اسلحه تک تیرانداز

اسلحه تک تیرانداز Brugger & Thomet APR 308  توسط کارشناسان سوئیسی بر پایه اسلحه تک تیرانداز فرانسوی PGM Mini-Hecate در سال 2003 میلادی طراحی و ساخته شده است.

(تصویر بالا اسلحه تک تیرانداز سوئیسی Brugger & Thomet 308 که مجهز به سیستم خفه کن صدا میباشد)

در اینجا سوال پیش می آید که کارشناسان اسلحه سازی کشور سوئیس به چه دلیلی اسلحه خود را بر اساس اسلحه تک تیرانداز فرانسوی طراحی و ساخته اند، در سالهای قبل از تولید این اسلحه توسط کمپانی سوئیسی کمپانی اسلحه سازی فرانسه  PGM Mini-Hecateاسلحه تک تیرانداز خود را برای مدرنیزه کردن به کمپانی اسلحه سازی Brugger & Thometسوئیس واگذار کرد و طراحان سوئیس منتظر لحظه ای مناسب ماندند تا اینکه وزارت دفاع کشور سنگاپور اعلام خرید اسلحه تکتیرانداز پیشرفته ای طی مناقصه ای برای نیروهای خود انجام داد و در اینجا کمپانی سوئیسی دست به خرید و مدرنیزه کردن اسلحه تکتیرانداز فرانسوی کرد و در مناقصه صورت گرفته تسوط کشور سنگاپور هم برنده گردید.
طراحان و کارشناسان کمپانی Brugger & Thomet در مدرنیزه کردن و نوآوری تکتیرانداز فرانسوی بسیار تلاش کردند و اسلحه تک تیرانداز جدید را با نام  Brugger & Thomet APR 308 وارد بازار و در معرض فروش قرار دادند و پس از طراحی و ساخت این اسلحه نیروهای پلیس و ارتش سنگاپوری خیلی زود به این سلاح دستیابی پیدا کردند.

(تصویر بالا اسلحه تک تیرانداز سوئیسی Brugger & Thomet 308 را نشان میدهد)

البته همیشه هرنوع سلاحی توسط کارشناسان تحت مدرنیزه شدن قرار گیرد با نوع اصلی آن شباهت های زیادی دارد و اسلحه تک تیرانداز سوئیسی Brugger & Thomet APR 308 هم از این قاعده مستثنی نمی باشد و ظاهرش شباهت زیادی به اسلحه تک تیرانداز کمپانی PGM Mini-Hecate فرانسه دارد اما کارشناسان سوئیسیBrugger & Thomet  در مرحله اول توجه زیادی به تعادل سلاح در حین تیراندازی نمودند چون اغلب اسلحه های تکتیرانداز مشکلاتی در تعادل و بالانس در آنها وجود دارند و در حین حمل توسط نیروهای تکیرانداز با مشکلاتی همراه می باشند و در این اسلحه با توجه به وزن تقریبا" سنگینش تعادل اسلحه به سمت قسمت جلو جای که روپوش لوله اسلحه می باشد هدایت شده است و این باعث شده است که حملش نسبت به اسلحه های دیگر حتی اسلحه های با وزن کمتر از این اسلحه آسانتر و راحتر گردد،خیلی از کمپانیهای سازنده اسلحه در جهان همیشه در حین طراحی سعی و تمرکز زیادی در کم کردن وزن سلاح شان میکنند که اسلحه تولیدی آنها سبک باشد و اغلب این سبکی وزن باعث میگردد که در هنگام شلیک توسط تیرانداز گلوله اسلحه به اطراف جهش داشت باشد و این علت در روی دقت اسلحه به سوی اهداف موثر و مشکل ساز می باشد و این مشکل فقط مربوط به اسلحه های تک تیرانداز نمی باشد و در اسلحه اتوماتیک و مسلسل های سبک هم این مشکل وجود دارد و در دقت شلیک گلوله ها موثر می باشد، در اسلحه تکتیرانداز Brugger & Thomet APR 308 سوئیسی سیستم چکاننده ای و ماشه پیشرفته ای طراحی و مونتاژ گردیده است که ضامنش در هر حالت دارای اندازه قابل تنظیمی می باشد، ماشه اسلحه هم قابل تنظیم برای فشاری از0,5  تا 4 کیلوگرم می باشد.

(تصویر بالا اسلحه تک تیرانداز سوئیسی Brugger & Thomet 308 که مجهز به سیستم خفه کن صدا میباشد)

طراحان سوئیسی برای این اسلحه فشنگ معروف فشنگ کالیبر 308 وینچستر را در نظر گرفتند، لوله این اسلحه را با روش آهنگری سرد ساخته اند که به افزایش استحکام و بهبود ویژگیهای خنک شوندگی و مقاومت بالا در برابر شلیک های متمادی را دارد البته کارخانه سازنده کارکرد هر لوله این سلاح را برای شلیک 6000 هزار گلوله در نظر گرفته است.

در این اسلحه روپوش مشبک لوله اسلحه باعث خنک شدن سریع لوله میگردد و کمپانی سازنده در قسمت بالای بدنه ریل استانداردی نصب کرده است که می‌توان هر نوع دوربین اپتیکی و الکترونی دید در شب را در روی آن نصب کرد و در جلوی بدنه پائین اسلحه دوپایه را بمنظور ایجاد ثبات در هنگام تیراندازی و دقت در نشانه روی نصب شده است همچنین طراحی ترمز دهانه لوله را به گونه‌ای انجام داده‌اند که عقب نشینی و لگد ضربه قنداق اسلحه کمتر و ملایمتر گردیده است، در این سلاح از طراحی قنداق مناسبی و ارگونومیک و پیشرفته است استفاده شده است و تیرانداز نسبت به نیاز خود می تواند آنرا در جهات مختلف تنظیم کند و در مواقع نیاز می‌توان آنرا به بغل اسلحه جمع کند که جابجائی آنرا در هنگام حمل و نقل آسانتر می گردد،در قسمت بالای بدنه ریل استانداردی نصب شده است که می‌توان هر نوع دوربین اپتیکی و الکترونی دید در شب را در روی آن نصب کرد اما کارشناسان سازنده اسلحه دوربین با بزرگنمائی 3 تا 12 مدل Brugger & Thomet TRS (Tactical Rifle Scope) برای دوربین مذکور در نظر گرفته اند.
در نیروهای پلیس سنگاپور از فشنگ Norma Diamond Line 190 grs Sierra Matchking HPBT  با کالیبر7.62x51 استفاده میگردد و دقت اصابت شلیک گلوله هایش در فاصله 400 متری به هدف 20 سانتی متری و در فاصله  800 متری به هدف70 سانتی متری100%  می باشد البته دست یافتن به هدفهای در فواصل بالای1000 متری کاری سخت و دشوار برای تیرانداز می باشد. 

(تصویر بالا اسلحه تک تیرانداز سوئیسی Brugger & Thomet 308 با قنداق جمع شده به بغل نشان میدهد)

ویژگیهای اسلحه تک تیرانداز Brugger & Thomet APR 308 سوئیس به شرح زیر می باشد:
فشنگ کالیبر(م م ): 7,62x51 мм НАТО/.308 Winchester (APR308, APR308P, APR308S)
.338 Lapua Magnum (APR338) 
طول اسلحه(م م): 1139/906
طول لوله اسلحه(م م) : 610 
وزن اسلحه بدون مهمات و دوربین اپتیکی (کیلوگرم) : 7,01
ظرفیت خشاب اسلحه(گلوله): 10 
برد مفید با سیستم اپتیکی(متر):1000

 

مترجم : دکتر حمید فرامرزپور

تمامی حقوق این مطلب متعلق به سایت نظامی آی آر ارتش می باشد

گذری بر نسل جدید اسلحه کلاشنیکفگذری بر نسل جدید اسلحه کلاشنیکف

کارخانه اسلحه سازی ایژماشکه در شهر ایژ روسیه ، محل طراحیو ساخت اسلحه های سبک کلاشنیکفАК-47است.دراین کارخانه سری پنجم اسلحه معروف کلاشنیکف به نامAK-12طراحی و تولید گردیدهاست و ارتش روسیه در نظر دارد در سال 2014 این اسلحه را با مدلهای قدیمی آن تعویضکند.

از سال 1949 میلادی تا سال 2012 میلادی بالغ بر 100 میلیون قبضه از اسلحه AK-47 کلاشنیکف و داخل و خارج از روسیه ساخته و مونتاژ شده است.

سری جدید اسلحه کلاشنیکف (AK-12) از گلوله های کالیبر5,45×39(همچنین در نسخه های دیگر با کالیبر های7,62×397,62×51میلی متر هم تولید می گردد ) باخشابهای 30 تا 60 و 90 تایی تغذیه می شود.قرار است از این اسلحه به عنوان طرح پایه در 20 سلاح دیگر(حتی در مدل های شکاری)نیز استفاده شود.فرماندهان ارتش روسیه درنظر دارند در آینده نزدیک مدلهای قدیمی اسلحه تک تیراندازS.V.Dدراگانوف ( قناصه) را با یک نوع از اسلحه کلاشنیکفمدلAK-12تعویض گردد.

اسلحه AK-12 را می توان به دوربین دید در شب،دستگاه اندازه گیری لیزری،سیستم پرتاب نارنجک،چراغ قوه ی قوی،سمبه،چاقو وسه پایه مجهز کرد.قنداق این نسخه از کلاشنیکف تاشو می باشد تا حاملان آن به راحتی آن را حمل کنند.برگه ناظم آتش آن نیز به گونه ای طراحی شده است که افراد چپ دست نیز براحتی می توانند با آن تیراندازی کنند.لوله ی اسلحه با طول 415 میلی متر با روش جدید و دقت بالایی ساخته شده است.همچنین تغییراتی در ساخت خان اسلحه صورت گرفته که برد و دقت اسلحه را به طور موثری بالابرده است.

AK-12

در این اسلحه محور لوله ایاسلحه با قنداق اسلحه در یک محور قرار گرفته اند مانند (اسلحه هایАР-15 / M16)کهباعث کمتر شدن ضربه قنداق اسلحه (لگد) به شانه تیرانداز می شود و خود فرم قنداق به شکلی طراحی گردیده است که باز هم ضربه عقبنشینی ناشی از شلیک گلوله به کمترین حد خود میرساند و با این خصوصیات شلیک با این نوعجدید اسلحه کلاشنیکف خیلی به نرمی صورت میگیرد و تیراندازی با آن نسبت به هم کیشانخود از دقتی بیشتر برخوردار است،در این اسلحه ضامنی برای گلنگدن اسلحه بصورت دکمهکوچکی در بالای خشاب در سمت راست اسلحه قرار گرفته که در مناطق نبرد آمادگی بیشتریبه تیرانداز برای شلیک به سمت نیروهای متخاصم می دهد.

در اسلحه جدید کلاشنیکف مدل AK-12برگه ناظم آتشبرای شلیک گلوله های آن به چهار طریق تنظیم میگردد و صورت میگیرد :

- حالت اول بصورت شلیک رگبار گلوله ها.

- حالت دوم به شکلشلیک ممتد گلوله ها.

- حالت سوم به صورت شلیک سه تیر گلوله ها.

- حالتچهارم شلیک بصورت تک تیر گلوله ها.

یکی از رقبای اسلحه های کلاشنیکف اسلحه جنگیامریکای مدلМ-16 وسریهای جدید این اسلحه می باشد که همگی در امتحان برابر اسلحه کلاشنیکف شکست خورند(بهنوشته مولف روسی مقاله ).در کل اسلحه های کلاشنیکف درمیان نیروهای نظامی دنیا که با آن سر و کار داشته اند معروف به پابرجایو محکمی و نترسیدن از گرد خاک میدان جنگ می باشند.

اسلحه М-16ارتش ایالات متحده در میدان جنگ بیشتر اوقات به علتوجود گرد وخاک و شرایط خاص مناطق جنگی باعث گیر کردن گلنگدن و از کار افتادن ایناسلحه میگردد.

یکی از تستهای انجام شده باکلاشنیکف مدلАК-47دفن کردن اسلحه در زیر خاک و پس از آن بیرون آوردن از زیر خاک و شلیک بینقص با این اسلحه بوده است و یا رد شدن جیپ هامر از روی بدنه اسلحه و سپس شلیک دقیقبا این اسلحه است. حتی در بعضی از گروههای ارتشی امریکا در افغانستان نیروهای ارتشامریکا از این اسلحه در عملیاتهای جنگی خود در برابر شبه نظامیان القاعده استفادهمیکردند هرچند کنگره سنای امریکا شدیدا" مخالف استفاده از اسلحه های غیرامریکای است در این اسلحه جدید تمامی شرایط مذکور بعلاوه شرایط بهتر ساخت و بردموثر و دقت در شلیک بیشتر می باشد.


مشخصات اسلحهکلاشنیکف مدلAK-12 :

كاليبر استاندارد:5.45x39, 5.56x45,7,62x39; 7,62x51 NATO

طول اسلحه :945 / 725 mm

طول لوله اسلحه:415 mm

وزن اسلحهبدون خشاب :3.3کیلوگرم

ظرفیت خشاب :30،60،90 گلوله

سرعت گلوله:900 متر بر ثانیه

تعداد شلیکگلوله : 650 تا 1000 گلوله در دقیقه

برد موثر: 800متر

برد نهایی:نامشخص


(تصویر زیر اسلحه کلاشنیکف مدلAK-12با قنداق تاشو و سیستم نارنجکانداز و خشاب 90 تای را نشان می دهد)

AK-12


(تصویرهای زیر انواع مختلف مدلجدید اسلحه کلاشنیکف AK-12 را نشان می دهد)

AK-12


مترجم:حمید فرامرزپور

تمامی حقوق نزد سایت نظامی آی آر ارتش و مترجم سایت محفوظ می باشد.بازنشر با ذکر نام منبع و مترجم آزاد می باشد.


پیام آوران مرگ

 پیام آوران مرگ

داخل معروف ترین فشنگ های دنیای جنگ افزار چه خبر است؟

http://up.p30room.ir/uploads/138080929307491.jpg

نخستین نسل فشنگ های فلزی با ظاهری مشابه آنچه امروزه می شناسیم ، اواسط دهه پنجم قرن 18 میلادی به وجود آمدند. سپس به مرور تا ورود به قرن بیستم این مهمات رفته رفته تنوع و محبوبیت فراوانی یافتند.

سلاح های امروز با تنوع بسیار زیادی از کالیبرها برای استفاده از مجموعه له مراتب وسیع تری از مهمات ساخته می شوند، مهمات مرگ آوری که داشتن تصویری زیباشناختی از آنها چندان آسان نیست. این گزارش از جالب ترین فشنگ های ساخته شده تا به امروز را با هم مرور می کنیم.


http://www.8pic.ir/images/05632076503938614385.jpg

9*19mm cobra

مهمات 9 میلی متری ویژه کبرا شاید جالب ترین فشنگ معرفی شده در این پست باشد. در گلوله 6 دارت فلزی کوچک جای گرفته که به محض برخورد گلوله به هدف پوسته را شکافته و به داخل هدف پرتاب می شود. به این ترتیب گلوله تاثیر برخورد به مراتب شدیدتری به جای می گذارد.


http://www.8pic.ir/images/19464261888758336835.jpg

450 adams

فشنگ های سری 450 آدامز مهمات اصلی رولورهای قدیمی سواره نظام انگلیس به شمار می رفتند. قسمت پایینی این فشنگ را 0.84 گرم باروت سیاه زیر یک مرمی 14.6 گرمی تشکیل می دهد.


http://up.p30room.ir/uploads/138089849263961.jpg

224 boz

این فشنگ با نمک در حقیقت گلوله مرگباری است که برای غلبه بر جلیقه های ضد گلوله طراحی شده بود. گلوله 10 میلی متری آن 50 گرم وزن دارد و پس از شلیک، سرعتی معادل 760 متر بر ثانیه به دست می آورد.

این نوع فشنگ ها را می توان همراه سلاح های سبکی چون پی 5 یا کلت های کمری 10 میلی متری استفاده کرد. این مهمات به صورت عمومی ساخته نمی شود و آن هایی که ساخته شده هم سفارش اختصاصی است.


http://www.8pic.ir/images/91812535722124132521.jpg

9mm riotcontrol

این نوع فشنگ ها اصطلاحا کنترل شورش خوانده می شوند.این فشنگ ها به جای گلوله با ساچمه پر می شوند؛ در نتیجه عموما مرگ آور نیستند ولی در فرد درد فراوانی ایجاد می کنند. البته به طور کلی در کالیبرهایی بالاتر تولید می شوند. شایان ذکر است کالیبر 9 میلی متری استاندارد بیشتر کلت های کمری و مسلسل های سبک دستی به شمار می رود.


http://www.8pic.ir/images/05765880896008610384.jpg

9*19mm hollow point

خیلی ها معتقدند فشنگ های برنجی با مردمی سوراخ شده مرگبارترین نوع مهماتی هستند که می شود استفاده کرد.سوراخی که در سر این گلوله ها وجود دارد باعث می شود تا هنگام برخورد با جسمی نیمه جامد مانند بدن انسان لبه های سر گلوله مثل چتر باز شود و این یعنی در حین فرو رفتن ، سوراخ بزرگ تر و طبیعتا خون ریزی بیشتری هم ایجاد می کند. البته این ویژگی کمی از برد و دقت گلوله می کاهد.


http://www.8pic.ir/images/92589415949292524169.jpg

38 special glaser

 این نوع مهمات کالیبر 83 نوعی فشنگ ساچمه ای است که در آن خبری از مرمری نیست و جایش خرده سرب وجود دارد. گلوله آبی رنگی که در نوک فشنگ مشاهده می کنید موجب پراکندگی سریع انرژی پرتابه شده و آسیب مستقیم ساچمه ها را کاهش می دهد. البته این به معنی بی خطر بودن این نوع مهمانت نیست؛ اما ضریب مرگ آوری آن را به شدت کاهش می دهد.

