک های پاتریوت حریف توان موشکی ایران و سوریه خواهد بود؟

کشورهای عضو ناتو هریک با موافقت با ارسال سکوهای سامانه پاتریوت به ترکیه، این کشور سرگردان میان اروپا و خاورمیانه را که رهبرانش در سودای احیاء امپراطوری عثمانی اند، به اهرم فشار خود در منطقه تبدیل کرده اند.
ترکیه به تنهایی طی قریب به دو سال گذشته، به اندازه تمام کشورهای اروپایی و آمریکا، به شعله ور ماندن بحران سوریه کمک کرده و از میزبانی سران معارضان تا ارسال سلاح برای مخالفین و استقرار نیرو در مرز با سوریه، از هیچ اقدامی فروگذار نکرده است.
نصب سامانه دفاع موشکی پاتریوت در مناطق نزدیک به مرز با سوریه از یکسو پیامی برای معارضان و دولت بشار اسد بود و موضع ترکیه را بیش از گذشته آشکار ساخت؛ موضعی که حتی تا حمله نظامی به سوریه نیز در آن پیش بینی شده است.از سوی دیگر آن را می توان سیگنالی به اصلی ترین حامیان بشار اسد–ایران و روسیه–دانست. روسیه بلافاصله پس از اعلام آنکارا، سامانه پیشرفته اسکندر را تحویل ارتش سوریه داد. فرمانده ستاد کل نیروهای مسلح ایران سرلشکر فیروزآبادی نیز این اقدام ترکیه را سرآغازی برای جنگ جهانی سوم دانست.
اما آیا سامانه پاتریوت نصب شده در ترکیه، در صورت بروز درگیری میان این کشور و سوریه، توان مقابله با موشکهای متنوع و متعدد سوریه را خواهد داشت؟ این سامانه در برابر موشکهای ایران چه میزان قدرت مانور خواهد داشت؟
به گزارش مشرق، در سال 1913، ژنرال اوتو لیمان فون ساندرز به فرماندهی ارتش آلمان در عملیات اعزام به امپراطوری عثمانی، رسید. درست یک قرن بعد، نزدیک 400 تن از جانشینان ساندرز قرار است به سفری مشابه اعزام شوند، اما این بار به همراه سیستم دفاعی موشکی پاتریوت. این سومین اعزام سامانه پاتریوت به این کشور از زمان پایان جنگ سرد خواهد بود.
کارشناسان غربی این اعزام نیرو و سامانه پاتریوت را پیشرفت عمده ای در تعارض داخلی سوریه می دانند، به حدی که شبکه خبری الجزیره آن را با بحران موشکی کوبا مقایسه کرده است.
شایعات- که ظاهراً مقامات ترکیه به برخی از آن ها دامن زده اند- حاکی از آن است که احتمالا این نخستین گام در جهت ایجاد یک منطقه پرواز ممنوع است. برخی دیگر نیز ادعا کرده اند که این پاتریوت ها پیش درآمدی بر حمله اسرائیل به ایران است. اما به واقع حقیقت استقرار موشکهای پاتریوت در ترکیه پیش پا افتاده تر از این حرف هاست.
در شرایطی که سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا–سیا–پیش بینی کرده است که اسد تنها چند ماه دیگر روی کار خواهد بود، روز به روز نگرانی ترکیه از شکست رویکردش در مداخله نظامی در سوریه و ایفای نقش رهبری ائتلاف در حمله به این کشور بیشتر و بیشتر می شود.
نشریه آمریکایی فارین پالیسی در خصوص توان موشکی سوریه می نویسد: سوریه دارای یکی از بزرگترین زرادخانه های موشکهای بالستیک در منطقه است که بیشتر بر پایه موشکهای اسکاد ساخته شده است. اما هیچ برآورد دقیقی از میزان موشکهای این کشور و سکوهای پرتاب آن در دست نیست. در همین حال احمد داود اوغلو وزیر امور خارجه ترکیه در اظهارنظری، تعداد موشکهای بالستیک سوریه را 700 فروند اعلام کرده است.اما موشکهای قابل جابجایی و سوخت مایع اسکاد دارای بردی معادل 700 کیلومتر است، و چنانچه از سکوهای شمالی سوریه پرتاب شود، تقریباً قادر به هدف قرار دادن تمامی خاک ترکیه، از جمله آنکارا، است. اما با وجود استقرار نیروهای معارض در نقاط شمالی و هم مرز با ترکیه، آنکارا و شهرهای دیگر همچنان در تیررس نقاط پرتاب غربی در نواحی ساحلی هستند، جایی که دولت اسد پایگاه سیاسی مستحکم تری می تواند بیابد.
همچنین سوریه دارای زرادخانه ای از سلاح های شیمیایی است، که ادعا می شود برخی از آن ها در طول هفته گذشته برای استفاده آماده شده اند. در رابطه با این که کدام یک از موشک های سوریه دارای توان شیمیایی هستند ارزیابی های ضدونقیضی صورت گرفته است، اما برآوردهای دولت آمریکا حاکی از آن است که دستکم بخشی از توان موشکی اسکاد سوریه برای این مأموریت مجهز است.اما نگرانی های ترکیه را می توان از سه جهت ارزیابی کرد. در سال 1991، صدام حسین 88 اسکاد به اسرائیل و نیروهای ائتلافی در طول نخستین جنگ خلیج پرتاب کرد. سال گذشته، سرهنگ قذافی یک اسکاد بی به شورشیان در شرق لیبی پرتاب کرد، آن هم درست یک هفته پیش از سرنگونی رژیمش. حال، ترکیه که در خاک خود به مخالفان سوری پناه و سلاح داده و مرزهایش را برای انتقال نیرو و سلاح به روی مخالفان اسد گشوده است، هدف نخست دولت سوریه و موشکهای اسکاد آن است. شاید بتوان ترکیه را تنها کشوری در منطقه دانست که در مسئله بحران سوریه، حتی از آمریکا نیز سبقت گرفته است.
دوم، ممکن است این موضوع آنکارا را نگران کند که موشک های سوریه که به سمت نواحی تحت کنترل شورشیان در نزدیکی مرز شمالی نشانه گرفته می شوند از روی هدف هایشان عبور کنند و به خاک ترکیه برخورد کنند. اما متحدان ترکیه نگرانی هایی همچون قدرت گرفتن کردها در سوریه یا سیل عظیم پناهندگان ندارند. استقرار پاتریوت در ترکیه راه نسبتاً ساده ای برای ناتو جهت نشان دادن اتحاد میان هم پیمانان و محافظت در برابر خطراتی بعید اما جدی چون موشکهای بالستیک است. در واقع بازی ناتو در زمین ترکیه، کمترین هزینه را برای اعضای پیمان آتلانتیک در بحران سوریه خواهد داشت.
توان عملیاتی سامانه پاتریوت در برابر موشک های اسکاد
در حقیقت، پاتریوت دارای قابلیت نظامی به شدت محدودی است و برای مداخله نظامی گسترده که ترکیه برای آن لحظه شماری می کند و مقدمه چینی کرده است مناسب نیست. سیستم این سامانه متشکل از یک رادار زمینی و سه نسل از موشک های رهگیر است، که دو عدد از آن ها-PAC-2/GEMو نسل پیشرفته تر موشکهایPAC-3- برای مقاصد دفاع موشکی استفاده می شوند.
معمولاً سکوی پاتریوت شامل هر دو نسل از این موشک ها می شود. وال استریت ژورنال گزارش داده است که ترکیه درخواست 15 سکو به ناتو داده تا از پوشش کامل خاک خود اطمینان حاصل کند. اما مقامات ناتو این تعداد سکو را بیش از حد می دانستند و ظاهراً متعهد شده اند حداکثر شش سکو بفرستند. براساس این گزارش، آلمان و هلند هر یک دو سکو، و آمریکا نیز دو سکوی دیگر ارسال کرده اند. هر سکو می تواند 16 موشک رهگیر در خود جای دهد. سکوی پاتریوت را تنها سه نفر اداره می کنند، اما تیم پشتیبانی شاملحداکثر 100 سرباز در هر مرحله می شود.
هر دو این موشک های رهگیر قادر به مقابله و منهدم کردن موشک ها و نیز هواپیما، و بسته به جایگیریشان، بالگردهای کم ارتفاع هستند. اپراتورهای پاتریوت به طور فرضی قادر به ردیابی و نابود کردن بخش عظیمی از هواپیماهای سوریه هستند که به مرزهای ترکیه نزدیک می شوند.PAC-3، که دارای کلاهکی است که به منظور رهگیری موشک های بالستیک سریع تر و مرتفع تر طراحی شده، برای رهگیری جت های نسبتاً کم ارتفاع قابل استفاده است. اما نسل موشکهایPAC-2قدیمی تر و ارزان تر برای نقش ضدهوایی مناسب ترند.هر دوی این موشک ها تا حدی می توانند از مراکز پرجمعیت ترکیه که در تیررس موشک های سوریه قرار دارند محافظت کنند. بسته به این که رادار و سایت های رهگیری را در کجا قرار می گیرند، این موشک ها قادر به پوشش تقریباً 50 تا یکصد کیلومتر از حریم هوایی داخل خاک سوریه هستند. این امر می تواند مناطق اصلی درگیری در این جنگ داخلی، مانند شهرحلبرا در تیررس ترکیه قرار دهد.
سامانه پاتریوت برای ایجاد منطقه پرواز ممنوع بسیار پر هزینه است
با این حال، برای پذیرفتن تعهد دبیرکل ناتو مبنی بر این که "هر اعزامی تنها تدافعی خواهد بود" و "به هیچ طریقی از یک فضای پرواز ممنوع یا عملیاتی تهاجمی حمایت نخواهد کرد" دلیلی وجود دارد. اعمال منطقه پرواز ممنوع مستلزم ایجاد آرایش های قدرتمند فرماندهی و کنترل و هم چنین مدیریت ترافیکهواییاست. این مناطق اساساً از نظر تاریخی همواره با هواپیما اداره می شده اند. نیروی هوایی ترکیه هم در اقدام ناتو در بوسنی مشارکت کرد و هم میزبان هواپیماهای آمریکا که در دهه 90 بر روی کردستان عراق منطقه پرواز ممنوع ایجاد کرده بودند شد.
با این که سیستم پاتریوت می تواند تا حدی پوشش ضدهواپیمایی ایجاد کند، استفاده از آن بسیار پرهزینه و دارای نواقصی خواهد بود. شبکه خبری سی بی اس آمریکا هزینه هر موشکPAC-3را در حدود4 تا 3 میلیون دلار اعلام کرده است. از آن گذشته،استقرارپاتریوت برایرهگیری و مقابله بااهدافی با ارتفاع و سرعت پایین- مانند هواپیما- خطرات دیگری در پی دارد.طی جنگ 2003 عراق، یک سکوی پاتریوت آمریکایی یک جت تورنادوی انگلیس را سرنگون کرد و تمام خدمه آن را کشت؛ یکF/A-18نیروی دریایی آمریکا نیز سقوط کرد، و یکF-16آمریکا نیز مجبور به نابود کردن یک رادار زمینی که جت رارهگیری کرده بودشد.
پاتریوت را ، حتی در برخورد با موشک ها نیز، نباید به چشم حلال تمام مشکلات دید. زیرا نخست، قادر به پوشش راکت های کوتاه برد یا توپخانهنیست. از آن گذشته، نواقص زیادی از این سیستم ثبت شده است، نواقصی که ممکن است کارایی آن را دربرابر حمله اسکادهای سوریه بشدت محدود کند. در طول جنگ اول خلیج فارس، شلیک نامنظم موشکهای اسکاد عراق موجب سردرگمی نسل نخستPAC-2شد، تا حدی که، بنا بر سه مطالعه جداگانه در دانشگاه پرینستون،درصد اصابتآن به هدف به طرز شگفت انگیزی پایین بوده است- نزدیک به صفر درصد.با این که در شرایط عادی درصد اصابت پایین چندان خوشایند نیست، آن ها به خصوص از کلاهک های کشتار جمعی نگران اند. در شرایط مساعد، به کارگیری عامل شیمیایی"سارین"به وسیله یک موشک کوتاه برد مجهز به جنگ افزارهای خوشه ای کوچک–که پاتریوت برای رهگیریشان طراحی نشده- می تواند، به گفته جوناتان تاکر در کتاب"جنگ اعصاب"، منجر به تمرکز مرگبار گاز شیمیایی اعصاب در ناحیه ای با وسعت بیش از 500 متر شود، البته بدون در نظر گرفتن پخش گاز به وسیله باد." اما، تعداد واقعی تلفات به دیگر عوامل محیطی و آمادگی ترک ها بستگی دارد، بنابراین ارزیابی دقیق کار بسیار دشواری است.
سوریه در دهه های اخیر از کمکهای گسترده قدرتهای موشکی شرقی مانند روسیه - چین و جمهوری اسلامی ایران و همچنین کره شمالی برخوردار بوده و برخلاف لیبی که تعداد موشکهای آن به 300 فروند بالغ نمیشد با زرادخانه ای متشکل از تعداد متنابهی موشک بالستیک و کروز هدف بسیار سختی برای دشمنان خارجی است.طبق آمار منتشره در سال 2003 سوریه صدها موشک بالستیک کوتاهبرد تاکتیکی از نوع اسکندرss-21SRBMو اسکاد در زرادخانه خود دارد که قادرند بسیاری از نقاط سرزمینهای اشغالی را مورد اصابت قرار دهند و برد مناسب برای هدف قراردادن پایگاههای آمریکا در ترکیه و اردن را دارندو اعتقاد بر اینست که بسیاری از این موشکها به کلاهکهای پیشرفته مجهز شده اند. در 13 آوریل 2007 جروزالم پست خبر داد که سوریه موشکهای اسکاد 300 کیلومتری خود را در ارتفاعات جولان مستقر کرده است.در آخرین رزمایش های موشکی ایران و سوریه شلیک همزمان ده ها موشک بالستیک از نقاط مختلف به سوی هدف مشترک نیز با موفقیت آزمایش شد که می تواند یکی از مهمترین چالشهای پیش روی سامانه پاتریوت دانست. همچنین موشکهای کوتاه برد و ارتفاع پایین ایران که بصورت انبوه تولید شده است، می تواند پایگاه های استقرار پاتریوت هدف قرار دهند و به سختی قابل رهگیری هستند.
با این که پیشرفت هایی در نسل موشک هایPAC-3صورت گرفته است، این موشک هنوز در برابر اسکاد در شرایط جنگی آزمایش نشده است. چنان چه اسکادهای سوریه هنگام پرواز تغییر مسیر ناگهانی بدهد- رخدادی که در طول جنگ خلیج فارس اول بارها برای موشک های مشابه عراق اتفاق افتاده- موشک رهگیر سردرگم می شود و هدف را گم می کند.
علاوه بر موارد ذکر شده، استقرار سامانه پاتریوت در ترکیه بخشی از برنامه بلند مدت آمریکا تا سال 2020 برای تکمیل برنامه دفاع ضد موشکی خود در نقاط تعیین شده ای از جهان است. در این برنامه که قرار است با همکاری ناتو اجرا شود، در نقاط مختلف جهان از جمله شرق اروپا–در کشورهای همسایه روسیه–و در خاورمیانه سپر دفاع موشکی آمریکا گسترده خواهد شد.
موشک های بالستیک ایران
در مورد توان موشکی ایران ذکر همین نکته بس که مرکز مطالعات راهبردی و بین الملل آمریکا اذغان کرده است که ایران با فاصله گرفتن از طراحی و مساعدت خارجی توانسته موشک های با برد بیشتر و ماهواره برهای قوی تر تولید کند.
این اندیشکده آمریکایی در گزارش خود، توان موشکی ایران رااینگونه ارزیابی کرده است:
* ایران دارای حدود 200 الی 300 موشک شهاب 1 و شهاب 2 است که می توانند اهداف مختلف در همسایگی ایران را نشانه روند.
* ایران حدود 12 الی 18 نمونه از موشک شهاب 1 و 2 با سکوهای متحرک عمود شونده )TEL( را وارد یا مونتاژ کرده است. شمار این نوع از موشک ها در حال رسیدن به عدد 24 است.
* ایران می تواند اهدافی در فاصله 900 کیلومتری از مرزهای خود را با استفاده از موشک های شهاب 3 یا قدر1 هدف گیرد.
* پرتاب آزمایشی موشک قدر 1 در سال 2004 صورت گرفت. از نظر تئوری، ایران با این موشک به برد 1600 کیلومتر رسید اما به نظر می رسد کلاهک آن از نوع سبک 750 کیلوگرمی باشد.
* ایران دارای دستکم 6 یا بیش از 6 موشک شهاب 3 و قدر 1 با سکوهای متحرک عمود شونده است. گزینه زیرزمینی آن نیز در حال توسعه است.
موشک های با سوخت جامد
* موشک سجیل 2 که می تواند کلاهک های 750 کیلوگرمی را تا بردی 2200 کیلومتری حمل کنند.
* ایران تنها کشوری است که این نوع موشک ها را بدون این که کشور دارای سلاح های هسته ای باشد، تولید کرده است.
* سامانه های سوخت جامد مزیت های خاصی نسبت به دیگر سامانه ها دارند.
* این سامانه ها کمتر در معرض حملات پیشدستانه بوده و زمان کوتاه تری برای آماده سازی نیاز دارند.
* ایران این موشک ها را در نوامبر 2008 با موفقیت آزمایش کرد.

اسارت پرنده‌های دشمن در چنگال "شاهین" ایرانی


اسارت پرنده‌های دشمن در چنگال "شاهین" ایرانی
سامانه پدافندی پیشرفته "شاهین" بیش از 40 كیلومتر برد داشته و می‌تواند هواپیماها و بالگردهای دشمن را با سرعت مافوق صوت به صورت هوشمند تعقیب کرده و مورد هدف قرار دهد.

خط تولید این سامانه موشك پیشرفته زمین به هوای میان‌برد، شانزدهم خردادماه 86 با حضور وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح به بهره‌برداری رسید.

تحقیقات، ساخت و تولید این موشک پدافندی که شامل موشک، رادارهای جستجو و تعقیب هدف، شبکه‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری و سکوهای پرتاب است، کاملاً بومی و با استفاده از ظرفیت‌ها و امکانات داخلی کشور توسط متخصصان سازمان صنایع هوافضای وزارت دفاع انجام گرفته است.

پروژه تولید سامانه پدافندی زمین به هوای شاهین یکی از مهم‌ترین و پیچیده‌ترین پروژه‌هایی بود که تا آن زمان در انقلاب اسلامی در صنعت دفاعی کشور صورت گرفته بود.

مقاوم بودن در مقابل جنگ الکترونیک(جنگال)، توانایی در رهگیری اهداف سریع و حجم بسیار بالای ترکش در لحظه برخورد با هدف را می‌توان از برجستگی‌های این سامانه موشکی برشمرد.

سامانه پدافندی شاهین نقش بسزایی در تقویت دفاع منطقه‌ای و نقطه‌ای دارد که امروزه به عنوان روشی مدرن در دفاع از حریم هوایی مطرح است و وجود این سامانه موشکی پدافندی، نیروهای مسلح کشورمان را در این حوزه توانمند می‌کند.

راه‌اندازی این خط تولید نقطه عطفی در طراحی و ساخت سامانه‌های پدافند هوایی برد متوسط محسوب شده و تولید این موشک پیچیده و پیشرفته که از هزاران قطعه تشکیل شده است به طور بی‌سابقه‌ای ناکارآمدی تحریم‌ها علیه ایران را به اثبات رساند.

با توجه به درایت و هوشیاری مقام معظم رهبری(مدظله‌العالی) و تأکیدات ایشان بر حفظ آمادگی پدافندی، بهره‌برداری از این سامانه قدرتمند می‌تواند گامی مؤثر در رسیدن به این مهم باشد.

منبع:باشگاه خبرنگاران

موشک بالستیک قاره پیما RT-2UTTKh - توپول ام



موشک روسی SS-27 یا توپول-ام موشکی قاره پیما و زمین پایه است که از پیشرانه ای با سوخت جامد استفاده میکند. این موشک اوج تکنولوژی موشکهای بالستیک را نمایان ساخت.

این موشک ترکیبی از سوختی مدرن و طراحی جدید کلاهک نویددهنده موشک بسیار قدرتمندی بود که قابلیت پرتاب از سیلوهای زیر زمنی و جایگاههای متحرک را داراست. هدف روسیه از ساخت این موشک شکست دادن تمام موشکهای ضد بالستیک جهان است که توپول-ام میتواند از عهده وظیفه محوله برمی آید.

یوری سولومونوی، سرپرست موسسه مسکو برای تکنولوژی های خاص و ژنرال طراح خانواده موشکی توپول است. موشک توپول-ام شالوده اصلی موشک های استراتژیک(هسته ای) روسیه در سال 2015 است.

مسلما تک کلاهک 550 کیلوتنی این موشک به تنهایی قادر به ویران کردن یک شهر است و همزمان امکان زندگی در آن را به طور کلی از بین می برد.موشک SS-27 برای حملات متقابله هسته ای ساخته شده است.
موشکSS-27 ، سلاحی در خور توجه برای وارد کردن ضربه اول میباشد. موفقیت ضربه اول در نابود کردن توان هسته ای نیروی دشمن دارای اهمیت بسیار است که توپول-ام از عهده این کار به دقت برمی اید.
دقت این موشک 350 m CEPگزارش شده که دقت بسیار بالائی برای یک موشک روسی است.


سولومونوی در مقابل مردم گزارش داد که موشک توپول-ام هنگام پرتاب 4 یا 6 کلاهک در سرجنگی بلند خود به همرا فریب دهنده ها حمل می کند.

موشک توپول-ام یا SS-27 ، با به همراه داشتن کلاهکی هسته ای به وزن 1200 کیلوگرم ماده هسته ای ، بردی برابر با 10500 کیلومتر یا 6524 مایل را داراست .

به صورت تلویحی اشاره شده که بازده ای برابر با 1 مگاتن را دارست که با قرار دادن و افزایش کلاهکهای MIRV تا 6 عدد قابل دست یابی است.

{ رفع ابهام : وزن 1200 هزار کیلوگرماده منفجره با قدرت معادل انفجار 1 مگاتن ( یک میلیون تن ) تی.ان.تی که 15 بار قوی تر بمب مشهور پسرک ویرانگر هیروشمای ژاپن خواهد بود }

نصب سیستم تقویت کننده حمل(PBV) در کلاهک ها و سیستم دیجیتالی ناوبری خودکار همراه با
( GLONASS (equivalent to Global Position Satellite
سیستم هدایت ماهواره ای دقتی برابر با m 350 CEP را برای این موشک فراهم ساخته است.

وزن این موشک در هنگام پرتاب برابر با 47.200 کیلوگرم است. موشک دارای طولی برابر 21.9 متر، قطر 1.9 متری و موتوری با سوخت جامد و 3 مرحله ای است.

طراحی SS-27 در اواخر دهه 80 میلادی شروع شد. طراحی مجدد در سال1992 موجب بازسازی کل موشک و ساختمان آن شد.اولین پرتاب آزمایشی این موشک در دسامبر 1994 و اولین تست پرتاب نسخه TEL vehicle ان حدود 6 سال بعد انجام شد. اولین موشک های SS-27 در سال 1997 وارد خدمت شدند و در سیلو های اصلاح شده SS-19 قرار گرفتند. اولین نوع نسخه TEL در سال 2001 وارد خدمت شد و سفارش ساخت 350 موشک داده شده که در سال 2005 پنجاه موشک تحویل شده است. نوع دریاپایه این موشک نیز در دست طراحی است.

آزمایش نهایی این موشک و بازخورد آن در ایران :

ساعت 22:18 پنج‌شنبه 18 خرداد 1391 ، پدیده‌ای نورانی بر فراز کشورهای خاورمیانه مشاهده شد. منابع رسمی / داخلی با حسن سوء استفاده از ناآگاهی اکثر مردم اعلام کرده‌اند همزمان با این پدیده، دو عملیات در حال انجام بود:
پدافند غیرعامل در ایران و آزمایش موشک بالستیک در روسیه !

این درحالیست که پدافند غیر عامل هیچگونه عملیات نظامی شامل پدافند ضد هوایی را در بر نداشته ! بلکه پدافند غیرعامل به معنای کاهش آسیب‌پذیری در هنگام بحران، بدون استفاده از اقدامات نظامی و صرفا با بهره‌گیری از فعالیت‌های غیرنظامی، فنی و مدیریتی است. اقدامات پدافند غیرعامل شامل پوشش، پراکندگی، تفرقه و جابجایی، فریب، مکان یابی، اعلام خبر، قابلیت بقا، استحکامات، استتار، اختفاء، ماکت فریبنده و سازه‌های امن می‌باشد.

