موشک فونيکس


برخلاف گزارش منابع غربی ايران پس از پيروزی انقلاب اسلامی هيچ موشک فونيکس جديدی دريافت نکرد . در دستورالعملهای کمپانی هيوز جهت انبارکردن اين موشکها مدت ۱۰ سال عمر مفيد برای آنها پيش بينی گرديده است وهر ۳ سال يکبار اين موشکها بايد مورد بازبينی کامل قرار گيرد . سروان جواد : در زمان جنگ ما فرصتی برای اينکار نداشتيم ولی از سال ۱۹۹۱ ما شروع به شمارش و آماربرداری انبارهای خود کرديم . در جريان موسوم به ايران کنترا ما ليستی بالغ بر ۱۰۰۰ قطعه مورد نياز برای موشکهای فونيکس به آمريکائيها تحويل داديم . در اين ليست اقلامی نظير باتری ـ چاشنی و ۲۰۰ قطعه مخصوص موسوم به 1M54ALE که در جهت افزايش عمر مفيد اين موشکها بکار ميرود به چشم ميخورد . اين مقدار برای ما کافی بود اما ما مطمئن بوديم که آمريکائيها همه اقلام مورد نياز ما را تحويل نخواهند داد. در نهايت نيروی دريائی آمريکا با ارسال ۴۰ قطعه از ۲۰۰ قطعه درخواستی موافقت کرد و دليل آنرا تأثير منفی بر آمادگی نيروی دريائی آمريکا در صورت تحويل همه قطعات اعلام کرد .البته ما مجبور بوديم همين تعداد راقبول کنيم وانتظاری هم جز اين نداشتيم . به کمک همين قطعات دريافتی ما موفق شديم نه تنها موشکهای موجود را دوباره فعال کنيم بلکه توانايی آنرا بدست آورديم تا موشکهای خود را به تنهائی آماده عمليات نگاه داريم .
مشکل آماده سازی تامکتها از سال ۱۹۸۶ همچنان افزايش می يافت زيرا مشکل قطعات يدکی حساس روز بروز خودنمائی بيشتری ميکرد . به همين علت تعداد هواپيماهای آماده پرواز در اين سال به ۲۵ فروند کاهش يافت . با اين وجود تامکتها با تعداد اندک خود به مقدار مورد نياز پرواز عملياتی انجام ميدادند . سروان هاشمی در اينمورد ميگويد : ما کماکان با اف ـ ۱۴ ها پرواز ميکرديم هرچند که آنها رادار AWG - 9 ويا کامپيوتر AMCC فعال نداشتند . به هر حال آنها همچنان از توپ ۲۰ ميليمتری قدرتمندو موشکهای سايدويندر بهره می بردند . تامکتها همچنين از قدرت مانور بالائی برخوردار بودند وبه همين علت توانائی غلبه بر هواپيماهای دشمن را داشتند . تنها زمانی که کامپيوترهای ADC آنها از کار ميافتادند قادر به پرواز به با آنها نبوديم و گربه های ايرانی بايد در آشيانه خود ميماندند .
داستانی که بارها در مطبوعات انتشار يافته است مربوط به انتقال يک فروند اف ـ ۱۴ به شوروی سابق ميباشد. بر اين اساس يک فروند تامکت در قبال دريافت کمکهای تکنيکی و سلاحهای جديد در اختيار شوروی قرار گرفت. اين داستان اما از پايه واساس اشتباه ميباشد زيرا اسنادی غير قابل انکار موجود است که خلاف آنرا اثبات ميکند . در اوايل سالهای ۹۰ ميلادی زمانی که ايران هواپيماهای ميگ ـ ۲۹ خود را از شوروی تحويل گرفت , يکی از طراحان شرکت ميکويان که جهت معرفی و آموزش به ايران آمده بود ازفرماندهان ايرانی تقاضای پرواز با يک فروند شکاری F- 5F در کابين دوم را نمود که اين تقاضا مورد موافقت قرار نگرفت .