علت استفاده از این نوع مهمات کم کردن خطر آسیب دیدگی اشخاصی است که در پس زمینه هدف قرار دارند. مثلا در تمرین تیراندازی یا درگیری در فاصه کم که خطر آسیب دیدن جانبی زیاد است. این گلوله بسیار سبک تر از سایر گلوله هاست؛ ضمن آنکه انرژی خود را هم خیلی سریع تر از دست می دهد.


http://www.8pic.ir/images/76997022421028026342.jpg

5.56*45mm witeh steel projectile

5.56 در 45 ، کالیبر استاندارد امروزی ناتو است که این روزها بیشتر سلاح تهاجمی غربی مثل ام 16 ، ژ 36 و فاماس بر اساس آن ساخته می شوند. ضمن ان که نسل جدید سلاح های روسی مثل آکا 101 و 102 هم از همین کالیبر استفاده می کنند. نمونه مهمات اختصاصی ضد جلیقه با گلوله فولادی و گلوله مسی است.


http://www.8pic.ir/images/54781409838265659634.jpg

4.56 Xm216

 به این نوع فشنگ های سوزنی می گویند.این سبک مهمات اولین بار در طول جنگ جهانی اول برای استفاده توسط هواپیماها طراحی شدند اما به مرور کاربرد آنها کاهش یافت. اواسط دهه 1960 میلادی نمونه استانداردی از فشنگ سوزنی با کالیبر 5.56 ناتو آزمایش شد که البته هیچ گاه رسما استفاده نشد. آن زمان قرار بود سلاح کوچکی با اهنگ شلیک بالا و مسلح به نوع مهمات برای جایگزینی ام 16 طراحی شود که مشخصا نتیجه موفقیت آمیزی نداشت.

این فشنگ ها سبک تر از فشنگ های متعارف هستند ، شتاب برخورد به مراتب بیشتری هم دارند. تنها مشکل اینجا بود که دارت ها به اندازه گلوله معمولی مرگ آور نبودند و این یعنی استفاده بیشتری فشنگ برای گرفتن نتیجه مشابه.


http://up.p30room.ir/uploads/138090122624471.jpg

7.62 salvo

 اوایل دهه 1970 میلادی ارتش امریکا روی گونه ای از مهمات سبک کار می کرد که هدف ان افزایش تاثیر برخورد گلوله بود. بر ای این کار فشنگ به جای گلوله متعارف ، مرمی با سه پرتابه مختلف را در خود جای داد. این مهمات رسما 7.62salvo /220 خوانده می شدبا ترکیبی از سه پرتابه 55 گرمی روی تفنگ های ام 14 آزمایش شدند. البته این نوع فشنگ هیچ گاه تولید نشد.


http://up.p30room.ir/uploads/138090122635952.jpg

6.5*55 wooden bullet

این فشنگ قهوه ای رنگ كه گلوله ان تماما  از چوب ساخته شده و به همین دلیل وزن بسیار کمی دارد. این گلوله ها عموما کاربرد اموزشی دارند و در فاصله 20 متری هم هیچ آسیبی وارد نمی کنند؛ با این وجود استفاده از آن ها در فواصل نزدیک بسیار خطرناک است. در طول جنگ جهانی دوم نازی ها و ارتش سرخ شوروی به صورت گسترده از این گلوله استفاده می کردند.

البته دلیل محبوبیت آن کمبود مهمات فلزی نبود ؛ بلکه ایجاد ضخم های درد آور در سربازان نگون بخت بود که هدف قرار می گرفتند. یک گلوله چوبی به محض برخورد خرد می شود و در نتیجه می تواند زخم های به شدت در اوری ایجاد کند. ضمن آنکه درمان سرپایی ان مشکل و احتمال عفونت زخم بالاست.


http://up.p30room.ir/uploads/138090172099181.jpg

از چپ به راست سومی 7.92*57mm

7.92*57mm mauser explosive

 این نوع فشنگ برای امپراطوری آلمان پیش از جنگ جهانی اول طراحی شد و در هر دو جنگ جهانی آلمان ها استفاده از این نوع گلوله را برای سربازان معمولی و عادی ممنوع کرده بودند و تنها تک تیرانداز ها حق استفاده از آن را داشتند. دلیل آن هم این بود که استفاده از این مهمات تا 100 متر به برد موثر سلاح می افزود و زخم مرگ آوری را هم ایجاد می کرد.


http://up.p30room.ir/uploads/138090172114612.jpg

7.62*51 mm trecer

همان طور که از ظاهر این فشنگ آبی رنگ پیداست این فشنگ پلاستیکی برای تمرین نظامی یا استفاده به عنوان مهمات رسام ساخته شده است.این فشنگ سبک تنها 10 گرم وزن دارد و با وجود پلاستیکی بودن گلوله در فاصله 300 متری بسیار دقیق است. در ضمن فرایند مسلح کردن سلاح با این مهمات کاملا دستی است ؛ یعنی در حالت خود کار نمی شود از آن استفاده کرد.

اینجا بد نیست اشاره کنیم که 62/7 تا پیش از 54/5 ، کالیبر استاندارد ناتو به شمار می رفت که امروزه بیشتر تفنگ های تک تیراندازی و تیربارها از ان استفاده می کنند. سلاح های قدیمی ناتو مثل ژ3 هم از همین کالیبر استفاده می کنند.



نویسنده و ترجمه : امین (اختصاصی برای بلک آرمی)


منابع اصلی مقاله : مجله دانستنیها شماره 84 - مجله انگلیسی زبانه (( بی بی سی آمریکن))


هر گونه استفاده از این مطلب تنها با ذکر بلک آرمی به عنوان  منبع مجاز میباشد ...

شعله افکن دستی شماره ی 2 ساخت انگلیس

http://up.p30room.ir/uploads/138105963216851.jpg

شعله افکن قابل حمل شماره 2 ( با نام مستعار گوی شناور بخاطر شکل مخزن سوخت ) یا بسته ی "ACK" توسط کشور بریتانیا طراحی و بمنظور استفاده ی نیروهای پیاده نظام در جنگ جهانی دوم ساخته شد .

ین شعله افکن یک کپی نزدیک از شعله افکن آلمانی " Wechselapparat" ساخته شده در سال 1917 بود. (آلمانی ها در سال 1917 دست به معرفی یک شعله افکن کوچک به شکل یک ظرف محتوی سوخت ، قابل استفاده بصورت کوله پشتی با یک وسیله ی شلیک کننده ی آتش که به وسیله ی شلنگ مخصوص به مخزن سوخت متصل میشد، زدند .

این طرح در طول جنگ جهانی دوم به مدل شعله افکن 40 به روز رسانی شد. اما مدل 40 بیش از حد شکننده و غیر قابل اتکا به نظر می رسید که پس از آن سریعا با مدل شعله افکن 41 با طراحی ساده و کوچکتر و مخزن استوانه ای کوله پشتی جایگزین شد)

نوع اول به نام شماره ی 1 به عنوان یک شعله افکن آموزشی مورد استفاده قرار گرفت اما نوع جدید تر و بهبود یافته تر بعدی که به عنوان شماره ی 2 معروف شد در عمل مورد استفاده قرار گرفت . بیش از 7،000 واحداز شعله افکن شماره ی 2 در بین سالهای 1943 تا 1944 تولید شد . این تعداد از شعله افکن های شماره ی 2 در طول عملیات ارباب ( حمله متفقین به نرماندی ) آماده برای خدمت بودند.

تصویر

بسته ی "ACK" از یک تسمه حمل مخزن سوخت با ظرفیت 4 گالن امپریال معادل (18 لیتر ) سوخت در پشت اپراتور تشکیل شده بود. در وسط مخزن کروی شکل (گوی شناور) یک ظرف حاوی گاز نیتروژن تحت فشار در حدود 2،000 پوند وجود داشت . این فشار برای جهش مواد سوختنی در حال سوختن تا فاصله ی 120 فوتی معادل ( 36 متر ) کافی به نظر می رسید .

شلنگ مخصوص انتقال مواد سوختنی از مخزن به وسیله ی دو نگهدارنده به شکل تفنگ در دست نیرو ها قرار می گرفت که یکی از این نگهدارنده ها ماشه ی شلیک بود. نازل بسته ی ACK" با یک سیلندر 10 حفره ای که شامل افشانه ی احتراق میشد ، فعال میگردید که مواد سوختنی داخل هر یک از حفره ها می توانست شلیک شود که در مجموع شامل 10 شلیک شعله می شد .

این شعله افکن همچنین با پاشیدن سوخت فاقد اشتعال به مقدار زیاد به اطراف هدف و پس از آن پرتاب مواد مشتعل به سمت هدف باعث ایجاد انفجار به نور و روشنایی زیادی میشد . با وزنی در حدود 64 پوند معادل ( 29 کیلوگرم) این شعله افکن سنگین بنظر می رسید . بعدها و پس از جنگ جهانی دوم از این وسیله برای کارهای کشاورزی و موارد غیر نظامی استفاده ی فراوانی شد.


مشخصات :

نوع : شعله افکن

سازنده : انگلستان

سابقه خدمت: استفاده شده توسط ارتش بریتانیا و نیروهای کانادایی در جنگ جهانی دوم

پس از جنگ در زمینه ی کشاورزی

تاریخ تولید: بین سالهای 1943 تا 1944

تعداد ساخته شده : 7،000 واحد

وزن: 64 پوند ( 29 کیلوگرم )

حداکثر برد: 120 فوت(36 متر)

سیستم فعال ساز : جرقه زن cordite

نرخ آتش : فقط 10 بار در هر سوخت گیری



مترجم : مجتبی کیا

منبع : ارتشی دات کام


نقش 'باتری' در اقتدار موشکی و دریایی ایران +تصاوير

تأمین انرژی الکتریکی برای سامانه‌های رادیویی، ایجاد روشنایی، تأمین نیرو در سامانه‌های اپتیکی موشک‌هایی مثل تاو و یا سری موشک‌های دوش‌پرتاب و یا باطری‌های تأمین‌کننده انرژی زیردریایی‌ها از جمله استفاده‌های اصلی از باتری‌ها در حوزه نظامي است.

باتری ها در اندازه های گوناگون به عنوان وسیله ای مهم و حساس برای تامین انرژی در بخش های مختلف زندگی انسان به کار می روند. شاید باتری های قلمی که به عنوان مثال در کنترل تلویزیون ها قرار دارند را بتوان به عنوان ملموس ترین نمونه برای فعالیت های این وسیله نام برد و پس از آن باتری های تلفن های همراه و یا باتری های بزرگی که در خودرو ها به منظور تامین بخشی از انرژی الکتریکی به کار می روند را نیز به این فهرست اضافه کرد.

اما در حوزه دفاعی نیز باتری ها حضوری پررنگ داشته و این حضور در قرن جدید بسیار پررنگ تر شده است و خوب است که بدانید، در این زمینه نیز کشورمان از معدود کشورهای تقریبا خودکفا محسوب می شود.

در عرصه نظامی تامین انرژی الکتریکی برای سامانه های رادیویی، ایجاد روشنایی، تامین نیرو در سامانه های اپتیکی موشکهایی مثل تاو و یا سری موشکهای دوش پرتاب و یا باطری های تامین کننده انرژی زیردریایی ها از جمله استفاده های اصلی از باتری ها در حوزه های مذکور است.

باتری در زبان ساده وسیله ای است که انرژی آزاد شده از یک فعل و انفعال شیمیایی را به انرژی الکتریکی بدل می کند. در مدل های قدیمی تر باتری ها از ماده "روی" با نشانه شیمیایی "Zinc" استفاده می شده است. بسیاری از باتری های امروزی نیز از این ماده به همراه "کربن" و یا "مس" برای انجام واکنش و تولید انرژی استفاده می کنند. 

در دهه های قبل، در حوزه های نظامی و با توجه به نیاز به انرژی بالا از باتری های بزرگی استفاده می شد که این باتری ها بسیار بزرگ و سنگین بوده و در عین حال قابلیت شارژ مجدد را نیز نداشتند. این مسئله باعث می شد که بسیاری از ارتش های جهان سالانه هزینه های هنگفتی را به منظور ساخت و خرید باتری های جدید به منظور جایگزینی با باتری های استفاده شده متحمل شوند.

اما نسل بعدی از باتری ها که قابلیت شارژ مجدد به آنها اضافه شده بود از دو ماده نیکل و کادمیم برای تامین انرژی در باتری استفاده می کردند. این نسل از باتری ها قابلیت شارژ مجدد را داشتند اما همچنان وزن زیادی داشته، عملکرد آنها در سرما و گرمای غیرمتعارف، شدیدا کاهش پیدا می کند. نکته دیگر این که این دو ماده در کنار هم نوعی ماده سمی را تولید می کنند که نگهداری و در نهایت معدوم کردن باتری را به عملی طولانی و خطرناک بدل می کند.

اما گام بعدی دیگر در این حوزه که به نوعی انقلابی در صنعت باتری های نظامی ایجاد کرد بحث معرفی باتری های لیتیمی بود. این باتری ها که امروزه کاربردهای فراوانی چه در بخش نظامی و چه غیر نظامی دارند در حقیقت به عنوان پیشرفته ترین گونه از باتری هایی که هم اکنون در جهان مورد استفاده قرار می گیرند. این باتری ها از وزن کمتر و عمر بیشتری نسبت به نمونه های قبلی برخوردار بوده و از عمر بیشتری نیز برخوردار بوده و چون قابلیت شارژ مجدد را نیز دارند از توجیه مناسب اقتصادی نیز برخوردار هستند. 

ليتيوم سبك ترين فلز است، بيشترين پتانسيل الكتروشيميايي را داراست و بزرگترين ظرفيت انرژي را فراهم مي كند. يعني يك چگالي انرژي فوق العاده زياد. اين باطري ها داراي بالاترين انرژي وزني (وات ساعت / كيلوگرم) ، بالاترين انرژي حجمي (وات ساعت / ليتر) بوده و يكي از بهترين ذخيره هاي انواع سيستم هاي باطري الكتروشيميايي هستند که اين مزايا دليل عمده انتخاب هاي نيروهاي نظامي براي استفاده از باطري هاي ليتيوم در مصارف گوناگون مي باشد.

برای نمونه در حال حاضر یکی از اصلی ترین باطری های مورد استفاده در ارتش ایالات متحده آمریکا باطری های لیتیومی مدل " BB2590 " است که در بخش‌هایی مثل استفاده در بی سیمهای تاکتیکی خصوصا برای گشتی های سبک پیاده کاربرد دارد. این باتری به اندازه زیادی وزن بار همراه نیروها را کاهش داده است.
نقش 'باتری' در اقتدار موشکی و دریایی ایران +تصاوير
باتری آمریکایی "BB2590"
اما در جمهوری اسلامی ایران نیز چند سالی است که تلاش های گسترده ای در حوزه باتری ها به نتیجه رسیده است. متولي اصل اين بخش در صنعت دفاعي با شركت سهامي باتري‌سازي نيرو که اخیرا به عنوان سازمان توسعه منابع انرژی، ارتقاء ساختاری پیدا کرده، مي‌باشد كه تمامي فعاليت‌هاي اين شركت و صنايع تابعه آن با استفاده از فن‌آوري‌هاي روز براي تأمين نيازمندي‌هاي نيروهاي مسلح و ساير مشتريان غيرنظامي در داخل و خارج كشور تحقق مي‌يابد.

یکی از این تلاش‌ها در حوزه مربوط به باتری موشک مشهور و پر استفاده تاو است. مدل قدیمی‌تر این باتری بزرگ و سنگین بوده و پس از استفاده قابلیت شارژ نداشته است اما امروزه صنایع الکترونیک ایران گونه ای از باتری های لیتیمی را برای موشکهای تاو تولید می کند. 

با مقایسه اندازه این باتری با نمونه قدیمی ساخت آمریکا که پیش از این بر روی تاوهای ایرانی استفاده می شد می توان به اهمیت این طرح پی برد.
نقش 'باتری' در اقتدار موشکی و دریایی ایران +تصاوير
تصویر بالا مربوط به باتری قدیمی موشک تاو
نقش 'باتری' در اقتدار موشکی و دریایی ایران +تصاوير
همچنین باتری قابل شارژ موشک دوش پرتاب سهند نیز از دیگر تولیدات ایران است که با استفاده از آن می توان بهروری این سامانه موشکی را افزایش داد و نشان می دهد که متخصصان دفاعی کشورمان برنامه ریزی دقیق و مناسبی را برای خودکفایی در تولید باتری های موشک های ضدزره یا موشکهای دوش پرتاب انجام داده اند.
باتری های ایرانی در زیر آب

اما یکی از بخشهای مهم دیگر که باتری ها در آن نقشی حیاتی دارند، بحث زیردریایی‌هاست. همان طوری که اکثر مخاطبین و علاقمندان این حوزه اطلاع دارند جمهوری اسلامی ایران در دهه 1370 شمسی با خرید 3 فروند زیردریایی کیلو از روسیه به جمع دارندگان شناور زیر سطحی در دنیا پیوست. 

این زیردریایی ها از جمله شناورهای زیر سطحی دیزل الکتریک هستند که برای تامین بخشی از نیروی خود به باتری نیاز دارند. به طور معمول این زیردریایی ها با 2 ردیف 120 تایی از باتری مجهز شده اند که وظیفه تامین نیروی موتور الکترونیکی زیردریایی را بر عهده دارند. به گفته مسئولان نیروی دریایی ارتش، صنایع دفاعی ایران موفق شده اند تا با موفقیت این باتری ها را نیز در داخل کشور به تولید رسانده و از آنها در زیردریایی های مذکور استفاده کنند. 