در پدافند غیرعامل تمام نهادها، نیروها، سازمان‌ها، صنایع و حتی مردم عادی می‌توانند نقش موثری ایفا کنند در حالیکه در پدافند عامل مانند سیستم‌های ضدهوایی و هواپیماهای رهگیر، تنها نیروهای مسلح مسئولیت برعهده دارند.

هدف از این داستان پردازی علاوه بر پوشاندن عملکر غیر منطقی و شتاب زده و بی هدف پدافند سپاه پاسدارن ، در اکثر شهرستان های شمالی و شمالغرب به باور حملۀ نیروی هوایی اسرائیل !! تلقین هماهنگی و همدستی بین دولت / نیروهای نظامی ایران با هم قطاران روس ! در باور مردم ایران بود است !
خبرآنلاین در تاریخ جمعه 19 خرداد 1391 - 14:06:00 عیناً بدان پرداخته است.

ایندکس

مشخصات موشک:

کشور: فدراسیون روسیه
نام: Topol-M, RS-12M1/M2
کلاس: قاره پیما
جایگاه: سیلو, جایگاه متحرک
طول: 21.90 m
قطر: 1.90 m
وزن هنگام پرتاب: 47200 kg
کلاهک: تک کلاهکه
سرجنگی: اتمی 550 کیلوتنی
پیشرانه: سه مرحله ای
برد: 10500 km
وضعیت: عملیاتی
سال ورود به خدمت: 1997
نام روسی: RS-12M1/-12M2 Topol-M

پشت پرده عملیات تروریستى سراوان



در حمله اشرار مسلح به یک پاسگاه مرزى جمهورى اسلامى ایران در منطقه گزبستان سراوان، 14 سرباز نیروى انتظامى به شهادت رسیدند. در تحلیل این عملیات تروریستى نباید آن‏را یک حرکت کور و بدون پشتوانه خارجى قلمداد کرد بلکه این عملیات را باید در قالب یک پکیج امنیتى ارزیابى کرد که با هدف ناامن‏سازى محیط امنیت ملى جمهورى اسلامى ایران طراحى و اجرا شده است. آمریکا، رژیم صهیونیستى و دشمنان منطقه‏اى جمهورى اسلامى ایران براى برهم‏زدن امنیت، وحدت و آرامش ملت ایران، پروژه‏هاى متعددى را تدارک دیده‏اند تا پتانسیل انقلاب اسلامى معطوف درگیرى‏هاى داخلى شود. استکبار جهانى براى مهار قدرت نرم ایران اسلامى طرح گستردن سفره بحران در مناطق مختلف کشورمان را دارد که پادزهر این پروژه را رهبر معظم انقلاب با طرح «استحکام ساختار درونى نظام» داده‏اند.

رهبر معظم انقلاب یکى از مهم‏ترین شاخصه ‏هاى تحکیم ساختاردرونى نظام را در اتحاد ملى برشمرده‏اند که این نقطه قوت نظام در فتنه سال 88 مورد هجمه واقع شد و گسست‏ها و انشقاق‏هایى را در ملت به‏وجود آورد. انتخابات 92 ریاست جمهورى آبى بر آتش فتنه‏انگیز اختلاف و دو قطبى شدن فضاى جامعه بود و این وحدت شکل‏گرفته در درون نظام سخت مورد رشک و حسادت دشمنان شده است. بنابراین براى هدف قرار دادن این نقطه قوت نظام سعى در ناامن‏سازى و برهم‏زدن امنیت و آرامش مردم با پروژه‏هاى مختلفى دارند که حادثه سراوان قطعه‏اى از پازل ناامن‏سازى و پهن‏کردن سفره بحران در کشور است.
عملیات تروریستى سراوان که روز جمعه سوم آبان در محدوده پاسگاه 167 گزبستان به‏وقوع پیوست، منجر به شهادت 14 تن از سربازان نیروى انتظامى شد.گروه موسوم به «جیش العدل» که خود را «ارتش عدالت و برابرى» معرفى مى‏کند، مسؤولیت به شهادت رساندن مرزبانان نیروى انتظامى ایران را بر عهده گرفت.بر اساس گزارش‏هاى دریافتى، در این عملیات، اشرار مسلح با استفاده از تیربارهاى سنگین، آر.پى.جى و توپ‏هاى 106، پاسگاه مرزى را در ساعت 9 شب مورد حمله قرار دادند.سرکردگى این جریان را نیز فردى شرور، وهابى و معاند به نام عبدالرحیم ملازاده ساکن شهرستان راسک برعهده داشت که بعد از دستگیرى برادر شرورش عبدالرحیم ملازاده به اتهام مشارکت در شهادت مولوى جنگى زهى به پاکستان متوارى شده است.جیش العدل که در گذشته نیز مسؤولیت حمله به هنگ مرزى سراوان را در کارنامه‏اش داشته است این‏بار نیز با همکارى نیروهاى اطلاعاتى آمریکایى و صهیونیزم اقدام به خرابکارى در منطقه نمود.
ردپای سرویس های اطلاعاتی آمریکا
این در حالى است که تا پیش از این نیز حمایت‏هاى مالى و لجستیکى آمریکایى‏ها از گروهک‏هاى تروریستى مشابه، مسبوق به سابقه است.گروهک جندالله به‏سرکردگى عبدالمالک ریگى از بدو تأسیس تا روز دستگیرى توسط سربازان گمنام امام زمان(عج) تحت حمایت‏هاى آمریکا در پاکستان قرار داشت و به پشتوانه اطلاعات ماهواره‏اى و اطلاعاتى که آمریکا از طریق کشور پاکستان به آنان منتقل مى‏کرد توانستند اقدام به ناامن‏کردن منطقه شرقى کشور کنند.تصاویر حضور عبدالمالک در پایگاه نظامى آمریکایى‏ها که بارها از صدا و سیما نیز پخش شد، مؤید این موضوع بوده است.
نادیده ‏گرفتن شرارت‏هاى ایالات متحده آمریکا توسط برخى‏ها در داخل، در حق مردم کشور که ترور و ناامنى تنها گوشه‏اى از آن است باعث تأسف است، سردمداران کشور آمریکا با اثبات فعالیت‏هایشان بر علیه کشور اقدام به عذرخواهى نیز نمى‏کنند تا به استناد به آن بتوان افکار عمومى را براى ایجاد مذاکره آماده نمود.
تحرکات اخیر سلفى‏ها در منطقه غرب آسیا «خاورمیانه» مشخصاً در کشور سوریه با اهداف تأمین خواسته‏هاى رژیم صهوینیستى صورت پذیرفته است، و مرزهاى کشور به‏دلیل حضور وهابى‏ها از حساسیت‏هاى خاصى برخوردار است.
لذا مسؤولان نظام باید نسبت به رصد این تحرکات حساسیت‏هاى بیشترى لحاظ کنند تا آتش فتنه‏هاى مذهبى دامن کشور را نگیرد.

  همکارى با منافقین‏
جیش العدل و پیوند با منافقین و آمریکا توسط جریانى منشعب‏شده از گروهک عبدالمالک ریگى به رهبرى فردى به نام «عبدالرحیم ملازاده» با نام مستعار «صلاح الدین فاروقى» شکل گرفته است.شواهد متعددى گویاى این نکته است که چارت سازمانى این گروه با مشاوره برخى از اعضاى سازمان منافقین بسته شده و منظور از این اقدام تشکیل گروهى تشکیلاتى‏تر و مدون‏تر از گروه ریگى بوده که میزان خطا و آسیب‏ پذیرى آن کمتر باشد.

علت سرمایه‏گذارى آمریکا روى گروهک‏هاى جدید تروریستى‏
علت سرمایه‏گذارى بیشتر سرویس اطلاعاتى آمریکا و موساد و برخى کشورهاى عربى مرتجع منطقه به این جریان منشعب‏شده از گروهک ریگى به دلایل ذیل بوده است:
الف: این جریان به این دلیل انتخاب شد که برخى چهره‏هاى تأثیرگذار این گروه حتى در زمان ریگى نیز ارتباط بیشترى با سرویس‏هاى اطلاعاتى آمریکا در افغانستان و پاکستان داشته‏اند.
هم‏چنین صلاح الدین فاروقى رهبر جیش العدل از نزدیکان یکى از گردانندگان شبکه‏هاى ماهواره‏اى فارسى مى‏باشد که ارتباط علنى با برخى سرویس‏هاى اطلاعاتى کشورهاى عربى دارد.
ب: ظرفیت‏هاى اطلاعاتى، جمع‏آورى خبر و شناسایى اعضاى آن به نسبت دیگر گروه‏هاى منشعب‏شده از گروهک جندالله بالاتر بود.
آنچه در اینجا مى‏توان در لفافه به آن اشاره کرد این است که برخى از چهره‏هاى رهبرى‏کننده این گروه از نزدیکان جریاناتى در سیستان و بلوچستان هستند که رصد اطلاعاتى آن‏ها مى‏تواند منجر به کسب اخبار مهمى از جنوب شرق و حتى برخى مسائل کشورى بشود.
ج: چشم‏اندازى که براى این گروه توسط سرویس‏ها اطلاعاتى انتخاب شده بود این بود که فردى رهبرى این گروه جدید را برعهده بگیرد که ظرفیت تبدیل‏شدن به ریگى دوم را داشته باشد.
این پروسه از چند هفته قبل به مرحله نهایى خود نزدیک شد و پس از مدت‏ها، رهبر جیش العدل تصویر خود را رسانه‏اى کرد در حالى که پیش از این تنها نامى مستعار از وى منتشر شده بود.
شباهت‏هاى جیش العدل و منافقین این گروه چند ماه بعد از چنددستگى گروهک ریگى بلافاصله با تقویت سرویس‏هاى منطقه‏اى و با هدایت آمریکا و نظارت موساد دست به تشکیل یک چارت سازمانى منسجم مى‏زند. این چارت شباهت‏هاى جالبى با روش‏هاى اداره سازمان منافقین دارد. در اساسنامه این گروه، افراد همانند سازمان منافقین همه خانواده خود را حتى باید فداى سازمان جیش العدل و رهبر آن بکنند.
در بخش دیگرى از اساسنامه این گروه نیز تأکید شده است که هر عضو سازمان باید تمامى دستورات رهبر گروه را بدون چون و چرا اجرا و تمام و به نوعى هستى‏اش را فداى اهداف سازمان بکند.
بخشى دیگرى نیز از این اساسنامه اشاره مى‏کند که تمامى اعضا باید اخبار خود را تنها به رهبر گروه و یا مسؤول بالادست خود بدهند در غیر این صورت مجازات مى ‏شوند!
رهبر گروه جیش العدل مانند رجوى در سازمان منافقین عنوان کرده که اعضا تنها براداران و خواهران همدیگر مى‏توانند باشند! و تصمیم‏گیرى درباره افرادى که از دستورات رهبر و سازمان جیش العدل سرپیچى مى‏کنند با یک دادگاه داخلى در درون این گروهک مى‏باشد که حکم صادره آن بلافاصله باید اجرا بشود.
از دیگر شباهت‏هاى این گروه با سازمان منافقین این مى‏باشد که ذیل جایگاه رهبرى، شوراى مرکزى وجود دارد که توسط صلاح الدین فاروقى انتخاب شده و تمامى اعضاى دیگر، عضو عادى و معمولى محسوب مى‏شوند. رهبر گروه هر زمان که بخواهد مى‏تواند اعضاى شوراى مرکزى را تغییر بدهد.
شباهت سازمانى این گروه با گروه ریگى و منافقین در خلاصه‏شدن دیکتاتورى فرد اداره‏کننده آن مى‏باشد و سخنگو توسط رئیس انتخاب مى‏شود. در حال حاضر سخنگوى این گروه فردى با نام مستعار مجید محمدى مى ‏باشد.
هم‏چنین سه گروه نظامى براى سه منطقه در جنوب شرق توسط این گروه پیش‏بینى شده است. تمامى این گروه‏ها در اطراف خط مرزى ایران و پاکستان فعالیت مى‏کنند تا بلافاصله پس از عملیات به خاک پاکستان بگریزند.
گروه نظامى با نام عبدالملک ملازاده در محدوده شهرستان سرباز و راسک و گروه نظامى شیخ ضیایى در محدوده سراوان و گروه مولوى نعمت الله توحیدى در محدوده میرجاوه و زاهدان فعالیت مى‏ کنند.
گروه نعمت الله در اولین عملیات‏هاى خود یکى از اصلى‏ترین اعضاى خود را به نام زبیر اسماعیل زهى را از دست داد و تاکنون موفقیت امنیتى خاصى کسب نکرده است.
بار اصلى عملیات‏هاى جیش العدل بر عهده گروه عبدالملک و شیخ ضیایى در مناطق سراوان و سرباز مى‏باشد که راه‏هاى گریز و صعب العبور مرزى دارد.
این دو گروه به‏صورت چریکى و با استفاده از روش کمین و هم‏چنین استفاده از بمب‏هاى ریموت‏دار، کنترلى و مین‏هاى جاده‏اى مورد استفاده قرار گرفته است.
این گروه یک شاخه اطلاعاتى با نام زبیر اسماعیل زهى راه‏اندازى کرد که عمده مأموریت آن شناسایى چهره‏هاى اهل سنت همراه نظام و ترور آن بوده و در طرف مقابل حمایت از علماى وهابى و وابسته سرویس‏هاى اطلاعاتى است.
نکته قابل تامل و بررسى این است که گروهک جیش العدل تاکنون عملیات موفق انتحارى نداشته است.

بى‏ ثباتى از درون مهم‏ترین راهبرد
نگاهى به اهداف رسماً اعلامى این گروه نشان مى‏دهد که چند مأموریت ویژه براى این گروه توسط سرویس اطلاعاتى آمریکا در نظر گرفته شده است.
این گروه علاوه بر آن‏که در اساسنامه خود یکى از اهداف راهبردى‏اش را براندازى جمهورى اسلامى بیان کرده در کنار آن اهداف تاکتیکى خود را به‏هم‏زدن ثبات درون ایران و شکستن هژمونى ایران در شرایط فعلى منطقه عنوان کرده است.
در بیانیه فرمانده این گروه پس از انتخابات ریاست جمهورى به ثبات ایران پس از این انتخابات اشاره و به لزوم ضربه به این مسأله تأکید شده است.
فرمانده این گروه در همان بیانیه از بابت بالارفتن بى‏سابقه اعتماد به نظام پس از حوادث سال 88 ابراز نگرانى کرده بود.
وى در آن بیانیه تلویحاً اشاره مى‏کند که براى مؤثرترشدن پروژه انزواى ایران توسط قدرت‏هاى بین ‏اللملى نیازمند یک مکمل داخلى - بى‏ثباتى از درون - مى ‏باشد.
از درون بیانیه‏ هاى این گروه تروریتسى به‏خوبى نمایان مى‏شود که شکستن هژمونى ایران به‏خاطر ثباتش در منطقه از اهداف ناامنى‏هاى این گروه مى‏ باشد.
از سوى دیگر صلاح‏الدین در یکى دیگر از بیانیه‏هایش به‏صراحت به این نکته اشاره می کند که اگر ایران را بتوانند از درون مشغول بکنند جمهورى اسلامى در سیاست خارجه دچار مشکل خواهد شد.

جیش‏العدل و سوریه‏
به‏ همین‏ دلیل یک پاى ثابت بیانیه ‏هاى جیش العدل اشاره به مسأله سوریه و نقش ایران در آن مى‏باشد.
جیش العدل مسأله سوریه را یک جنگ میان شیعه و سنى تبلیغ مى‏کند که تنها راه حفظ اهل سنت در منطقه مقابله با ایران مى‏باشد.
بیانیه ‏هاى جیش العدل حاکیست که این گروه تحرکات ضدامنیتى خود را به‏ منظور فشار به ایران براى تعدیل در مواضعش در سوریه انجام مى‏دهد به‏ گونه ‏ای که در بیانیه پس از حادثه تروریستى سروان نیز به این موضوع اشاره شده است.
در بیانیه اخیر این گروه، یکى از دلایل عملیات تروریستى سراوان، واکنش به ایفاى نقش ایران در پرونده سوریه عنوان شده است.
این موضوع با توجه به نزدیکى کنفرانس ژنو2 و احساس به نیاز حضور ایران در این کنفرانس، قابل تأمل مى ‏باشد.
علائمى نشان مى‏دهد که برخى سرویس‏هاى منطقه‏ اى و فرامنطقه‏ اى تلاش مى‏کنند که ناکامى‏هاى خود در سوریه را این‏گونه در جنوب شرق جبران کنند و هزینه حمایت ایران از محور مقاومت و نظام سوریه را بالا ببرنند.
برخى اخبار نیز نشان مى‏دهد که این گروه تلاش کرده از طریق پاکستان پل تسهیل‏کننده براى فرستادن مجاهد به سوریه بشود.

حمایت‏هاى مالى آمریکا
بودجه 300 میلیون دلارى براى طراحى و اجراى اقدامات خرابکارانه علیه ایران مورد حمایت دو حزب در کنگره قرار مى‏گیرد و طى تصویب آن به شرایط نامناسب اقتصادى آمریکا هم توجهى نمى‏‌شود.
این بودجه‏ ها همواره براى طیفى وسیع از عملیات‏هاى خرابکارانه و تروریستى در جغرافیاى جمهورى اسلامى مورد استفاده قرار گرفته است.
حمله هوایى نظامى در طبس تا جنگ نفت‏کش‏ها در خلیج فارس، حمایت تسلیحاتى و سیاسى از رژیم بعث عراق در جریان جنگ تحمیلى 8 ساله، حمایت از جریان تروریسم ضد ایرانى از مجاهدین خلق تا طالبان و گروهک‏هاى جندالله و پژاک، تلاش گسترده براى ایجاد جنگ‏هاى قومى و فرقه‏اى در کردستان، گلستان، آذربایجان، خوزستان و سیستان، استفاده ابزارى از نهادها و مجامع بین‏ المللى مانند آژانس بین‏ المللى انرژى اتمى، سازمان ملل و شوراى حقوق بشرى و ترور دانشمندان هسته‏اى و... نمونه‏هایى از این دست اقدامات تروریستى آمریکا علیه ایران بوده است.

مهر تأیید دیگرى بر غیر قاب ل‏اعتماد بودن آمریکایى‏ ها
هرچند کارنامه دشمنى دشمنان جمهورى اسلامى ایران پر است از عملیات‏هاى خرابکارانه و تروریستى بر علیه ملت ایران اما در شرایط فعلى که از یک‏سو آمریکایى‏ ها خواهان مذاکره با نظام جمهورى اسلامى ایران هستند و ادعاى صداقت در این راه را نیز دارند، و از سوى دیگر عده‏اى از ذوق‏ زدگان داخلى از این رابطه احتمالى مسرور هستند، عملیات ترویستى سراوان مى‏تواند مهر تأیید دیگرى باشد به سخنان گهربار مقام معظم رهبرى که فرمودند ما همچنان به غربى‏ها و دشمنان دیرینه جمهورى اسلامى ایران، بى‏اعتماد هستیم.
از این‏رو از دولتمردان و تیم مذاکره‏ کننده انتظار میرود تا زمان روشن‏شدن موضع آمریکایی ها و اعلام برائت آن‏ها نسبت به چنین اقدامات تروریستى، هیچ چراغ سبزى به گروه 1+5 نشان نداده و همچنان با پافشارى و یادآورى جنایات فجیع آمریکا به‏ دنبال استیفاى حق ملت ایران باشند و در این‏راه از هیچ اقدامى عقب‏نشینى نکنند.


منبع:تنسیم


موشك العباس صدام "العباس"

موشك العباس صدام "العباس" نامی است که به دومین موشک برد کوتاه بالستیکی که ادعا می شود در عراق طراحی و ساخته شده است ،داده شده است.نخستین پرواز آزمایشی این موشک در ماه آوریل سال 1988 صورت گرفت.برپایه گزارشهای موجود برد موشک در حدود 900 کیلومتر می باشد.به عقیده کارشناسان،طراحی و ساخت این موشک نیز بر پایه تغییرات و اصلاحات به عمل آمده بر موشک زمین به زمین روسی Scud-B به منظور دستیابی به برد بیشتر صورت گرفته است و تفاوت آن با موشک Scud-B و یا با موشک الحسین در برخورداری از مخزن سوخت بزرگتر و در نتیجه کلاهک جنگی کوچکتر و کم قدرت تر نهفته است. گزارشهای موجود حاکی از آن است که کار بر روی پروژه العباس در سال 1990 به نفع پروژه الحسین متوقف شد. Scud-B مشخصات فنی: العباس دارای طول 13.75 متر، قطر بدنه 0.88 متر و وزن هنگام پرتاب 8تن بود.وزن سر جنگی که می توانست از نوع متعارف یا شیمیایی باشد ،350کیلو گرم بود که کاهش بسیار چشمگیری را نسبت به نوع B اسکاد با وزن کلاهک 985کیلوگرم نشان می دهد. هدایت این موشک از نوع اینرسیایی و در برد نهایی خود یعنی 900کیلومتر دارای خطای غیرقابل چشمپوشی در حدود 3کیلومتر بود..! موشک از یک موتور سوخت مایع نیرو می گرفت و توسط خودرو مخصوص حمل و پرتاب موشک الحسین یعنی "الولید" حمل و پرتاب می شد. سوابق عملیاتی: اگر چه نخستین شلیک آزمایشی موشک العباس در ماه آوریل 1988 صورت گرفت اما موضوعی که بخوبی مشخص است این است که هیچ موشک العباسی در جنگ اول خلیج پارس مورد استفاده قرار نگرفت.از این نکته نیز می توان نتیجه گرفت که پروژه العباس بایستی قبل از جنگ متوقف شده باشد. کارشناسان غربی دلیل توقف کار بر روی این پروژه را بازدهی ضعیف آن و وجود اشکالاتی نظیر عدم ثبات و تعادل موشک در محیط خارج از جو و نیز تمرکز قوا و فعالیتها در پروژه الحسین می دانند.

آشنایی با ناوشکن چینی Type 052

آشنایی با ناوشکن چینی Type 052

این ناوشکن‌ها اولین ناوشکن‌های چندکاره‌ی مدرن چینی محسوب می‌شوند که دارای سری کاملی از تسلیحات ضد شناورهای سطحی، ضد هوایی و ضدزیردریایی هستند. همچنین این ناوشکن‌ها نخستین ناوشکن‌های چینی قابل رقابت با انواع غربی محسوب می‌شوند. شناورهای این کلاس دو فروند با نام‌های Harbin 112 و Qingdao 113 می‌باشند که کار ساخت آنها تا حوالی سال 1990 به طول انجامید.

ناوشکن تیپ 052

برنامه
حوالی سال 1980 پس از موفقیتی که در زمینه‌ی ساخت ناوشکن‌های کلاس Luda به‌دست‌آمد چینی‌ها به فکر ساخت ناوشکن‌های جدیدی افتادند. کار طراحی به عهده‌ی موسسه‌ی 701 واقع در شانگهای گذاشته شد و ساخت ناوشکن‌ها در کارخانه‌ی کشتی‌سازی Hudong شانگهای انجام شد. کار ساخت ناوشکن اول یعنی Harbin در سال 1986 آغاز شد و شناور در سال 1991 به آب انداخته شد. دوره‌های آزمایشی دریایی و نصب سامانه‌های تسلیحاتی ناو حدود سه سال به طول انجامید که علت آن پیچیدگی و تفاوت موجود در انواع سامانه‌ها خارجی بود. ناوشکن دوم یعنی Qingdao در سال 1996رسما وارد خدمت شد.
شناورهای Type 052 اولین واحدهای چینی دارای استانداردهای مدرن محسوب میگردند. در این شناورها از انواع سامانه‌ها و حسگرهای غربی و داخلی استفاده شده و ساخت‌ آنها نقطه‌ی عطفی در صنایع دریایی چین محسوب می‌گردد. ناوشکن‌های این کلاس همچنین نخستین ناوشکن‌های چینی مجهز به انواع تسلیحات سطحی، هوایی و زیرسطحی و سامانه‌های C3I (مخفف(command, control, communications, and intelligence محسوب می‌گردند. توربین‌های گازی پیشرفته‌ی نصب‌شده بر روی شناور قابلیت انجام عملیات در نقاط دوردست اقیانوس را فراهم می‌آورند.
ناوشکن Harbin در سال 1996 در یک رزمایش در تنگه‌ی تایوان شرکت کرد و این نخستین باری بود که این ناوشکن به نمایش عمومی در می‌آمد. این ناوشکن به همراه دو ناوجنگی دیگر در یک اتفاق تاریخی به آمریکا سفر کرده و از سنتیگو بازدید کردند. در فاصله‌ی می تا اکتبر 2002 یک ناوگروه متشکل از ناوشکن Qingdao و کشتی پشتیبانی Taicang نخستین گشت جهانی PLAN را انجام دادند که این نیز نقطه‌ی عطفی در تاریخ نیروی دریایی چین محسوب می‌گردید.