در طول سالهای جنگ سازمان اطلاعات عراق تلاش زيادی نمود تا خلبانان ناراضی ايرانی را تشويق به پرواز به عراق و تقاضای پناهندگی از آنان کند.درسال ۱۹۸۴ يک فروند F- 4 E به همراه خدمه پروازی به سمت عراق پرواز نمودوخو د را تسليم عراقيها کرد .اما واقعه غير منتظره در تاريخ ۲ سپتامبر۱۹۸۶ بوقوع پيوست . رأس ساعت ۱۴ يک فروند تامکت ايرانی به خلبانی سروان احمد مرادی به همراه سروان نجفی (RIO) به سمت پايگاه البکر عراق پرواز نمودند. اف ـ ۱۴ که در ارتفاع بالا پرواز ميکرد به سرعت توسط رادارهای عراقی شناسائی شده و متعاقب آن ۲ فروند MIG - 23 ML که سرگرد محمد ( فرمانده اسکادران ۶۳ ) فرمانده دسته آنان بود جهت مقابله به پرواز در آمدند . با توجه به اينکه رادارهای عراقی هيچ هواپيمای ديگری را بغير از اين تامکت شناسايی نکردند, فرماندهان عراقی به موضوع مشکوک شده و احتمال دادند که ايرانيها تله ای گذاشته اند . سپس يک فروند MIG - 25 PDS از پايگاه تموز به پرواز در آمد . ميگ ـ ۲۳ ها با کم کردن ارتفاع به تعقيب تامکت که همچنان به سمت غرب ميرفت ادامه دادند. در زمانيکه به ۲۰ کيلومتری تامکت رسيدند دستور شليک صادر شد . سرگرد محمد سعی در شليک يک فروند موشک R-24R کرد اما موفق به اينکار نشد . رفته رفته فاصله آنان تا تامکت ايرانی کاهش می يافت . در فاصله ۸ کيلومتری ,هواپيمای همراه (Wingman) او يک موشک R - 24 T خود را شليک کرد . به فاصله کوتاهی انفجاری روی داد و تامکت ايرانی با از دست دادن ارتفاع با سرعت هر چه تمامتر به سمت زمين نزديک ميشد . ميگهای عراقی خود را به نزديکی تامکت رساندند و با تعجب شاهد باز شدن ارابه فرود اف ـ ۱۴ شدند. تامکت قصد تسليم شدن داشت . با ديدن اين صحنه خلبانان عراقی با فرماندهان مافوق تماس گرفته و ضمن تشريح صحنه خواستار دستورات آنان شدند. به فاصله کوتاهی فرماندهان عراقی متوجه شدند که خلبانان ايرانی يکروز زودتر از موعد از قبل تعيين شده به عراق پرواز کرده اند . بلافاصله به ميگها دستور داده شد تا تامکت ايرانی را تا پايگاه العبيده اسکورت نموده و مقدمات فرود آنان را فراهم آورند . اما برای اينکار زمانی باقی نمانده بود . هدايت هواپيما از دستان سروان مرادی خارج شده بود و خدمه پروازی بايد جان خود را نجات ميدادند . اف ـ ۱۴ ايرانی در نزديکی نومانيه سقوط کرد و چنان لاشه آن متلاشی شد که مقامات عراقی قادر به کسب هيچگونه اطلاعات مفيدی از آن نشدند.

سروان مرادی اطلاعات زيادی در اختيار عراقيها قرار داد اما مقدار زيادی اطلاعات غلط هم لابلای آنان بود . بعنوان مثال او اعلام کرد که ايرانيها ديگر قادر نيستند موشکهای AIM - 7 را از اف ـ ۱۴ های خود شليک کنند . بعد از بازجوئيهای مفصل اين خلبان ايرانی به سوئيس فرستاده شد تا در آنجا زندگی راحتی بدور از جنگ را آغاز کند . اما تنها ۳ ماه پس از اقامت او در سوئيس , يکروزکه او دختر خود را از مدرسه به خانه می آورد توسط عواملی ناشناس مورد اصابت گلوله قرار گرفت . RIO اين تامکت ايرانی ( سروان نجفی ) از دادن هرگونه اطلاعات به استخبارات عراق خودداری کردودر پی آن به بازداشتگاه اسرا منتقل شد . در سالهای ابتدای دهه ۹۰ ميلادی او به همراه هزاران اسير ديگر به وطن خود مراجعت نمود .
اين اف ـ ۱۴ اولين وتنها تامکت ايرانی بود که بدست نيروهای عراقی افتاد . لازم به تذکر است که لاشه اين هواپيما برخلاف برخی گزارشات هرگز در اختيار شوروی قرار نگرفت . مدتی کوتاه پس از اين واقعه يکی از کارشناسان سازمان CIA آمريکا به عراق دعوت شد تا لاشه هواپيمای ايرانی را مورد بازبينی قرار دهد . کارشناس مزبور پس از تحقيقات کافی گزارشی تهيه کرد که مستقيم به پنتاگون فرستاده شد . پس از دريافت اين گزارش در ماه دسامبر ۱۹۸۶ جلساتی محرمانه به مدت دو هفته در پنتاگون با عنوان « علل توانايی ايرانيان در آماده سازی تامکتهای خود » تشکيل گرديد .در اين جلسات که افسران نيروی دريايی آمريکا , متخصصين شرکت گرومان و تعدادی از مقامات بلندپايه سياسی شرکت داشتند مشخص شد که ايرانيها خيلی زودتر از آنچه که آمريکائيها ميپنداشتند موفق به ساخت قطعات يدکی اف ـ ۱۴ ها گرديده اند . نتيجه اين جلسات اما هيچگاه در اختيار افکار عمومی قرار نگرفت بطوری که هنوز با گذشت سالها خلبانان آمريکايی بر اين باورند که هيچگاه با گربه های ايرانی مواجه نخواهند شد .