البته طبق معمول، این حرکت مثبت ادامه پیدا کرده و در زیردریایی های ایرانی غدیر نیز شاهد استفاده از باتری های ایرانی هستیم و به نظر می رسد زیردریایی های کلاس متوسط ایرانی نیز با همین باتری های داخلی تغذیه شوند.
نقش 'باتری' در اقتدار موشکی و دریایی ایران +تصاوير
باتری زیردریایی کیلو ساخت ایران
البته در خصوص زیر سطحی باید منتظر بود چون که بر اساس گفته های وزیر دفاع جدید کشور ، زیردریایی های فاتح به عنوان نسل جدیدی از زیردریایی های ایرانی در طی 100 روز آینده رونمایی خواهند شد. با توجه به اینکه مسئولان نیروی دریایی ارتش پیش از این از افزایش زمان ماندگاری این زیردریایی ها نسبت به نمونه های قبلی در زیر آب خبر داده بودند، این نشانه می تواند خبری غیرمستقیم از افزایش توان باتری‌های زیرسطحی ایرانی باشد همچنان‌که امیر دریادار بیغم جانشین فرمانده نداجا در گفت‌وگو با رسانه‌ها از ماندگاری 35 روزه فاتح ایرانی در زیر آب خبر داده بود.
باید توجه کرد که نسل قبلی زیردریایی‌های ایرانی یعنی کلاس غدیر از جمله زیردریایی‌های سبک است که ماندگاری آنها در حدود دو هفته است و عدد 35 روز یا به عبارتی پنج هفته در دریا نشان از افزایش بیش از دو برابری میزان ماندگاری زیرسطحی‌های ایرانی است که این نیز اماره‌ای از افزایش توان باتری‌های این زیردریایی ایرانی است.
بخش دیگری از باتری های مورد نیاز برای عملیات های زیر آبی نیز با باتری های سری "VRLA " که گستره ای از 65 الی 420 آمپر را در بر می گیرد نیز در داخل تولید می شود.

به طور معمول زیردریایی های کلاس کیلو روسیه که در نیروی دریایی ارتش کشورمان نیز مورد استفاده قرار می گیرند با دو ردیف 120 تایی از باتری مجهز شده‌اند که وظیفه تأمین نیروی موتور الکترونیکی زیردریایی را بر عهده دارند و حال، صنایع دفاعی کشورمان موفق شده اند این باتری ها را نیز در داخل کشور به تولید برسانند. 
نقش 'باتری' در اقتدار موشکی و دریایی ایران +تصاوير
باتری های سری "VRLA "
اما تنها بحث تامین نیروی زیردریایی نیست که به مسئله باتری ارتباط دارد. اژدرها نیز به عنوان سلاح اصلی زیردریایی ها از باتری برای تأمین نیروی الکترونیک به منظور سامانه پیشران خود بهره می برند. خوشبختانه در این نیز صنایع دفاعی کشور دست پر ظاهر شده است و با تولید باتری هایی موسوم به سری "M-1" انرژی مورد نیاز اژدرهای ایرانی را تامین می کند و هر اژدر ایرانی که به هدفی سطحی یا زیرسطحی برخورد می کند، می توان نقش این سامانه کوچک اما حساس را در موفقیت آن لمس کرد.

این باتری ایرانی از ترکیب سرب و روی برای تامین انرژی استفاده کرده و می تواند جریان به توان 1000 آمپر را تولید کند.
نقش 'باتری' در اقتدار موشکی و دریایی ایران +تصاوير
باتری ایرانی M1

از سوی دیگر تجهیزات الکترونیکی و مخابراتی جدیدی که نیروها مسلح کشورمان به آن دست پیدا کرده اند نیز از باتری های ایرانی بهره می برد. به عنوان مثال بیسیم دستی فدک که با 2 باند مجزا، پایداری فرکانس و با شعاع پوشش آنتن 360 درجه از جمله آخرین دستاوردهای اعلام شده نیروی زمینی ارتش است و با یک باتری می تواند قریب 10 ساعت در خدمت نقل و انتقال امن اطلاعات کاربران باشد، از باتری های ایرانی بهره می برد.

شاید نقش و اهمیت باتری در مقایسه با بسیاری از دستاوردهای نیروهای مسلح و متخصصان صنعت دفاعی، کوچک و ساده تر به نظر می رسد اما ورود به عرصه هایی چون تولید باتری موشک ها، زیردریایی ها و اژدرهای ایرانی، این نوید را داده است که حتی در کوچکترین و البته حساس ترین حوزه ها نیز خودکفایی و خوداتکایی امری است که هم ضرورت آن احساس شده است و هم نتیجه آن عیان.

منبع : مشرق

خمپاره وخمپاره انداز چیست اندوچگونه کارمیکنند؟

خمپاره از یک خرج اصلی و چند خرج کمکی(بسته به دوری و مسافت) درست شده‌است که پس از انفجار در لوله، آن را پرتاب می‌کند.

بخش‌های گوناگون

خمپاره از ۳ بخش درست شده‌است:

    ماسوره: که در بالا است و وظیفه آن ایجاد موج انفجار می‌باشد.
    بدنه: که محل قرار گرفتن مواد منفجره‌است وپس از رسیدن موج از ماسوره بلافاصله ماده منفجره درون آن منفجر شده و بدنه بصورت ترکش در می‌آید.
    پره کنترل: که در انتها قرار دارد و کار آن پیشبرد گلوله در مسیر مستقیم می‌باشد.
اما نیروی پیش راننده خمپاره ۲ مرحله‌ای است که پشت سر هم کار می‌کنند.
    خرج پرتاب اولیه یا چاشنی ته فشنگی: که شبیه گلوله‌های تفنگ‌های شکاری است و در ته خمپاره و وسط پره کنترل قراردارد.
    خرج پرتاب ثانویه یا خرج پرواز: که بدور پره قرار می‌گیرد و بسته به مسافت و زاویه خمپاره انداز تعداد آن به هنگام شلیک فرق می‌کند.

کارکرد
هیچ چاشنی توانایی پرتاب گلوله خود را ندارد. گلوله خمپاره نیز از این امر مستثنی نیست. گلوله خمپاره از نوع نیمه آماده هستند. چاشنی خمپاره مانند سایر گلوله‌ها در مرکز انتهای گلوله قرار دارد که پس از گذاشتن و رهایی گلوله در خمپاره انداز (ازقسمت پره) ابتدا چاشنی ته فشنگی به سوزن برخورد کرده وآتش می‌گیرد و شعله‌های آتش از سوراخهای روی پایه پره خارج شده و خرجهای پرتاب ثانوی را آتش می‌زند و بدین سان گلوله تا هدف به پیش می‌رود. انفجار خرجها باعث تولید گاز شده و این فشار باعث پرتاب گلوله تا مسافت مورد نظر می‌شود. گاه خرجهای کمکی به دور خرج اصلی پیچیده می‌شوند. خرج اصلی توان اندکی برای پرتاب گلوله دارد، بنابر این معمولاً از خرج کمکی استفاده می‌شود. تعداد خرجهای کمکی بستگی به فاصله هدف از قبضه خمپاره انداز دارد. البته زاویه خمپاره انداز نقش مهمی در بُرد گلوله دارد.



شلیک خمپاره توسط یک سرباز آمریکایی در افغانستان

خمپاره‌انداز یک توپ سرپر است که گلوله‌ها را با شتاب کم و در مسیرهای بالستیک کمانی به فواصل نزدیک پرتاب می‌کند و طول لوله آن، کمتر از ۱۵ برابر اندازه کالیبرش است.

پیشینه و کارکرد

یک خمپاره‌انداز معمولاً از یک لوله تشکیل شده که گلوله به داخل آن رها می‌شود و پس از برخورد با سوزن آتش، باعث انفجار مواد پیشران شده و گلوله تشکیل می‌شود. در مقابل خمپاره اندازها، می‌توان به برادران بزرگتر آنها یعنی هویتزرها و توپخانه‌های صحرایی اشاره کرد که دارای سرعت بیشتر، برد بالاتر و مسیر پروازی با انحنای کمتری هستند. در قرن ۱۹ در اوایل قرن ۲۰ از خمپاره اندازهای ثابتی استفاده می‌شد که کالیبر آن‌ها گاه به یک متر می‌رسید. البته از یک خمپاره انداز حتی می‌توان برای شلیک گلوله‌های ویژه آتش بازی و گلوله‌های دودزا نیز استفاده کرد.
نوشته شده توسط Ali در 2012/3/16 | آرشیو نظرات

برسی 10 تکنولوژی برتر نظامی روسیه در سال 2011


1- موشک بالستیک قاره پیمای اتمی RS-24 Yars, اولین آزمایش خود را در May 29, 2007 به جهت جایگزینی موشکهای R-36 و UR-100N که قریب به 50 سال در خدمت بودند تست شد. RS-24 از نمونه Topol-M که قادر به حمل 10 کلاهک مستقل اتمی میباشد سنگینتر است.


2- مکان دوم به Sukhoi PAK FA جنگنده نسل پنجم تعلق دارد. T-50 اولین پرواز خود را در تاریخ 29 ژانویه 2010 به انجام رساند. بنابر گزارشات، این جنگنده قادر به حمل حداکثر 7500 کیلوگرم مهمات میباشد. ابعاد تخمینی جایگاههای درونی مهمات این جنگنده 4.6 در 1.1 تخمین زده میشود.


3- S-500 نسل جدید موشکهای زمین به هوامیباشد که برای مقابله با موشکهای بالستیک قاره پیما، سیستمهای کنترل و هشدار هوایی و سیستمهای کنترل و هشدار زود هنگام هوایی و هواپیماهای جمینگ طراحی شده است. با برد برنامه ریزی شده 600 کیلومتر، سیستم S-500 قادر به شناسایی و درگیری همزمان با 10 هدف بالستیک سوپر سونیک با سرعت پرواز 7 کیلومتر بر ثانیه و با سقف پرواز 40 کیلومتر میباشد.

4- زیردریایی کلاس Yasen، نسل جدید زیردریائیهای اتمی تهاجمی چند منظوره روسیه است. زیردریائیهای Yasen-class مجهز به موشکهای کروز و تیوبهای 650*8 میلیمتر و 533*2 میلیمتر میباشد. زیردریایی کلاس Yasen، اولین زیر دریایی روسیه مجهز به سونار کروی ساخته Irytysh-Amfora میباشد. زیردریایی کلاس Yasen، اولین زیردریایی روسیه مجهز به نسل 4 راکتورهای اتمی است.


5- رتبه پنجم به تانک T-90AM که ورژن جدید تانک T-90 میباشد تعلق میگیرد. این تانک مجهز به تیربار پیشرفته، موتور قدرتمند، سیستم متحرکه جدید، بخش مجزا برای مهمات، سیستم ایمنی جدید و دید پانوراما میباشد.


6- رتبه ششم به سیستم موشکی بالستیکی متحرک 9K720 Iskander تعلق دارد. موشک اسکندر از نمونه های پیشین خود، موشک Oka برتری دارد و مجهز به موتور یک مرحله ای سوخت جامد میباشد. هر موشک بر روی وسیله نقلیه حامل خود میتواند به طور مجزا و مستقل بر روی هدف نشانه روی شود. اهداف نه تنها میتوانند توسط ماهواره یا هواپیما، بلکه حتی توسط یک سرباز که کار هدایت آتش توپخانه را به عهده دارد میتوانند هدف یابی شوند. همچنین موشک های اسکندر برای مقابله با اهداف متحرک میتوانند در خلال پرواز مجددا برنامه ریزی و هدف یابی مجدد شوند.

7- Ka-52 ‘Alligator’ نمونه تغییر یافته دیگری برپایه Ka-50 میباشد. این هلیکوپتر مجهز به رادار ، سیستم نشانه روی TV/thermal دید در شب ‘Samshite’، و انواع مهمات میباشد.


8- اسلحه ORSIS-5000 قابلیت درگیری دقیق در هر ساعت از شبانه روز بدون کمترین آمادگی تکنیکی یا شلیک اضافه، در برد تا 1.5 کیلومتر را داراست. ORSIS-5000 در دو کالیبر تولید میشود: calibers: .308 Winchester برای بردهای کوتاه و متوسط و .338 Lapua Magnum برای بردهای متوسط و بلند. این سلاح برای نیروهای ضد تروریست و نیروهای مخصوص روسیه طراحی شده است.


9- رزمناو Soobrazitelnyy/ Smart دومین رزمناو از آخرین کلاس رزمناوهای روسیه Steregushchiy/ Guarding.این رزمناو اولین ناوی میباشد که به سیستم دفاعی Redut تجهیز شده است. Soobrazitelnyy/ Smart برای اولین بار در سال 2011 در پنجمین نمایشگاه دفاعی دریایی بین المللی در سن پترزبورگ به نمایش عموم درآمد.


10- نارنجک انداز ضد تانک چند منظوره RPG-32 Hashim. موشک انداز RPG-32 برای نابودی و مورد هدف قرار دادن طیف وسیعی از اهداف میدان نبرد از قبیل تانکهای مدرن، سنگرها، سربازان، خودروهای زرهی طراحی شده است.

نوشته شده توسط Ali در 2012/5/12 | آرشیو نظرات

معرفی شرکت اسلحه سازی برتا




کارخانه اسلحه سازی برِتا (به ایتالیایی: Fabbrica d’Armi Pietro Beretta) واقع در شهر «گاردونه وال ترومپیا» در استان شمالی ایتالیا برسکیا، یکی از بزرگترین کارخانه‌های اسلحه سازی ایتالیا است که در عین حال قدیمی‌ترین کارخانه اسلحه سازی دنیا محسوب می‌شود.

این کارخانه تقریبا در پانصد سال پیش یعنی در سال ۱۵۲۶ میلادی در مدارک شهری ثبت شده و از آن تاریخ در نسل پانزدهم بدست خانواده برتا اداره می‌شود. بنیانگذار این کارخانه شخصی بنام «بارتالومئو برتای اسلحه ساز» اهل ونیز بود. او اسلحه ساز شهر و استان محسوب می‌شد و برای ارتش منطقه کار می‌کرد.



سلاح کمری ام9


امروز این کارخانه ۲۶۰۰ کارمند دارد و فروش سالانه آن تقریبا برابر ۴۳۵ میلیون یورو (سال ۲۰۰۷) براورد شده. محصولات برتا عموما اسلحه‌های شکاری و ورزشی هستند و در بخش اسلحه‌های رزمی ارتشهای بزرگ جهان نیز از خریداران بزرگ محصولات شرکت برتا هستند. از این جمله می‌توان سلاح کمری برتا کالیبر ۹ میلیمتر «ام ۹» را ذکر کرد که شرکت برتا، پس از برنده شدن یک مناقصه بین‌المللی جهت تولید ۵۰۰۰۰۰ قبضه اسلحه کمری، برای ارتش آمریکا به عنوان «اسلحه کمری استاندارد» تولید کرده. سلاح کمری برتا یکی از بهترین سلاح‌های کمری دنیاست. ارتش آمریکا و بیش از ۲۰ کشور جهان آن را بعنوان سلاح کمری ارتش و نیروی پلیس خود برگزیده‌اند.

محصولات کارخانه برتا «کاردستی» محسوب می‌شوند و برخی اسلحه‌های شکاری از جمله تفنگهای دولول S۰۱۰ یا S۰۹ که روی قنداقشان نقش‌های زیبایی کنده کاری می‌شود با قیمتی بیش از ۶۰۰۰۰ یورو به فروش می‌رسند.


دیگرمحصولات



Beretta 87 Target

Beretta 950 Jetfir


AK-47

  AK-47 که به نام سازنده آن کلاشنیکف (با تلفظ اشتباه کلاشینکف) یا به طور خلاصه کلاش نامیده می‌شود، یک تفنگ تهاجمی یا آتش انتخابی است که تولید انبوه آن از سال ۱۹۴۷ در شوروی آغاز شد و با توجه به سهولت استفاده و نگهداری، قدرت بالا، هزینه اندک تولید و دوام زیاد به محبوب‌ترین تفنگ تهاجمی دنیا تبدیل شد. از زمان آغاز تولید این سلاح تاکنون بیش از ۱۰۰ میلیون قبضه کلاشنیکف در شوروی و کشورهای دیگر ساخته شده‌است که از هر تفنگ دیگری بیشتر است.

کلاشنیکف که از فشنگ ۳۹×۷٫۶۲ استفاده می‌کند توسط میخائیل کلاشنیکف مهندس و نظامی روس در جریان جنگ جهانی دوم با الهام از اولین تفنگ تهاجمی جهان یعنی اس‌تی‌جی-۴۴ طراحی شد. در سال‌های بعد تغییرات زیادی بر روی این سلاح صورت گرفت و در دهه ۱۹۶۰ آکاام (کلاشنیکف مدرن) و در سال ۱۹۷۴ آکا-۷۴ که کالیبر آن به ۵٬۴۵ کاهش پیدا کرده و از فشنگ ۳۹×۵٫۴۵ استفاده می‌کند، جایگزین آن شد. از سال ۱۹۹۱ آکا۷۴ ام سلاح سازمانی امروزین روسیه انتخاب شده و از دهه ۱۹۹۰ ساخت سری آکا-۱۰۱ این اسلحه که از کالیبرهای دیگر استفاده می‌کنند آغاز شد.
این تفنگ خشاب‌های ۳۰، ۴۰ و ۷۵ فشنگی (قابلمه‌ای) دارد و با روش غیرمستقیم و با فشار گاز ناشی از انفجار باروت مسلح می‌شود و سیستم قفل گلنگدن آن از نوع چرخشی است. این سلاح در سه نوع با قنداق ثابت، تاشو از زیر، و تاشو از کنار ساخته می‌شود که نوع تاشو آن بسبب اشغال فضای کمتر و حمل آسان‌تر مورد توجه است. بسبب کوچکی و سبکی نسبی در جنگ‌های چریکی (پارتیزانی) کارایی دارد. کالیبر اصلی آن ۷٫۶۲ میلی‌متر است؛ ولی در کالیبرهای دیگر نیز ساخته شده‌است. کشورهای گوناگونی (بیشتر از بلوک شرق) و از جمله ایران این سلاح را در انواع گوناگون ساخته‌اند و هم‌اکنون این سلاح به‌سبب کارایی بالا، در سازمان رزم نیروهای مسلح ایران قرار دارد.