ناوشکن تایپ052

طرح
با وجود پیشرفت‌هایی که در این کلاس نسبت به کلاس قبلی ناوشکن‌های چینی دیده می‌شود این ناوشکن همچنان در رده‌ی پایین‌تری نسبت به نمونه‌های غربی و روسی هم عصر خود قرار دارد. سامانه‌ی دفاع ضدهوایی ناو متشکل از سامانه‌ی دفاعی HQ-7 (با برد 13 کیلومتر) و چهار توپ دولوله‌ای 37 میلیمتری AAA تنها دفاعی نقطه‌ای در برابر تعدادی محدود از واحدهای هوایی دشمن فراهم می‌آورد. سامانه‌ی سوناری شناور نسبت به نمونه‌های غربی در سطح پایین‌تری قرار دارد و بالگرد Z-9C ناوشکن برای شرکت در یک نبرد ضدزیردریایی با برخی محدودیت‌ها مواجه است.
هر دو شناور در فاصله‌ی سال‌های 2003 تا 2004 تحت برخی بروزرسانی‌ها قرار گرفتند. طی فرایند بروز رسانی موشک‌های YJ-83 جایگزین موشک‌های YJ-81 شدند و توپ 100 میلیمتری دولوله‌ای PJ-33A ناوشکن نیز تعویض شد تا سطح مقطع راداری ناوشکن تا حد زیادی کاهش پیدا کند. هر دو ناوشکن در ناوگان شمالی چین مشغول فعالیت هستند و در پایگاه دریایی Qingdao واقع در ایالت Shandong قرار دارند.
در طراحی ناوشکن آثاری از طرح‌های اروپایی دیده می‌شود به طور مثال ارتفاع قسمت جلوی ناوشکن بیشتر از سایر قسمت‌ها است که این امر باعث افزایش قدرت پایداری ناوشکن در آب‌وهوای نامطلوب می‌گردد اما با این وجود تا حدی از سرعت شناور می‌کاهد. این ناوشکن با داشتن تناژ جابجایی 4800 تن بزرگترین شناور سطحی PLAN در زمان خود محسوب می‌گشت.

ناوشکن تایپ052

موشک‌ها
پس از بروزرسانی که در سال 2003 انجام شد سامانه‌ی موشک‌های سطحی ناوشکن به YJ-83 تغییر یافت. تعداد 4 مقر شلیک چهارتایی در وسط شناور دیده می‌شود. موشک‌ YJ-83 دارای رادار فعال داخلی است، سرجنگی آنها دارای وزن 165 کیلوگرم است، پیشران دو مرحله‌ای موشک سرعت آن را حداکثر به دو ماخ می‌رساند و برد آن 185 کیلومتر است.
سامانه‌ی دفاع موشکی ناوشکن HQ-7 (کپی Crotale فرانسوی) است. HQ-7 یک سامانه ضدهوایی کوتاه برد محسوب می‌شود که قادر است در هر وضعیت هوایی و در شب یا روز واحدهای هوایی دشمن را در برد 8 تا 12 کیلومتر مورد هدف قرار دهد. این سامانه همچنین قادر است موشک‌های کف‌رو ضدکشتی را در برد 4 تا 6 کیلومتری مورد هدف قرار دهد.

ناوشکن تایپ 052

توپ‌ها
توپ اصلی ناوشکن Type 79A "PJ-33" 100 میلیمتری است که در قسمت جلوی شناور و در روبروی سامانه‌ی دفاع موشکی نصب گردیده‌است. این توپ قادر است گلوله‌های 15 کیلوگرمی را با نواخت 18 گلوله بر دقیقه و تا برد 22 کیلومتر پرتاب نماید.
جهت دفاع ضدهوایی ناوشکن مجهز به چهار توپ دولوله‌ای ضدهوایی 37 میلیمتری Type 76A است. این توپ‌ها قادرند گلوله‌های 1.42 کیلوگرمی را با نواخت 180 گلوله بر دقیقه و تا برد 8.5 کیلومتر شلیک کنند.
 
تسلیحات ضدزیردریایی
جهت مقابله با تهدید زیردریایی‌های دشمن ناوشکن دارای دو مقر چهارگانه‌ی 533 میلیمتری جهت شلیک اژدر‌ Yu-7 است. اژدر Yu-7 مجهز به سر جنگی 45 کیلوگرمی است، سرعت آن 43 گره و برد آن 7.3 کیلومتر است.
همچنین دو مقر دوازده‌تایی شلیک راکت ضدزیردریایی گونه‌ی Type 75 در جلوی ناوشکن دیده‌می‌شود که دارای 120 راکت است (کالیبر 240 میلیمتری، سرجنگی 34 کیلوگرمی) و برد آن به 1200 متر می‌رسد.

حسگرها
شناور مجهز به رادار Thomson-CSF TSR 3004 Sea Tiger یا مدل چینی یعنی Type 360S/SR60 جهت جست‌و‌جوی هوایی و سطحی است. رادار دوربرد مراقبت و پیش‌اخطار شناور Type 518 (REL-2) Haiying است. رادار کنترل‌کننده‌ی سامانه‌ی موشکی HQ-7 از گونه‌ی Type 345 (یا همان MR35 باند J ) و رادار کنترل آتش موشک‌های YJ-83 و توپ اصلی Type 344 (یا همان MR34 باند I/J) می‌باشد. کنترل توپ‌های AAA توسط رادار Type 347G Rice Bowl (یا همان EFR-1 باند I) است. سامانه‌ی ناوبری ناوشکن از دو رادار باند I Racal Decca RM-1290 استفاده می‌کند.
ناوشکن از دو سامانه‌ی سوناری متفاوت استفاده می‌کند. سامانه‌ی سوناری فعال DUBV-23 "SJD-8/9" فرکانس متوسط نصب شده در بدنه جهت کاوش و درگیری و سامانه‌ی سوناری فعال DUBV-43 "ESS-1" فرکانس متوسط گونه‌ی VDS نصب شده‌ در دماغه جهت درگیری سوئیت سوناری ناوشکن را تشکیل می‌دهند. این ناوشکن‌ها نخستین ناوشکن‌های چینی مجهز به سونار استاندارد VDS محسوب می‌گردند.
 
اقدام متقابل الکترونیکی
شناورهای این کلاس دارای دو مقر 15 لوله‌ای شلیک chaff/decoy گونه‌ی Type 946 می‌باشند. سامانه‌ی فعال ECM شناور از اخلالگر "Type 826C "BM-8610 استفاده می‌کند.
 
سامانه ی کنترل و فرماندهی
ناوشکن‌های Type 052 نخستین شناورهای چینی مجهز به سامانه‌ی هوشمند کنترل داده‌ی نبرد محسوب می‌گردند. سامانه‌ی ZJK-4 در واقع کپی چینی مدل ایتالیایی Alenia Marconi Systems IPN-10 است که داده‌های مربوط به رهگیری اهداف، ناوبری، ارتباطات، پردازش سیگنال و کنترل آتش را با یکدیگر مرتبط می‌سازد. رایانه‌ی مرکزی سامانه داده‌های مربوط به اهداف را پردازش کرده و سپس تحویل بخش تسلیحاتی میدهد. سامانه قادر است انواع تهدیدات را رهگیری نماید.  سایر سامانه‌های ناوشکن شامل دو هدایتگر لیزری Type 630 "GDG-775"، و SATCOM انگلیسی SNTI-240 می‌باشد.

ناوشکن تایپ 052

بالگرد
عرشه‌ی پروازی ناوشکن قادر است از یک هلیکوپتر اندازه‌ی متوسط مانند Z-9C پذیرایی کند و دارای تجهیزاتی کامل جهت نگهداری بالگرد است. آشیانه‌ی ناوشکن می‌تواند تا دو فروند بالگرد را در خود جای دهد.


پیشران
ساختار پیشران شناور CODOG (ترکیبی از موتور دیزلی و توربین گازی) است. ناوشکن Harbin مجهز به دو توربین گازی GE LM2500 با قدرت 55000 اسب بخار (41 مگاوات) است و Qingdao مجهز به دو توربین اوکراینی GT25000 با قدرت 48600 اسب بخار(35.7 مگاوات) است.
قسمت دیزلی پیشران شامل دو موتور دیزلی آلمانی MTU 12V 1163TB83 با قدرت 8840 اسب بخار (6.5 مگاوات) است که به محور شفت متصل هستند. حداکثر سرعت شناور 31 گره می‌باشد.

ناوشکن تایپ 052

خصوصیات
سازنده: کارخانه‌ی کشتی‌سازی Hudong
متصدی: نیروی دریایی ارتش آزادیخواه خلق چین
ساخته‌شده: 2 فروند
فعال: 2 فروند
قیمت هر واحد: 1 بیلیون یوان در سال 1980
تناژ جابجایی: 4800 تن
طول: 144 متر
عرض: 16 متر
آبخور: 5.1 متر
سرعت: حداکثر 31 گره معادل 57.4 کیلومتربرساعت
برد: 5000 مایل دریایی معادل 9260 کیلومتر
خدمه: 260 نفر شامل 40 افسر
 
تسلیحات
4 مقر چهارگانه‌ی شلیک موشک‌های YJ-83
سامانه‌ی دفاع موشکی HQ-7
توپ 100 میلیمتری Type 79A "PJ-33"
چهار توپ دولوله‌ای ضدهوایی 37 میلیمتری Type 76A
دو مقر چهارگانه‌ی 533 میلیمتری جهت شلیک اژدر‌ Yu-7
دو مقر دوازده‌تایی شلیک راکت ضدزیردریایی گونه‌ی Type 75
 
سامانه‌ی کنترل و فرماندهی
سامانه‌ی ZKJ-4B
دو هدایتگر الکترولیزری Type 630 "GDG-775"
ارتباطات: SNTI-240 SATCOM
پیوند داده: HN-900
 
حسگرها
رادار Thomson-CSF TSR 3004 Sea Tiger جهت جست‌و‌جوی هوایی و سطحی
رادار دوربرد مراقبت و پیش‌اخطار Type 518 (REL-2) Haiying
رادار کنترل‌کننده‌ی سامانه‌ی موشکی HQ-7 از گونه‌ی Type 345
رادار کنترل آتش موشک‌های YJ-83 و توپ اصلی از گونه‌ی Type 344
رادار ناوبری Racal Decca RM-1290
سامانه‌ی سوناری فعال DUBV-23 "SJD-8/9"
سامانه‌ی سوناری فعال DUBV-43 "ESS-1"
 
اقدام متقابل:
دو مقر 15 لوله‌ای شلیک chaff/decoy گونه‌ی Type 946
اخلالگر "Type 826C "BM-8610
 
بالگرد
قابلیت استفاده از بالگردهای Ka-27 'Helix' یا Harbin Z-9C
آشیانه جهت نگهداری دو بالگرد
 
پیشران
ترکیبی توربین گازی، موتور دیزلی CODOG توربین گازی
Harbin: GE LM2500 با قدرت 55000 اسب بخار
Qingdao: GT25000 با قدرت 48600 اسب بخار
دو موتور دیزلی آلمانی MTU 12V 1163TB83 با قدرت 8840 اسب بخار


منبع:میلیتاری پارسی

آشنایی با سامانه پدافند هوائی ( TYPE-95 ( PGZ95 ساخت چین

سامانه پدافند توپخانه ای خودکششی PGZ95 که تحت نام تایپ 95 نیز شناخته میشود در اواسط سال 1980 توسط موسسه مهندسی مکانیک و الکترونیک واقع در شهر شیان ‌یانگ در استان شانشی چین به طراحی و ساخت رسید.

در اواخر سال 1990 این سامانه به منظور پوشش پدافندی برد کوتاه برای واحد های زرهی نیروی زمینی ارتش آزادی بخش خلق چین به خدمت گرفته شد و در سال 1999 در مراسم رژه روز ملی چین در معرض دید عموم قرار گرفت.
علاوه بر استفاده داخلی ، شرکت صنایع شمالی چین NORINCO که تحت نظر دولت این کشور فعالیت میکند مسئولیت بازاریابی و صادرات این محصول به سایر کشور ها را بر عهده دارد.در ساخت نخستین نمونه های تایپ 95 از تکنولوژی سامانه SIDAM-25 ساخت ایتالیا استفاده شده که بنا بر گزارشات در سال 1980 نمونه های از آن توسط چین خریداری شده است.
سامانه PGZ95 در ابتدا به عنوان یک سیستم پدافندی نیمه خودکار، صرفا دارای سیستم الکترواپتیکی ابتدایی بود که توانایی انجام عملیات در روز را داشت اما پس از تست های عملیاتی ارتش آزادی بخش خواستار تمام خودکار شدن این سیستم با استفاده از سیستم کامپیوتری کنترل آتش و اضافه شدن سیستم راداری و فاصله یاب لیزری به آن شد.
مدل های ساخته شده از این سامانه که این تغییرات در آن اعمال شده است با نام تایپ 90-II و تایپ 90-III شناخته میشوند. علاوه بر این پس از جنگ خلیج فارس و تجربیات حاصل از آن در بخش پدافند هوایی شبانه ، ارتش چین خواستار بازبینی مجدد سامانه و اضافه شدن قابلیت عملیات در شب به همراه استفاده از موشک های کوتاه برد شد که این درخواست به ساخت سامانه ای تکامل یافته منجر شد که ترکیبی از سیستم پدافندی توپخانه ای و موشکی بود و امکان عملیات در شب و روز و در هر شرایط آب وهوایی را داشت.

سامانه تایپ 95 مجهز به چهار قبضه توپ 25 میلیمتری است که نمونه ای از توپ پدافندی Type 87 هستند و مجموعا دارای نرخ آتش 2400 الی 3200 تیر در دقیقه بوده و برد موثری برابر 2500 متر دارند و تا ارتفاع 2 کیلومتری را پوشش میدهند.سرعت خروج گلوله از دهانه توپ نیز 1050 متر بر ثانیه است. توپها با چینش دوتایی در طرفین برجکی نصب شده اند که قابلیت گردش 360 درجه ای دارد . سیستم بارگذاری نیز کاملا خودکار بوده و ظرفیت 1000 گلوله را دارد. تسلیحات دیگر نصب شده بر روی این سامانه ، چهار موشک کوتاه برد QW-2 است. این موشک که در حقیقت از نوع دوشپرتاب است ، دارای سیستم هدفیابی حرارتی بوده و مشابه موشک Igla-1 روسی است. موشک QW-2 با حداکثر سرعت 1.8 ماخ ، بردی معدل 500 الی 6000 متر دارد و تا ارتفاع 10 الی 3500 متری را پوشش میدهد.
اولویت مقابله برای تسلیحات سامانه تایپ 95 بر اساس برد تعیین میشود و بر همین اساس با اهدافی که در خارج از برد و ارتفاع موثر توپها قرار بگیرند توسط موشک مقابله میشود.همانطور که قبلا اشاره شد این سامانه از سیستم هدایت الکترواپتیک به همراه فاصله یاب لیزری بهره میبرد. سیستم هدایت الکترواپتیکی به دو صورت هدایت تصویری و هدایت مادون قرمز است.
هدایت تصویری در حالت ردیابی خودکار بردی در حدود 6000 متر و هدایت مادون قرمز بردی در حدود 5000 متر دارد. فاصله یاب لیزری نیز دارای حداقل برد 500 متر و حداکثر برد 5500 متر است و در حداکثر برد خطایی در حدود 5 +/- متر دارد. تمامی اطلاعات حاصل از سیستم های فوق توسط کامیپوتر کنترل آتش پردازش و در اختیار اپراتور قرار میگیرد. علاوه بر این دسته کنترلی برای اپراتور تعبیه شده تا با استفاده از آن هدفگیری را به صورت دستی انجام دهد. از دیگر تجهیزات این سامانه پدافندی، رادار جستجو و کشف هدف ارتفاع پست موسوم به CLC-1 است که در باند S عمل میکند و 11 کیلومتر برد دارد. آنتن این رادار در بالای برجک و به صورت جمع شونده نصب شده است. از جمله مهمترین ویژگی های سامانه های پدافندی سرعت واکنش مناسب است که در این سامانه با توجه به نوع هدفیابی متفاوت است ، چنانچه هدفیابی راداری باشد سرعت واکنش 10 ثانیه خواهد بود و چنانچه هدفیابی الکترواپتیکی باشد سرعت واکنش به میزان 6 ثانیه کاهش خواهد یافت.

پلتفرم اصلی این سامانه شاسی شنی دار تمام زرهی است که از تحرک مناسبی برخوردار است و حفاظت مناسبی را برای خدمه آن فراهم میکند. این خودرو با وزن 22.5 تن و حداکثر سرعت 53 کیلومتر ، برد عملیاتی در حدود 450 کیلومتر دارد و دارای سه خدمه است که فرمانده ، مسئول تسلیحات و راننده را شامل میشود.
یک واحد کامل از تایپ95 از شش الی هشت سامانه، واحد مدیریت و فرماندهی ، سه واحد پشتیبانی ، یک واحد آزمایش عملکرد و یک واحد تامین برق تشکیل میشود. به جز سایر واحد ها که از کشنده ای با پیکره بندی 6*6 استفاده میکنند، واحد فرماندهی همانند خود سامانه از شاسی زرهی بهره میبرد و علاوه بر آن به رادار نظارت هوایی CLC-2 PD مجهز است. این رادار در باند S عمل میکند و 45 کیلومتر برد دارد و تا ارتفاع 4.5 کیلومتری را پوشش میدهد. از ویژگی های دیگر واحد فرماندهی سیستم ناوبری ، سیستم پردازش تمام دیجیتال و واحد تامین برق مستقل است. این واحد اطلاعات ورودی از رادارنظارت هوایی را ابتدا پردازش کرده و سپس در اختیار واحد های عمل کننده حاضر درمیدان قرار میدهد. تجهیزات ارتباطی نصب شده بر روی این واحد توانایی ارسال اطلاعات تا برد 5 کیلومتر به صورت دیجیتال ، 15 کیلومتر به صورت استاندارد رادیویی و 500 متر با استفاده از کابل را دارد.واحد مدیریت و فرماندهی پنج خدمه دارد و برای دفاع از خود به یک قبضه تیربار کالیبر 12.67 مجهز است.

مشخصات کلی :
کشور سازنده : چین
سال ورود به خدمت : اواخر 1990
وزن : 22.5 تن
طول :6.71 متر
عرض : 3.2 متر
ارتفاع : 4.82 متر در حالت عملیاتی و 3.2 متر با آنتن راداری جمع شده

پیشرانه : دیزلی
حداکثر سرعت جاده ای : 53 کیلومتر بر ساعت
حداکثر برد : 450 کیلومتر


تسلیحات :
1- چهار قبضه توپ 25 میلیمتری با برد 2.5 کیلومتر و نرخ آتش مجموعا 3200 گلوله در دقیقه
2- چهار فروند موشک کوتاه برد QW-2 با برد 6 کیلومتر


ادامه نوشته

اسکای شیلد


اسکای شیلد یک سیستم دفاعی پیشرفته در برابر اهداف ارتفاع پست می باشد که توسط شرکت اورلیکن سوئیس طراحی و ساخته شده است.

اورلیکن از سال ۱۹۹۹ به تملک راین متال آلمان درآمده و با عرضه اسکای شیلد یاد توپهای معروف ۳۵ میلیمتری ضدهوایی خود را دوباره زنده کرده است. اسکای شیلد مدافعین را قادر می سازد تا یک منطقه حساس را در برابر انواع هواگردهای مافوق صوت، زیرصوت، هلیکوپترهای هجومی، پهپاد و گلوله های توپ باهوش حفاظت کند.
اسکای شیلد می تواند اهداف کوچکی مانند راکتها و یا گلوله های توپ و خمپاره را ،حتی اگر از فاصله نزدیک شلیک شوند، رهگیری کرده و هدف قراردهد. این توانایی بدین معنی است که می توان اسکای شیلد را به عنوان یک مدافع عالی برای پایگاه های خط مقدم در برابر حملات نامتقارن یا تأسیسات زیربنایی (نیروگاه، سد،…) یک کشور بکارگرفت. هدف اصلی از طراحی اسکای شیلد حفاظت از سربازان و پایگاه های خطوط مقدم در مناطق آشوب زده مانند افغانستان و عراق می باشد.
اسکای شیلد برای حداکثر حفاظت از خدمه طراحی شده است. این سیستم سبک وزن و ماجولار از دو قبضه توپ کنترل از راه دور ۳۵ میلیمتری، یک واحد هدایت آتش و یک پست فرماندهی به ظرفیت ۲ نفر تشکیل شده است. پست فرماندهی را می توان در ۵۰۰ متری توپها و رادار مستقر کرد تا در صورت استفاده دشمن از موشکهای ضدتشعشع آسیبی به خدمه توپ وارد نشود. توپهای اسکای شیلد از نوع چرخان هستند و نواخت هر یک از آنها به ۱۰۰۰ گلوله در دقیقه می رسد. واحد هدایت آتش از واحد رادار و پست فرماندهی تشکیل شده است.

توپهای اسکای شیلد به صورت عملیاتی توسط ۲۲۸ گلوله بارگذاری شده و آماده شلیک می باشند. این مهمات برای ۲۰ درگیری کفایت می کنند و می توانند از پس یکی حمله گسترده هوایی برآیند. گلوله گذاری مجدد سلاح ها با حداقل نفرات و به سادگی و با سرعت انجام می پذیرد. این توپها می توانند هر گونه مهمات ۳۵ میلیمتری متعارف را شلیک کنند. اسکای شیلد دارای زمان واکنش بسیار کوتاهی است و از زمان کشف هدف تا درگیری با آن کمتر از ۴٫۵ ثانیه طول می کشد. سرعت بالای دهانه و دقت زیاد به اسکای شیلد این توانایی را می دهد که همزمان با چند هدف درگیر شود.
تجهیزات اسکای شیلد در برابر اقدامات جنگ الکترونیک به خوبی حفاظت شده اند. واحد هدایت آتش از ۲ دستگاه رادار استفاده می کند. رادار اول وظیفه دارد هواگردهای منطقه نبرد را بیابد و آشکار کند و رادار دوم هدفگیری توپها را برعهده دارد. این رادارها از یک نمایشگر تلویزیون بهره گیری می کند که در صورت نیاز می تواند تصویری مادون قرمز، لیزری یا معمولی از هدف را برای خدمه نمایش دهد.
اجزای اسکای شیلد در اندازه ای طراحی شده اند که بارگیری، حمل و نصب آنها به سادگی انجام شود و حمل آنها توسط هواپیما، کشتی و قطار امکان پذیر است. تمامی ماجولهای اسکای شیلد را می توان در یک هواپیمای سی-۱۳۰ بارگیری کرد.

اسکای شیلد می تواند در فضای جبهه نبرد با یک سیستم تبادل اطلاعات و هدایت “سی-۴آی” یا دیگر اسکای شیلدهای حاضر در منطقه یکپارچه شود و به صورت یک شبکه ضدهوایی واحد عمل کند. اسکای شیلد از برکت سیستم جستجو و هدفگیری سریع خود یک “تصویر هوایی محلی” تهیه می کند که اطلاعات آن می تواند دیگر توپهای مستقر در منطقه عملیاتی را تغذیه کند. این امر سبب می شود تا با اولویت بندی اهداف به صورت خودکار، با مؤثرترین شیوه از توپها استفاده شود. تبادل اطلاعات داخل این شبکه تقریبا در “زمان واقعی” صورت می پذیرد.
اسکای شیلد را می توان با یک موشک ضدهوایی برد کوتاه همراه کرد تا این موشک توانایی های سیتسم را برای مقابله با اهدافی که در خارج از برد مؤثر توپهایش هستند افزایش دهد. در حال حاضر، اورلیکن تنها شرکت جهان است که توانسته پدافندی با قابلیت ضدموشک-ضدخمپاره با کالیبر۳۵ میلیمترتولید کند. قرارداد این شرکت با دولت آلمان به ۱۱۰ میلیون یورو می رسد که ۳۳ میلیون یورو بابت هزینه های آموزش و تهیه مهمات را نیز به همراه دارد. نیروهای نظامی آلمان تصمیم دارند ،تا پس از اتمام آزمایشهای لازم، اسکای شیلد را در افغانستان و برای حفاظت از پایگاه های نظامی خود درحملات راکتی و خمپاره ای طالبان بکارگیرند.