شايد عنوان موضوع ديگری در اينجا جالب باشد . در سال ۱۹۸۲ عراقيها موفق شدند بک فروند موشک فونيکس را بدست آورند . اين موشک که به مقدار زيادی تخريب شده بود پس از شليک به خطا رفته بود و در نقطه ای دور افتاده در جنوب عراق پيدا شد . سيستم تخريب خودکار اين موشک هم بدلايل نامشخصی عمل نکرده بود . اين موشک در سال ۱۹۸۵ در اختيار کارشناسان شوروی قرار گرفت .
از سال ۱۹۸۶ ميلادی نيروی هوائی ايران با مدلهای قدرتمندتر هواپيماهائی که به تدريج به خدمت عراق در آمدند روبرو گشت . هواپيماهای مدرن Mirage F.1 EQ5 و Mirage F.1 EQ6 و MIG - 25 RB و سوخو SU - 22 که به سلاحهای دقيق و هدايت شونده پيشرفته مجهز شده بودند , رفته رفته نفوذ عراق در حريم هوايی ايران را افزايش می دادند. بخصوص حملات نيروی هوائی عراق به مناطق جنوبی خليج فارس بر گسترش مناطق تحت پوشش ايران تأثير بسزائی داشت . در اينمورد سروان هاشمی خاطرات خود را چنين بازگو ميکند : بايد اعتراف کرد که عراقيها روزبروز توانائی بيشتری در هدايت و کنترل وسايل پروازی جديد خود پيدا ميکردند. بخصوص نقش ميراژها برجسته تر ميشد . در ماه آگوست ۱۹۸۶ پايانه نفتی سيری چنان مورد حملات پی در پی قرار گرفت که ما مجبور شديم از پايانه خارک برای صدور نفت خام خود استفاده کنيم و عملأ صدور نفت از آنجا متوقف شد . سپس عراقيها حملات خود را متوجه جزيره لارک نمودند. خوشبختانه عراقيها برای چنين عملياتی خلبانان ورزيده کافی نداشتند زيرا پرواز با هواپيمای يک موتوره توسط يک خلبان که مسافت ۲۳۰۰ کيلومتر را طی يک پرواز رفت و برگشت بايد طی کند مهارت بالايی ميطلبد . آنها توانائی ادامه اين عمليات را به سبب فشار زياد بر کادر پروازی به مدت طولانی نداشتند .همچنين تلفات بالای عراقيها که بوسيله تامکتهای ايرانی متحمل ميشدند را بايد به آن افزود .تامکتها کماکان نقش بازدارندگی خود را بخوبی ايفا ميکردند .
با وجودی که هواپيماهای عراقی به سيستمهای راداری و کشف کننده جديد مجهز شده بودند ولی همچنان از شناسائی زودهنگام موشکهای فونيکس در زمانی که رادارهای AWG - 9 آنها در وضعيت « Track -While - Scan » قرار داشتند عاجز بودند . اما با اين وجود عراقيها در سال ۱۹۸۷ حملات خود را پيوسته ادامه دادند . صف آرائی نيروها در خليج فارس روزبروز پيچيده تر ميشد . در ماه آگوست ۱۹۸۷ تامکتهای ايرانی بارها کاروان ناوگان نيروی دريائی آمريکا را که نفتکشهای کويتی را اسکورت ميکردند تحت نظر داشته و بارها آنها را در فاصله بين تنگه هرمز تا ساحل کويت همراهی کردند . در همان ماه اولين رويارويی بين نيروی هوائی ايران و نيروی دريايی آمريکا بوقوع پيوست . يک فروند هواپيمای F - 4 E يک موشک AIM - 7 بطرف يک هواپيمای ORION P- 3 C آمريکائی شليک کرد و بفاصله کمی پس از آن يک F - 14 A آمريکايی متعلق به VF - 21 به فانتوم ايرانی حمله کرد . در جريان اين نبرد کوتاه هوايی هيچکدام از موشکهای شليک شده به هدف اصابت نکرد . پس از اين حادثه ايرانيها مجبور شدند که قدرت خود را در منطقه هوايی بندرعباس تقويت کنند که با انتقال يک اسکادران تامکت و يک اسکادران فانتوم از بوشهر اين مهم تحقق يافت . هر چند که اين امر به قيمت کاهش حفاظت هوايی تهران و جزيره خارک ميسر گشت .