کشورهایی که از کلاشنیکف به عنوان سلاح سازمانی استفاده می‌کنند. قرمز: کلاشنیکف، بنفش: انواع مدرن خانواده کلاشنیکف، نارنجی: انواع بهینه‌شده بومی کلاشنیکف


در دوران جنگ سرد بسیاری از کشورهای جهان به ویژه بلوک شرق این سلاح را بکار گرفتند. در سال ۱۹۵۱ رسماً وارد ارتش روسیه گردید. بدنه آن از فولاد نرم ساخته شده و دیگر بخش‌ها پرس‌کاری شده‌است. سال ۱۹۵۹ ساخت نوع AKM (افتامات کلاشینکف نوین) آغاز شد که برخلاف مدل آ-کا-۴۷ بدنه این سلاح ورقه پرسکاری است و در بخش‌های دیگر تغییراتی نیز داده شده‌است. در ارتش روسیه مدل (AKM) در حال از رده‌خارج‌شدن است و مدل دیگری از این سلاح به نام آکا۷۴ ام که از دید ظاهر و شیوه کار مانند این سلاح است و کالیبر آن کمتر است (۳۹×۵٫۴۵) جانشین آن می‌گردد.

تاریخچه
میخائیل کلاشنیکف یک مهندس اهل شوروی بود که در جنگ جهانی دوم در خط مقدم نبرد با آلمان شرکت داشت. وی در جنگ شاهد سلاح‌های برتر آلمانی‌ها نسبت به سلاح‌های ارتش سرخ شوروی بود و در پاسخ به آن طراحی یک تفنگ اتوماتیک را آغاز کرد. کلاشنیکف این کار را در سال ۱۹۴۱ هنگامی که پس از نبرد بریانسک بر اثر برخورد گلوله نازی‌ها به تانک وی مجروح شده و در بیمارستان بستری بود، آغاز کرد. وی قصد داشت تا بهترین ویژگی‌های تفنگ نیمه‌اتوماتیک آمریکایی ام۱ گرند و تفنگ تهاجمی آلمانی اس‌ت‌ژ-۴۴ را با یکدیگر ترکیب کند.
کلاشنیکف به ویژه برای جنگ در نواحی جنگلی و بیابانی ایده‌آل و فوق‌العاده قابل اعتماد است. چراکه در صورت وجود رطوبت یا شن و ماسه به راحتی می‌توان آن را تمیز نگه داشته و با آن تیراندازی کرد. به همین دلیل در جنگ ویتنام سربازان آمریکایی ام-۱۶ های خود را رها کرده و از کلاشنیکف‌های به غنیمت گرفته از سربازان ویتنامی استفاده می‌کردند. همین اتفاق در جنگ عراق نیز سابقه داشته‌است.

کلاشینکف‌های ساخته‌شده از طلای ۱۸ عیار در کاخ‌موزه عابدین، مصر


سادگی و قابل اعتماد بودن این سلاح باعث شده تا سلاح محبوب شورشیان در سراسر جهان باشد به طوری که حتی بر پرچم موزامبیک نقش بسته‌است. شوروی‌ها برای حمایت از جنبش‌های ضداستعماری در آسیا و آفریقا کلاشنیکف را روانه این کشورها کرده و آن را در اختیار حکومت‌های طرفدار شوروی و نیروهای شورشی قرار دادند.
تولید و استفاده از کلاشنیکف علی رغم گذشت بیش از ۶۴ سال از آغاز تولید آن هنوز ادامه دارد و در سال ۲۰۰۵ هوگو چاوز سفارش خرید ۱۰۰ هزار قبضه از این تفنگ برای ارتش خود را داد.


سرباز اهل اتیوپی با کلاشنیکف

شناسه های جنگ افزار
حالات شلیک: تک تیر و رگبار
کالیبر: ۷/۶۲ میلیمتر
تعداد خان: ۴ عدد
گردش خان: از چپ به راست
سرعت اولیه گلوله: ۸۱۰ متر بر ثانیه
وزن سلاح بدون خشاب: ۳/۲۷۰ کیلوگرم

وزن خشاب ها:
    وزن خشاب ۳۰ تیری فولادی بدون فشنگ: ۳۵۵ گرم
    وزن خشاب ۳۰تیری آلمینیومی بدون فشنگ: ۱۷۰ گرم
    وزن خشاب ۳۰ تیری کائوچویی بدون فشنگ: ۲۳۵ گرم
طول گام: ۲۳۵ میلیمتر
تعداد گام: ۱/۶ دور
طول سلاح با سرنیزه: ۱۰۲ سانتیمتر
طول سلاح با قنداق فلزی بسته: ۶۶ سانتیمتر
طول سلاح با قنداق چوبی، کائوچویی، فلزی باز: ۹۴ سانتیمتر
طول کلاش کوتاه ساخت ایران: ۸۰ سانتیمتر
نواخت تیر علمی: ۵۵۰ الی ۶۰۰ تیر در دقیقه
برد مفید: ۸۰۰ الی ۱۰۰۰ متر
برد نهایی: ۲۰۰۰ متر

انواع مهمات کلاشینکف
کلاشینکف دارای دو نوع مهمات است

1-انواع فشنگ

-فشنگ جنگی عادی
-فشنگ گازی
-فشنگ جنگی ثاقب
-فشنگ جنگی رسام
-فشنگ آتش زا، رسام
فشنگ ثاقب انفجاری

2-نارنجک های تفنگی

مشخصات فنی
کلاشنیکف AK-47
نوع           تمام‌خودکار، نیمه‌خودکار
خاستگاه      روسیه
تاریخچه خدمت
 خدمت     ۱۹۴۹ تاکنون
استفاده شده توسط     شوروی سابق در سال 1951 - بلغارستان، چین، رومانی، سوریه، کره شمالی، لهستان و ده‌ها کشور دیگر
جنگ‌ها     اکثر جنگ‌های دنیا
تاریخ تولید
طراح     میخائیل کلاشنیکف
تاریخ طراحی     ۱۹۴۷
سازنده     بیشتر کشورهای بلوک شرق
مدل‌های مختلف     AK۴۷، AK۴۷ (SAR۱،، AK47S، AKM، AK74U، AK۷۴، AK74S، AKS-۷۴N، AK۱۰۱، AK۱۰۲، AK۱۰۳، AK۱۰۴، AK۱۰۵، AK۱۰۷، AK۱۰۸، MODEL OF SSR-۸۵B، NORINCO AK۴۷، AKSN
خصوصیات
وزن     ۵٫۲۱ کیلوگرم با خشاب
طول     ۸۷ سانتی‌متر (با قنداق چوبی)

بزرگترین جنگ افزارهای تاریخ

از زیر دریایی های 175 متری تا توپ های 1350 تنی

http://up.p30room.ir/uploads/13731800281.jpg
هیولاهای جنگ

زمانی نه چندان دور انسان بر این باور بود که هر چه قدر سلاح ها و جنگ افزارش بزرگتر باشد قدرت بیشتری دارد و می تواند نتایج جنگ ها را به سود خود تغییر دهد. اما به خودی خود این تصور در نیمه های قرن بیستم از بین رفت هرچند که این به معنی عدم نیاز به چنین تسلیحاتی نبود. در ادامه 5 غول تسلیحاتی تاریخ را می بینید و اطلاعاتی در باره آن ها و سرگذشتشان می خوانید.



ناوهای هواپیمابر کلاس نیمیتز

ناوهای هواپیمابر کلاس نیمیتز بزرگترین و سنگین ترین شناورهای جنگی ساخته شده در طول تاریخ هستند. ناوهای این کلاس رسما به عنوان دومین نسل ناوهای هواپیمابر اتمی طراحی شدند. اولین و تنها ناو هواپیمابر اینترپرایز امسال پس از نیم قرن بازنشسته شد و به این ترتیب ناوهای کلاس نیمیتز و ناوهواپیمابر شارل دوگل فرانسه تنها ناوهای هواپیمابر فعلی دنیا هستند که از پیشران اتمی استفاده می کنند.

http://up.p30room.ir/uploads/13730970951.jpg

ناوهای این کلاس با 100 تا 106 هزار تن وزن 332 متر طول دارند و عرض آنها در عریض ترین قسمت به 76 متر می رسد . این ناوها به صورت متوسط توان حمل 85 تا 90 هواگردبال ثابت یا بالگرد را با خود دارد. مجموعا ده ناو هواپیمابر کلاس نیمیتز تولید شده که در آینده نمونه های قدیمی تولیدی از این کلاس با ناو های جدید کلاس فورد جایگزین خواهد شد .



تانک Panzer VIII Maus

بزرگترین تانک و سنگین ترین خودرو زرهی جهان به طول 10 متر و ارتفاع بیش از 3 متر را آلمانی ها با نام موش در اواخر جنگ جهانی دوم ساختند. این موش غول آسا 200 تنی وزن داشت و طرح اولیه اش را فردیناند پورشه به هیتلر پیشنهاد داده بود. قطر زره این تانک در زخیم ترین قسمت خود به 460 میلی متر می رسید و یک توپ 128 میلی متری با 32 گلوله به همراه سلاح ثانویه ای 75 میلی متری مجهز می شد.

http://up.p30room.ir/uploads/13730979671.jpg

با این حال بر خلاف ظاهر پر جلوه خود خودروی زرهی سنگینی بود که عملا هیچ موتور متعارفی نمی توانست نسبت به رانش به وزن مناسب را برای تحرک آن فراهم کند. تا پایان جنگ تنها دو پیش نمونه از این سوپر تانک سنگین تکمیل شد که هر دو پس از سقوط آلمان نازی به دست ارتش شوروی افتادند.



بمب افكن استراتژیك Convair B-36

بی 36 نخستین بمب افکن اتمی آمریکایی هاست که می شود گفت بزرگترین هواپیمای موتور پیستونی ساخته شده در تمام تاریخ هوانوردی بود. این هواپیما در عین حال با پهنای بالی برابر 70 متر عریض ترین هواپیمای نظامی ساخته شده تا به امروز نیز به شمار می رود.(البته با کنار گذاشتن هواپیماهای ترابری و سوخت رسان نظامی) این بمب افکن با برد رزمی حدود 9500 کیلومتر نخستین بمب افکن قاره پیمای دنیا نیز به شمار می رفت.

http://up.p30room.ir/uploads/13730979672.jpg

 با این به خاطر نداشتن توان سوخت گیری هوایی برای پرواز در مسیر دور تر نیازمند پست های سوخت گیری در میانه مسیر پروازی خود بود . بی 36 تنها بمب افکنی که در سال های پایانی خود از ترکیب نامعمولی از 10 موتور شامل شش موتور پیستونی رو به عقب و چهار موتور توربوجت کمکی استفاده می کرد. مجموعا 384 فروند بی 36 تولید شد که بیشتر این هواپیماها کمتر از یک دهه در خدمت باقی ماندند تا در نهایت با بی 52 جایگزین شدند.



زیر دریایی کلاس تایفون

زیر دریایی های اتمی کلاس آکولای روسیه یا آن طور که ناتو آنها را خطاب می کند تایفون با 175 متر طول بزرگترین زیردریایی های ساخته شده تا به امروز به شمار می روند. این زیر دریایی های غول پیکر با ظرفیت 160 نفر و توان حمل 20 موشک بالستیک می توانستند برای 120 روز پیاپی زیر آب باقی بمانند. ارتش سرخ این زیردریایی ها را در آخرین سال های جنگ سرد به عنوان پاسخی به زیر دریایی های اتمی آمریکایی کلاس اوهایو سفارش داد. تا آن زمان موشک های بالستیک شوروی بزرگتر از انواع آمریکایی بودند. برای مثال موشک آر 39 تقریبا دو برابر بزرگ تر از موشک ترایدنت آمریکایی بود. در نتیجه برای جای دادن این موشک ها زیر دریایی بزرگ تری مورد نیاز بود و همین موضوع زمینه پیدایش تایفون را فراهم کرد.

http://up.p30room.ir/uploads/13731132471.jpg

مجموعا شش زیر دریایی کلاس تایفون سفارش داده شد که از این بین تنها 3 فروند توانستند از آشوب پس از فروپاشی شوروی جان سالم به در ببرند. از میان این 3 زیردریایی نیز امروزه تنها دیمیتری دونسکوی که نخستین زیردریایی ساخته شده از این کلاس بود همچنان در خدمت حضور دارد. نیروی دریایی روسیه سال پیش به خاطر هزینه بالای نگهداری و بازسازی برنامه به روزرسانی تمامی زیردریایی های باقی مانده از کلاس تایفون را لغو کرد تا در آینده نزدیک این زیردریایی را به طور کامل بازنشسته کند.
 


Schwere Gustav

این توپ 1350 تنی بزرگترین و سنگین ترین توپی است که در طول تاریخ ساخته شوده و طی شرایط رزمی استفاده شده است. این توپ را شرکت آلمانی کورپ طی آخرین سال های دهه 1930 به سفارش ستاد ارتش آلمان با هدف گلوله باران استحکامات ماژینو طراحی کرد.

با این حال زمانی که هنوز ساخت توپ به پایان نرسیده بود فرانسه خیلی راحت سقوط کرد و توپ عملا در جبهه های غربی مجالی برای استفاده و خود نمایی نیافت. کروپ در مجموع 2 نمونه از این توپ 47 متری تولید کرد که اولی اشویقر گوستاو(به معنی گوستاو سنگین) و دومی دورا نامیده شد. گوستاو در جریان عملیات بارباروسا به شکل موثری مورد استفاده قرار گرفت ؛ با این حال حمل و نقل پر دردسر آن از طریق خطوط ریلی و مدت زمان زیادی که برای سر هم کردن و آماده سازی اش بود نیاز بود که تا حد زیادی اهمیت این توپ را از بین برد.

http://up.p30room.ir/uploads/13731263691.jpg

گوستاو با کالیبری برابر 31 اینچ(80 سانتی متر)می توانست در هر دقیقه یک گلوله را تا فاصله 35 کیلومتری شلیک کند. این توپ در طول عقب نشینی طولانی مدت آلمانی ها از خاک شوروی نابود شد و دوراهم که تازه برای عملیات به شوروی آورده شده بود در نهایت به دست نیروهای آمریکایی افتاد.

http://up.p30room.ir/uploads/13731263692.jpg




نویسنده و ترجمه : امین(اختصاصی برای بلک آرمی)

منبع اصلی : مجله بی بی سی فوکوس - تابستان 2010

Kalashnikov AK-9


AK 9 جدیدترین سلاح ساخت روسیه است که مهمات مورد استفاده آن از خانواده 9x39 mm SP-5, SP-6 است.کارخانه ایزماش روسیه در حالی آن را ساخته که این سلاح بعدا در کنار سلاح های مورد استفاده با تروریسم و سرویس های مخفی قرار گرفت.

Kalashnikov AK-9 compact assault rifle

این سلاح در حال رقابت با سلاح های 9A-91 و SR-3M فشرده(مترجم:کوماندویی و کوچکتر از مدل کوماندویی) است.سلاحی که میتواند برای سربازان خاص ارتش روسیه(مترجم:RECON TROOPS و یا سربازان مخفی) و برای سرویسهای مخفی و جاسوسی همچنین نیروهای ویژه رهایی گروگان،مبارزه با تروریسم و مواد مخدر مورد استفاده قرار بگیرد.

 

بیسیک اصلی سلاح شبیه سلاح AK 104 است.منتها با کمی پیشرفت ساخته شده است.این ایتم ها با کلاشهای AK 47 و AK 104 شبیه هستند اما با کمی پیشرفت و رفع نقض های احتمالی:

عملکرد گاز چه در رفت و چه در برگشت/عملکرد چرخشی/اهرم انتخاب اتش/قنداق پلیمری ثابت و تاشو/ایمنی/

در سمت چپ سلاح ریلی تعبیه شده برای نصب لوازم جانبی از جمله دوربین:

Kalashnikov AK-9 compact assault rifle

ریل مورد نظر از نوع استاندارد از و میتوان برای چفت کردن قابل اطمینان از یک پیج هم استفاده کرد.

خشابها از نوع پلیمری و دارای رنگ سیاه و سفید هستند.در بعضی از قبضه ها خشابها دارای ظرفیت 20 گلوله هستند پس با اینحال فعلا برای نیروهای ارتش روسیه مناسب نیستند.این سلاح در حال توسعه داده شدن است.

سایر مشخصات:

کالیبر:9x39 mm SP-5, SP-6

عملکرد:گازی چرخشی

طول کلی:465 / 705 mm ،با نصب صدا خفه کن 646 / 881 mm with silencer

وزن: 3,1 kg با خشاب خالی،3.8 kg چنانچه سایلنسر یا صدا خفه کن نصب شده باشد

نرخ اتش:درج نشده

ظرفیت خشاب :20 گلوله

مترجم :جیم ساترلند

منبع:سایت وورلد گانزhttp://mosallah.blogfa.com

تسلیحات انرژی جنبشی


تسلیحات انرژی جنبشی

مقدمه

يك شكافنده انرژي جنبشي (كه به نام اسلحه KE نيز شناخته ميشود) نوعي مهمات مانند يك فشنگ است كه ماده منفجره اي ندارد و از انرژي جنبشي براي شكافتن هدف استفاده ميكند.
اين شرايط را ميتوان به هر نوع سلاح شكافنده زره تعميم داد ولي معمولا به نوع مدرن اين سلاحها اشاره دارد مانند
armor-piercing fin-stabilized dicarding sabot كه به اختصار APFSDS ناميده ميشود و به نوع بلند شكافنده ميگويند و براي فشنگهاي كوچك استفاده نميشود.

BM 15 125 mm ساخت شوروي
براي ديدن تصوير در اندازه واقعي کليک کنيد
برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید

ضد تانك فرانسوي با Sabot
براي ديدن تصوير در اندازه واقعي کليک کنيد
برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید

تكنيك مقابل اين شكافنده ها، شكافنده هاي شيميايي هستند. دونوع شكافنده شيميايي در حال استفاده وجود دارد:
1-ضد زره انفجار قوي (HEAT)
2-ضد زره سر خرد شونده (HESH)
اين شكافنده ها در گذشته به صورت گسترده در برابر زره ها استفاده ميشد و هنوز هم در اين زمينه كار ميكند ولي اين شكافنده در مقابل زره هاي چند سازه اي مدرن مانند Chobham كه در تانكهاي امروزي استفاده ميشوند كم اثر ترند.