بالگرد MI-24 Hind خطرناک ترین از نوع خود معروف به شیطان


بالگرد MI-24 Hind خطرناک ترین از نوع خود معروف به شیطان
میل ۲۴ اولین هلیکوپتری است که در نیروی هوایی روسیه جهت عملیات تهاجمی، عملیات ضدکشتی و امور ترابری به خدمت گرفته شده است. ماموریتهایی دیگری نیز توسط این هلیکوپتر انجام می شود، از جمله: عملیات پشتیبانی هوایی نزدیک، عملیات شکار تانک، عملیات اسکورت و نبرد هوایی با هواپیماهای دشمن. ارابه شیطان (Satan's Chariot) نامی بود که مجاهدان افغان در هنگام اشغال کشورشان توسط شوروی سابق در دهه ۸۰ با دیدن هلیکوپتر MI-24 Hind به آن دادند. این هلیکوپتر به طور گسترده ای در جنگ افغانستان (1980 – 1988) مورد استفاده قرار گرفت و در این جنگ بود که به میل ۲۴نام «سلاح نبرد» (Weapon of the Conflict) اطلاق شد.


اگر آپاچی را بهترین بالگرد ضد تانک جهان بنامیم ، باید میل 24 را بهترین بالگرد تهاجمی جهان نامید. میل ۲۴ از نظر عملیاتی، همتای هلیکوپتر آمریکایی AH-64 آپاچی شناخته می شود، اما بر عکس نمونه ی آمریکایی اش، توان خوبی در ترابری نیروها دارد و بر خلاف تمامی بالگرد های ضد تانک جهان که تنها می توانند دو خدمه را حمل کند ، قادر است در کابین پایینی خود ۸ نفر سرباز کاملا مسلح را حمل کند.

میل ۲۴ هایند اولین بار در سال ۱۹۷۴ وارد خدمت شد و آن را باید اولین بالگرد ضد تانک پشتیبانی هوایی نزدیک ساخت روسیه دانست. میل ۲۴ دارای یک طرح انقلابی و اعجاب آور در صنایع بالگرد سازی است. به جرات باید این بالگرد را یکی از بی نظیرترین بالگردهای هجومی جهان نامید.

این بالگرد با سرعت کروز ۳۳۸ کیلومتر بر ساعت با پرواز در کمترین ارتفاع ممکن به یک باره بر سر نیروهای دشمن ظاهر شده و آتش مهیبی را بر سر آنان فرو می ریزد.

میل ۲۴ که نمونه صادراتی آن را میل ۲۵ و یا میل ۳۵ نیز می نامند را باید از نظر ابعاد و وزن بزرگترین بالگرد ضد تانک جهان نامید. این بالگرد با طول ۲۱ متر ( در مقابل ۱۷ متر برای آپاچی ) و وزن خالی ۸۲۰۰ کیلو گرم ( در مقابل ۵۱۶۰ برای آپاچی ) بزرگترین و سنگین ترین بالگرد ضد تانک جهان است که ۳ برابر کبرا و ۵/۱ برابر آپاچی وزن دارد.




بر خلاف اکثر بالگردهای ضد تانک جهان که از ترکیب دو سرنشینه با الگوی خدمه پشت سر هم استفاده میکردند َ نمونه های اولیه این بالگرد دارای دو خدمه در کنار هم بود که البته این مسئله در مدل های بعدی بر طرف شد.
جالب است بدانید که این بالگرد نمی تواند به صورت عمودی از روی زمین بلند شود ، بلکه باید مسافتی را با چرخ بر روی باند خزش کرده تا بتواند بلند شود . البته مسافت بسیار کمی. دلیل این امر به بالهای بزرگ و رو به پایین این بالگرد مخوف بر می گردد.


این بالگرد دارای ۵ ملخ اصلی و ۳ پروانه دم می باشد. ملخ پنج تیغه ی بالگرد در بالای بخش میانی بدنه نصب شده است که کوتاه و افقی می باشد. بالچه های حمل مهمات در قسمت میانی دو طرف بدنه نصب شده اند. کابین خلبان و تیغه های ملخ هلیکوپتر از آلیاژ تیتانیوم ساخته شده اند و در برابر اصابت گلوله های 20 میلی متری کاملا مقاوم هستند.
دو موتور بسیار پرقدرت توربوشفت نیز در قسمت میانی بالای بدنه، به همراه دو محل ورود هوا (درست در بالای کابین خلبان) نصب شده اند. اگزوز موتورها در کنار موتورها تعبیه شده است.


بر عکس سایز و مخوف بودنش ، از هلیکوپتر کبرا بسیار آرامتر ( نه از لحاظ سرعت ) ، کم صداتر و نرم تر پرواز می کند. گفته می شود این بالگرد به دلیل داشتن بالهای بزرگش که نیروی زیادی در حرکت رو به جلو ایجاد می کند توسط خلبانانش مانند یک هواپیمای بال ثابت به پرواز در می آید.

بالچه های نصب شده، 22 تا 28 درصد به توان پروازی افقی هلیکوپتر کمک می کنند.
بالچه های کوچک نصب شده در انتهای بدنه، در هنگام گردش در زوایای تند و با سرعت کم یا به هنگام گردشهای ناگهانی، به کاهش نیروی برا کمک می کنند. به همین دلیل، حداکثر سرعت افقی هلیکوپتر فدای وجود این دو بالچه ی کوچک شده است تا نیروی برا کاهش یابد.
به دلیل مشخصات خاصی که ذکر برخی از آنها آمد، این هلیکوپتر بسیار سنگین وزن و دارای ابعادی بزرگ است، قدرت مانور بسیار کمی دارد. به همین جهت در عملیتهای رزمی از دو فروند یا ترکیبی از چندین هلیکوپتر دو فروندی و در جهات مختلف، استفاده می شود.



میل ۲۴ دارای ۲ دستگاه موتور کلیموف TV3-117 با توان 2190 اسب بخار دارای قوی ترین موتور در میان بالگردهای ضد تانک موجود است.موتور میل ۲۴ از نوع به کار رفته در هلیکوپتر Mi-8 می باشد. روسها این موتور را بر روی سایر هلیکوپتر های خود نصب کرده اند و اکنون میل 24 و میل 28 و کاموف 27 و 29 و 30 و 60 و میل 17 از این موتور استفاده می کنند.

تسلیحات این بالگرد در مدل پر تولید MI-24V شامل 1 مسلسل 7/12 میلیمتری 4 لول متحرک است با 1470 فشنگ انفجار قوی و ضد زره که معمولا یک فشنگ در میان از این دو نوع لود می شود تا بیشترین اثر مخرب را داشته باشد و می تواند اهداف را در طرفین بالگرد هدف قرار دهد. این مسلسل به وسیله سایت نصب شده بر روی کلاه افسر مهمات هدف گیری می شود به گونه ای که به کمک ارسال و دریافت امواج الکترو مغناطیسی ، مسلسل هدف را شناسایی کرده و خود به خود هدف یا هر جایی را که افسر مهمات نگاه می کند نشانه می رود.

نمونه های اولیه هایند فاقد مسلسل ثابت در درون بدنه بود و برای حمل آن از بالهای بزرگ و بدون افتادگی و زاویه اش استفاده می کرد. در هایند C شکل بالها به شکل امروزی در آمد و هر بالچه دارای 3 جایگاه حمل تسلیحات (Hard Point ) بود ( در مدلهای قبلی 2 جایگاه در هر بال بود ).

مهمات این هلیکوپتر در زیر بالچه ها نصب می شوند. هر بالچه شامل سه جایگاه حمل مهمات است که در مجموع شامل 6 جایگاه می شود. مهمات نیز ترکیبی از انواع مختلف است که بر اساس ماموریت و نوع ادوات زمینی دشمن انتخاب می شوند. برای مثال تا 8 فروند موشک ضد تانک AT-6، مسلسل پرقدرت 30 میلی متری با 750 تیر فشنگ و دو محل پرتاب راکتهای 57 میلی متری. همچنین در مواقعی که ماموریت ترابری برعهده ندارد، می تواند یک جایگاه اضافی حمل مهمات نیز تعبیه کند.

روسیه، انواع مختلفی از میل ۲۴ را با توسعه ی نمونه ی اولیه تولید کرده و آن را به بسیار از کشورهای جهان صادر کرده است.


گونه های مختلف هلیکوپتر Mi-24

1- مدل Mi-24D/HIND D: ایجاد پشتیبانی هوایی نزدیک
2- مدل Mi-24V/HIND E: ایجاد پشتیبانی هوایی نزدیک (با سیستم های بهبود یافته نسبت به مدل D)
3- مدل Mi-24P/HIND F: ایجاد پشتیبانی هوایی نزدیک. دارای دو مسلسل نصب شده در داخل برجک و وزن خالص 8200 کیلوگرم که می تواند تا میزان 12000 کیلوگرم افزایش یابد.
4- مدل Mi-24R/HIND G-1: دارای مکانیزمی جهت بدست آوردن نمونه های هوا و خاک، فیلتر هوای مخصوص و جایگاه مخصوص پرتاب افشانه های درخشان منحرف کننده ی موشک (Flare).
5- مدل Mi-24K/HIND G-2: دارای سیستم عکاسی- اکتشافی و هدفگیری دقیق مسلسل. یک دوربین عکاسی پرقدرت و با زوم بالا در داخل کابین خلبان نصب شده است. دارای مسلسل، راکت انداز ولی بدون سیستم هدفیاب.
6- مدل Mi-25: نوع صادراتی مدل D.
7- مدل Mi-35: مدل صادراتی نوع E.
8- مدل Mi-35M: در این مدل به جای مسلسل پرقدرت 30 میلی متری، از دو مسلسل 23 میلی متری استفاده شده است و آخرین و پیشرفته ترین مدل برای صادرات محسوب می شود.
9- مدل Mi-35P: نوع صادراتی مدل F با تجهیزات الکترونیک ضعیف شده.

مشخصات فنی

از سال ۱۹۷۴ تا کنون مدل های مختلفی از این بالگرد ساخته شده است که شامل MI-24 A/B/C است که مدل های پایه محسوب می شوند و در در این مدلها خدمه در کنار هم قرار می گیرند. امروزه دیگر هیچ کدام از انواع A، B و C در نیروی هوایی روسیه وجود ندارد و همگی آنها به سطح مدل D یا E ارتقاء یافته اند.

کشور سازنده: روسیه
شرکت سازند: MIL
تاریخ ساخت: 1976 برای مدل D.
وظائف: تهاجمی، عملیات ضدتانک، هدفگیری نیروهای پیاده ی دشمن.

پرنده های مشابه: هلیکوپتر AH-1 کبرا (تمامی مدلها)، هلیکوپتر UH-60 موسوم به Black Hawk، هلیکوپتر AH-64 موسوم به آپاچی و هلیکوپتر Mangusta A129.

ملخها: ملخ اصلی 5 تیغه و موتور انتهایی با 3 تیغه.
ابعاد مخلها: تیغه ی اصلی= 3/17 متر و تیغه ی انتهایی= 9/3 متر.
عرض: 5/6 متر
طول: 5/17 متر و در حالت کار ملخها= 6/21 متر.
ارتفاع: 4 متر و در حالتی که چرخها باز باشند= 5/6 متر

ابعاد محل در مدل ترابری: طول= 5/2 متر، عرض= 5/1 متر و ارتفاع= 2/1 متر.
وزن: حداکثر= 11500 کیلوگرم، وزن عادی= 11100 کیلوگرم، وزن خالص=8500 کیلوگرم.
سوخت: مخازن داخلی= 1840 لیتر، مخازن اضافی داخلی= 1227 لیتر و مخازن خارجی= 500 لیتر.

موتور: دو موتور توربوشفت ساخت Isotov هریک به قدرت 2200 اسب بخار.
حداکثر سرعت: 335 کیلومتر بر ساعت.
سرعت کروز (گشت زنی): 295 کیلومتر بر ساعت.

برد پروازی: در حالت بارگذاری عادی=450 کیلومتر، با مخازن سوخت داخلی= 950 کیلومتر.
ارتفاع پروازی: 4500 متر.
پرواز ایستا: بدون تاثیر جاذبه ی زمین =حداکثر در ارتفاع 1500 متری و با تاثیر جاذبه ی زمین= 2200 متر.
میزان اوج گیری: 15 متر بر ثانیه.
حداکثر شتاب کششی قابل تحمل: 1/75g
بارگذاری استاندارد: 8 سرباز یا 4 برانکارد. تسلیحات خارجی= 1500 کیلوگرم و بارگذاری در مقرهای خارجی غیر از مهمات= 2500 کیلوگرم.

تسلیحات:
4 مسلسل 7/12 میلی متری با برد موثر 1500 متر.
زوایای نواخت مسلسل: 20 تا 60 درجه به سمت بالا و 120 درجه به سمن پائین.
نوع گلوله ی مسلسلها: HEFI, APT, Duplex, DuplexT
میزان شلیک: حداکثر تا 4500 تیر در دقیقه و به انتخاب خلبان می تواند کمتر نیز شود.

دو مسلسل بسیار پرقدرت 30 میلی متری از نوع GSh-30K، با برد موثر 4000 متر.
زوایای نواخت: نامعلوم.
نوع گلوله ی مسلسلها: HEFI, HEI, APT, APE, CC
میزان شلیک: بین 300 تا حداکثر 2000 یا 2600 گلوله.

ترکیبی از 2 تا 8 فروند موشک ضد تانک از نوع AT-2C یا AT-6C.

2 تا 4 مقر پرتاب راکتهای 80 میلی متری S-8 با نواخت شلیک 20 فروند در هر ثانیه.
2 تا 4 مقر پرتاب راکتهای 57 میلی متری S-5 با نواخت شلیک 32 فروند در هر ثانیه.
940 تیر فشنگ برای مدلی که دارای مسلسل 23 میلی متری نوع GSh-23L باشد.

4 بمب 250 کیلوگرمی از نوع FAB-250
2 بمب 500 کیلوگرمی
500 لیتر بنزین در مخازن سوخت خارجی

تسلحیات قابل حمل در انواع مختلف:
مدل D:
4 مسلسل 7/12 میلی متری (قابل نصب بر روی بالچه ها)
راکت اندازهای 57 میلی متری و موشکهای ضدتانک AT-2C/ SWATTER.

مدل E:
4 مسلسل 7/12 میلی متری (قابل نصب بر روی بالچه ها)
دو مسلسل ثابت 30 میلی متری در سمت راست بدنه
راکت اندازهای 57 میلی متری، موشکهای ضدتانک AT-6C.
همچنین نیروهای سوار شده در قسمت بار، می توانند از طرق پنجره های کابین به بیرون شلیک کنند.

سنسورهای نصب شده (در مدلهای برای روسیه فقط): سیستم هدایت لیزری و FLIR و RWR.

سیستم های الکترونیک هوایی (آویونیک):
سیستم هدف یاب با نمایشگر تلویزیونی ATGM، هدایتگر لیزری، سیستم FLIR، سنسور اطلاعات آب و هوا، و سیستم انتقال دهنده ی فرامین به موشک هدایت شونده.

در مدل D از انواع بسیار ابتدایی سیستم های آویونیک استفاده شده است.
در برخی از مدلهای صادراتی مانند E و Mi-35، سیستم های پرواز در شب و انطباق با شرائط آب و هوایی (مه آلود یا بارانی یا برفی)، سیستم های بهتر آویونیک، رادار هواشناسی، خلبان خودکار، نمایشگر سربالا (HUD) و مکان یاب جهانی (GPS)، قابلیت حمل مهمات بیشتر، نصب شده است.
قابلیت حمل مهمات بیشتر و سیستم های آویونیک جدید نظیر HUD، با کمک فنی شرکت فرانسوی Sextant Avionique فراهم آمده است.

تمهیدات برای افزایش بقاپذیری بالگرد:
ملخ اصلی و ملخ انتهایی مجهز به سیستم الکتریکی مخصوص جهت جلوگیری از یخ زدگی.
مخفی کننده ی حرارت ناشی از اگزوز موتورها جهت جلوگیری از رهگیری توسط موشکهای شانه پرتاب.
کابین، بدنه و ملخ ها از تیتانیوم ساخته شده اند و به گلولهایی تا کالیبر 20 میلی متر، کاملن مقاوم هستند.
گیرنده ی اخطار راداری بسیار پیشرفته به جهت مصون ماندن از رهگیری توسط رادارهای دشمن.
سیستم پیشرفته ی تشخیص دوست از دشمن IFF به جهت عدم اصابت اشتباهی توسط نیروهای خودی.

خدمه: یک خلبان و یک افسر مهمات که پشت سرهم می نشینند.

قیمت: نامعلوم

کشورهای دارنده:

حداقل 43 کشور (عمدتا مدل D) که عبارتند از:
ارمنستان، افغانستان، الجزائر، آنگولا، بلاروس، کامبوج، چین، کوبا، جهوری چک، اتیوپی، گرجستان، آلمان شرقی، مجارستان، ایران (100 فروند مدل E)، عراق (50 فروند مدل D)، لیبی، مغولستان، نیکاراگوا، کره شمالی، پرو، لهستان، اسلواکی، یمن جنوبی، اوکراین و ویتنام.

عملیات به یاد ماندنی نیروهای "دلتا فورس ، رنجر و سازمان سیا آمریکا با همکاری سپاه قدس

عملیات به یاد ماندنی نیروهای "دلتا فورس ، رنجر و سازمان سیا آمریکا با همکاری سپاه قدس
عملیات به یاد ماندنی نیروهای "دلتا فورس ، رنجر و سازمان سیا آمریکا با همکاری سپاه قدس و وزارت اطلاعات ایران" :
"قبل از همه چیز عذر خواهی بنده رو بابت دیر کرد بپذیرید ، این چند روز بسیار سرم شلوغ بود
"
در سال 2001 میلادی، در طی جنگ افغانس
تان، عملیات مشترکی توسط نیروهای ویژه ایران،آمریکا و نیروهای افغان اتحاد شمال برای آزاد سازی شهر هرات از دست طالبان صورت گرفت.
در این عملیات نیروهای آمریکایی شامل رنجرهای ارتش آمریکا و نیروهای دلتا فورس تحت فرماندهی ژنرال تامی فرانک، نیروهای ایرانی شامل مامورین و کماندوهای نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تحت فرماندهی سردار یحیی رحیم صفوی،نیروهای اتحاد شمال شامل بیش از 5 هزار جنگجو تحت فرماندهی اسماعیل خان و همین طور یک فرمانده سابق در تهاجم شوروی به افغانستان در دهه ی 80 و فرماندار سابق هرات(قبل از به قدرت گرفتن طالبان) ونیروهای ویژه بریتانیا که به دلایل امنیت ملی هویت و فرماندهی آنها مخفی باقی ماند شرکت داشتند.

طرح حمله توسط سردار رحیم صفوی و فرانک سازماندهی شد. نقشه حمله به این صورت بود که ابتدا نیروهای ویژه ایرانی به صورت مخفی وارد شهر هرات شوند و اقدام به ایجاد یک قیام مردمی علیه طالبان کنند و این اتفاق ناگهانی همزمان باشد با ورود جنگجوهای اسماعیل خان به درون شهر، در همین زمان یک تیم از نیروهای ویژه آمریکا و مامورین سیا نیز وظیفه تحت نظر داشتن عملیات را در تهران و در کنار مامورین اطلاعاتی ایران بر عهده داشتند

جنگ افغانستان و عملیات مورد نظر در 7 اکتبر 2001 آغاز شد. تا به انتهای ماه نیروی هوایی ایالات متحده اهدافی را در اطراف هرات مورد هدف قرار داد، اهدافی شامل تانکها، تجهیزات ارتباطاتی و مجموعه تونلهای زیرزمینی و همین طور فرودگاه هرات نیز بمباران شد.

بر طبق نقشه از پیش تعیین شده، کماندوهای ایرانی به صورت مخفیانه و با احتیاط وارد شهر شده و شروع به تحریک مردم و ایجاد قیام مردمی علیه حاکمیت طالبان در 12 نوامبر نمودند.سپس نیروهای اتحاد شمال و دسته ای از شیعه های هزاره و تیمی از نیروهای ویژه ارتش آمریکا وارد شهر شدند و در ادامه مردم هرات نیز با گرفتن چوب و چماق و چاقو و اسلحه هایی که پنهان کرده بودند به قیام و نبرد ملحق شدند.

نیروهای طالبان با فرار به سمت کوههای رو به مرز ایران، تعدادی تانک رها شده و اسیر به جا گذاشتند که این اسیران شامل داوطلبان عرب و چچنی نیز می شدند. با فرار نیروهای طالبان شهر هرات سقوط کرده و به دست نیروهای اسماعیل خان افتاد.
در گزارش تلویزیون ایران ،مردم هرات با شلیک تفنگ اقدام به جشن گرفتن کردند و ماشینها اقدام به بوق زدن در خیابانها کردند.
اسماعیل خان پایه های قدرت خود را تحت عنوان امیر غرب افغانستان محکم کرد و ماهیانه توسط ایران به اسماعیل خان پولهایی اهدا می شد که با آن وفاداری نیروهای اسماعیل خان تضمین می شد.

اسماعیل خان اقدام به عفو عمومی جنگجویان سابق طالبان کرد ولی به آنها هشداری در صورت به دست گرفتن دوباره سلاح داد.
اسماعیل خان تا سال 2004 فرماندار هرات باقی ماند تا اینکه توسط حامد کرزای،رئیس جمهور افغانستان عزل شد. عزل او اعتراضات خشونت آمیزی را در پی داشت.

این عملیات مشترک نیروهای آمریکایی و ایرانی برای اولین بار پس از انقلاب سال 57 صورت می گرفت که در آن آمریکاییها با کمک از نفوذ نیروهای ایرانی در افغانستان از زمان حمله ی شوروی به افغانستان و همین طور دشمنی ایران با طالبان، طالبان را از قدرت به پایین کشیدند. با آزاد شدن هرات پایگاه محکمی برای پیشروی به سمت ایالات مرکزی افغانستان به وجود آمد و نکته ی جالب این که حدود 1 سال بعد و در سال 2002 ایران توسط رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، جرج بوش ،جزو محور شرارت خوانده شد که این امر باعث عمیق تر شدن بی اعتمادی ایران که از زمان انقلاب 57 وجود داشت نسبت به دولتمردان آمریکایی شد .
امضاي کاربر :

پدافند هوایی ارتفاع پایین اونجر

پدافند هوایی همچون یک زنجیره متصل به هم می باشد که دارای حلقه های به هم فشرده شده است. این حلقه ها را می توان از هشدار زود هنگام تا هواپیماهای رهگیر دوربرد (برتری هوایی)، شکاری های نقطه ای، موشک های ارتفاع پایین و سرانجام توپ های ضد هوایی دانست. موشک های پدافند کوتاه برد شانه پرتاب در این زنجیره در آخرین حلقه این زنجیره می باشد که وظیفه مقابله با جنگنده ها و بالگردهای در حال پرواز در ارتفاع پایین را دارد. اگرچه بسیاری معتقدند که این نوع سلاح ها توانایی چندانی در مقابله با جت های سریع به دلیل دارا بودن سرجنگنده، کوچک نیستند ولی باید توجه داشت که این سلاح ها به نیروهای پیاده این امکان را می دهند که به رزم وسایل پرنده دشمن بروند. شاید پرآوازه ترین موشک پدافندی شانه پرتاب جهان FIM92 استینگر باشد که دارای شهرت زیادی در جهان غرب است. این موشک در اواخر دهه 60 میلادی به درخواست نیروی هوایی آمریکا برای به خدمت گرفتن موشک پدافند هوایی برای جایگزینی موشک FIM42 توسعه پیدا کرد.

اولین شلیک آزمایش این موشک در سال 1973 انجام شد ولی به دلیل پاره ای از مشکلات فنی این آزمایشات تا سال 1975 متوقف شد. ولی سرانجام با رفع مشکلات فنی موجود این موشک طی قراردادی با کمپانی جنرال الکتریک در سال 1978 به تولید انبوه رسید. سرانجام اولین سری این موشک ها در سال 1981 با کد

FIM92A در ارتش امریکا عملیاتی شد. از آنجایی که این موشک ها دارای سرجنگنده های کوچک بئدند کمپانی های سازنده این نوع سلاح ها تصمیم به افزایش شانس انهدام هدف توسط این موشک ها گرفتند. از این رو کمپانی  بوئینگ دست به توسعه سیستم اونجر گرفت. "اونجر" یک سیستم پدافند هوایی کوتاه برد متحرک ساخت بوئینگ است که در اواخر دهه 80 میلادی برای نیروی دریایی امریکا توسعه پیدا کرد. اونجر  در واقع ترکیپ جیپ مشهور هاموی و موشک های شانه پرتاب فروسرخ موفق  استینگر است.