اصل كلي در شكافنده انرژي جنبشي آن است كه از انرژي جنبشي خود كه معادله اي بين جرم و سرعت است براي شكافتن زره استفاده ميكند.
قدرت تخريب اسلحه هاي KE مدرن بوسيله موارد زير به حداكثر رسيده است :
1-شليك با سرعت بسيار بالا؛ جرم موشك با سرعت مبادله ميشود و افزايش انرژي جنبشي با مربع سرعت صورت ميگيرد.
2-تمركز نيرو بر يك ناحيه كوچك در حالي كه رابطه با جرم زياد حفظ ميشود.
3-به حداكثر رساندن جرم در فضاي اشغال شده توسط موشك ولو آنكه كوچك باشد كه براي اين منظور از فلزهاي سنگين مانند اورانيوم غني شده استفاده ميشود.

تاريخچه :
توليد تسليحات KE از دو صورت طراحي توپخانه تركيب ميشود؛ سرعت بسيار بالاي مازل و نيروي متمركز شده.سرعت بالا بوسيله استفاده موشك با پايه كم جرم و سطح مقطع بزرگ در پرتابگر بدست مي آيد.شليك يك موشك كوچك كه در يك پوسته كم وزن خارجي قرار داشته باشد sabot ناميده ميشود كه باعث افزايش سرعت ميگردد. پس از بيرون آمدن موشك از پرتابگر ديگر نيازي به sabot نميباشد و از آن جدا ميشود.

براي ديدن تصوير در اندازه واقعي کليک کنيد
برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید

آلمان در جنگ جهاني دوم براي بالاتر بردن برد تسليحات ضد هوايي خود تحت نام Treibspiegel از Sabot استفاده ميكرد.
پيش از آن از نمونه چوبي آن در بين پرتاب كننده و موشك استفاده ميشد. sabot يك لعت فرانسوي است كه نام نوعي كفش چوبي است كه در بعضي از كشورهاي اروپايي استفاده ميشده است.
تمركز نيرو در يك ناحيه كوچك با جايگزيني فلز تك كه معمولا استيل است با نوعي آلياژ كه از دو نوع فلز تشكيل شده است(هسته تنگستن و پوسته از يك فلز سبكتر) بدست مي آيد.
اين طراحي به عنوان شكافنده زره چند سازه جامد شناخته ميشود. هسته در اين نوع طراحي در زمان برخورد تاثير بيشتري نسبت به سري از همان نوع و اندازه فلز ام به صورت پهن تر دارد.( گرچه مقاومت هوا و ديگر مقاومت ها براي پوسته با سايز يكسان برابر است).
بين سالهاي 1941 و 1943، بريتانيا دو تكنيك را در APDS تركيب كرد. sabot با پوسته فلزي بيروني APCR (چند سازه جامد) جايگزين شد كه در زمان پرتاب سطح مقطع بزرگي را براي بدست آوردن حداكثر شتاب در اختيار ميگذاشت.

طراحي مدرن :

براي ديدن تصوير در اندازه واقعي کليک کنيد
برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید

APDS پايه طراحي تسليحات KE است. پيشرفتهاي منطقي براي بلندتر كردن و كوچك كردن سطح مقطع برخورد انجام شد گرچه طول زياد و نازك از نظر آيروديناميكي ناپايدار است و با تكانهاي شديد مواجه ميشود كه نتيجه آن دقت پايين است.معمولا براي جلوگيري از اين منظور پوسته ها بوسيله به چرخش در آوردن موشك حول محور خودش به آن پايداري ميبخشند كه به جز موارد معدودي اين روش كارآمد است.
اين كار شامل اضافه كردن پره مانند آنچه در تيرو كمان وجو دارد مشود كه APFSDS نيز يك موشك ثبات بويله پره است.
اشكال اين روش در آن است كه گردش از انرژي جنبشي خطي كم ميكند، چون مقداري از اين انرژي به انرژي جنبشي گردشي تبديل شده است و باعث كم شدن اثر برخورد ميشود. اين تسليحات معمولا از پرتابگرهاي بدون خان پرتاب ميشوند؛ كاري كه آلمان، روسيه، امريكا، فرانسه و چين در تانكهايشان انجام ميدهند. البته امكان شليك از پرتابگرهاي خان دار نيز وجود دارد.
شكافنده هاي KE براي تانكها مدرن معمولا فقط 2 تا 3 سانتيمتر قطر و 50 الي 60 سانتيمتر طول دارند؛ با توليد شكافنده مدرن تر، طول آنها در حال افزايش و قطر آنها در حال كاهش است.
براي به حداكثر رساندن انرژي جنبشي شكافنده بايد از فلزات سنگين مانند تنگستن يا اورانيو غني شده ساخته شوند. سختي شكافنده اهميت كمتري دارد ولي همچنان يكي از فاكتورها نفوذ در مكانيزم نابودي است به همين خاطر از آنجاييكه اورانيوم به خودي خود سخت نيست از آلياژ آن با نيكل و/يا روي استفاده ميشود.
منفعت ديگر استفاده از اورانيوم آتش زا بودن آن است؛ قطعات گرم شده شكافنده بعد از برخورد با شكافنده در تماس با هوا مشتعل ميشوند. علاوه بر آن شكافنده هاي اورانيومي حالت مهم زنجيره برشي عايق گرما به خود ميگيرد كه در زمان برخورد شكستگيهاي اين زنجيره باعث شكافتن و پوساندن مداوم ماده ميشود. فرسايش حالت مخروطي دارد ولي در ديگر فلزات مانند تنگستن حالتي به نام قارچي بوجود مي آيد.
كشورهاي معدودي از اورانيوم غني شده كه هزينه تمام شده آن نسبت به تنگستن كمتر است استفاده ميكنند كه دليل آن ضرر محيطي و سلامتي است و همچنيني براي استفاده از اين تسليحات كشورها بايد برنامه غني سازي فعال داشته باشند.
استفاده از اين تسليحات در ميادين جنگ و باقي ماندن آنها در خوروهاي جنگي و تاثير تشعشعات آن براي سلامتي عمومي قابل توجه است.
سرعت APFSDS ها برا اساس طول و نوع آن فرق ميكند ولي نمونه معمول آن KEW-A1 ساخت جنرال دايناميكس سرعتي معادل 1740 متر بر ثانيه دارد.
سرعت APFSDS ها بين 1400 تا 1850 متر بر ثانيه متغير است. sabot نيز با اين سرعت بالا حركت ميكند تا جدا شود و ممكن است صدها متر را به همين شكل بپيمايد و براي وسايل نقليه سبك و سربازان مهلك باشد.

CKEM :

در دهه 80 ارتش امريكا در پي جايگزيني تكنولوژي هاي مربوط به سيستمهاي سنگين ضد تانك بود و در سال 1990 لاكهيد مارتين آزمايشات پروازي موشك انرژي جنبشي را انجام داد و قراردادي براي توليد KEM بسته شد. در سال 1997 و در پي ACTD (برنامه نمايش تكنولوژيهاي پيشرفته) ارتش امريكا قراردادي را براي توليد 12 وسيله نقليه و 144 موشك انرژي جنبشي با لاكهيد مارتين بست.
در سال 1999 ارتش امريكا برنامه اي تحت عنوان CKEM (موشك انرژي جنبشي فشرده) براي نسل آينده سلاحهاي ضد تانك آغاز كرد.
پروژه LOSAT تحت برنامه MGM-166 KEM توسط لاكهيد مارتين آغاز شد و 12 واحد آن در اكتبر 2002 تحويل شد و در صحرايي در New Mexico آزمايشات خود را آغاز كرد.

براي ديدن تصوير در اندازه واقعي کليک کنيد
برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید

آزمايشات در ژولاي 2004 پايان يافت كه نتايج آن به شرح زير بود :
. در كل 18 موشك شليك شد
. نابود كردن يك تانك M60 كه با سرعت 22 مايل در فاصله 2400 متري در حركت بود.
. نابود كردن هدفي در شب در فاصله 4300 متري
. اهدافي در فواصل نزديك
. نابود كردن سنگرها و ساختار دفاعي
. شليك 7 موشك در فورت بليس - تگزاس

براي ديدن تصوير در اندازه واقعي کليک کنيد
برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید

مشخصات موشك KEM :
1 - 2845 م م طول
2 - 162 م م قطر
3 - 80 كيلوگرم وزن
4 - بيش از 4 كيلومتر برد
5 - 1524 متر بر ثانيه سرعت
6 - توانايي انهدام زره هاي چند لايه، ساندويچي و واكنش گر را دارد.

پس از اين آزمايشات تصميم بر آن شد كه LOSAT توليد نشود ولي برنامه CKEM براي ادامه بر اساس KEM به لاكهيد مارتين سپرده شد.

برخي از مشخصات احتمالي موشك CKEM :
1 - 1.52 متر طول
2 - 45.3 كيلوگرم وزن
3 - 5 تا 8 كيلومتر برد
4 - بيش از 6 ماخ سرعت
5 - موتور سوخت جامد

براي ديدن تصوير در اندازه واقعي کليک کنيد
برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید

پس از سه سال آزمايش اين موشك توانست در فوريه 2007 يك تانك T-72 با زره تقويت شده واكنش گر را نابود كند.

HATM :
تيمي با رهبري شركت ريتون در راستاي برنامه CKEM و نمايش و ارائه تكنولوژيهاي مورد نياز براي آن به توليد يك سلاح ضد تانك مافوق صوت پرداختند.
موشك غير قابل هدايت HATM در آگوست 2002 اولين آزمايش خود را انجام داد.
اين موشك توانايي شليك از ITAS ساخت ريتون و پرتابگرهاي موشك BGM-71 TOW را دارد. اين پرتابگرها بر روي هاموي نصب ميشود.
اين موشكها بيش از 6 ماخ سرعت دارند و بوسيله پره هاي گردشي از لحاظ آيروديناميكي تثبيت شده است.
دومين پرتاب آن در نوامبر 2002 انجام شد و با موفقيت مرحله جدا شدن Sabot را انجام داد.

مشخصات موشك HATM :
1 - 1.27 متر طول
2 - 15.2 سانتيمتر قطر
3 - 6.6 ماخ (2200 متر بر ثانيه) سرعت
4 - موتور سوخت جامد

[Sabot و پره ها در تصوير زير كاملا مشخص هستند]
براي ديدن تصوير در اندازه واقعي کليک کنيد
برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید

KEI (رهگير انرژي جنبشي) :
توانايي انهدام بالا و دارا بودن سرعت بسيار بالا و همچنين قابليت اعتماد و هزينه كمتر باعث شد كه اين موشكها صرفا به عنوان ضد زره به كار نروند و آژانس دفاع موشكي امريكا پروژه اي را تحت عنوان رهگير انرژي جنبشي با قابليت پرتاب از زمين و دريا براي نابود كردن موشكهاي بالستيك را به نورث روپ گرومن بدهد.
اين رهگير، آنطور كه انتظار ميرود قرار است بر ضد موشكهاي بالستيك برد بلند و برد متوسط در تمام فازهاي پروازي استفاده شود.
KEI در ابتدا براي هدف قرار دادن موشك در فاز بوست يعني درست بعد از شليك طراحي شده بود. در اين فاز موقعيت موشك قابل پيش بيني است و منحرف كننده هانيز نميتوانند استفاده شوند. به هر جهت اوخر MDA اعلام كرده است كه KEI توانايي هدف قرار دادن موشكهاي بالستيك در فاز مياني و فاز پاياني را نيز خواهد داشت.



KEI چگونه كار ميكند :
اين سيستم شامل پرتابگرهاي زمين پايه و پرتابگرهاي دريا پايه است كه در ناوشكنهاي نيروي دريايي و احتمالا قسمتي از برنامه Aegis ميباشد كه پس از تكميل اين سيتم قادر است اهداف را در 5 دقيقه اول پروازشان نابود كند.
هر پرتابگر زمين پايه دو موشك را حمل ميكند و هر سيستم آتشبار آن شامل 5 پرتابگر است كه با هواپيماهايي مانند C-17 قابل حمل است.
يك سيستم C2BMC (فرماندهاي و كنترل و مديريت جنگ و ارتباطات) كه شامل 6 هاموي است با اين سيستم در ارتباط است و از آنجاييكه KEI رادار و سنسورهاي خود را ندارد C2BMC از ديگر سيستمهاي برنامه BMD مانند رادار جاسوسي AN/SPY-1 و ردياب و شناسايي فضاپايه (STSS) و يا ديگر رادارهاي X-Band دريا پايه استفاده ميكند.

براي ديدن تصوير در اندازه واقعي کليک کنيد
برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید

هنگاميكه يك موشك بالستيك شليك شود، ابتدا توسط سنسورهاي ماهواره اي شناسايي ميشود و اطلاعات به C2BMC فرستاده ميشود، سپس رادار AN/SPY-1 شناسايي و رديابي را برعهده ميگيرد و رهگير شليك ميشود، سپس رادار پيش اخطار Cobra Dane رديابي هدف را تصحيح ميكند، وسيله كشتن ماوراجو يا EKV ساخت ريتون از موشك جدا ميشود، هدف را ردياب ميكند و اطلاعات خود را با َAegis SPY-1 به روز رساني و تصحيح ميكند و در نهايت با استفاده از انرژي جنبشي حاصل از برخورد هدف را كاملا نابود ميكند.

براي ديدن تصوير در اندازه واقعي کليک کنيد
برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید

EKV - Exoatmospheric Kill Vehicle


هر كشوري كه توانايي توليد سلاح هاي تخريب سنگين را دارد مسلما توانايي توليد منحرف كننده ها را دارد، سرجنگي تنها شي نيست كه از يك موشك جدا ميشود، منحرف كننده هايي نيز وجود دارند كه EKV را در پردازش گيج ميكند، ساده ترين و موثرترين منحرف كننده ها بالونهاي ميلر هستند، سر جنگي نيز ميتواند درون اين بالونها قرار گيرد و از آجايي كه هيچ نيروي كششي در بالاي جو وجود ندارد بالونها هم مانند هر شي ديگري پرواز ميكنند.
تشخيص بالون پر از خالي نيز در بيرون جوبسيار مشكل است، ولي برنامه نويسان ردياب EKV توانسته اند با DOD در عمل يك بالون خالي از پر و يك منحرف كننده از سرجنگي را تشخيص دهند؛ از روي شكل، روشني و ...
ولي چيزي كه آژانس را نگران ميكند اين است كه قرار دادن يك بالون ميلر اضافي فقط چند هزار چوب آب ميخورد ولي هر EKV در حال حاضر 100 ميليون دلار ارزش دارد و بخاطر همين مورد است كه براي اطمينان از اينكه در تشخيص منحرف كننده از سر جنگي اشتباه نشده است ما نميتوانيم چند هزار EKV آماده شليك در هر لحظه داشته باشيم و براي همين آژانس بدنبال پروژه هايي نيز هست كه بتواند موشك را در فاز پاياني هدف قرار دهد. (مانند سيستمهاي ليزري)

براي ديدن تصوير در اندازه واقعي کليک کنيد
برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید

هر موشك KEI 36 فوت طول و 36 اينچ عرض دارد و 2.5 تا 3 برابر سرعت ميانگين معمول موشكهاي بالستيك ميتواند پرواز كند و همين آن را سريعترين در نوع خود ميكند، براي رسيدن به اين سرعت، مراحل اول و دوم فاز بوست در مدت 60 ثانيه با هم ميسوزند و سرعت آن را به 6 كيلومتر در ثانيه ميرسانند.

براي ديدن تصوير در اندازه واقعي کليک کنيد
برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید


منابع مستند:
برداشتي از كتاب "معرفي آلياژهاي مبتني بر تنگستن به عنوان شكافنده ماده انرژي جنبشي" - 199۵كتاب "سلاح هاي مخرب سنگين"
مقاله "دفاع موشكي فضاپايه ميشود؟" واشنگتن تايمز - 29 اپريل 2004
وب سايتها:
globalsecurity.org
آژانس دفاع موشكي (MDA)
northropgrumman.com
raytheon.com
lockheedmartin.com

Vepr12 سلاح ساچمه زنی تاکتیکی ساخت روسیه

سلاح vepr 12 یکی از رقیبان اصلی سلاح ساچمه زنی سایگا 12 (ساخت روسیه) میباشد.این سلاح نیز در ردیف سلاح های توسعه یافته است. Vepr 12 tactical / practical shotgun, right side, with butt opened.
در اصل این سلاح برای اهداف دفاع غیر نظامی (درون شهری)ورزش تفریحی و اهداف امنیتی ساخته شده است.
این سلاح ساچمه زنی توسط کارخانه ی molot روسیه ساخته شده و تا به امروز توسعه یافته است.
vepr12 از سری سلاحهاییست که با فشار گاز باروت مسلح می شود(پیستون گاز کورس بلند) و سلاحی نیمه اتوماتیک نیز می باشد.این سیستم گاز خود به خود مسلح کردن سلاح را تنظیم کرده و از سری سلاح هاییست که دفترچه راهنمای کاربر نیز ندارد.
گلنگدن آن در سمت راست قرار دارد و مکانیزم آن شبیه به مکانیزم سلاح کلاشنیکف می باشد.
قابهای آن و قطعات یدکی آن به وفور یافت میشود.از این سلاح دو مدل نیز وجود دارد که در ادامه تصاویرش را خواهیم دید.
مشخصات:
عملکرد:semi -auto shotgun by gas
برگه ناظم آتش:رگبار و تک تیر و ضامن
کالیبر:12 ga-76mm 3 inch chamber
طول:مدل استاندارد(725-1057 م م)مدل اول 01(815-1147م م)مدل دوم 02(1307-975 م م)
وزن:مدل استاندار3.9 کیلو گرم.مدل اول 4 کیلوگرم.مدل دوم 4.2 کیلوگرم
فضای خشاب:8 گلوله

Vepr 12 mod.01 (modification 01) with longer barrel and optional removable forward grip.
مدل 01دارای دستگیره
Vepr 12 tactical / practical shotgun, left side, with butt folded.
مدل

شاتگان سبک وزن آمریکایی

شاتگان سبک وزن xm26 در اواخر سال 1990 طراحی شده است.در کل نظر بر این بود که سربازان تجهیزات اضافی دیگر اما سبک وزن را نیز به همراه داشته باشند به طوری که قابلیت این را نیز داشته باشد که بر سلاح های خود یعنی m16 و m4 سوار کرده و قابلیت سلاح خود را بالا ببرند اما همزمان باید این تجهیزات اضافی سبک وزن بوده تا سربازان حداکثر استفاده را از تجهیزات خود به بهترین نحو ببرند.در آن زمان بلافاصله ایده استفاده از تجهیزاتی دیگر به جای نارنجک اندازها هم بود.سوار کردن چار پاره ها و مینی شاتگان ها بر سلاح های سازمانی بهترین ایده بود.گاهی ترکیبی از هر دو نیز بود.سوار کردن مینی شاتگان ها بر سلاح،کشندگی سلاح را به میزانی زیادی بالا برد.

Early variation of the XM-26, mounted below the barrel of the M4A1 carbine.

نمایی از کاربین ام 4 و شاتگان ایکس ام 26.

سلاح ایکس ام 26 محصول بسیار موثری برای این ایده بود.این سلاح دارای ریل مخصوص برای نصب آن بر روی سلاح های ام 16 و ام 4 را داراست.بعضا دارای پیچ های نصب نیز می باشند.این شاتگان بر خلاف مینی شاتگان های دیگر دارای خشاب و گلنگدن مخصوص می باشد.حتی طرح سلاح به نحویست که میتوان به صورت مجزا(مترجم:به تنهایی و بدون سوار کردن بر سلاحهای سازمانی) به کار برد.در حال حاضر تعداد کمی از این شاتگان برای سربازان امریکایی حاضر در افغانستان در دسترس است و با توجه به اطلاعاتی که از منابع موثق گرفته شده برنامه بر این است که این شاتگان را بر روی سلاح اینده ایکس ام 8 نیز نصب شود.کار ایی فوق العاده آن باعث شده که ارتش ایالت متحده امریکا نظر مثبتی در این باره داشته باشد.

نیروهای ویژه و مبارزه با تروریست سازمان ملل نیز تعداد محدودی از این شاتگان در اختیار دارند.

بگذارید درمورد مجزا بودن سلاح صحبت کنیم.با توجه به عکس مورد نظر مطلبمان را ادامه می دهیم:

XM-26-3.jpg

همانطور که میبینید با اضافه شدن یک قنداق تلسکوپی این شاتگان به صورت مجزا استفاده می شود.سلاحی اتوماتیک که با خشابی با فضای 5 گلوله مورد استفاده قرار می گیرد.سیستم تخلیه پوکه در سمت راست و گلنگدن آن در سمت چپ است.گلنگدن شبیه به یک دستگیره جالب طراحی شده.با توجه به عکس موقعیت خشاب گیر آن نیز به وضوح مشخص است.

XM-26-2.jpg

در تصویر بالا نیز مشخص شده که قنداق تلسکوپی به وسیله یک پین به سلاح متصل شده است

در مورد مناظر آن:شاتگان به صورت پیش فرض دارای مناظر نیست و فقط وقتی که با سلاح ام 4 یا ام 16 ترکیب میشود از مناظر همان سلاح استفاده می شود.در ابتدا اشاره کردیم که شاتگان با استفاده از ار ریل با سلاح های دیگر ترکیب می شود.اما نه به صورت مستقیم.نگاهی به عکس زیر بیندازید:

XM-26-1.jpg

همانطور که می بینید شاتگان با استفاده از قطعه ای ترکیب شده و بعد با سلاح ام 4 در گیر شده است.پس نمیتوان به صورت مستقیم با استفاده از ریل شاتگان سلاح را مستقیما با ام 4 در گیر نمود.وقتی به صورت مجزا قرار میگیرد از انجایی که به صورت پیش فرض مناظر ندارد با وسایلی از جمله دوربین مادون قرمز برای نشانه روی بهتر استفاده می شود.

قدرت کشندگی بالا نیز از جمله نتایج مثبت این شاتگان است.سبک وزن بودن آن نیز بسیار حائز اهمیت است.در نتیجه شاتگانی تاکتیکی و قابل اعتماد برای نیروهای مسلح ایالت متحده شده است.

مشخصات:

عملکرد:بولت اکشن

طول:420 م م در زمان ترکیب با سلاح های دیگر.610 م م در زمانی که مجزا مورد استفاده قرار میگیرد.با قنداق تلسکوپی.

وزن:1.02 کیلو گرم در زمان ترکیب با سلاح دیگر.1.9 کیلو گرم به صورت مجزا.

ظرفیت خشاب:5 گلوله

با تشکر از کوین کایل در جمع آوری و کسب اطلاعات از شاتگان XM-26

مترجم:جیم کیفر ساترلند

تیر بار M60 ساخت امریکا

در جنگ جهاني دوم ، ارتش امريكا از نوعي تيربار سبك به نام برونينگ 30/0 استفاده مي كرد. اين تيربار ، براي مقاصدي چون پوشش دادن نيروي زميني و درگير شدن با خودروهاي زرهي سبك ايده آل به شمار مي آمد. ولي سنگيني و بددست بودن آن ، باعث محدود شدن دامنه عملياتي آن مي شد. پس از اتمام جنگ جهاني دوم و با توجه به تغيير يافتن شيوه جنگي بسياري از ارتش ها ، مهندسان اسلحه سازي امريكا بر آن شدند تا تيرباري سبك تر ، خوشدست تر و داراي نواخت تير بهتر طراحي كنند. نتيجه اين كار ، طراحي و ساخت تيربار M60 بود. تحقيق درخصوص طراحي و ساخت اين تيربار ، در سال 1940 آغاز شد.


به گفته بسياري از صاحبنظران ، تيربار M60 را مي توان MG42 امريكايي دانست. چرا كه بدنه از ورق فولاد پرسكاري شده ، سيستم تغذيه نواري و بخش هايي از مكانيزم آن ، از MG42 به عاريت گرفته شده است. اولين نمونه هاي تيربار M60 ، در سال 1950 به ارتش امريكا تحويل داده شد. ارتش امريكا پس از آزمايش اين تيربار و البته ايجاد چند تغيير و بهينه سازي جزئي ، آن را به عنوان تيربار سازماني نيروهاي مسلح خود برگزيد. سال 1957 را مي توان تاريخ ورود اين تيربار به خدمت دانست. اين تيربار در جنگ كره با موفقيت مورد آزمايش قرار گرفت. ولي وسيع ترين گستره كاربرد آن را مي توان جنگ ويتنام دانست. يعني جايي كه بيش از 5000 قبضه از اين سلاح ، توسط سربازان امريكايي به كار گرفته شد.

گلنگدن اين تيربار از نوع باز و عملكرد آن با فشار گاز باروت است. مكانيزم تغذيه آن ، همانطور كه قبلآ ذكر شد از نوع نواري است و عمل خنك شوندگي آن ، با هوا صورت مي پذيرد. نوار فشنگ اين تيربار ، از نوع فلزي است (همانند تيربار MG42 آلماني) و معمولآ در 2 نوع 50 و 100 تير ساخته مي شود. تيربار M60 اگرچه سنگين است ، ولي مي توان آن را مانند يك سلاح معمولي در دست گرفت و شليك كرد (نكته اي كه درمورد تيربار برونينگ 30/0 غيرممكن بود) و يا آن را بر روي يك 2 پايه يا 3 پايه قرار داد. انواع جديد اين تيربار ، داراي 2 پايه سرخود هستند كه مي توان آن را به راحتي تا كرده و در زير روپوش لوله جاسازي كرد. نكته جال درمورد باز و بسته كردن اين سلاح اين است كه براي باز و بسته كردن آن مي توان از يك فشنگ شليك نشده به عنوان ابزار استفاده كرده و پين هاي آن را به راحتي خارج كرد.
در طراحي اين سلاح مواردي چون وزن معقول ، طول كم و قابليت استفاده به صورت انفرادي مد نظر بوده است. استفاده از پلاستيك و مقداري آلومينيم باعث شده تا وزن سلاح به طور محسوسي كاهش پيدا كند. (اگر چه وزن آن كماكان زياد مي باشد كه اين وجه اشتراك تمامي تيربارهاي تغذيه شونده با نوار است.) جاسازي فنر ارتجاع درون قنداق سلاح و به كارگيري نوع خاصي از گلنگدن نيز باعث كاهش طول سلاح شده است. يكي از معايب تيربار M60 ، حساسيت فوق العاده آن به گرد و خاك و رطوبت مي باشد كه اين خود يكي از نقاط ضعف اين تيربار در جنگ ويتنام بود. همچنين درصورت گير كردن و خارج نشدن پوكه فشنگ شليك شده ، راه اندازي مجدد تيربار يك دردسر اساسي مي شود. دستگيره تپانچه اي شكل سلاح نيز توسط يك خار فنري شكننده به بدنه سلاح چفت مي شود كه خود چفت شدن آن ، باعث شكستن يا از كار افتادن خار فنري مي شود.


مدل هاي مختلف تيربار M60 :M60E2 : نخستين گونه بهينه سازي شده تيربار M60 است كه به منظور نصب بر روي تانك ها و خودروهاي زرهي طراحي شد.
M60E3 : اين گونه در سال 1986 وارد خدمت شد و هدف از طراحي آن ، ساخت گونه اي سبك تر و خوشدست تر بود. اين مدل M60 ، نخستين گونه اي بود كه به دوپايه سرخود و تاشو مجهز شده بود. سيستم گاز اين مدل ، ساده تر و مطمئن تر از مدل هاي قبلي بود و براي آن يك سيستم ضامن بهينه سازي شده در نظر گرفته شده بود. يك دستگيره حمل راحت و خوشدست نيز از تجهيزات اين مدل به شمار مي رفت.
M60C : تفاوت اصلي اين مدل با انواع قبلي ، سيستم تغذيه آن بود. چرا كه عملكرد گلنگدن آن به كمك نيروي روغن فشرده صورت مي گرفت نه با فشار گاز باروت. اين مدل ، درواقع براي نصب بر روي هواپيماها طراحي شد. نواخت تير اينگونه ، با نيروي برق كنترل مي شد. گفته مي شود چند قبضه از اين مدل تيربار ، بر روي برجك تانك هاي M60 امريكايي نصب شده است.
M60D‌ : اين مدل به علت دارا بودن 3 پايه قابل تنظيم ، قابليت نصب بر روي انواع ناوچه و هليكوپتر را دارد. تفاوت آن با مدل M60C در اين است كه مدل M60D ، فاقد كنترل الكتريكي نواخت تير مي باشد.
انواع مهمات به كار رفته در تيربار M60 :
انواع فشنگ هاي به كار رفته در اين سلاح را مي توان اينچنين برشمرد:
فشنگ M61 از نوع ضدزره
فشنگ M62 از نوع رسام
فشنگ M63 از نوع سرتخت
فشنگ M85 از نوع ساچمه اي كروي
فشنگ M993 از نوع تنگستني ضدزره (جديد)
تمامي اين فشنگ ها ، درون نوار فشنگ فلزي مورد تآييد NATO قرار مي گيرند. نوار فشنگ هاي مورد استفاده در امريكا ، داراي 4 فشنگ معمولي و يك فشنگ رسام هستند.


M468 barret

در عملیات نظامی پس از 11 سپتامبر 2001، نیروهای ویژه ارتش آمریکا متوجه نقصی در سلاح کاربین ام 4 و مهمات مربوطه ی آن شدند.اینکه ام 855 فاقد نفوذ کردن و کشتن بوده.

در نتیجه این نقص را با مهمات رمینگتون 6.8 و کارتریج های جدید آن پر کردند.رمینگتون 6.8 30 در صد پر انرژی تر از مهمات ام 855 بوده که البته هنوز در سلاحهای ام 16-ام 4 و ar 15 استفاده میشود.

m468 بعد از این موضوع تولید شد و برای استفاده بهتر از مهمات رمینگتون 6.8 جوابگوی خوبی بود و از لحاظ تاکتیکی مورد علاقه واقع شد.

m468 سلاح لوله کوتاه(مترجم:کاربین) و بهترین سلاح برای شلیک مهمات رمینگتون 6.8 است.سلاحی که با داشتن زائده های ریلی بسیار و در نتیجه افزودن بسیاری از وسائل برای ایجاد شلیک بهتر و دقت بهتر مورد علاقه ی کاربران قرار گرفته و صد البته کسی که با این سلاح شلیک میکند اموزش های زیادی در خصوص این سلاح دیده است.حتی برای دریافت اطلاعات پنهان آن باید این اطلاعات را از کاربران حرفه ای آن پرسید.

یک کاربر با توجه به اینکه سلاح زائده های ریلی بسیاری دارد میتواند هر وسیله مورد علاقه از دوربینها مادون قرمز تا بهترین سیتمهای نشانه روی و روئیتی را به سلاح بیفزاید.این یکی از بهترین امتیازات این سلاح می باشد.اینکه کاربر میتواند به طور مثال دوربین را در هر جایی از سلاح قرار دهد.سلاح به طور طبیعی دارای خنک کننده لوله نیز می باشد.به تصویر زیر دقت کنید:

ars-1.JPG

نکته دیگر اینکه سلاح دارای مناظر دید جالبیست.به عنوان نمونه:ام 468 در مناظر عقب خود دارای گیره و تنظیم شلیک برای مواقعی که باد میوزد می باشد.طوری که در زمانی که باد می وزد میتوان با تنظیم این گیره اثر باد را بر روی تیر خنثی کرد.همچنین تنظیم ارتفاع تیر (مترجم:برای درک بهتر مثلا کلاش) به صورت حرفه ای را دارد که البته تنظیم ارتفاع در مناظر جلو تعبیه شده است..سیستم تخلیه پوکه نیز در سمت راست قرار گرفته است.قنداق آن مثل قنداق ام 16 اما بهتر از آن طراحی شده به نحوی که تیر انداز با آن راحت تر باشد.سیستم گلنگدن آن نیز مانند ام 16 و ام 4 می باشد و در عقب سلاح و به صورت موازی قرار دارد.دکمه آزاد کردن خشاب در سمت راست و با یک بند انگشت از خشاب فاصله دارد.ضامن خلاص کردن گلنگدن نیز در کنار خشاب قرار دارد.اهرم مخصوص رفع گیر سلاح یا جمگیر آن نیز همانند ام 16 در عقب سلاح و کنار گلنگدن اسلحه قرار دارد.البته قنداق آن نیز قابل تعویض است و میتوان از قنداق تلسکوپی همانند قنداق ام 4 نیز استفاده نمود.

BarrettREC705.jpg

اگر بخواهیم که یک سلاح دقیق و حرفه ای را به شما معرفی کنیم ،ام 468 نمونه ی بارز این سلاح هاست.از ام 468 به عنوان اسنایپر نیز استفاده می شود.اسلحه ای خوش دست و تاکتیکی که کار با آن لذت بخش می باشد.

arsenal-2-6.jpg

ساختما سلاح در کل به گونه ایست که پس زدن سلاح به صورتی و خود به خود مهار می شود.سلاحی که مورد علاقه ی نیروهای ویژه ارتش امریکا و بخصوص marksmanship،نیروهای ضربت پلیس امریکا swat،و نیروهای گارد ملی امریکا می باشد.سلاحی تازه متولد شده و البته اطلاعات دیگری نیز از این سلاح وجود دارد که در دسترس نیست.کارخانه ی barret منحصرا برای مهمات رمینگتون 6.8 این سلاح را ساخته که بعدا جوابگوی همه چیز شد.

سلاحی که ارام ارام جایگزین ام 4 و ام 16 خواهد شد.(مترجم:نیروهای ویژه پلیس سازمان ملل یا مبارزه با تروریست نیز از همین سلاح استفاده می کنند)

 

 

 

مترجم:جیم ساترلند

منبع:سایت policemag.com

مترجم:سایر مشخصات آن در این سایت درج نشده اما یک سری اطلاعات خیلی کم که از این سلاح از قبل داشتم برایتان درج خواهم کرد

کالیبر:5.56 ناتو و رمینگتون 6.8

عملکرد:گازی چرخشی

فضای خشاب:30 گلوله.در مدل اسنایپر 10 تا 20 گلوله(مترجم:سلاحی مشابه ام 468 وجود دارد با نام SR 25 که دور زن می باشد)

برگه ناظم آتش:ضامن،تک تیر و رگبار

منبع فارسی: کلوب تجهیزات نظامی

سلاح با نام پی3000


کلت پی30 اخیرا توسط شرکت معروف آلمانی هکلراندکخ ساخته شده است.شرکت معروف مورد نظر ما در سال 2006 طرح ساخت این کلت را ارائه داده و نمونه اولیه آن با نام پی3000 شناخته شد.و بعدا تکامل یافت.در ابتدا باید گفت که از نمونه پی 2000 بسیار بهتر است.بعد میتوان به این اشاره کرد که کلت پی 30 از لحاظ ظاهری شبیه به پی 2000 است اما یکی از تفاوت های این سلاح با پی 2000 در کارآیی ماشه و نوع آن است.

1287728408.jpg

نمایی از سلاح پی 30

این کلت از نوع کلتهاییست که پس زدن آن خفیف و گلنگدن آن کورس کوتاه است.قاب کلت از جنس پلیمر مقاوم است.خشاب آن دو پشته و 15 عدد فشنگ 9 م م در آن جای می گیرد.

باید گفت که این سلاح در شش نسخه تولید شده و تکامل این سلاح ها فقط در نوع چکاندن ماشه و چگونگی عملکرد چکش(مترجم:ضربه زننده)می باشد به طوری که در اخرین نسخه تولید شده این سلاح ،ضربه چکش قویتر شده.در نسخه اول چکش بدون خار بدون دکمه ی decocker وجود دارد.

در نسخه دوم مثل نسخه اول است اما کشیدن ماشه به 7.3 پوند افزایش یافته است.در نسخه سوم دکمه decocker اضافه شده.در نسخه 4 مثل نسخه اول اما کشیدن ماشه به 6.1 پوند افزایش یافته.(مترجم:برداشت بنده از این کشیدن ماشه و افزایش آن ،در واقع نیروی فشار انگشت بر ماشه و کشیده شدن ماشه است.حال دوستان اگر برداشت دیگری دارند می توانند در قسمت نظرات،برداشت خود را درج کنند).کشش ماشه و قدرت مورد نظر در نسخه 5 برابر با 8.1 پوند است.و در نسخه 6 یعنی اخر قدرت به 8.8 پوند افزایش یافته است.