این سیستم این امکان را به کاربر می دهد که تعداد زیادی موشک استینگر را به طرف هدف در حال پرواز شلیک کند تا از این رو شانس انهدام هدف بیشتر شود. این چنین سیستم هایی قبلا نیز در ارتش های دیگر امتحان شده است. موشک سام 8 را باید اولین سیستم عملیاتی اینچنینی در جهان نامید که شامل 4 موشک فرو سرخ نصب شده بر روی یک خودروی زرهی بود. قبل از نمونه های دو تایی و سه تایی موشک استینگر برای نصب بر روی خودروهای زرهی یا توپ های ضد هوایی هدایت راداری وجود داشت. ولی این بار کمپانی بوئینگ با ارائه این مدل، سیستمی مشابه چاپارل ر ابه نیروی دریایی ارائه داده است. به احتمال زیاد اونجر نیز جایگزین چاپارل در نیروی هوایی امریکا خواهد شد. این سلاح بین سال های 1989 تا 1992 آزمایشات خود را کامل کرد و در سال 1992 نیروی دریایی امریکا خواهان به خدمت گرفتن 679 اونجر شد. اونجر را می توان بر ضد تمامی اهداف پایین پرواز همچون بالگردها و هواپیماها بکار برد. این سیستم همچنین دارای یک سیستم جلو نگار فرو سرخ FLIR می باشد که این امکان را به کاربر می دهد که به صورت غیر فعال هدف پرنده را کشف کند. این سیستم از آنجایی که "اونجر" فاقد رادار می باشد از اهمیت بسیاری برخوردار است. این FLIR به "اونجر" این کمک را می رساند که هدف را به وسیله سیستم فروسرخ کشف و اطلاعات هدف به کامپیوتر به صورت خودکار لانچر را به طرف هدف یرگردانده و در زمان مناسب بعد از قفل شدن موشک ها بر روی هدف موشک را به طرف هدف شلیک می کند. لازم به ذکر است که کاربر می تواند این اعمال را به صورت دستی و غیر خودکار انجام دهد. در این روش به کارگیری اونجر چندان با بکارگیری موشک استینگر تفاوتی ندارد. هنگامی که اپراتور یک هدف پرنده را مشخص می کند سر لانچر را به طرف منطقه هدف بر می گرداند. این روند شامل به کار انداختن جستجوگر فروسرخ نصب شده بر روی موشک است که این جستجوگر با کاوش منطقه پیش روی خود منبع گرمایی موثق را که خروجی موتور یک هواپیما و یا یک بالگرد است را کشف و بر روی آن قفل می کند. بعد از آن موشک با یک صدای زوزه مانند به کاربر در مورد قفل شدن بر روی هدف اطلاع می دهد. بعد از آتش موشک توسط کاربر موشک به وسیه موتور راکتی کوچک خود (خرج پرتاب) از لوله لانچر پرتاب می شود. این موشک مانند تمامی موشک های شانه پرتاب دارای یک راکت دو مرحله ای سوخت جامد می باشد. مرحله اول راکت دارای سوخت کمی است به طوری که سوخت موشک در همان درون لانچر پرتاب تمام می شود. بعد از اینکه  موشک از لوله لانچر بیرون آمد و به اندازه کافی از شلیک کننده دور شد راکت اصلی یا خرج پرواز روشن شده و موشک را به پیش می برد. موشک دارای بالچه های تا شده در انتهای بدنه برای هدایت خود است که بلافاصله بعد از خروج از لوله باز می شود. موشک بعد از به کار افتادن راکت اصلی در عرض 2 ثانیه به سرعت 2 ماخ (معادل 660 متر بر ثانیه) می رسد و تا 2.6 ماخ به پرواز در می آید. در صورتی که موشک تا 17 ثانیه بعد از شلیک نتواند هدف خود را مورد اصابت قرار دهد دست به خودکشی می زند. (به صورت اتوماتیک منفجر می شود) این موشک را می توان بر ضد اهدافی تا برد 8 کیلومتر و ارتفاع 3100 متر مورد استفاده قرار داد. گرچه به طور معمول این موشک را بر ضد اهدافی بین 1000 تا 6000 متر مورد استفاده قرار می گیرد. موشک ها را می توان به صورت تکی و یا با تعداد زیاد شلیک کرد. موشک های این سیستم از نوع FIM-92D استینگر هستند که از سال 1992 به تولید رسیده اند و در واقع نوع پیشرفته FIM-92C می باشد که از دو طول موج متفاوت فروسرخ و فرابنفش برای تفکیک هدف های واقعی از طعمه های گرم استفاده می کند. این موشک دارای 3 کیلوگرم مواد منفجره قوی در کلاهک خود می باشد. موشک استینگر در جنگ های بسیاری به صورت عملیاتی استفاده شده است که از جمله می توان به درگیری مجاهدان افغان با نیروهای شوروی در افغانستان در دهه 80 میلادی اشاره کرد.

گفته می شود تاکنون از این موشک در حدود 70000 فروند ساخته شده است و در حدود 300 فروند بالگرد و هواپیما را مورد هدف قرار داده است.
"اونجر" همانطور که گفته شد شامل دو لانچر پرتاب موشک استینگر به ظرفیت هر لانچر 4 موشک سوار بر یک خودروی "هاموی" است. این دو لانچر بر روی یک سکوی متحرک قابل چرخش نصب شده است که 360 درجه قابلیت چرخش دارد. کاربر پشت یک صفحه شیشه ای در بین دو لانچر قرار می گیرد و توانایی چرخش برحک متحرک که به وسیله نیروی برق کار می کند را دارد. می توان بعد از شلیک موشک ها، در عرض 4 دقیقه، 8 موشک دیگر را بارگزاری کرد.
کابین این جیپ دارای نمایشگرهای رنگی برای نشان دادن تصاویر سیستم فرو سرخ جلونگر به کاربر می باشد. دوربین دید در شب برای خدمه، مسافت یاب لیزری، سیستم تعقیب خودکار هدف از جمله تجهیزات الکترونیک "اونجر" هستند.

جیپ "هاموی" که جیپ اصلی ارتش امریکا می باشد و به طور گسترده ای مورد استفاده است، یک جیپ  4*4 است که از یک دستگاه موتور v8 با 135 اسب بخار استفاده می کند.
سرعت این خودرو بر روی جاده 96 کیلومتر بر ساعت است و دارای برد 486 کیلومتر می باشد. (سرعت "هاموی" در این مدل با لانچر موشک استینگر در این اندازه است.)
خودرو در قسمت جلو از یک دستگاه مسلسل 12.7 میلی متری M3 با 200 گلوله مجهز است.
این سیستم برای استفاده تنها به دو نفر خدمه نیازمند است. این سیستم در سال 1991 در صحرا در جریان جنگ خلیج فارس 1 مورد استفاده قرار گرفت. البته در این هیچ جنگ هیچ موشکی در مرحله رزمی از این سیستم شلیک نشد.
در جریان حوادث 11 سپتامبر نیز این سیستم وظیفه حفاظت از آسمان واشنگتن را بر عهده گرفت.
از سال 2003 میلادی با حمله امریکا به عراق این سیستم در عراق مستقر شد. به غیر از ارتش آمریکا، تایوان با 70 سیستم و مصر با 75 سیستم از جمله خریداران "اونجر" هستند.


منبع:بلک آرمی


نگاهی به تاریخچه‌ی آسیب‌پذیری شناورهای رزمی ایالات متحده

http://up.p30room.ir/uploads/138340199533071.jpg

مقدمه


ایالات متحده با مجهز بودن به بیش از دویست شناور رزمی بزرگترین نیروی دریایی حال حاضر جهان را داراست که شاید در نگاه اول شکست‌ناپذیر پنداشته شود لکن با نگاهی به تاریخچه عملکرد این ناوگان و به ویژه بررسی آسیب‌های وارده به آن می‌توان به تحلیلی مناسب جهت بررسی پاشنه‌ی این آشیل دریایی رسید. در این مقاله بنا داریم با نگاهی به آسیب‌های وارده به نیروی دریایی آمریکا از زمان پایان جنگ جهانی دوّم تا حال حاضر نقاط ضعف آنرا بررسی کنیم.



مین‌روب‌های USS Pirate و USS Pledge

شناورهای مین‌روب USS Pirate و USS Pledge از جمله شناورهای مین‌روب کلاس Admirable نیروی دریایی آمریکا محسوب می‌شوند. هر دوی این شناورهای طی عملیات ونسان غرق شدند.

http://up.p30room.ir/uploads/138340290850141.jpg

شناور مین‌روب‌ USS Pirate


در این عملیات که در 12 اکتبر 1950 آغاز شد نیروی دریایی آمریکا قصد داشت با خنثی کردن مین‌های محافظت کننده از بندر وونسان به منطقه نفوذ کرده و دفاع ساحلی کره را در هم بشکند، اما در حین انجام عملیات مین‌روبی USS Pirate از سمت راست خود با یک مین برخورد می‌کند و انفجار مهیبی اتفاق می‌افتد، در همین حین توپخانه‌ی ساحلی کره با اجرای آتش بر روی مین‌روب در حال غرق شدن و همچنین دریانوردان، کار امداد و نجات را با دشواری مواجه می‌سازد.

دقایقی پس از برخورد Pirate کاملا غرق می‌شود و توپخانه کره‌ اینبار شروع به اجرای آتش بر روی قایق‌های نجات و دریانوردان سرگردان می‌کند.


http://up.p30room.ir/uploads/138356895535291.jpg

نحوه مین ریزی كره ای ها


مین‌روب USS Pledge نیز بعد از این حادثه وارد درگیری با یکی از واحدهای توپخانه‌ای کره می‌شود، اما مورد اصابت یک گلوله قرار می گیرد و علاوه بر این با یک مین برخورد می‌کند، فرمانده شناور سعی می‌کند شناور را حفظ کند اما بیست‌وپنج دقیقه بعد کلیه خدمه، شناور در حال غرق شدن را ترک می‌کنند. در این عملیات دوازده تن کشته و حدوداً 48 نفر زخمی می‌شوند.

http://up.p30room.ir/uploads/138340290873082.jpg

1- مین‌روب‌های USS Pirate و USS Pledge در کنار یکدیگر

2- Pirate پس از برخورد به مین در حال غرق شدن

3- توپخانه کره باقی‌ماندگان شناور را زیر آتش گرفته است.

4- Pirate لحظاتی پیش از غرق شدن کامل


ناوشکن USS Brush

ناوشکن USS Brush از جمله ناوشکن‌های کلاس Allen M. Sumner آمریکایی است. این ناوشکن در سال 1950 جهت شرکت در گلوله‌ باران سواحل کره وارد نبرد شد.

http://up.p30room.ir/uploads/138340290883313.jpg

ناوشکن USS Brush


اما در 26 سپتامبر همان سال، و در حال مراقبت از ساحل تانچو با یک مین برخورد کرد که بر اثر آن کیل ناو کاملا در هم شکست و تعداد سیزده تن کشته و 31 نفر زخمی شدند.

ناوشکن USS Mansfield

ناوشکن USS Mansfield یک ناوشکن از کلاس Allen M. Sumner محسوب می‌شود.

Mansfield در 27 ژوئن 1950 و درست در روز دوم جنگ کره جهت انجام ماموریت گشت ساحلی و همچنین پشتیبانی آتش وارد منطقه شد اما در 30 سپتامبر همان سال در حالی که در حال جست‌وجو جهت یافتن لاشه یک فروند هواپیمای B‑26 بود از ناحیه سینه با یک مین برخورد کرد و بر اثر انفجار مین 5 تن کشته و 48 نفر زخمی شدند.

http://up.p30room.ir/uploads/138340303328661.jpg


مین‌روب USS Partridge

مین‌روب Partridge، از جمله شناورهای مین‌روب کلاس YMS-1 آمریکا محسوب می‌شود.

Partridge نیز همانند دو شناور مین‌روب یاد شده جهت مین‌روبی ساحل وونسان وارد منطقه می‌شود اما در 2 فوریه 1951 با یکی از مین‌ها برخورد می کند. این مین‌روب 350 تنی در اثر این حادثه غرق می‌شود و هشت نفر از خدمه آن کشته و شش نفر زخمی می‌شوند.


http://up.p30room.ir/uploads/138340303341272.jpg

مین‌روب USS Partridge


ناوشکن
USS Walke

ناوشکن USS Walke از جمله ناوشکن‌های کلاس Allen M. Sumner آمریکایی است. Walke در 12 ژوئن 1951 و در فاصله‌ی 60 مایلی از سواحل کره و در حالی که مشغول گشت‌زنی بود با یک فروند مین برخورد کرد، البته برخی احتمال هدف قرار گرفتن شناور توسط اژدر را نیز مطرح می‌کنند. بر اثر این حادثه سمت چپ شناور با آسیب جدی مواجه شد و تعداد 26 نفر کشته و 40 نفر زخمی شدند.

http://up.p30room.ir/uploads/138340303352113.jpg

ناوشکن USS Walke



ناوشکن USS Ernest G. Small

ناوشکن USS Ernest G. Small از جمله ناوشکن‌های کلاس Gearing نیروی دریایی ایالات متحده محسوب می‌شود. این ناوشکن در عملیات گلوله باران بندر هونگنام شرکت کرد اما در 7 اکتبر 1951 و در اثر اصابت به یک مین دچار آسیب جدی شد، شدت انفجار مین به قدری بود که سینه‌ی شناور دچار آسیب جدی شد به نحوی که چهار روز بعد و در اثر برخورد امواج دریا، این قسمت کاملاً از شناور جدا شد. پس از این حادثه و تا انجام تعمیرات اساسی یک دماغه موقت بر روی شناور نصب شد. بر اثر این حادثه نه نفر کشته و 18 نفر زخمی شدند.

http://up.p30room.ir/uploads/138340319726391.jpg

1- ناوشکن USS Ernest G. Small

2 و 3- شدت انفجار مین به قدری بود که سینه‌ی شناور دچار آسیب جدی شد به نحوی که چهار روز بعد و در اثر برخورد امواج این قسمت کاملاً از شناور جدا شد.

4- دماغه موقت نصب شده بر روی ناوشکن



یدک‌کش نظامی USS Sarsi

یدک‌کش اقیانوس‌پیمای نظامی Sarsi، شناور کلاس Abnaki ایالات متحده است.  Sarsi در 25 می 1952 و در حالی که در حال انجام ماموریت‌های گشتی در آبهای پاکسازی شده‌ی بین وونسان و هونگنام جهت جلوگیری از مین‌ریزی کره‌ای‌ها بود به یک مین سرگردان برخورد کرده و طی بیست دقیقه غرق می‌شود بر اثر این حادثه چهار نفر کشته شده و باقی ماندگان که شامل چهار نفر زخمی می‌شدند صبح روز بعد توسط سایر شناورها نجات می‌یابند.

http://up.p30room.ir/uploads/138340319766942.jpg

یدک‌کش نظامی USS Sarsi

ناوشکن USS Barton

ناوشکن USS Barton از جمله ناوشکن‌های کلاس Allen M. Sumner نیروی دریایی آمریکا محسوب می‌شود.15 می و 16 سپتامبر 1952 روزهایی بودند که این ناوشکن جنگ را به تمام معنا لمس کرد. در 15 می Barton جهت مقابله با توپخانه‌ی ساحلی کره‌ای‌ها در هودو پاندو وارد کارزار شد اما مورد اصابت یک گلوله‌ی 105 میلیمتری قرار گرفت که بر اثر آن دو نفر از خدمه کشته شدند و شناور جهت انجام تعمیرات به بندر یوکوساوا واقع در ژاپن منتقل شد و مدت کوتاهی بعد دوباره جهت انجام ماموریت راهی آبهای ساحلی کره‌ شد اما این بار بر اثر برخورد با یک مین شناور 5 نفر از خدمه‌ی آن کشته و هفت نفر زخمی شدند. این برخورد Barton را با آسیب‌هایی جدی مواجه کرد.

http://up.p30room.ir/uploads/138340319787163.jpg

ناوشکن USS Barton



شناور جاسوسی USS Liberty

شناور USS Liberty از شناورهای گردآوری اطلاعات و جاسوسی کلاس Belmont محسوب می‌شود. این شناور در بعدازظهر هشتم ژوئن 1967 در طول جنگ شش‌روزه و در حالی که نیروهای رژیم صهیونیستی مشغول تعقیب کردن نیروهای مصری در صحرای سینا بودند به طرز مشکوکی مورد حمله‌ی جنگنده‌ها و شناورهای اژدرافکن‌ این رژیم قرار گرفت.

http://up.p30room.ir/uploads/138340330629471.jpg

USS Liberty پس از مورد حمله قرار گرفتن توسط اسرائیل


در وهله‌ای اول تهاجم به لیبرتی دو فروند جنگنده‌ی میراژ 3 و دو فروند جنگنده بمب‌افکن میستر با استفاده از توپ‌ها و بمب‌ها ناپالم خود شناور را مورد حمله قرار دادند و پس آن سه فروند شناور اژدرافکن شروع به گلوله‌باران شناور کرده و از سمت راست آنرا مورد حمله یک فروند اژدر قرار دادند که بر اثر آن حفره‌ای 12 متری ایجاد شد و قسمت تجهیزات الکترونیکی کاملا از بین رفت. در اثر اصابت این اژدر 25 نفر کشته شدند. پس از آن اژدرافکن‌ها حتی به خدمه‌ای که برای ترک کشتی آماده می‌شدند نیز حمله کردند. بر اثر این تهاجم با وجود وارد آمدن خسارت سنگین، کشتی به طرز معجزه آسایی غرق نشد اما از 358 نفر خدمه‌ی آن 34 نفر کشته و 177 نفر زخمی شدند.

http://up.p30room.ir/uploads/138340330648252.jpg

1- اژدرافکن‌های اسرائیلی

2- جنگنده بمب‌افکن میستر بر فراز Liberty

3- اژدرافکن‌های اسرائیلی در نزدیکی Liberty


http://up.p30room.ir/uploads/138340330677133.jpg

محل اصابت گلوله‌ها و اژدر به Liberty


شناور آبی‌خاکی USS Westchester County

شناور USS Westchester County از جمله شناورهای آبی‌خاکی کلاس Terrebonne Parish آمریکایی است.

http://up.p30room.ir/uploads/138340353885331.jpg

شناور آبی‌خاکی USS Westchester County


Westchester Countyدر سال 1968 وظیفه حمل بار از ژاپن و فیلیپین به ویتنام را بر عهده داشت. در 1 نوامبر این سال در حالی که شناور در نزدیکی می تاو واقع در جنوب ویتنام لنگر انداخته بود دو انفجار مهیب در زیر آن به وقوع پیوست که بر اثر آن تعداد 26 نفر از خدمه کشته شدند. انفجارهای مهیبی رخ داده بر اثر انفجار دو مین چسبان در سمت راست شناور و همچنین انفجار برخی مخازن بوجود آمده بودند.

http://up.p30room.ir/uploads/138340353897182.jpg

محل انفجار دو مین چسبان


ناوشکن USS Warrington

ناوشکن USS Warrington از جمله ناوشکن‌های کلاس Gearing ایالات متحده محسوب می‌شود. Warrington در 5 ژوئن 1972 در یک عملیات گشت ساحلی جهت کنترل رفت و آمد شناورهای تجاری چین و همچنین درگیری با شناورهای ویتنامی شرکت کرد و در 15 ژولای مورد حمله توپخانه ساحلی ویتنامی‌ها قرار گرفت اما با مانورهای به موقع مانع از موفقیت ویتنامی‌ها شد اما بعد از ظهر همان روز بر اثر برخورد با دو مین زیرسطحی Mk-36 از سمت چپ خود دچار آسیب جدی شد، خسارت وارده به حدی بود که موتورخانه، اتاق کنترل و اتاق تسلیحات شناور دچار آسیب‌های شدیدی شده و تانک‌های سوخت و آب آشامیدنی از دسترس خارج شدند.

http://up.p30room.ir/uploads/138340353906243.jpg

ناوشکن USS Warrington


ناوشکن USS Higbee

ناوشکن USS Higbee از سری ناوشکن‌های کلاس Gearing ایالات متحده است. در 19 آپریل 1972 نخستین بمباران هوایی شناورهای آمریکایی در جنگ ویتنام به وقوع پیوست و طی آن دو فروند میگ17 ویتنامی به Higbee حمله کردند و یکی از آنها موفق شد توپ ناو را با بمبی 250 کیلوگرمی مورد هدف قرار دهد. بر اثر این حمله توپ 5 اینجی شناور از بین رفت، خدمه توپ در لحظه حمله در جایگاه خود قرار نداشتند لذا طی این حمله تنها چهار تن زخمی شدند.

http://up.p30room.ir/uploads/13834037264341.jpg

خدمه توپ در لحظه حمله در جایگاه خود قرار نداشتند لذا طی این حمله تنها چهار تن زخمی شدند.


ناوچه USS Stark

ناوچه USS Stark از سری ناوچه‌های موشکی Oliver Hazard Perry محسوب می‌شود.

http://up.p30room.ir/uploads/138340372671372.jpg

ناوچه USS Stark


Stark از سال 1984 به ناوگان غرب در خاورمیانه پیوست اما در 18 می 1987 مورد حمله دو فروند موشک اگزوسه شلیک شده توسط یک فروند میراژ اف1 عراقی قرار گرفت. خلبان عراقی اگزوسه اول را از فاصله 41.7 کیلومتری و اگزوسه دوم را از فاصله 28.7 کیلومتری به سمت ناوچه شلیک کرد. رادارهای شناور هرگز موفق به کشف موشک نشده بودند و تنها لحظه‌ای قبل از اصابت با دیده شدن موشک آژیر اخطار فعال شده بود. موشک اول به شناور اصابت کرده و درون بدنه نفوذ کرد اما سرجنگی آن منفجر نشده و تنها سوخت آن باعث ایجاد آتش‌سوزی شد اما موشک دوم دقیقاً به نقطه برخورد موشک اول وارد شد و انفجار سرجنگی آن خسارت سنگینی به بار آورد. بر اثر این حادثه 37 نفر کشته و 21 نفر زخمی شدند.

http://up.p30room.ir/uploads/138340372694983.jpg

ناوچه USS Stark پس از اصابت موشک‌های اگزوسه


http://up.p30room.ir/uploads/138340390485761.jpg

انفجار سرجنگی موشک دوم خسارت سنگینی به بار آورد.

ناوچه‌ی USS Samuel B. Roberts

ناوچه USS Samuel B. Roberts، شناوری از سری ناوچه‌های موشکی Oliver Hazard Perry آمریکا است.

http://up.p30room.ir/uploads/138340390725842.jpg


این ناوچه در ژانویه 1988 بندر نیوپورت را به قصد شرکت در عملیات حفاظت از نفت‌کش‌های کویتی ترک کرده و راهی خلیج فارس شد اما در 14 آپریل همان سال با یک مین M-08 برخورد کرد. بر اثر انفجار مین حفره‌ی پنج متری در روی بدنه ایجاد شد و کیل شناور در هم شکست، آب وارد موتورخانه شد و دو توربین گازی شناور از کار افتاد به نحوی که خدمه مجبور به راه‌اندازی پیشران کمکی شدند. گفته می‌شود بر اثر این حادثه 69 نفر از خدمه شناور زخمی شدند.

http://up.p30room.ir/uploads/138340390782923.jpg


رزم‌ناو USS Princeton

رزم‌ناو USS Princeton، رزم‌ناوی موشک‌انداز از کلاس Ticonderoga است.  Princeton در 17 فوریه 1991 و در حالی که جهت شرکت در نبرد طوفان صحرا در خلیج فارس حضور داشت، در نزدیکی جزیره فیلکا متعلق به کویت مورد اصابت دو مین غیرتماسی ایتالیایی نصب شده در عمق MN103 Manta قرار گرفت. یکی از مین‌ها در نزدیکی سمت چپ پاشنه و دیگری در سمت راست سینه‌ی شناور به وقوع پیوست. این انفجارها با فاصله‌ی کمی از بدنه به وقوع پیوستند و باعث از کار افتادن سکان چپ و همچنین محور شفت سمت راست شناور شدند. در این حادثه آسیبی به خدمه وارد نشد و شناور جهت انجام تعمیرات اولیه به بحرین منتقل شد.

http://up.p30room.ir/uploads/138340399911311.jpg

رزم‌ناو USS Princeton و آسیب‌های وارده به آن


شناور آبی‌خاکی USS Tripoli

شناور آبی‌خاکی USS Tripoli از سری شناورهای آبی خاکی کلاس Iwo Jima است. در سال 1990 و با افزایش فشار دول غربی بر رژیم صدام تعداد زیادی از شناورهای غربی به بهانه‌ی پاسخگویی به حمله صدام به کویت راهی خلیج فارس شدند که Tripoli یکی از آنها بود. این شناور که قابلیت حمل بالگرد را نیز داشت وظیفه حمل بالگردهای ضدمین به منطقه جهت انجام عملیات‌های مین‌روبی در شمال خلیج فارس را بر عهده داشت. اما در صبح روز 18 فوریه‌ی 1991 از سمت راست سینه‌ی خود با یک مین عراقی برخورد کرد. در اثر انفجار این مین، حفره‌ای به بزرگی 16 در 20 فوت در بدنه شناور ایجاد شد و چهار نفر از خدمه زخمی شدند.

http://up.p30room.ir/uploads/138340399925492.jpg

در اثر اصابت مین به Tripoli و انفجار آن، حفره‌ای به بزرگی 16 در 20 فوت در بدنه شناور ایجاد شد.