حال چگونگی باز و بسته کردن کلت پی 30:

1-توسط دکمه خشاب گیر،خشاب سلاح را آزاد کنید.

2-مطمئن شوید که گلوله ای در مخزن و در لوله ی سلاح وجود ندارد.

3-توسط یک ضامن که نگهدارنده اسلاید(مترجم:به نظر همان گلنگدن سلاح است) از عقب اسلاید آن را باز کرده و آن را خارج کنید(مترجم:یک ریل برای اینکا وجود دارد.)

4-پین های دو طرف سلاح را خلاص کرده و اسلاید به صورت کامل جدا می شود.اهرم چکاننده و چکش نیز بعد از آن جدا می شود.

5-حال فنر روی سلاح نیز در جهت موازی سلاح به سمت جلو بکشید و خلاص کنید.مابقی متعلقات آن نیز به راحتی جدا می شوند.حال برای بستن سلاح ،در جهت معکوس آن کار کنید.

مشخصات عمومی:

عملکرد: Double Action semiautomatic

کالیبر: 9x19 mm Luger / Parabellum

وزن با خشاب خالی:740 گرم

طول:177 م م

طول قبضه:98 م م

فضای خشاب:15 گلوله

HK P3000 prototype pistol, which evolved into P30.

نسخه اولیه سلاح با نام پی3000

مترجم:ساترلند

منبع فارسی:کلوب تجهیزات نظامی

سامانه هارپ

برنامه پژوهشی یونوسفر فعال با فرکانس بالا (به انگلیسی: High Frequency Active Auroral Research Program) معروف به هارپ (به انگلیسی: HAARP)، یک پروژه پژوهشی است که در سال ۱۹۹۳ برای بررسی و پژوهش درباره لایهٔ یونوسفر با استفاده از امواج رادیویی ELF/ULF/VLF تاسیس شده‌است.

این تاسیسات مشترکا توسط نیروی هوایی آمریکا، نیروی دریایی آمریکا، دانشگاه آلاسکا در فیربنکس، و نزدیک به ۱۵ دانشگاه آمریکایی دیگر اداره و استفاده می‌شود. شرکت سازنده این تاسیسات، شرکت BAE Advanced Technologies است.

این سیستم در حال حاضر از یک مجموعه آنتن‌های مخصوص شامل ۱۸۰ برج آنتن آلومنیومی به ارتفاع ۵۰/۲۳ متر تشکیل شده که بر روی زمین پهناوری به مساحت ۲۳٬۰۰۰ متر مربع در آلاسکا نصب شده‌است. این آنتن‌ها امواج مافوق کوتاه ELF/ULF/VLF را با ۳٫۶ مگاواتERP تولید کرده و به یونوسفر می‌فرستند.

اصولا امواج آنتن ها پس از اصابت به یونوسفر و بازگشت به زمین قادر اند نه تنها به عمق دریا بروند بلکه فرا تر رفته و به اعماق زمین نیز وارد میشوند و عملکرد آن بمانند "رادیو ترموگرافی" (Radio Thermography) است که امروزه ژئولژیست ها برای  اکتشافات مخازن مختلف شامل گاز و نفت استفاده می کنند.  وقتی یک موج کوتاه "رادیو ترموگرافی" به داخل زمین فرستاده میشود به لایه های مختلف برخورد کرده و آن لایه ها را به لرزه می آورده و از لرزش صدایی با فرکانسی مخصوص تولید و به سطح زمین باز میگرداند و ژئولژیست ها از صدای بازگشتی قادرند مخازن زیرزمین را شناسایی کنند.

با این تفاوت که رادیو ترموگرافی سیستمی است که با قدرتی به کوچکی ٣٠ وات لایه های زیر زمینی را به لرزه درمی آورد و حال آنکه هارپ سیستم فوق العاده پیشرفته تری است که همان لایه های زمین را می تواند با استفاده از قدرتی برابر با ١,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (یک میلیارد)  تا ,١٠,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (ده میلیارد) وات بلرزاند! بدیهی است که هر چقدر قدرت امواج بیشتر می شود, تاثیراتش بر روی آیونوسفیر و اثرات ذره بینی آن بالاتر می رود. هدف از استفاده از این قدرت چیست؟

از نمودار فوق متوجه می شوید که یونوسفر گداخته شده (به رنگ قرمز دیده می شود) و سپس مثل یک قلب شروع به تپش میکند و از این تپش ها، فرکانس های فوق کوتاه تولید شده که پس از اصابت به زمین به  داخل آن نفوذ مینماید و در توضیحات زیر مشاهده خواهید کرد که چگونه از این فرکانس فوق کوتاه و نیرومند، زمین زلزله و خرابی تولید میگردد.

برای درک چگونگی ایجاد زمین لرزه یک مثال بزنم: وقتی شخصی صحبت میکند، اول تارهای صوتی او میلرزند (مثل لرزش های ایجاد شده در یونوسفر). از این لرزش فرکانس صوتی تولید شده و پس از اصابت به پرده گوش شنونده، پرده گوش او را میلرزاند (مثل به لرزه در آوردن لایه های زیر زمین به سبب اصابت فرکانس های تولید شده از یونسفر) و سپس در گوش صدا تولید شده و شنونده آنرا بشنود.


با کمی فکر کردن می توان متوجه این شد که تکنولوژی هارپ "با ویژگی معادن یابی" برای پیدا کردن مخزن های گازی و نفتی ساخته نشده است! زیرا برای پیدا کردن مخازن نیاز به یک میلیارد وات نیست و یک ترموگراف برای این کار کافیست. با توجه به تاثیرات هارپ بر روی یونوسفر و نهایتا تاثیرات آن بر روی زمین و وضعیت آب و هوا، می باید در مورد این تکنولوژی کمی جدی تر فکر کنیم. این تغییرات شامل خشکسالی در مناطقی که تا به حال بی سابقه بوده است، بارندگی های سیل آسا در جاهایی که به خشک بودن معروف هستند، طوفان ها و سونامی ها و ساده تر از همه ایجاد زلزله را میتوان برای هارپ به شمار آورد.

 ناگفته نماند که امواج بازگشتی از یونوسفر، پس از ورود به عمق دریا میتوانند صدمات جانی برای موجودات دریایی، به خصوص نهنگ ها و دلفین ها را در بر داشته باشند.

توضیحات کوتاهی در مورد برخی از کاربرد های هارپ به شرح زیراست:

 ١-  ایجاد موج Extreme Low Frequency) ELF) با فرکانس از ١ تا  ٢٠ هرتز توسط  یونوسفر، که با برخورد امواج هارپ تولید شده و سپس به زمین فرستاده می شود و تا اعماق ٣۵ کیلومتری زمین نفوذ نماید که پس از برخورد  به لایه های مختلف زیر زمینی تولید صدا نموده و در پی آن ایجاد زلزله می نماید.


٣٠ دقیقه قبل از زلزله ی سیچوان (Sichuan) در چین در سال ٢٠٠٨، واکنش گذاختگی یونوسفر در آسمان مشاهده میشد و در پی آن زلزله هولناک ٨ ریشتری در آنجا بوقوع پیوست.

٢-  با قابلیت تکنولوژی "ترموگرافی" می تواند کلیه اطلاعات معدن های زیر زمینی کره زمین را در اعماق کم شناسایی کند و کلیه تاسیسات زیر زمینی کشورهای دیگر را دقیقا زیر مطالعه قرار دهد.

٣- ایجاد سونامی، خشکسالی، آتش فشان، سیل ها، طوفان هایی نظیر طوفان کاترینا در نیواورلئان (New Orleans) طوفان گانو عمان .

۴- انتقال نیروی برق از محل تاسیسات هارپ به نقطه ی دیگر از زمین و همچنین انتقال  برق از زمین به ماهواره ها.

 ۵- ایجاد اختلال و کنترل فرکانس های نوری مغز در سطوحی به وسعت شهرها و کنترل انسانها از راه دور و ایجاد "غش" و تولید  "وهم" در مغز انسانها.

 ۶- ایجاد اختلال در جریان برق و قطع برق شهری و اختلال در کار کامپیوتر هواپیماهای مسافربری،جت های جنگنده، کشتی ها، زیر دریایی ها و غیره.

 ٧- ایجاد انفجار های عظیم زیر زمینی با قدرت بمب های اتمی و بدون تولید اشعه های رادیو اکتیو (Radioactive).

 ٨- اختلال درعملکرد طبیعی یونوسفر که چرخش زمین را در کنترل دارد. احتمال بسیار میرود که درصورت دستکاری های متناوب تاثیراتی در حرکت چرخشی زمین ایجاد گردد، بدین صورت که یا چرخش را سرعت بخشیده و یا کند نماید.

٩- ایجاد دیوارهای رادیویی ضد هواپیما و ضد موشک.

 می توان به راحتی گفت که همه اسلحه های جنگی معمول و متداول امروزه در مقابل با این تکنولوژی جدید کاملا متروکه به شمار میایند به گونه ای که "هارپ" میتواند با یک عملکرد کلیه کامپیوتر های یک هواپیما را از فواصل دور از کار انداخته و آنرا سقوط دهد.

 منابع : ویکیپدیا

تجهیزات نظامی ایران از دیروز تا امروز


تجهیزات نظامی ایران از دیروز تا امروز+ تصاویر/موتورهای راکت انداز/کوله پشتی شارژی
با پایان جنگ تحمیلی، تجربه گرانبهای آن سال‌ها و عمق بینش فرماندهان به نیازهای تسلیحاتی برای بهبود توانمندی رزمی، آغازگر تلاش‌های فراوانی در زمینه تسلیحات و تجهیزات بوده تا شمشیر رزمندگان تیزتر شود.

جام نیوز به نقل از مشرق؛

انسان ها عنصر اصلی در جنگ زمینی هستند که با تجهیزاتی از یک کارد و سرنیزه گرفته تا سلاح های صوتی و لیزری با هم درگیر می شوند. هر چند سابقه سال های دفاع مقدس در کشورمان اثبات کرده که ایمان و اراده نیروهای زمینی بسیار مهمتر از کیفیت و کمیت تجهیزات آنها است اما واقعیت این است که هر چه سربازان مجهزتر باشند، روند و نتیجه بهتری در میدان نبرد رقم خواهد خورد.

از این رو در این گزارش به معرفی اجمالی و مرور جدیدترین تجهیزات بومی که در اختیار نیروهای زمینی کشورمان قرار دارد، می پردازیم تا وضعیت تسلیحات و تجهیزات آنها در عرصه نبردهای مدرن روشن تر شود.

تجهیزات رزمندگان زمینی در گذشته شامل سلاح انفرادی، نارنجک دستی و سرنیزه، ماسک شیمیایی، قمقمه آب، کلاهخود و لباس و پوتین معمولی، سلاح های نیمه سنگین شامل تیربار و آر-پی-جی و بعضاً تک تیرانداز و به ندرت دوش پرتاب های سطح به هوا و ضد زره بوده است.
 


رزمندگان اسلام در دفاع مقدس


در سال های دفاع مقدس بیسیم و دوربین برای همه سربازان موجود نبود، تعداد سلاح های نیمه سنگین به نسبت نفرات هر واحد رزمی، درصد مناسبی را شکل نمی داد و تسلیحات ضدزره هدایت شونده قابل حمل توسط نفر نیز به هیچ وجه کافی نبوده و از نظر وسائل حمل و نقلِ تعداد نفرات کم، نیز تنها موتورسیکلت آن هم نه به تعداد فراوان در جبهه ها موجود بود.

با پایان جنگ تحمیلی، تجربه گرانبهای آن سال ها و عمق بینش فرماندهان به نیازهای تسلیحاتی برای بهبود توانمندی رزمی، آغازگر تلاش های فراوانی در زمینه های مختلف تسلیحات و تجهیزات بود تا شمشیر رزمندگان تیزتر شود.

حاصل این تلاش ها تولید انواع ادوات مخابراتی، سلاح، پوشش های حفاظتی، تجهیزات اپتیکی و حرارتی و حتی وسائل نقلیه کوچک جدید است.

در زمینه مخابراتی کلاه های دارای میکروفون، بیسیم های دیجیتال انفرادی با رمز کننده و قابلیت جنگ الکترونیک، بیسیم زیرآبی برای غواصان از جمله تجهیزات در اختیار رزمندگان است. همچنین دیده بان های مسلح پدافند نیز به تجهیزات پیشرفته ای برای ردیابی هواگردهای دشمن و ارسال بیدرنگ اطلاعات به مراکز فرماندهی منطقه ای تجهیز شده اند که در نوع خود بی نظیر است. انواع گیرنده های مکانیابی جهانی نیز برای کمک به موقعیت یابی در اختیار رزمندگان نیروهای زمینی قرار دارد.

هر چند از بین سلاح های انفرادی جدید ساخته شده در کشور تنها نمونه اس-5.56 که شباهت بسیاری به ام-16 آمریکایی دارد عملیاتی شده اما وضعیت تسلیحات نیمه سنگین به مراتب بهتر است.
 


سلاح اس-5.56، تک تیرانداز 12.7 میلیمتر در تصویر راست؛ نفر مجهز به دوربین دید در شب در تصویر چپ


تیربارهای با کالیبر 7.62 امروز به تعداد زیاد در اختیار یگان ها قرار دارد. این تیربارها به دوربین های دید در شب و حرارتی نیز مجهز شده اند تا در تاریکی مطلق یا در مه و گرد و غبار نیز کارامد باشند. این سلاح ها با نرخ آتش 650 تا 800 تیر بر دقیقه و برد مؤثر 1500 و برد نهایی تا 4000 متر به خوبی آتش پشتیبانی لازم را ایجاد می کنند.

نارنجک اندازهای خودکار 30 و 40 میلیمتری به ترتیب با برد نهایی 1730 و 2200 متر و نرخ آتش 420 و 300 گلوله بر دقیقه و نمونه نیمه خودکار رولور 40 میلیمتری قابل حمل توسط نفر با برد 365 متر و نرخ آتش 18 گلوله در دقیقه آتش پشتیبانی بی نظیری از نوع انفجاری را برای نیروها فراهم می کنند. دو نوع سنگین تر این نارنجک اندازها بر روی ادوات حمل و نقل هم نصب شده اند.
 


رولور نارنجک انداز در تصویر راست و نمونه خودکار 40 میلیمتری در تصویر چپ


خمپاره انداز 60 میلیمتری کوماندویی با جرم 6.25 کیلوگرم و برد 800 تا 1050 متر و نرخ آتش 20 شلیک در دقیقه و نوع مستقر شونده 17.5 کیلوگرمی با برد 2550 متر و نرخ آتش 30 گلوله بر دقیقه به عنوان سلاحی با حجم کم و قابل نقل و انتقال، بارانی از گلوله های مرگبار را بر سر دشمن می ریزند.

چند نمونه اسلحه تک تیرانداز جدید با برد بالا در کنار تولید انبوه تک تیرانداز معروف اس-وی-دی امروزه به فهرست تسلیحات سربازان ایرانی اضافه شده است. این تک تیراندازها دارای مشخصات عملکردی بالایی هستند از جمله اس-وی-دی با برد مؤثر 1300 متر و کالیبر 7.62 میلیمتر، نمونه 12.7 میلیمتری با برد تخمینی بیش از 1000 تا 1500 متر و نمونه 20 میلمتری تکتاب دارای برد 2هزار تا 3هزار متر هستند. بعلاوه برای سلاح های قبلی مانند ژ-3 نیز دوربین های هدفگیری دقیق تولید می شود که با نصب روی این سلاح، دقت و برد مؤثر آن را بیش از پیش افزایش می دهد. همه تک تیراندازهای نام برده شده نیز به دوربین های دید در شب و حرارتی قابل تجهیز هستند.
 


موتورهای چهارچرخ، راکت انداز RPG-29، تک تیرانداز، کلاه کامپوزیتی و تورهای استار در این تصویر مشهود هستند
 


چند نسل از دوش پرتاب های سطح به هوا مانند میثاق که با سرعت 600 متر بر ثانیه می تواند اهداف هوایی را تا برد 5هزار متر و سقف پرواز 4هزار متر مورد اصابت قرار دهد و دو نسل از موشک سطح به سطح ضد زره مانند صاعقه نیز ساخته شده و در اختیار نیروهای زمینی کشورمان قرار دارد که برد آن هزار متر بوده و قابلیت نفوذ در زره های واکنش دهنده تا 650 میلیمتر را دارد.

راکت انداز کارامد آر-پی-جی-29 نیز امروز در کشور تولید شده و در اختیار رزمندگان زمینی قرار دارد. نوعی سلاح «زاویه زن» هم برای عملیات های خاص تولید شده که به کاربر امکان شلیک به زوایای غیر مستقیم را می دهد.
 


شلیک موشک سطح به هوای میثاق توسط دیده بان مسلح

در زمینه محافظت از سربازان، کلاه کامپوزیتی ضد گلوله که انواع مختلف آن قابلیت مقاومت در برابر پرتابه هایی با سرعت تا 680 متر بر ثانیه را دارند، انواع پوشش های محافظ ضد گلوله و ضد انفجار برای بدن، پوشش های استتار چند طیفی با قابلیت کاهش اثرات فروسرخ بدن و همچنین ماسک و لباس های جدید برای مقابله با تهاجمات ش.م.ر. به تولید انبوه رسیده است.

چند نمونه تجهیزات هشدار دهنده حملات میکروبی و شیمیایی و داروهای لازم برای مقابله فوری با اثرات این سلاح ها نیز در ایران ساخته شده است. گفتنی است خود لباس سربازان نیز هم از نظر فضا و جای کافی برای تجهیزات اضافی و هم از نظر رنگ و الگوهای استتار دیجیتالی به کار رفته کاملاً جدید هستند.

ساخت انواع چترهای سقوط آزاد و پاراگلایدر مورد استفاده سربازان و همچنین کوله پشتی های جدید مجهز به شارژ کننده تجهیزات برقی و همچنین نوعی با قابلیت ارسال اطلاعات صوتی و تصویری که تولید داخل هستند در اختیار نیروهای زمینی کشورمان قرار داده شده است.
 


کوله پشتی شارژ کننده تجهیزات(سمت راست) و دارای فرستنده اطلاعات صوتی و تصویری(چپ)


امروزه سربازان زمینی کشورمان به جز دوربین های دوچشمی معمولی از انواع دوربین های حرارتی و دید در شب انفرادی در انواع دستی یا نصب شونده روی کلاه بعلاوه انواع موجود روی تسلیحات برخوردارند. این تجهیزات منجر به افزایش آگاهی سربازان از محیط اطراف در شب، آب و هوای مه آلود و یا گرد و غبار شده و در نتیجه سطح آمادگی رزمی نیروها را در شرایط مختلف به میزان زیادی بهبود داده است. همچنین مسافت یاب های لیزری ساخت داخل نیز برای کمک به هدفگیری و شناسایی دقیقتر مواضع و ادوات دشمن در اختیار نیروها قرار دارد.



موتورسیکلت های چهارچرخه که پیشتر به آن پرداخته بودیم امروزه به تعداد زیاد در اختیار واحدهای مختلف ارتش و سپاه در سراسر کشور قرار دارد. این وسیله دارای مزیت های حرکتی زیادی بوده و قابلیت نصب انواع تسلیحات و تجهیزات پشتیبانی را دارد. همچنین چند نوع خودروی پرتحرک زمینی شامل رمل نورد سمندر، یک نوع خودروی تاکتیکی کوچک مجهز به تیربار چندلوله چرخان ملقب به اشداء و یک خودروی سبک 4*4 فوق سبک به نام رنجر نیز در جهاد خودکفایی نزاجا ساخته شده است. تیربار 6 لوله چرخان نصب شده روی این خودرو دارای کالیبر 7.62 میلیمتر، برد مؤثر بیش از 1000 متر و نواخت تیر استثنایی بیش از 4000 تیر بر دقیقه است.
 


از راست به چپ خودروهای تاکتیکی سمندر، رنجر و اشداء


این خودروها که ظرفیت 2 تا 3 نفر را دارند برای کاربردهای خاصی ساخته شده اند. سمندر که قابلیت نصب تیربارهای 7.62 تک لول و چرخان و تیربار 12.7 میلیمتری دشکا را دارد با اتکا به سامانه تعلیق خاص، تایرهای پهن و فاصله زیاد محورها و چرخ ها برای حرکت های سریع و مانور بدون از دست دادن تعادل در محیط صحرا و رمل بسیار مناسب است.

خودروی رنجر نیز با توجه به ابعاد کوچک و وزن کم برای انتقال توسط بالگردها و هواپیماهای ترابری کوچک و متوسط مناسب بوده تا با اتکا به تحرک بالای خود و آتش ناشی از شلیک بیش از 4هزار گلوله بر دقیقه پشتیبانی کاملاً‌ موثری را از نیروهای پیاده به عمل آورد.

جایروپلین دو نفره و نمونه هایی از کایت موتوردار و پاراموتور(پاراگلایدر موتوردار) نیز برای گشت زنی و انتقال هوایی یک یا دو نفر نیرو ساخته شده است که در بین آنها جایروپلین به دلیل قابلیت بلند شدن از مسافت های کوتاه، برد و سقف پرواز مناسب، بیشتر می تواند مفید باشد.
 


جایروپلین دو نفره در اختیار ناجا

البته لازم به ذکر است برای نیروهای ویژه دریایی نیز زیردریایی های یک و دو نفره، هواناو کوچک، قایق های دو نفره و موتورهای زیرآبی برای غواصان ساخته شده تا در عملیات های آبی-خاکی برای انتقال امن و آسان تر نیروها به کار روند.
 


برخی از تجهیزات انتقال دریایی از بالا به پائین، موتور دریایی، هواناو و زیرسطحی


پهپادهای کوچک و ربات های زمینی که نمونه های مختلف آنها در کشور ساخته شده از جمله وسائلی است که می تواند به فهرست تجهیزات نیروهای پیاده کشور افزوده شود. این پهپادها که شامل نمونه های دست پرتاب بال ثابت، بالگردهای کوچک و متوسط هستند در درجه اول برای شناسایی موقعیت دشمن که اصل مهمی در طراحی عملیات نظامی در تهاجم و دفاع است مفید خواهند بود. ربات های زمینی نیز برای شناسایی موانع کارگذاشته شده توسط دشمن یا هشدار خطرات شیمیایی و بیولوژیک علاوه بر کار شناسایی و جاسوسی طولانی مدت از فواصل بسیار نزدیک دشمن قابل بکارگیری هستند.



تجهیزات جدیدی نیز در کشورهای پیشرفته دنیا برای کمک به سربازان ساخته شده است که با توجه به توانمندی بالای متخصصان و صنایع داخلی ایران طراحی و تولید آنها دور از دسترس نخواهد بود. از آن جمله می توان به نمایشگرهای پیشرفته برای هر سرباز که موقعیت نیروهای خودی و دشمن را به همراه نقشه نمایش می دهد، دوربین های کوچک مستقر روی سلاح و کلاه با قابلیت به اشتراک گذاری اطلاعات با سایر سربازان و فرمانده، نمایشگر نصب شده روی کلاه، ربات های پوشیدنی که برای ایجاد قابلیت حمل بارهای سنگین و کمک به حرکت در محیط های مختلف طراحی شده اند، پوتین هایی با قابلیت ذخیره انرژی و راحتی حرکت اشاره کرد.



در کشورمان ایران نیز ضمن در نظر داشتن توانمندی های اعجاب آور متخصصان و صنعتگران در تولید تجهیزات مورد نیاز با یکپارچه سازی برنامه های مختلف به روز رسانی تجهیزات سربازان و سرمایه گذاری بیشتر که برای انبوه نیروهای پیاده کشورمان قطعاً توجیه اقتصادی نیز خواهد داشت می توان روند تبدیل همه واحدهای نیروهای زمینی کشور را به سربازان حرفه ای تسهیل و تسریع کرد.

بمب اتمی و انرژی اتمی


بمب اتمی و انرژی اتمی

بمب اتمی چگونه ساخته می‌شود؟ این سوالی است که امروز برای بیشتر ایرانی ها پرسشی شده است. در ابتدا به این پرسش پاسخی داده و سپس نگاهی به طرز کار رآکتور هسته‌ای می اندازیم. تمامی اشیاء و موجودات پیرامون ما از ذرات ریزی بنام اتم ویا ترکیبی از اتمها یعنی مولکول ها تشکیل شده است. اتمها ساختمانی شبیه به منظومهٔ شمسی دارند که در آنها خورشید هستهٔ اتم و الکترونها سیارات آن می باشند. هستهٔ اتم شامل چندین ذره است که از آن میان دو تایش در این بحث مهم هستند. این دو تا پروتن ها و نوترون ها می باشند. پروتن ها دارای بار الکتریکی مثبت و نوترون ها دارای بار الکتریکی خنثی هستند. بار الکتریکی الکترونها منفی است. از میان تمامی اتمها تنها هیدروژن است که نوترون ندارد. هستهٔ هیدروژن تنها یک پروتن دارد. در اتمهای خنثی تعداد پروتن ها و الکترونها برابر است ولی تعداد نوترون ها می تواند متفاوت باشد. برخی از اتمها دارای تعداد پروتن و الکترون یکسان ولی دارای نوترون های متفاوت اند. این نوع اتمها را ایزوتوپ همدیگر میگویند. طول عمر برخی از این ایزوتوپ ها بسیار کوتاه است. چنانکه پس از بوجود آمدن بزودی نابود می شوند. ولی برخی دیگر عمری طولانی دارند.
در ساختن بمب و رآکتور اتمی از دو ایزوتوپ استفاده میکنند. یکی ایزوتوپ هیدروژن بنام دوتریم که هسته اش شامل یک پروتن و یک الکترون است و دیگری ایزوتوپ های اورانیم می باشند. ایزوتوپ های اورانیم شامل U235 و U238 که اولی دارای 143 و دومی دارای 146 نوترون می باشد در حالی که هردو به اندازهٔ یکسان یعنی 92 پروتن دارند. ایزوتوپ U235 در ساختن بمب و رآکتور اتمی بسیار مهم است. در طبیعت از هر 100% اتم اورانیم تنها 0.7% آن اتم U235 است که مقدار زیادی نیست. برای بدست آوردن یک کیلو گرم اورانیم U235 چندین تن سنگ معدن اورانیم لازم است. لازم به یادآوریست که برای کاراندازی یک رآکتور اتمی برای انرژی گیری از آن نیاز به اورانیم 1 تا 5 درصد غنی است. منظور از غنی کردن اورانیم اینست که مقدار اورانیم 235 آنرا بیشتر کنند. برای اینکار بایستی چندین عملیات انجام شود. در شروع کار سنگ معدن را در اسید حل می‌کنند (کیک زرد همان اکسید اورانیم است)و سپس آنرا از صافی می گذرانند و پس از آن با گاز فلور ترکیب می‌کنند تا گازی به اسم هگزافلورید اورانیم UF6 بدست آورند. این گاز را از صفحه‌های فلزی متخلخل که قطر سوراخ هایش 25 میلیاردم سانتیمتر است عبور می دهند، این عمل را دیفوزیون میگویند. در اثر این عمل گازهایی که سبکترند سریع تر از گازهایی که سنگین تر هستند از روزنه ها عبور می کنند. از این خاصیت گاز ها جهت غنی کردن، یعنی بالا بردن مقدار اورانیم 235 استفاده می کنند. پس از این عمل با سانتریفوژهایی که ویژهٔ این کار ساخته شده‌اند تصفیهٔ مواد شروع می‌شود.
حال چگونه از این ماده انرژی می گیرند؟ برای انرژی گیری باز سلسله مراتبی فیزیکی صورت میگیرد. در ابتدا یک نوترون که باری خنثی دارد وارد هستهٔ اورانیم 235 می‌شود. این عمل به این سادگی صورت نمی‌پذیرد بلکه برای اینکه نوترون وارد هسته شود بایستی بر خلاف تصور سرعت آن کم باشد. برای کم کردن سرعت نوترونها آنها را از آب سنگین عبور می دهند. چنانکه پیشتر اشاره شد. آب سنگین یا دوتریم از ایزوتوپ های آب سبک و یا به قول متعارف آب معمولی است. آب معمولی نمی‌تواند بدان مقداری که لازم است جلو سرعت نوترون را بگیرد. گیر آوردن این آب بود که آلمانی ها را به سوی نروژ کشاند و همین نیز باعث لو رفتن آلمانی ها به وسیلهٔ انگلیسی ها شد. انگلیسی ها در یافتند که آلمانی ها از نروژ آب سنگین می برند. بنابراین فهمیدند که آلمانی ها در صدد تولید بمب اتمی هستند. لذا با عملیاتی متهورانه مرکز تولید آب سنگین را در نروژ ویران کردند. در برخورد نوترون به هستهٔ اورانیم 235، هسته برانگیخته شده و سپس به دو و یا چند هستهٔ سبکتر تجزیه میشود. به این عمل شکافت هسته‌ای می گویند. در یکی از این پروسه ها پس از برخورد نوترون به هستهٔ اورانیم 235 دو عنصر باریم 138 و کریپون 95 و 3 تا نوترون ( در حقیقت برای هر 100 اتم اورانیم 235، تعداد 247 نوترون بوجود میآید) و حدود 200 میلیون الکترون ولت انرژی انتشار می یابد.
هر نوترون جدید تولید شده به اورانیم 235 برخورد کرده سه نوترون بهمراه انرژی و همچنین موجب سه شکافت جدید می‌شود. انرژیی که از این شکافت ها برای یک کیلو گرم اورانیم انتشار مییابد برابر صد ها میلیون مگاوات است. این مقدار انرژی نبایستی بیک باره آزاد شود. چرا که موجب انفجاری شدید می‌شود. در انفجار بمب اتمی آمریکا روی هیروشیما بمبی از همین جنس اورانیم 235 استفاده شد که قدرت تخریبی 13 کیلوتن داشت. با در نظر گرفتن اینکه هر کیلوتن برابر 1000،000 کیلو انفجار دینامیت (TNT) است. در حقیقت انفجاری معادل 13 میلیون کیلو دینامیت رخ داد. فاجعه بزرگی است، نه؟ اگر بخواهید از این فاجعه و ننگ بشریت تصویری بهتر بدست آورید. جریان بدین شرح است: زمانیکه بمب اتمی آمریکا به هیروشیما افتاد، جمعیت آنجا 350000 نفر بود. 200000 نفر از این جمعیت بطور مستقیم و یا غیر مستقیم جان باختند. 90% هیروشیما به ویرانه مبدل شد. ترومن رئیس جمهور وقت آمریکا خواسته بود که عکسی از این انفجار تهیه شود تا نتیجهٔ این آزمایش را که تلی از آتش و کباب انسان است به چشم ببینند. هیروشیما تنها جائی بود که آنجا باران کم می بارد. صخره‌ای بودن ژاپن نیز مهم بود که بمب سریع به آب ننشیند. پس قرعه به اسم هیروشیمای فلک زده افتاد. عکس یادگاری این جنایت لابد یکی از اسناد افتخارآمیز آمریکاست!
برگردیم روی بخش فنی جریان ، چنانکه پیشتر گفتیم اورانیم 238 با انفجار کاری ندارد ولی آنقدر ها هم بی خاصیت نیست. اورانیم 238 بر عکس اورانیم 235 در زیر بمباران نوترونهای سریع تر آنها را جذب کرده و نخست با گسیل یک ذرهٔ بتا (الکترون) به نپتونیم Np239 (23.5 دقیقه) و سپس با گسیل یک ذرهٔ بتای دیگر به پلوتونیم Pu239 که به ترتیب پلوتونیم یک نوترون از نپتونیم و نپتونیم یک نوترون از اورانیم 238 بیشتر دارند. این ایزوتوپ پلوتونیم چون هم با نوترونهای کند و هم با نوترونهای تند شکافت‌پذیر است. نقش بسزائی در ساختن بمب اتمی دارد. از همین نوع بمب بود که سه روز پس از بمب اتمی هیروشیما به تاریخ 9 اگوست روی سر ناکازاکی فرو ریخته شد. قدرت تخریبی آن برابر 22 کیلوتن بود. قدری کمتر از دو برابر بمب اتمی هیروشیما. در این فاجعه 122000 نفر از مردم بی گناه به زغال تبدیل شده و یا پودر گشتند. تقریبا تمامی بمب های اتمی کنونی از پلوتونیم ساخته شده است. مقدار بمب پلوتونیمی در سال 1994 در جهان بود 250000 برابر بمب اتمی هیروشیماست. هر 19.84 کیلو گرم پلوتونیم یک لیتر حجم دارد و از هر 1 تا 8 کیلوگرم پلوتونیم میتوان یک بمب ساخت ولی این رقم برای اورانیم 3 تا 25 کیلوگرم است.

حال بمب اتمی چگونه منفجر می‌شود؟

در بخشی از کپسولی که بمب تویش است لوله‌ای که «لوله توپی» نامگذاری شده وجود دارد. از این لوله اولین نوترونها بیرون می آیند. در بر خورد این نوترونها به هسته ها چنانکه پیشتر رفت شکافت هسته‌ای و سه عدد نوترون و مقدار متنابهی انرژی خارج می‌شود. این را رآکسیون هسته‌ای نیز می گویند. این رآکسیون ها در داخل بمب در مدت تقریبا یک میلیونیم ثانیه رخ می دهند. دلیلش روشن است. اگر فرض کنید که در درون حوض آبی جلبکی روئیده باشد و با فرض اینکه یک ماه طول بکشد که حوض پر شود و هر روز این جلبک ها دو برابر خودشان را تولید کنند. یک روز پیش از اینکه حوض پر شود، یعنی روز 29 ام تنها نصف حوض پر است. فردای آن روز یعنی روز 30 ام تمامی حوض پر می‌شود. این عمل در رآکسیونهای هسته‌ای نیز صادق است. نوترون اول سه نوترون و سه نوترون جدید 9 نوترون و سپس 27 و 81 و ... و سرعت این عمل آنقدر زیاد است که انفجار اجتناب ناپذیر می‌شود. دما از 27 درجهٔ هوای هیروشیما به 100 درجه و سپس 1000، 5000، 6000 (دمای سطح خورشید) و بالاخره به چندین میلیون درجه می رسد که گرمائی معادل گرمای درون خورشید است. این انرژی گرمائی بایستی هر چه زودتر خارج شود که در ابتدا به صورت اشعهٔ X و پس از یک لحظه آرامش تبدیل به کوهی از آتش و گرما می‌شود. این حالتی است که ما تازه قادر به مشاهدهٔ انفجار می شویم. نیم ثانیه بعد دما به بالاترین حد خود میرسد که سه ثانیه پس از آن خاموش می‌شود. این حرارت باعث حرکت سریع هوا شده و یک خلاء تقریبا مطلق در مرکز انفجار بوجود میآورد. بازگشت مجدد هوا آنقدر سریع است که از هر توفانی قوی تر است و باعث ویرانی تمامی بنا ها، جاده ها، اتوموبیلها، پارکها و بویژه نابودی آدمیان می‌شود. در رآکتورهای هسته‌ای این راکسیونها را مهار می کنند. بطوری که با فرو کردن صفحه هایی که بتواند نوترونها را جذب کند (مثلا کادمیم) در داخل محلول اورانیم و آب قرار می دهند تا اینکه انرژی به سرعت آزاد نشود و انفجار صورت نگیرد. در حقیقت رآکتور را کنترل می کنند. ولی انرژی آزاد شدهٔ لازم آب موجود در رآکتور را به جوش می آورد و بخار حاصل از آن از طریق لوله‌ای به توربین منتقل می‌شود و باعث چرخش توربین شده و الکتریسیته تولید می‌شود. بخار موجود در این پروسه و همچنین با عبور لوله‌های سرد از درون آن سرد شده و مجددا وارد رآکتور می‌شود.