ناوشکن USS Cole

ناوشکن USS Cole از سری ناوشکن‌های مدرن کلاس Arleigh Burke است.  ناوشکن Cole در تاریخ 12 اکتبر 2000 و در حالی که در خلیج عدن لنگر انداخته بود از سمت چپ خود هدف حمله انتحاری یک قایق بمب‌گذاری شده متعلق به القاعده قرار گرفت. بر اثر این حادثه حفره‌ای 12 متری بر روی بدنه ایجاد شد و تعداد 17 نفر کشته و 39 نفر زخمی شدند.

http://up.p30room.ir/uploads/138340399984173.jpg


نتیجه‌گیری

پس از پایان جنگ جهانی دوم تا کنون نیروی دریایی آمریکا در نبردهایی شرکت کرده که عموماً بر حریف خود مسلط بوده است و احتمال وارد آمدن خسارت نسبتاً کم بوده است. درگیری با ویتنام، کره، عراق و جمهوری اسلامی ایران مهم‌ترین چالش‌هایی بوده که نیروی دریایی آمریکا با آن مواجه شده و همواره برخی خسارات را متحمل شده است. در یک بررسی آماری می‌توان جدول داده زیر را ترسیم کرد:

http://up.p30room.ir/uploads/138340497858441.jpg

همانطور که مشاهده می کنید از تعداد 18 مورد حمله موفق به ناوهای آمریکایی تعداد 15 مورد توسط مین انجام شده است. دلیل اصلی این اختلاف فاحش علاوه بر برخی مزیت‌های ذاتی مین‌ها، ضعف تسلیحاتی یا عدم استفاده از نیروی هوایی و زیرسطحی در نبردها از سوی طرف دوم بوده است. از سوی دیگر اگر تسلیحات مورد استفاده در این نبردها را بررسی کنیم به یک نتیجه مهم می‌رسیم. و آن اینکه مین‌های دریایی می توانند بیشترین آسیب را بر نیروی دریایی آمریکا وارد کنند. اما علّت این امر در چیست؟ پاسخ این سوال در چند نکته ساده نهفته است:

1- مین‌ها ارزان قیمت هستند و ساخت آنها بسیار ساده است.

2- کشف آنها به سختی امکان‌پذیر است.

3- بکارگیری و رهاسازی آنها با روش‌های متعددی چون شناورها، زیردریایی‌ها، موشک‌ها و... امکان‌پذیر است.

4- کمترین اثرپذیری را در برابر جنگال دشمن دارند.

5- به علت وارد آوردن آسیب به قسمت تحتانی شناور می‌توانند بیشترین ضربه را به دشمن بزنند.

در حال حاضر بیش از سیصد نوع مین دریایی در نیروی دریایی بیش از پنجاه کشور جهان بکارگرفته می‌شود و در این بین بیش از سی کشور جهان دست به تولید مین زده‌اند و بیست کشور اقدام به صادرات این نوع تسلیحات کرده‌اند. این امر نیروی دریایی ایالات متحده را با چالشی اساسی مواجه ساخته به نحوی که این کشور سرمایه‌گذاری هنگفتی بر روی طرح‌های خنثی‌سازی مین کرده است.

جمهوری اسلامی ایران نیز با پی بردن به این ضعف اساسی در سال های اخیر اقدام به تولید و طراحی انواع مین‌های دریایی کرده است. در صورت مین‌ریزی گسترده تنگه هرمز و کریدورهای دریایی منطقه غرب با چالشی اساسی مواجه خواهد شد.

اسكات تروور كارشناس جنگ‌های مینی در این ضمینه می‌گوید: یافتن و پاك‌سازی مین‌های ایران برای ارتش یك موش و گربه بازی است.

مین‌های ام دی ام 6، ای ام 52 و صدف-2 از جمله مین‌هایی هستند که می‌توانند کریدورهای خلیج فارس و به ویژه منطقه‌ی تنگه هرمز را برای هر شناور بیگانه‌ای ناامن کنند.

http://up.p30room.ir/uploads/138340415033041.jpg


http://up.p30room.ir/uploads/138340415043212.jpg


http://up.p30room.ir/uploads/138340415056093.jpg


چرا پانزدهمین ارتش دنیا مقابل پهپادهای آمریکایی از ملت خود دفاع نمی‌کند؟

چرا پانزدهمین ارتش دنیا مقابل پهپادهای آمریکایی از ملت خود دفاع نمی‌کند؟

کشور پاکستان از سال ۲۰۰۴ میلادی تاکنون ۳۶۶ بار هدف حملات پهپادهای آمریکا قرار گرفته است که در این حملات افراد غیرنظامی زیادی جان خود را از دست دادند.

MQ-9_Reaperبر اساس اطلاعات منتشر شده توسط سازمان سیا و کتابخانه کنگره آمریکا و برآورد آنها در سال ‌2011، پاکستان از نظر توان نظامی در رده پانزدهم قدرت‌های نظامی جهان قرار دارد.

بر اساس اطلاعات عنوان شده از سوی سازمان اطلاعات مرکزی (سیا) و کنگره آمریکا، پاکستان که جمعیت آن ‌187 میلیون و 342 هزار نفر است، هم‌اکنون دارای 617 هزار پرسنل فعال نظامی است و تعداد نیروهای ذخیره فعال این کشور 515 هزار نفر است.

نیروی زمینی پاکستان دارای 2640 دستگاه تانک، 4620 دستگاه نفربر، 1086 عراده توپ کششی، 595 عراده توپ خودکششی، ‌200 سامانه پدافند موشکی، 3200 خمپاره‌ انداز، 3400 سامانه ضد تانک، 2500 سامانه پدافند هوایی و 11500 وسیله نقلیه لجستیکی است.

نیروی هوایی این کشور نیز دارای 1414 فروند جنگنده و هواپیما، 535 فروند هلیکوپتر و 148 فرودگاه عملیاتی است.

نیروی دریایی پاکستان نیز دارای یازده فروند کشتی، دو بندر، ‌5 زیر دریایی، 15 قایق نظامی گشت زنی، 11 ناوچه، یک ناوشکن و یک قایق‌ جنگی خشکی آبی است. اما نیروی دریایی این کشور دارای ناو هواپیمابر نیست.

بودجه نظامی پاکستان در سال ‌2011، شش میلیارد و 410 دلار بوده است.

خدمت در ارتش پاکستان داوطلبانه و بر اساس خدمت وظیفه عمومی غیر اجباری است.

 

* «آی. اس. آی» و تعریف هوش استراتژیک ارتش

سازمان «آی. اس. آی» به عنوان بخش اطلاعات ارتش پاکستان که به اردو «پاک فوج» نامیده می شود در سال 1947 میلادی با فلسفه جهادی شکل گرفت. این سازمان هوش استراتژیک ارتش را تعریف و هدایت می کند.

ارتش پاکستان با فلسفه جهاد از زمان تشکیل در چهار جنگ با هند و چند درگیری مرزی با افغانستان شرکت داشته ‌است. این ارتش در جریان نزاع اعراب و اسرائیل نیز از اعراب پشتیبانی کرد.

ارتش پاکستان از سال 1947 بر اساس سیاست جهادی فعالیت خود را در افغانستان و هند با هدفی مشخص آغاز کرد.

هدف این ارتش این بوده است که یک دولت دست نشانده در افغانستان روی کار بیاید و مسیر آسیای مرکزی بر اساس منافع پاکستان باز باشد، اما افغانها به سادگی زیر بار این امر نمی‌روند.

موضوع دیگر این است که افغانستان خط مرزی «دیورانت» را به رسمیت نمی‌شناسد و تاکنون هیچ دولتی در این کشور حاضر نشده است در این مورد بحث کند، چرا که معتقد هستند که این خط زمان استعمار انگلستان در هند بوده و باید پس از پایان استعمار مناطق پشتون و بلوچ نشین به افغانستان باز گردد و ساکنین این مناطق بر اساس همین حس ملی‌گرایی خود حاضر نشده‌اند که زیر بار این امر بروند و همواره برای دولت پاکستان در این مناطق مشکل ساز بوده‌اند.

بنابراین ارتش پاکستان هدف استراتژیک خود را با فلسفه جهادی در افغانستان و هند همچنان دنبال می‌کند.

 

*بررسی نقش و فلسفه وجودی سازمان آی. اس. آی

«آی. اس. آی.» یعنی دسـتگاه اطلاعاتی نظامی پاکسـتان که نقش مؤثری را در پیش‌برد «جنگ آزادی» کشـمیرِ هند، «جنگ مقاومت» افغانها در سـال‌های حضور نظامی شـوروی در افغانسـتان و تشـدید اختلافات و تقابل میان گروه‌های قومی و مذهبی در درون پاکسـتان ایفاء کرده و تاکنون نیز درآن این نقش ادامه دارد.

ارتش پاکسـتان از نیرومند ترین نهاد‌های آن کشـور بوده و نقش اسـاسی و کلیدی را در حیات سـیاسی ـ اجتماعی پاکسـتان همواره ایفا می‌کند.

با نگاهی به تاریخ نزدیک به نیم قرن موجودیت پاکسـتان، متوجه می‌شویم که ارتش در بیشـترین سـال‌های حیات نیم قرن پاکسـتان قدرت دولتی را در دسـت داشـته و مسـتقیما کشـور را رهبری کرده و در مقطع زمانی که مستقیما در راس دولت نبوده نیز به عنوان یک قدرت بالقوه و غیر مسـتقیم در رهبری کشـور نقش داشته  اسـت.

ارتش پاکسـتان بعد از درگذشـت «محمدعلی جناح» در سـال 1943 و «لیاقت علی» در سـال 1951 نقش برجسـته ای در تحولات سـیاسی و نظامی آن کشـور ایفاء کرده اسـت.

بسـیاری از روسـای جمهوری پاکسـتان در این نیم قرن نظامیانی بوده‌اند که از طریق کودتا دولت‌های حاکم و انتخابی را سـاقط و خود به قدرت رسیده‌اند.

«ژنرال ایوب خان» تا سـال‌های شصت، «ژنرال یحیی خان» تا اوایل دهه هفتاد، «ژنرال ضیاءالحق» از سـال 1977 تا اواخر دههء هشـتاد و «ژنرال پرویز مشـرف» که از سـال 2001 در راس قدرت دولت بوده‌اند.

با وجود آنکه در پاکسـتان احزاب نیرومند سـیاسی و مذهبی فعالیت دارند ولی به عقیده اکثر کارشـناسـان مسـایل پاکسـتان « وجود احزاب سـیاسی ـ مذهبی پاکسـتان به صورت پوشـشی به ظاهر قانونی برای انجام خواسـته‌های ارتش بوده است.» در واقع در پنجاه سـال گذشـته ارتش به کمک شـبکه اطلاعاتی خود بنام آی. اس. آی. که قدرتمند ترین بازوی اجرایی سـیاسـت‌های ارتش اسـت، دموکراسی و احزاب سـیاسی را تحت کنترل دارد و رهبران احزاب و سـیاسـتمداران این کشـور را گزینش می‌کند.»

«ژنرال ایوب خان» در نتیجه سـیاسـت نظامیگری خود 2 بار ارتش پاکسـتان را به درگیری با هند بر سـر مساله کشـمیر وارد سـاخته و «ژنرال یحیی خان» در سـال 1971 بر سـر مساله بنگال شـرقی، ارتش پاکسـتان را به خاطر حل مسئله از طریق نظامی، با هند وارد جنگ سـاخت که پیامد آن شـکسـت پاکسـتان در جنگ و ایجاد کشـور مسـتقلی بنام بنگلادش بود.

از ین پس بود که پاکسـتان در استراتژی نظامی خود تاکتیک جدیدی را به کار گرفت و آن این بود که به جای رویارویی مسـلحانه نظامی به ایجاد گروه‌های تروریستی از مسـلمانان افراطی تحت نام‌های « سـپاه صحابه » و « حرکت الانصار » در کشـمیرِ هند، جنگ جدیدی را برابر هند آغاز کرد که رهبری آن را «آی. اس. آی.» بر عهده داشت و تا کنون نیز ادامه دارد.

همچنین ایجاد شـبکه‌های از گروهای‌های افراطی برای تشـدید اختلافات مذهبی در داخل پاکسـتان میان شـیعیان و سـنیان و مسـلمانان و غیر مسـلمانان نیز از این گونه فعالیت‌های جدید این سازمان بود.

 

*آی. اس. آی. و جنگ افغانسـتان

پس از کودتای 1974 و روی کار آمدن دولت جمهوری به رهبری «داود خان» در کابل، سـیاسـت اسلام آباد در قبال افغانسـتان تغییر کرد و نقش آی. اس. آی. در مسـایل مربوط به افغانسـتان پررنگ تر شد،‌ چرا که پاکسـتان، تحولات سـیاسی به وجود آمده در افغانسـتان را زنگ خطری برای خود تلقی می‌کرد بر همین اساس سازمان آی. اس. آی در این عرصه فعال‌تر و اقدامات تخریبی در افغانسـتان را سر لوحه فعالیت‌های خود کرد. از جمله این اقدامات، هدایت و تجهیز گروها و سـازمان‌های سـیاسی مذهبی افغان بود که برخی از رهبران و فعالان آنها نیز از بیم تعقیب حکومت جدید کابل به پاکسـتان فرار کرده بودند.

همزمان در پاکستان «ذوالفقار علی بوتو» در راس حکومتی قرار داشـت که در نتیجه آراء مردم در انتخابات عمومی سـال 1971 بر راس کار آمده بود.

اسلام آباد برای هدایت استراتژی خود در افغانستان « ژنرال نصرالله بابر» که در آن زمان والی ایالت صوبه سـرحد بود را مسئول هدایت فعالیت‌های تخریبی پاکسـتان در افغانسـتان کرد تا به صورت غیر مسـتقیم هدایت مسـایل سـیاسی و اطلاعاتی افغانسـتان از سوی دولت پاکسـتان صورت بگیرد.

در سـال 1974 نصرالله بابر پالیسی به کمک سازمان آی. اس. آی رهبران و فعالان مخالف دولت افغانسـتان را در پاکسـتان پناه داد و از نظر مادی و نظامی آنها را تامین کرد.

دولت «بوتو» با این اقدامات تلاش می‌کرد تا با ایجاد فشـار بر دولت جدید کابل از اقدامات احتمالی افغانستان علیه پاکسـتان در رابطه به خواسـت دیرینه پشـتون‌ها و بلوچ‌های آن سـوی مرز «دیورانت» برای حق تعیین سـرنوشـت به دسـت خودشـان جلوگیری کند.

اما سرنوشت داودخان طور دیگری رقم خورد و شرایط به نفع پاکستان پیش رفت و پیش از آن که مذاکرات اسلام آباد و کابل با میانجیگری تهران به نتیجه برسد، دولت جمهوری کابل با قیام افسـران و سـربازان ارتش در سـال 1979 سقوط کرد و این شرایط این فرصت را به پاکسـتان داد که به مداخلات صریح و گسـترده نظامی و سـیاسی خود در امور افغانستان بپردازد.

همزمان با روی کار آمدن دولت جدید به رهبری حزب دموکراتیک خلق در افغانسـتان، در پاکسـتان و در نتیجه کودتای «ژنرال ضیاءالحق» بار دیگر قدرت دست نظامیان و ارتش افتاد.

ژنرال ضیاء با به قدرت رسـیدنش یک اسـتراتژی وسـیع و همه جانبه نظامی را پیش گرفت که هدف آن تبدیل پاکسـتان به یک قدرت بزرگ نظامی در منطقه با هدف مقابله با هند و افغانسـتان بود. در این زمان بود که نیروی نظامی شـوری سابق، افغانسـتان را اشـغال کرد. در پی از این اتفاق، اسلام آباد نگران از این که شوروی سابق برای رسیدن به آرزوی دیرینه اش که همان رسیدن به آب‌های آزاد بود از مرزهای افغانسـتان وارد پاکستان شود. بر همین اساس ضیاءالحق برای مقابله با خطر کمونیسم روی ارتش (به ویژه سازمان آی. اس. آی) و احزاب مذهبی پاکسـتان متمرکز شد.

تجاوز شـوروی به افغانسـتان فرصت اسـتثـنایی را برای حکومت پاکسـتان به وجود آورد که در سـطح بین المللی و منطقه نزد غرب به منظور مقابله با کمونیسم و نزد اعراب به عنوان دفاع از اسـلام،کسـب موقعیت کند.

بر همین اساس آی. اس. آی باید به عنوان هوش نظامی اسـتراتژی پاکسـتان برابر وضع جدید ناشی از حضور نظامی شـوری در افغانسـتان را طراحی می‌کرد.

آی. اس. آی با استفاده از 2 حزب سـیاسی مذهبی پاکسـتان «جماعت اسـلامی پاکسـتان به رهبری قاضی حسـین احمد» و «جمعیت العلمای اسـلام به رهبری مولوی سـمع الحق» توانست بیشـترین نفوذ را بر احزاب بنیادگرای افغانی مانند «حزب اسـلامی گلبدالدین حکمتیار»، «جمعیت اسـلامی برهان الدین ربانی» و «حزب اسـلامی رسـول سـیاف» داشـته باشـد.

آی. اس. آی. که در آن زمان از سوی «ژنرال اختر عبدالرحمن» از دوسـتان نزدیک ضیاء الحق رهبری می شد، سـازماندهی «جنگ مقاومت» با نام «جهاد» علیه اشـغال افغانسـتان را بر عهده گرفت.

از دیدگاه نظامیان پاکسـتان و شـخص ضیاءالحق، افغانسـتان به دلایل زیادی دارای نقش تعیین کننده در اسـتراتژی نظامی پاکسـتان داشت، زیرا،

پاکسـتان از بدو تاسـیس به عنوان یک دولت مسـتقل همیشـه مقابل کشـور رقیب هند از توانایی کافی در رویارویی نظامی برخوردار نبوده است. نگاهی به موقعیت جغرافیایی پاکسـتان نشـان می‌دهد که این کشـور نه تنها به لحاظ مرزهای آبی و دریایی به شـدت مقابل هند به عنوان بزرگترین دشمن خود آسـیب‌پذیر اسـت، همچنین این کشور در مرزهای شـرقی خود نیز برابر هند از یک موقعیت نامتناسـب به لحاظ نظامی رنج می‌برد، بر همین اساس است که به عقیده نظامیان پاکسـتان اشـغال غیر رسـمی افغانسـتان و اسـتقرار یک دولت دسـت نشـانده در کابل می‌تواند تا حدودی این نقص را برطرف کرده و به ارتش پاکسـتان کمک کند تا هنگام وقوع یک جنگ احتمالی با هند، از مزایای چنین دولتی در افغانسـتان بهره بگیرد و از جانب دیگر از این نگرانی نیز برای همیشـه فارغ باشـد که افغان‌ها دیگر تهدیدی برای پاکسـتان در رابطه به مسـایل مرزی و پشـتون‌های سـاکن در امتداد این مرز نخواهند بود.

پاکسـتان با قرار داشـتن بین هند (رقیب نیرومند به لحاظ نظامی) و افغانستان ( دارای ادعای مرزی با پاکستان که اگر دولت قدرتمندی داشته باشد می‌تواند در کنار هند مشکل جدی برای اسلام آباد باشد.) که می‌توانند تهدیدی جدی برای پاکستان تا مرز تجزیه باشند، قرار دارد بر همین اساس هیچ گاه احساس امنیت نکرده است.

بنابراین نظامیان پاکسـتان در جریان « جنگ مقاومت» افغان‌ها به این نتیجه رسـیدند که باید «جهاد کبیر» به راه بیاندازند و در عین حال نیز از کمک‌های ایالات متحده آمریکا تا عربسـتان سـعودی و سـایر کشـورهای غربی استفاده کنند.

پس از خروج نیروهای شـوروی از افغانسـتان نیز این سیاست دنبال شد. تا اثرات آن در مناطق دیگر و به ویژه در کشـمیر تحت سـلطه هند و کشـور های دیگر باقی بماند.

بر همین اساس بود که در این دوران آی. اس. آی. سعی می‌کرد تا از مجاهدین در ایجاد نا آرامی‌ها در جمهوری‌های آسـیای میانه شـوروی استفاده کند.

به علاوه به منظور ایجاد بنیاد ایدئولوژیک برای حکومت خود، ژنرال ضیاء تلاش کرد تا شـرایط مادی و معنوی را برای فعالیت‌های جماعت اسـلامی، که آنرا پشـتیبان اصلی در تحقق اسـتراتژی های نظامی خود می دانست، فراهم کند.

در همین زمان بود که این حزب سـطح نفوذ خود در کشـور را گسـترش داد و  به پایه ایدیولوژیک حکومت ضیاءالحق تبدیل شد.

این حزب و جمعیت علمای اسـلام و سـایر احزاب مذهبی پاکسـتان از زمان حکومت ضیاءالحق بیش از 25 هزار مدرسـه دینی را که در آن به طلاب 6 تا 16 سـاله تعلیم مذهبی داده می‌شـد، با پول عربسـتان سـعودی و سـایر کشـورهای عربی ایجاد کردند که مقر اصلی تامین نیروی نظامی آی. اس. آی. برای آموزش عملیات تروریستی در مقابله با هند با نام  «جنگ آزادی» برای کشـمیر و اعزام آنها برای فعالیت‌های تخریبی در آن سـوی دریای آمو تبدیل شد.

در دهه هشـتاد میلادی بود که آی. اس. آی. همزمان با حضور در جنگ تمام عیار مجاهدین علیه شوروی سابق،‌با ایجاد سـازمان‌های چون « سـپاه صحابه » و « حرکت الانصار » سـعی می‌کرد مقاومت و جهاد  مسـلمانان کشـمیر هند را نیز هدایت و آتش جنگ‌های چریکی را با استفاده از جهادگرانی از مسـلمانان افراطی «افغان و عرب» شعله ور نگاه دارد و با ایجاد حوادث خونین بمب‌گذاری و ترور شخصیت‌های مهم گسـترش بدهد، و به این شکل دولت هند را زیر فشـار قرار بدهد تا به  آزادی کشـمیر  تن دهد.

 

*وظیفه سازمان آی اس. آی پس از خروج نیروهای شـوروی از افغانسـتان

احزاب مذهبی پاکسـتان که اهرم اصلی دخالت و بهره برداری اسـلام‌آباد از اوضاع افغانسـتان بوده‌اند، پس از ارتش دارای بیشـترین نفوذ در تصمیم گیری‌های دولت در مسـایل داخلی و منطقه هستند.جماعت اسـلامی پاکسـتان پشـتیبان اسـاسی حرکت بنیادگرای افغانی در تشـکیل دولت به رهبری مجاهدین بوده‌اند. پس از آنکه نیروهای نظامی شـوروی از افغانسـتان خارج شدند، نیروهای مجاهدین که در بین آنها صدها جنگجوی عربی و نظامیان ارتش پاکسـتان حضور داشتند در زمان رهبری «ژنرال حمید گل» در آی. اس. آی وارد جنگ با دولت «نجیب الله» شدند، اما  این جنگ به شـکسـت مجاهدین منجر شد.

 

*پیدایش گروه طالبان در افغانسـتان

طالبان در 23 مهر با تصرف منطقه مرزی «اسپین بولدک» در ولایت قندهار در سال 1373 توجه جهانیان را به خود جلب کرد و پس از 2 سال یعنی در ششم مهرماه 1375 کابل پایتخت افغانستان را به اشغال خود درآورد.

این گروه در بدو ورود خود با بی تفاوتی نسبت به دیدگاه های جهانی نظم جدیدی را در افغانستان پایه گذاری و تحمیل کرد.

«ویلیام میلی» در کتاب خود با عنوان «افغانستان، طالبان و سیاست های جهانی» نوشت: طالبان همزمان با اولین حضورشان مورد حمایت شدید "بی نظیر بوتو" قرار گرفت.

بر  اساس این نظریه بود که گفته شدبی نظیر بوتو رقیب سـرسـخت نواز شـریف و حزب مسـلم لیگ که از مجاهدین پشـتیبانی می‌کرد، برای اولین بار در صحنه سـیاسی افغانسـتان کارت طالبان را به بازی گرفـت. این بار نیز نصرالله بابر بود که به دختر بوتو یعنی بی‌نظیر نخسـت وزیر پاکسـتان خط داد که چه کند.بابر در ایجاد گروه طالبان به رهبری «ملا عمر»، سـهم بسزایی داشـت. وی در راس سازمان آی. اس. آی و در همکاری نزدیک با جمعیت العلمای پاکسـتان به عنوان حزب طرفدار بوتو به سـازماندهی و هدایت طالبان به سمت افغانسـتان پرداخت.

آی. اس. آی از بین طلبه‌های مدارس دینی مربوط به آن حزب که رهبری آن در دسـت «مولانا سمیـع الحق» است، برای گروه طالبان نیروی نظامی جذب کرد.

طالبان گروهی به رهبری تعدادی از مجاهدین با سـابقه نظامی بودند که به شکل غیر مستقیم از سوی  آی. اس. آی. برای یک بازی سـیاسی نظامی در صحنه افغانسـتان به خدمت گرفته شـدند.

پاکسـتان قصد آنرا داشـت که در افغانسـتان دولتی پدید آید که هرگز با کشـورهای روسـیه و هند از در دوستی درنیاید و برای پاکسـتان نیز خطری نباشد.

طالبان در زمان حاکمیت بر افغانستان مناسـبات خود با هند را قطع کرد و روسـیه را نیز به گسـترش جهاد در منطقه آسـیای میانه تهدید کرد.

دراین دوران گروه‌ها و افراد وابسـته به سـازمان‌های افراطی جهان عرب مانند القاعده اجازه یافتند تا در نقاط مختلف افغانستان مستقر شده و فعالیت کنند.

 

*حادثه 11 سپتامبر و تغییر موضع پاکستان به خواست آمریکا

پس از حادثه 11 سـپتامبر، موضعگیری پاکسـتان برابر افغانسـتان و هند تغییر کرد و دولت نظامی پاکسـتان به رهبری «ژنرال مشـرف» در مقابله با تروریسم و تعقیب و باز داشـت تروریسـت‌های شـبکه القاعده و سـران طالبان با ارتش ایالات متحده آمریکا در منطقه همکاری کرد.

بعد از کودتای پرویز مشرف در سال 1999علیه دولت قانونی نواز شریف، کنگره آمریکا ارائه کمک‌های اقتصادی و نظامی به پاکستان را قطع کرد،‌ اما پس از 11 سپتامبر، به سبب همراهی پاکستان با آمریکا در مقابله با تروریسم، دولت بوش تحریم‌های اعمال شده علیه پاکستان را لغو کرد و کمک‌های اقتصادی و نظامی خود را از سر گرفت.

آمریکا، یک مجموعه کمک پنج میلیارد دلاری به پاکستان ارائه کرد و قرار شد طی پنج سال این کمک به بخش‌های اقتصادی و نظامی پاکستان داده شود. در واکنش به کمک‌های آمریکا، مشرف به طرق مختلف از جمله به کارگیری زور در سرکوب مقاومت‌ها و خشونت‌ها در مناطق قبیله‌ای و نیمه خودمختار حاشیه مرزی با افغانستان، نظر مثبت و تایید آمریکا را کسب کرد.

«دیک چنی» به پاکستان سفر کرد و تلاش کرد مشرف را به سرکوب شدیدتر القاعده، طالبان و نیروهای تند مذهبی که در مناطق مرزی پناه گرفته بودند، وادار سازد. حمله به مسجد لعل را نیز می‌توان در همین راستا دانست.نکته قابل توجه در این بخش این است که دولت پاکستان و ارتش، برای تحقق مشروعیت بین‌المللی خود در پی توسعه روابط با آمریکا هستند، اما ارتش به لحاظ پیوندهای محرمانه خود با عرب ـ افغان‌ها در گذشته و طالبان (امروز)، همچنان در مظان اتهام است.

 

*چرا پانزدهمین ارتش دنیا مقابل پهپادهای آمریکایی از ملت خود دفاع نمی‌کند؟

آمریکا نخستین کشوری است که به استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین با قابلیت حمل موشک برای از بین بردن مظنونان شورشی پرداخت.استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا علیه شورشیان که پس از حملات یازدهم سپتامبر سال 2001 آغاز شد و در آخرین سال ریاست جمهوری جرج دبلیو بوش رئیس جمهور سابق آمریکا افزایش یافت، در دوره ریاست جمهوری اوباما تشدید شده است.

«دایره روزنامه‌نگاری پژوهشی» (Beaureu of Investigative Journalism) که مقر آن در لندن است، فوریه 2013 میلادی گزارش داد، کشور پاکستان از سال 2004 میلادی تاکنون 366 بار هدف حملات پهپادهای آمریکا قرار گرفته است .بر اساس این گزارش، بیش از 3500 نفر از جمله 884 غیرنظامی در این حملات کشته‌شده‌اند.

منتقدان و برخی از سیاستمداران برجسته پاکستان، آمار فزاینده تلفات غیرنظامیان در حملات پهپادهای آمریکا را موجب پیوستن افراد به گروه‌های شبه‌نظامی دانسته‌اند.

مقامات پاکستان بارها درباره حملات هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا به خاک این کشور، هشدار داده و پایان این حملات مرگبار را خواستار شده اند، اما چرا پانزدهمین ارتش دنیا مقابل پهپادهای آمریکایی از ملت خود دفاع نمی‌کند؟ و واکنشی هم نشان نمی دهد؟

آمریکا با توجه به این که در جنگ افغانستان نتوانست به لحاظ نظامی پیروز شود به پاکستان فشار می‌آورد که دست از حمایت گروه‌های افراطی بردارد.

حمله هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا به پاکستان و کشته شدن افراد غیر نظامی ارتش پاکستان را تحت فشار گذاشته است، افکار عمومی ارتش پاکستان را زیر سئوال می‌برند که چطور نمی‌تواند از تهاجم نظامی خارجی به تمامیت ارضی کشور جلوگیری کند ارتشی که این همه هزینه به کشور تحمیل می‌کند، اما هیچ واکنشی به حملات این هواپیماها نشان نمی‌دهد.

موضوع این است که این ارتش وابسته به آمریکا است و سالانه کمک‌های مالی و نظامی دریافت می‌کند و اگر واکنش نشان دهد این احتمال  وجود دارد که نیروی نظامی آمریکا وارد  کشور ‌شود. مسئله دیگر بحث خروج نیروهای نظامی آمریکا از افغانستان در سال 2014 است، بنابراین اسلام آباد تحت فشار است برای این که جریان افراطی طالبان، القاعده و سایر گروه‌ها این طیف را از وزیرستان شمالی در مناطق مرزی و کوهستانی بیرون کند.

البته آمریکایی‌ها اهداف خود را دارند، چرا که همین گروه‌ها وقتی در راستای اهداف آمریکا هستند مجاهد نامیده می‌شوند، اما امروز این جریان در مناطقی که منافع آمریکا در خطر است یک خطر محسوب می‌شود، اما می‌توانند بروند در سایر مناطق مثل سوریه، مصر، آسیای مرکزی و یا هر جای دیگری که منافع آمریکا و اروپا در خطر نباشد فعالیت کنند و عملیات‌های ‌انتحاری انجام دهند و مردم را قتل عام کنند.

واقعیت این است که سازمان القاعده امروز دشمن آمریکا است، اما اگر علیه رقیبان آمریکا بجنگد مشکلی نیست، اگر همین گروهها بروند در چین، آسیای میانه بجنگند، آمریکا مشکلی ندارد. آنها می‌گویند علیه ما که مسیحی و اهل کتاب آسمانی هستیم جهاد نکنید بروید علیه کمونیست‌ها و یا علیه شیعیان جهاد کنید.

 

نباید از نظر دور داشت که دولت و ارتش سکولار پاکستان به خصوص سازمان آی. اس. آی برای حفظ موجودیت خود و جلوگیری از تجزیه کشور مقابل دشمنان قدیمی خود سیاست ایجاد گروه‌های افراطی و حمایت از آنها را با تکیه بر ایدئولوژی و مذهب از یک سو و حفظ موقعیت بین‌المللی و استفاده از حمایت‌های آمریکا و غرب از دیگر سو، بازی دو سویه را دنبال می‌کند که بابت آن گاه هزینه‌های سنگینی را می‌پردازد، اما نکته مهم این است که بر اساس این بازی خطرناک پاکستان، امروز منطقه و جهان نیز در این هزینه شریک شده‌اند.

 

گذری بر نسل جدید اسلحه کلاشنیکفگذری بر نسل جدید اسلحه کلاشنیکف

کارخانه اسلحه سازی ایژماشکه در شهر ایژ روسیه ، محل طراحیو ساخت اسلحه های سبک کلاشنیکفАК-47است.دراین کارخانه سری پنجم اسلحه معروف کلاشنیکف به نامAK-12طراحی و تولید گردیدهاست و ارتش روسیه در نظر دارد در سال 2014 این اسلحه را با مدلهای قدیمی آن تعویضکند.

از سال 1949 میلادی تا سال 2012 میلادی بالغ بر 100 میلیون قبضه از اسلحه AK-47 کلاشنیکف و داخل و خارج از روسیه ساخته و مونتاژ شده است.

سری جدید اسلحه کلاشنیکف (AK-12) از گلوله های کالیبر5,45×39(همچنین در نسخه های دیگر با کالیبر های7,62×397,62×51میلی متر هم تولید می گردد ) باخشابهای 30 تا 60 و 90 تایی تغذیه می شود.قرار است از این اسلحه به عنوان طرح پایه در 20 سلاح دیگر(حتی در مدل های شکاری)نیز استفاده شود.فرماندهان ارتش روسیه درنظر دارند در آینده نزدیک مدلهای قدیمی اسلحه تک تیراندازS.V.Dدراگانوف ( قناصه) را با یک نوع از اسلحه کلاشنیکفمدلAK-12تعویض گردد.

اسلحه AK-12 را می توان به دوربین دید در شب،دستگاه اندازه گیری لیزری،سیستم پرتاب نارنجک،چراغ قوه ی قوی،سمبه،چاقو وسه پایه مجهز کرد.قنداق این نسخه از کلاشنیکف تاشو می باشد تا حاملان آن به راحتی آن را حمل کنند.برگه ناظم آتش آن نیز به گونه ای طراحی شده است که افراد چپ دست نیز براحتی می توانند با آن تیراندازی کنند.لوله ی اسلحه با طول 415 میلی متر با روش جدید و دقت بالایی ساخته شده است.همچنین تغییراتی در ساخت خان اسلحه صورت گرفته که برد و دقت اسلحه را به طور موثری بالابرده است.

AK-12

در این اسلحه محور لوله ایاسلحه با قنداق اسلحه در یک محور قرار گرفته اند مانند (اسلحه هایАР-15 / M16)کهباعث کمتر شدن ضربه قنداق اسلحه (لگد) به شانه تیرانداز می شود و خود فرم قنداق به شکلی طراحی گردیده است که باز هم ضربه عقبنشینی ناشی از شلیک گلوله به کمترین حد خود میرساند و با این خصوصیات شلیک با این نوعجدید اسلحه کلاشنیکف خیلی به نرمی صورت میگیرد و تیراندازی با آن نسبت به هم کیشانخود از دقتی بیشتر برخوردار است،در این اسلحه ضامنی برای گلنگدن اسلحه بصورت دکمهکوچکی در بالای خشاب در سمت راست اسلحه قرار گرفته که در مناطق نبرد آمادگی بیشتریبه تیرانداز برای شلیک به سمت نیروهای متخاصم می دهد.

در اسلحه جدید کلاشنیکف مدل AK-12برگه ناظم آتشبرای شلیک گلوله های آن به چهار طریق تنظیم میگردد و صورت میگیرد :

- حالت اول بصورت شلیک رگبار گلوله ها.

- حالت دوم به شکلشلیک ممتد گلوله ها.

- حالت سوم به صورت شلیک سه تیر گلوله ها.

- حالتچهارم شلیک بصورت تک تیر گلوله ها.

یکی از رقبای اسلحه های کلاشنیکف اسلحه جنگیامریکای مدلМ-16 وسریهای جدید این اسلحه می باشد که همگی در امتحان برابر اسلحه کلاشنیکف شکست خورند(بهنوشته مولف روسی مقاله ).در کل اسلحه های کلاشنیکف درمیان نیروهای نظامی دنیا که با آن سر و کار داشته اند معروف به پابرجایو محکمی و نترسیدن از گرد خاک میدان جنگ می باشند.

اسلحه М-16ارتش ایالات متحده در میدان جنگ بیشتر اوقات به علتوجود گرد وخاک و شرایط خاص مناطق جنگی باعث گیر کردن گلنگدن و از کار افتادن ایناسلحه میگردد.

یکی از تستهای انجام شده باکلاشنیکف مدلАК-47دفن کردن اسلحه در زیر خاک و پس از آن بیرون آوردن از زیر خاک و شلیک بینقص با این اسلحه بوده است و یا رد شدن جیپ هامر از روی بدنه اسلحه و سپس شلیک دقیقبا این اسلحه است. حتی در بعضی از گروههای ارتشی امریکا در افغانستان نیروهای ارتشامریکا از این اسلحه در عملیاتهای جنگی خود در برابر شبه نظامیان القاعده استفادهمیکردند هرچند کنگره سنای امریکا شدیدا" مخالف استفاده از اسلحه های غیرامریکای است در این اسلحه جدید تمامی شرایط مذکور بعلاوه شرایط بهتر ساخت و بردموثر و دقت در شلیک بیشتر می باشد.


مشخصات اسلحهکلاشنیکف مدلAK-12 :

كاليبر استاندارد:5.45x39, 5.56x45,7,62x39; 7,62x51 NATO

طول اسلحه :945 / 725 mm

طول لوله اسلحه:415 mm

وزن اسلحهبدون خشاب :3.3کیلوگرم

ظرفیت خشاب :30،60،90 گلوله

سرعت گلوله:900 متر بر ثانیه

تعداد شلیکگلوله : 650 تا 1000 گلوله در دقیقه

برد موثر: 800متر

برد نهایی:نامشخص


(تصویر زیر اسلحه کلاشنیکف مدلAK-12با قنداق تاشو و سیستم نارنجکانداز و خشاب 90 تای را نشان می دهد)

AK-12


(تصویرهای زیر انواع مختلف مدلجدید اسلحه کلاشنیکف AK-12 را نشان می دهد)

AK-12


مترجم:حمید فرامرزپور

تمامی حقوق نزد سایت نظامی آی آر ارتش و مترجم سایت محفوظ می باشد.بازنشر با ذکر نام منبع و مترجم آزاد می باشد.


اف14های ایران تا 2020 کاملاً مدرنیزه می‌شوند

ماهنامه «Combat aircraft» به معنای هواگردهای رزمی یکی از نشریات تخصصی در حوزه هوانوردی نظامی است که از زمان آغاز به انتشار خود در 14 سال پیش، موضوعات هوانوردی نظامی در سراسر جهان را به صورت تخصصی تجزیه و تحلیل می‌کند.

اف 14 های مدنیزه ایران

گزارش از توان نیروی هوایی کشورهای مختلف، پوشش رزمایش‌های هوایی برگزار شده در جهان و انعکاس جدیدترین دستاوردها و اخبار هوانوردی نظامی به تفکیک مناطق مختلف دنیا از جمله بخش‌های مهم این مجله مشهور است. این مجله در حال حاضر پرفروش‌ترین نشریه در این حوزه در منطقه آمریکای شمالی به شمار می‌آید.
Combat aircraft تاکنون به مناسبت‌های مختلف، به تشریح وضعیت ناوگان هوایی ایران پرداخته و اکنون نیز در یکی از جدیدترین شماره های خود به بررسی توان تامکت‌ها یا همان جنگنده‌های اف 14 ایران پرداخته است؛ موضوعی که از جمله بحث‌های مورد علاقه این مجله است که هر از چند گاهی به آن پرداخته می‌شود. اگرچه در این گزارش نیز ردپای روشنی از بیان اطلاعات و تحلیل‌های مغرضانه غربی‌ها درباره ایران به چشم می‌خورد، اما در لابلای آن نیز موارد مهم و قابل توجهی مطرح شده که دانستن و خواندن آن برای علاقه‌مندان به گربه‌های افسانه‌ای ایران حتماً مفید خواهد بود.
هرچند برخی دیگر از اطلاعات مطرح‌شده در این تحلیل نیز همچون درگیری تامکت‌های ایرانی با UFO و خریدهای خارجی کشورمان بیشتر به یک گمانه‌زنی رسانه‌ای شباهت دارد تا تحلیل علمی و نظامی.

تحسین خودکفایی ایران در اورهال تامکت‌ها
نویسنده این گزارش با اشاره به اینکه اگرچه فناوری جنگنده F-14A متعلق به دوران جنگ سرد است اما همچنان یکی از تأثیرگذارترین رهگیرهای جهان محسوب می‌شود، به کارنامه این هواگرد در جنگ تحمیلی اشاره و تأکید می‌کند که تامکت‌ها توانایی خود را در نبرد اثبات کرده‌اند.
این مجله با یادآوری اینکه قبل از سقوط رژیم شاهنشاهی در ایران، این کشور نزدیک‌ترین متحد آمریکا در منطقه بود و مجاز بود به پیشرفته‌ترین سخت‌افزارهای تکنولوژیک آمریکا دسترسی داشته باشد، به بررسی سیر تشکیل اسکادران‌های اف 14 در شهرهای مختلف ایران پرداخته و افزوده است: در مجموع 79 فروند تامکت به ایران تحویل داده شده بود و یک فروند به عنوان نمونه در آمریکا باقی مانده بود تا به عنوان مرجع تامکت ایران مورد استفاده قرار بگیرد.
این گزارش با اشاره به اینکه وقوع انقلاب مردم ایران باعث شد تا روند آموزش کادر مورد نیاز برای این جنگنده‌ها متوقف شود و برخی از مسؤولان این دوره‌ها نیز از وابستگان به رژیم شاه بودند، خاطرنشان کرده است که در ادامه مشکلات نیروی هوایی ایران، تحریم‌های تصویب‌شده علیه نیروهای مسلح مانع از رسیدن قطعات یدکی به شکاری‌ها شده و تنها معدودی از آنها کاملاً آماده برای عملیات بودند.
Combat aircraft برای اطلاع مخاطبان خود از سطح آمادگی رزمی تامکت‌های نیروی هوایی پیش از آغاز حمله عراق به ایران، نگاهی به یک گزارش بازرسی نیروی هوایی در آگوست 1980 میلادی در مورد ناوگان تامکت پایگاه هشتم را درج کرده است که بر اساس این گزارش از 61 تامکت در این پایگاه هوایی، فقط هفت فروند قابل پرواز بودند که آمادگی رزمی 12 درصدی را نشان می‌داد!

تامکت‌های ایرانی با استتار دوران جنگ تحمیلی
این گزارش با اشاره به زمین‌گیر شدن تامکت‌های ایران در ابتدای جنگ تحمیلی و مشکلات فراوان برای عملیاتی‌کردن آنها، اعلام کرده است: هنگامی که تعداد تامکت‌های قابل استفاده برای عملیات به 10 تا 12 فروند رسید، نیاز به اورهال‌شدن و تعمیرات سنگین به‌شدت احساس می‌شد بنابراین در سال 1981 میلادی اولین شکاری به مهرآباد ارسال شد تا توسط صنایع هوایی ایران اورهال شود و عملیات اورهال در سال 1982 به پایان رسید.
این رسانه که توسط یک بنگاه انتشاراتی انگلیسی منتشر می‌شود، به نقل از کارشناسان خود نوشته است که در رژه هوایی 22 سپتامبر 1988 به مناسبت اولین هفته دفاع مقدس بعد از آتش‌بس، 24 فروند تامکت شرکت کردند و این رژه باعث شد که متخصصان نظامی غربی نتیجه بگیرند که این 24 فروند، همه تامکت‌های بازمانده از نبرد هشت‌ساله هستند و بقیه یا در جنگ از بین رفته‌اند یا به دلیل نبود قطعات زمین‌گیر شده‌اند و همین متخصصان نتیجه‌گیری کردند که از این 24 فروند نباید بیش از دو فروند دارای رادار سالم باشند!

اف های مدرنیزه ایران

ارتقای گربه‌های ایرانی در زمان صلح
این مجله در ادامه گزارش تفصیلی خود با تجلیل از توان اورهال جنگنده مدرن اف 14 توسط متخصصان کشورمان بدون داشتن بسیاری از اطلاعات و قطعات، تأکید کرده است که بعد از اورهال‌های موفقیت‌آمیز، تعداد تامکت‌های قابل پرواز در سال 1991 دو برابر شده بود.
تحلیلگر Combat aircraft با اعلام اینکه جمهوری اسلامی ایران و نیروهای مسلح آن از سال 1980 تا کنون تحت تحریم‌های شدید بوده‌اند، ادعا کرده است که برخی قراردادهای ایران با کشورهای دیگر برای خرید جنگنده‌های جدید با فشار آمریکا لغو شده است.
وی افزوده است: نیروی هوایی در نهایت اقدام به به‌روز رسانی ناوگان هوایی خود کرد و در اولین تلاش موشک‌های هاوک زمین به هوا را به سامانه کنترل اسلحه چند تامکت با استفاده از یک پیلون تطبیقی اضافه کرد و یک واسط رایانه‌ای به تامکت اضافه شد تا کار تطبیق داده‌های تامکت با موشک هاوک را انجام بدهد و موشک حاصل را "سجیل" نامیدند.
این گزارش افزوده است که بعد از انجام تست موفق با یک اف 14، فرماندهی نیروی هوایی ارتش ایران اجازه اعمال تغییرات به شکاری‌های دیگر را نیز صادر کرد و در نهایت نخستین پرتاب آزمایشی موشک برعلیه دشمن واقعی در سال 1987 انجام شد و یک شکاری میراژ F1 عراق در ماه فوریه نزدیک جزیره خارک سرنگون شد.
این نشریه غربی با بیان تحلیل خود در خصوص به اتمام رسیدن موشک‌های فینیکس اف 14 های ایران، خاطرنشان کرده است که در اوایل سال‌های دهه 2000 میلادی، اقداماتی در نیروی هوایی و صنایع دفاع ایران انجام شد و موشک‌های فینیکس بازسازی شدند و به خدمت بازگشتند و برای تامکت‌های هشدار و واکنش سریع پایگاه‌های ششم و هشتم نهاجا مورد استفاده قرار گرفتند. سپس ایران موشک فینیکس AIM-54A  جدید خود را که AIM-54A+ یا "فکور" نامیده شد، ارائه کرد.
نویسنده گزارش با اعلام اینکه بازگشت موشک‌های فینیکس جان تازه‌ای در کالبد ناوگان تامکت‌های ایران دمیده و در یک تمرین نظامی نیز یک تامکت، پهپادی را با یکی از این موشک‌ها هدف قرار داده است، خبر از خیز مهم نهاجا برداشته و نوشته است: نیروی هوایی تصمیم گرفته F-14 ها را تحت نام پروژه "شهید بابایی" مدرنیزه بکند.

رونمایی از مدرن‌سازی جنگنده‌های اف 14 تا سال 2020 میلادی
به نوشته این مجله، کار مدرن‌سازی این جنگنده‌های استراتژیک در ژانویه 2009 میلادی در تهران آغاز شده است، این مدرنیزه‌شدن را شامل تعویض قطعات الکترونیک قدیمی به‌ویژه قطعات مربوط به رادار AN/AWG-9 و قطعات مربوط به سامانه مهمات با قطعات سبک‌تر و سریع‌تر عنوان کرده و افزوده است: همچنین سامانه جنگ الکترونیک AN/ALQ-100 با تعویض آنتن، پروسسور، تحلیلگر و سامانه پیش‌تقویت با قطعات جدید به روز شد و کل سیم‌بندی شکاری نیز تعویض شده و مقرهای 1 و 8 برای افزودن قابلیت حمل MIM-23C یا R-73E تقویت شده است. افزون بر این یک سامانه ناوبری داخلی، سامانه رادیو UHF/VHF و بعضی قطعات دیگر نصب شده‌اند.
Combat aircraft تصریح کرده است: بعد از پایان عملیات مدرنیزه‌کردن حین اورهال، به محض آنکه تمام تست‌های موتور و چک‌های زمینی تکمیل گردید در 18 ژانویه 2012 یک پرواز 30 دقیقه‌ای استاندارد چک کارکردی شکاری انجام شد. در نهایت شکاری در آوریل 2012 میلادی به اسکادران مذکور تحویل داده شد و در سپتامبر 2012 نیز شکاری مدرنیزه شده از تلویزیون به مردم ایران نشان داده شد در حالی که به رنگ استتار اولیه رنگ‌آمیزی شده بود.

جنگنده اف 14 مدرنیزه شده با استتار پیکسلی
این مجله مشهور هوانوردی در آمریکا با اعلام اینکه سوانح تامکت‌های ایرانی ناشی از کیفیت تعمیرات و خطای خلبان در طول دو دهه گذشته کاهش یافته است، افزوده است: استاندارد نگهداری موتور این جنگنده نسبت به 20 سال پیش دو برابر بهتر شده است و ایمنی پرواز نیز افزایش یافته است. این نشریه در حالی این موضوعات را مطرح می‌کند که آموزش نسل جدید خلبانان اف 14 و تمامی تعمیرات این جنگنده در داخل کشور انجام می‌شود و اماره‌ای از خودکفایی و خوداتکایی نیروهای مسلح کشورمان را مورد تأیید قرار می‌دهد.
این نشریه در پایان گزارش خود با بیان اینکه نیروی هوایی ایران برنامه‌ای برای مدرنیزه کردن همه تامکت‌های ناوگان تا سال 2020 دارد، بار دیگر تأکید کرده است که توانایی تعمیر و نگهداری تامکت‌ها در ایران مناسب است و به عنوان مثال تامکت شماره 3-6042 که تاکنون دو بار کاناپی خود را از دست داده باز هم آماده پرواز شده است.


منبع:مشرق نیوز

ربات های قاتل مجهز به سلاح های اتوماتیک

ربات های قاتل تا 5 سال دیگر در میدان جنگ

http://www.8pic.ir/images/36538184789583577401.jpg

رباتهای مجهز به سلاحهای خودکار، موشکهای ضدتانک و حتی نارنجک انداز در حال تمرین رژه نظامی بوده و اکنون بیش از هر زمان دیگری به میادین نبرد نزدیک شده اند. زیرا نشان داده اند که به خوبی از پس آنچه که برای اش ساخته شده اند، بر می آیند.

به تازگی چهار شرکت رباتیک HDT Robotics و iRobot و Northrop Grumman و QinetiQ به طور مشترک دست به کار شده و M240 را عرضه کرده اند. رباتهایی مجهز به مسلسل که نمایش زنده ای را در پایگاه نظامی Fort Benning به راه انداختند. نکته مهم این برنامه آن بود که افسران ارشد ارتش از نزدیک مشاهده کردند که چنین سیستم هایی تا چه حد می توانند توانمند و قابل اعتماد باشند.

ارتشی های شرکت کننده در این مراسم اظهار کردند که تکنولوژی هنوز نمی تواند رباتهای مسلح را جایگزین چکمه پوشها  در میدان جنگ کند، اما به خوبی می توان از آنها برای همراهی سربازان در نبرد بهره جست.

سرهنگ دوم ویلی اسمیت، رئیس رسته ماشین های زمینی بدون سرنشین این پایگاه می گوید: «اینها تنها ابزار کار نبودند، بلکه آنها عضوی از جوخه نظامی خواهند شد، و این هدف ما است. رباتها به عضویت رسته های نظامی در خواهند آمد. این تمرین به خوبی قابلیت آنها را نشان داد.»

افسران بلندپایه نظامی شرکت کننده در این مانور هنگامی که دقت بالای ربات ها و شلیک های دقیق آنها از فاصله ۱۵۰ متری را مشاهده کردند، آن را کاملا رضایت بخش یافتند و اظهار امیدواری کردند که در ۵ سال آینده بتوان از رباتها در نبرد بهره جست.

سرهنگ اسمیت می گوید: «امیدوار بودیم چگونگی کنترل از راه دور سلاح های کشنده را روی آنها ببینیم. و آنچه به نمایش در آمد کاملا خوشایند بود.  تکنولوژی امروزه هرجایی که لازم باشد، راه خود را باز می کند.»

این ربات ها بر اساس پلتفرم CaMEL شرکت Northrop Grumman تولید شده اند که می تواند سلاح های خودکار، موشک های ضدتانک و نارنجک انداز را حمل کند. این رباتها تنها با ۱۳ لیتر سوخت می توانند تا ۲۰ ساعت به فعالیت ادامه داده و تا ۴۵۰ کیلوگرم بار را حمل کنند. علاوه بر این با تعویض یا شارژ باتری ها هم، امکان تامین نیروی آنها وجود دارد.

در واقع CaMEL یک پلتفرم چندکاربردی است که به سرعت می تواند از نقش یک گروه پشتیبانی به یک گروه حفاظتی تغییر وضعیت داده و به سلاح های مختلف مجهز شود. اینگونه قدرت آتش دسته پیاده نظام را تا حد زیادی افزایش داده و با واحدهای در حال مانور همکاری نزدیکتری خواهد داشت.

به هر حال اگر جایی مشاهده کردید چیزی شبیه جنگجوی ویدیوی زیر به طرف تان می آید، بهتر است سریعترین شیوه فرار را انتخاب کنید. البته اگر دیر نشده باشد!




منبع :
نارنجی

نگاهی گذرا به هلیکوپترهای آینده

http://www.8pic.ir/images/18658301125999089038.jpg

از دیرباز که انسان در افسانه ها بر بال سیمرغ و اژدها سوار می شده تا آن زمان که بالن و هواپیما را اختراع کرده، همیشه در کنار آرزوی پرواز و کاربرد آن برای آسایش، از پرواز به عنوان ابزاری برای تسلط بر دیگران و برتری در جنگها بهره جسته است. و در این میان شاید یکی از پرندگانی که بیشترین کاربردش نظامی بوده، هلیکوپتر باشد.

و البته این پرنده هم همیشه در حال تغییر بوده تا با خواسته سلطه طلبانه و تمامیت خواه بشر همگام شود. و اکنون به نظر می رسد که موج جدیدی از طراحی هلیکوپترهای آینده از راه رسیده است. اگر چه اینها هنوز نمی توانند پرواز کنند و ماه ها و سالها باید روی کاغذ باقی بمانند تا به واقعیت تبدیل شوند. اما شرکت های عظیم نظامی و دولت ها هیچ گاه بیکار نمی نشینند.

اگر شما هم به این موضوع علاقه دارید، اکنون زمان خوبی است که با هم نگاهی به افقهای دوردست هلیکوپترهای نظامی داشته باشیم.

در این مطلب به دنبال پروژه های متعددی هستیم که اکنون در این زمینه دنبال می شوند. یکی از پروژه های کلیدی در خصوص هلیکوپترهای جنگی Future Vertical Lift یا به اختصار FVL نام دارد. و دیگری هم که بسیار پیشرو تر به نظر می رسد، برنامه Joint Multi-Role Technology Demonstrator نامگذاری شده است.

هر دو این پروژه ها توسط ارتش آمریکا رهبری و هدایت می شوند و هدف نهایی آنها تولید ماشین های بالگرد پرنده ای است که در بخشهای مختلف نظامی مورد استفاده قرار گیرند.

طی هفته گذشته مرکز تحقیقات، توسعه و مهندسی سلاح و هوانوردی ارتش (AMRDEC) از چهار شرکت مختلف دعوت کرد تا تحت برنامه JMR TD و طی ۹ ماه آینده طرح های ابتدایی خود را آماه سازند. پنتاگون امیدوار است که در سال ۲۰۱۷ اولین هلیکوپترهای تهاجمی برنامه JMR TD به پرواز درآیند.

http://www.8pic.ir/images/99354232703204237362.jpg

آنچه که در تصویر مشاهده می کنید، یکی از طراحی های هلیکوپتر ابداعی متعلق به برنامه JMR TD است که توسط تیم بوینگ-سیکورسکی  عرضه شده. این پرنده خشمگین بر اساس تکنولوژی سیکورسکی X2 طراحی شده است.

X2 یک هلیکوپتر دفاعی است که در سال ۲۰۱۰ رونمایی شد و در آسمان می تواند با سرعت ۲۵۰ نات (۴۶۳ کیلومتر بر ساعت) حرکت کند. یعنی چیزی بیش از دو برابر سرعت معمول هلیکوپترهای فعلی.
http://www.8pic.ir/images/01288834237237249739.jpg

این هم یک پروپوزال دیگر است که توسط سیکورسکی-بوینگ عرضه شده است. همانند پرنده دفاعی X2، این یکی هم از طراحی غیر معمول پره های اصلی جفتی، هم محور با چرخش مرکزی در بالای سر و پروانه پیشرانه در قسمت دم بهره می برد.

هدف نهایی چنین طراحی عجیبی هم این بوده تا شیئ پرنده بوینگ-سیکورسکی بتواند به سرعت خارق العاده ۲۳۰ نات (۴۲۶ کیلومتر بر ساعت) دست یابد.
یکی دیگر از طرح های سیکورسکی بر پایه پلتفرم X2, بالگرد تهاجمی S-97 است که اولین طرح مفهومی آن هم آماه شده و از ماه گذشته مشغول مونتاژ آن هستند.

نمونه اولیه این هلیکوپتر که در دو نسخه ساخته خواهد شد، ۱۱ متر طول و وزنی بیش از ۴۹۹۰ کیلوگرم خواهد داشت. سیکورسکی امیدوار است بتواند نمونه آزمایشی این هلیکوپتر را تا سال ۲۰۱۵ به پرواز در آورد. محصولی که قابلیت های S-27 Raider را هم در خود خواهد داشت. سرعت پرواز آن به ۲۲۰ نات خواهد رسید و در مسیر مستقیم سریعتر از ۲۴۰ نات حرکت خواهد نمود.

http://www.8pic.ir/images/64468103184258518200.jpg

یکی دیگر از شرکت های سهیم در برنامه ابداعی FVL/JMR، لاکهید مارتین با همراهی Bell Helicopter است. آنها طرح مفهومی V-280 Valor را برای شرکت در این رقابت آماده کرده اند. درست است، این اصلا به یک هلیکوپتر شبیه نیست. اما چرخ گردان مایلش، آن را در این دسته قرار می دهد. چیزی که پیش از این هم در V-22 Osprey شرکت بل مورد استفاده قرار گرفته و چندین سال است که به ارتش خدمت می کند.

http://www.8pic.ir/images/10547690731458788104.jpg

شرکت بل طرح  V-280 Valorرا در آوریل امسال ارائه کرد. و در ماه گذشته میلادی بود که برای تولید آن به همکاری با لاکهید روی آورد. این یک وسیله عمود پرواز است که در میان ابزارهای پرنده با پره چرخان، سرعتی نفس گیر را به ارمغان می آورد (۲۸۰ نات یا ۵۱۸ کیلومتر بر ساعت).

یکی از فرماندهان هوانوردی ارتش آمریکا می گوید: «این ابزارهای پرنده عمود-پرواز هر شکلی که داشته باشند، باید قادر به انجام عملیات های چندگانه و چندمنظوره باشند.

شاید یک گونه متوسط همانند Black Hawk (شاهین سیاه) باشند یا یک آپاچی امروزی محسوب شوند که می توانند عملیات های تهاجمی یا نجات را بر عهده گیرند.

http://www.8pic.ir/images/41202079952475006327.jpg

همانند محصول مشترک سیکورسکی-بوینگ، هلیکوپتر تولیدی کارخانه تگزاسی AVX Aircraft هم از پره های دوگانه هم محور مرکزی بهره می برد. در حالی که در قسمت عقب به جای یک پروانه، دو فن پیشرانه قرار گرفته است. این هلیکوپتر در قسمت عقب یک رمپ متحرک بزرگ دارد که آن را قادر می سازد به راحتی بار و نیروها را سوار کند.

این شرکت برای بهترین و موثرترین شکل آیرودینامیک، چرخ های فرود و تمامی سلاح ها را به صورت جمع شونده طراحی کرده است، تا تنها در هنگام ضرورت باز شوند.

http://www.8pic.ir/images/46819381623499668199.jpg

این تصویر نقاشی شده از هلیکوپتر AVX نشان می دهد که سربازان چگونه می توانند به سرعت از بالگرد پیاده شده و وارد ماموریت شوند. در پروپوزال این هلیکوپتر آمده که می تواند به سرعت ۲۳۰ نات دست یابد. و شرکت مشغول ساخت یک مدل در اندازه ۷۰ درصد است تا تکنولوژی ها و کارایی این پرنده غول پیکر خود را نشان دهد.

علاوه بر سیکورسکی، بل و AVX، یک تیم دیگر هم دعوتنامه و موافقت شرکت در پروژه JMR TD را به دست آورده است: Karem Aircraft. البته این شرکت تا کنون هیچ اطلاعات و تصویری در خصوص طرح احتمالی اش منتشر نکرده است. البته طبق اطلاعات منتشره در سایت شان، آنها اکنون مشغول همکاری با وزارت دفاع در طرح هایی چون JHL و JFTL هستند.

حال بیایید کمی از طرح های مختلف وزارت دفاع و ارتش برای هلیکوپترها فاصله بگیریم و نگاهی به تکنولوژی های موجود در این زمینه بیندازیم. شگفتی اینجا است که آینده از قبل اینجا حضور داشته و در حال استفاده است. 

http://www.8pic.ir/images/74509418390768136057.jpg

از نوامبر ۲۰۱۱ نیروی دریای آمریکا در حال آزمایش دو هلیکوپتر بدون خلبان K-Max K-1200 در ماموریت های حمل بار و تجهیزات در فواصل کوتاه است. آزمون اصلی این بالگردها هم تاکنون در افغانستان بوده است. جایی که دستیابی سریع و امن به نقطه هدف با روش های مرسوم نظامی و کاروان های مسلح سخت و خطرناک است.

در ژوئن ۲۰۱۲ نیروی دریایی اشاره کرد که فعلا حمل آب، غذا و تجهیزات به پایگاه نظامی Rankel در استان هلمند توسط کاروان بیش از ۵ ساعت زمان می برد. در حالی که این هلیکوپترها همان حجم کار را تنها در ۱۰ دقیقه انجام می دهند.به گفته لاکهید مارتین، تا آوریل ۲۰۱۳ این دو هلیکوپتر بیش از یک میلیون و ۳۶۰ هزار کیلوگرم آذوقه را طی ۳۰ هزار ساعت پرواز جابجا کرده اند.

http://www.8pic.ir/images/12133858576330921302.jpg

در همین حال نیروی دریایی ایالات متحده در دریا هم از یک هلیکوپتر بدون خلبان MQ-8B Fire Scout تولید شرکت Northrop Grumman بهره می برد. نیروی دریایی از سال ۲۰۱۰ در حال آزمون این پرنده پیشرو و آینده نگرانه است و تا کنون عملیات های موفقیت آمیزی را هم با آن پشت سر گذارده است.

از جمله موفقیت های این هلیکوپتر می توان به کمک برای شناسایی باند قاچاق دارو در فلوریدا، عملیات های شناسایی هوشمند و پروازهای شناسایی در نزدیکی سومالی و همچنین جستجوی بمب های دست ساز کنار جاده ای و ارسال مستقیم تصاویر ویدیویی به مرکز کنترل اشاره کرد.

Fire Scout با ۹.۶ متر طول و ۱۳۶۰ کیلوگرم وزن، می تواند با سرعت ۸۵ نات (۱۵۷ کیلومتر بر ساعت) تا ارتفاع ۶۰۰۰ متری پرواز کند.

http://www.8pic.ir/images/79705892426976550005.jpg

کارخانه Northrop Grumman خودش را برای کوچ به نسل بعدی Fire Scout آماده می کند. محصول جدید MQ-8C نام دارد که به گفته این شرکت «استقامتی دو برابر بیشتر و ظرفیت حملی ۳ برابر بیشتر» از مدل فعلی خواهد داشت.

این شرکت سنگین وزن در حال عقد قرارداد با نیروی دریایی است تا تولید ۳۰ عدد  MQ-8C را آغاز کند و قرار است ۸ دستگاه را تا ۲۰۱۴ تحویل نیروی دریایی دهد.

http://www.8pic.ir/images/55888666189611001184.jpg

اپراتورهای Fire Scout در حال آموزش چگونگی به پرواز درآوردن این هلیکوپتر بدون سرنشین هستند. این آموزشها روی شبیه سازهای تعبیه شده در مرکز آموزش پایگاه هوایی Jacksonville فلوریدا، متعلق به نیروی دریایی انجام می شوند.

http://www.8pic.ir/images/09306633711457467273.jpg

در یک گوشه دیگر پنتاگون، گروهی هستند که همیشه به دنبال ایده های بلندپروازانه و دور از دسترس هستند. DARPA هم چندی است که فراخوانی برای اشیاء پرنده عمود پرواز آینده نگرانه و انتزاعی منتشر کرده است. در این عکس می توانید نیمی از پوستر برنامه VTOL X-Plane دارپا را مشاهده کنید.آنچه در تصویر می بینید، طرحهای مفهومی کاملا تخیلی هستند که سعی دارند الهام بخش «یک میان گونه ابداعی در دنیای پرنده های ثابت بال و بالگرد» باشند.

و هدف اصلی هم پرورش ایده های خلاق برای بهبودهای رادیکالی در زمینه ابزارهای عمود پرواز است.پروژه VTOL X-Plane چهار هدف جاه طلبانه را دنبال می کند: تقویت سرعت پرواز بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ نات. با بازده ۷۵ درصدی (حداقل بیش از ۶۰ درصد). راندمان بالای عملیاتی پرواز. با نسبت lift-to-drag حداقل ۱۰ (بیشتر از ۵ تا ۶) و در نهایت حمل بار موثر بیش از ۴۰ درصد وزن خالص هلیکوپتر.

http://www.8pic.ir/images/00782360220215974824.jpg

به گفته دارپا، پروژه VTOL X-Plane که از ماه جاری میلادی آغاز شده است، تا ابتدای سال ۲۰۱۸ ادامه خواهد داشت. آنها امیدوارند پس از انتخاب نخستین برنده، بتوانند ظرف ۴۲ ماه پرواز آزمایشی نمونه های ابتدایی را به آغاز کنند.بودجه در نظر گرفته شده برای این پروژه ۱۳۰ میلیون دلار است. آنچه که در عکس می بینید، بخش پایینی پوستر پروژه VTOL X-Plane است. مشاهده پوستر کامل .

http://www.8pic.ir/images/90212102006264528675.jpg

بوینگ یکی از شرکت هایی است که گوشه چشمی به جایزه برنامه VTOL X-Plane دارد. این شرکت به تازگی در سایت خود از  Phantom Swift demonstrator پرده برداری کرده است و آن را یکی از چندین نسخه اولیه تحت بررسی خود دانسته که جهت شرکت در رقابت دارپا تولید می شوند.

پِری زیگنبین، مدیر مهندسی این پروژه در بوینگ می گوید: «آنچه که در این ترکیب بندی جدید بیش از همه به چشم می آید، ترکیب فن های بدنه و فن های بالهای چرخان با یکدیگر است. اینگونه شما قابلیت کنترل خارق العاه ای را به دست خواهید آورد.

http://www.8pic.ir/images/92435804159581481604.jpg

و حالا بگذارید نگاهی به آینده دورتر داشته باشیم. زمانی تقریبا میانه قرن ۲۱. آنچه که در ادامه می بینید، تصاویر بر گرفته از ویدیوی دورنمای هوانوردی نظامی ۲۰۵۰ هستند. البته این ویدیو بیشتر شبیه بازی های جنگی است تا آنچه که بتوان در واقعیت تصور نمود.ویلیام لویس، مدیر اداره تحقیقات هوایی AMRDEC می گوید هدف از ساخت این ویدیو، «شبیه سازی افکاری» است که تکنولوژی های بالقوه را به تصویر می کشند.

هواپیماهای عمودپرواز آینده پروازی دور بردتر و سریع تر خواهند داشت، و در شرایط آب و هوایی گسترده تری قادر به عمل خواهند بود. در حالی که بارهای سنگین تری را حمل خواهند کرد. هواپیماها ممکن است با سرنشین یا بدون سرنشین باشند. توسط اپراتور پرواز کنترل شوند یا خودکار باشند. و خلبان بیشتر نقش فرماندهی عملیات را بر عهده خواهد داشت.

http://www.8pic.ir/images/82047170217185207899.jpg





منبع : نارنجی

اشنایی با نفربر ACV-15 ساخت ترکیه

http://up.p30room.ir/uploads/138261997265321.jpg

نفربر شنی دار زرهی  ACV-15 طراحی و تولید شده توسط کارخانه ترکیه ای FNSS است که برای رفع نیاز ارتش ترکیه به یک نفربر زرهی در کلاس 13 تا 15 تنی است ACV -15با وزن مبارزه ای متوسط قابلیت تحرک بالایی در همه نوع زمینی را دارد و قابلیت انجام عملیات ابی - خاکی در رودخانه ها و دریاچه ها می باشد .

از شاسی این خودرو به عنوان پایه در دیگر محصولات خانواده ACV مثل امبولانس - خمپاره انداز و .... هم استفاده شده است .کارخانه FNSS  از خانواده ACV برای ترکیه و صادرات به کشورهای مالزی - فیلیپین و امارات 2249 عدد از این خانواده را تولید کرده است .

طراحی و حفاظت

بدنه ACV -15 از زره آلومینیوم جوش داده شده با یک لایه اضافی از زره فولاد ورقه ورقه بر روی بدنه ساخته شده است. که این خودرو را در برابر آتش سلاح های کوچک 14.5mm AP و 3 کیلوگرم مواد منفجره ( 8kg اختیاری(اپشن های مختلفی مشتریان می توانند سفارش دهند)  حفاظت می کند.محل حضور فرمنده و راننده در جلو و اتاقک حمل سربازان با طرفیت 8 نفر در عقب تعبیه شده است و دارای رمپ هیدرولیک هم چنین دو محفظه سوخت زرهی در قسمت عقب خودرو برای توزیع وزن و ایمنی خدمه واقع شده است.

پنج پورت شلیک، دوتا در هر طرف بدنه و یکی در سطح شیب دار در عقب وجود دارد. ودارای یک پریسکوپ برای مشاهده اشیاء روی سطح اب در روز است. این نفربر را با سیستم حفظت در برابر حملات ش م ه -  دوربین حرارتی راننده - نمایشگر داخلی - و پرتاپگر نارنجک دودزا و ... می توان مجهز کرد .

http://up.p30room.ir/uploads/138261997519152.jpg

مشخصات :

جنگ افزار : یک مسلسل 12.7mm , توپ 25 میلی متری

فاصله از زمین : 40 سانتی متر

تعلیق : میله پیچشی

ظرفیت سوخت : 416 لیتر

خدمه : 3 + 8 سرباز

سیستم برق : 24 ولت

شنی : عرض: 381mm طول: 2.68m

انتقال : آلیسون X200-4 با 4 دنده  جلو و یک معکوس

وزن مبارزه : 12،929 کیلوگرم

سرعت : 65 کیلومتر / ساعت mximum سرعت در جاده - 6.3km / h در آب

موتور :  دیترویت دیزل 6V53T

توان خروجی موتور : 350 اسب بخار


ابعاد :

طول: 5.26 متر عرض: 2.82 متر ارتفاع: 2.69 متر

محدوده : 490 کیلومتر

عبوراز گودال : 1.83 متر

مانع عمودی : 75 سانتی متر

شیب های جانبی : 30٪

شیب : 60٪



انواع :



خمپاره انداز120 میلی متری   ACV-15 SPM




خمپاره انداز81 میلی متری   ACV-15 SPM




ACV-15 ARV Armoured Recovery Vehicle




ACV-15 AIRDEFENCE دارای  پرتاپگر موشک زمین به هوا




ACV-15 Anti-Tank دارای یک پرتاپگر ضد تانک




امبولانس ACV-15




ACV-15 TOW دارای پرتاپگر موشک ضد تانک تاو







منبع : میلیتاری

مترجم : mohammad area51

منبع اصلی :www.armyrecognition.com