آخرين درگيريهای مهم مابين ايران و عراق در ماه فوريه ۱۹۸۸ رخ داد . زمانی که خبرگزاريهای جهان خبر عدم توانايی ايران در استفاده از F - 14 های خود را دائمأ پخش ميکردند ميراژهای عراقی يک سلسله عمليات بر عليه پايگاه هشتم شکاری اصفهان را آغاز نمودند .خلبانان عراقی که تا پيش از اين با ديدن گربه های ايرانی فرار را بر قرار ترجيح ميدادند اينبار بشکلی کاملأ متفاوت ظاهر گشتند . خلبانان عراقی که در فرانسه دوره های آموزشی را پشت سر گذاشته بودند و اثری از خستگی ناشی از ۸ سال جنگ در آنها مشاهده نميشد مبارزه جدی بر عليه ايرانيها را در دستور کار خود قرار دادند . تاکتيکهای جنگی خوب و طرحهای دقيق عملياتی و در نهايت هواپيماهای پيشرفته Mirage F.1 EQ5 و Mirage F.1 EQ6 قدرت آنان را بشدت افزايش ميداد. اين نوع ميراژها بهترين هواپيماهايی بودند که فرانسه در اختيار عراق قرار داد. آنها قادر بودند که بخوبی از پس فانتومهای ايرانی برآيند و تسليحات آنان بمراتب پيشرفته تر از امکانات ايرانيها بود . اما خلبانان ايرانی ترسی ازآنان نداشتند . سروان هاشمی ميگويد : ما از امکانات خوب عراق مطلع بوديم اما هيچگاه در فکر تسليم نبوديم و ترسی از نيروهای عراقی که در آن مقطع ۸ برابر توانايی ما را داشتند نداشتيم . اطلاعات ما از توانايی عراق مناسب بود و بدون واهمه به مبارزه با آنها ميرفتيم در عين حال هيچگاه دشمن خود را ضعيف نمی پنداشتيم .
بزرگترين درگيری هوايی بين دو کشور در مرحله پايان جنگ در تاريخ ۹ فوريه ۱۹۸۸ بوقوع پيوست . در اينروز ميراژهای عراقی در ۶ مرحله با پرواز در ارتفاع پست به مواضع ايرانيان در خليج فارس حمله نمودند. هواپيماهای اف ـ ۱۴ که در پايگاهای بندرعباس و بوشهر مستقر بودند به مقابله با اين حملات پرداختند . تعداد زيادی از هواپيماهای ايرانی به موشکهای جديد AIM - 9 L مجهز بودند که از طريق منابع نامشخص بدست آنان رسيده بود . سروان قياسی که در آنزمان با درجه ستواندومی در کابين عقب تامکت خدمت ميکرد خاطرات اولين در گيری هوايی خود را چنين شرح ميدهد : با اعلام وضعيت اضطراری و ابلاغ دستوراز مرکز ما برای دفاع در برابردشمن به سمت جنوب غرب پرواز نموديم . من شروع به کنترل تمام سيستمهای هواپيما نمودم و نتايج رضايت بخش بود . کليه سيستمها آماده برای عمليات بودند.به فاصله چند دقيقه رادار هواپيما ۶ هدف را شناسائی نمود و من نتايج را به مرکز عمليات زمينی گزارش دادم . سيستم Combat Tree من آنها را بعنوان ناآشنا شناسائی کرد که من بعنوان دشمن ثبت کردم . خلبان ارتفاع پرواز را افزايش دادو مرا از حمله بوسيله موشک اسپارو مطلع کرد . اولين هدف ما در انتهای سمت چپ يک دسته ۳ تايی قرار داشت . زمانی که من رادار را فعال نمودم دشمن سيستم اختلال الکترونيکی خود را فعال نمود و قفل راداری من شکست . من بسرعت عکس العمل نشان داده و هدف جديدی را روی رادار قفل کردم . اينبار رادار هواپيما هواپيمای انتهای سمت راست را بعنوان هدف انتخاب نمود و در فاصله ۱۰ کيلومتری موشک اسپارو را شليک کرديم . در اينزمان من نه موشک شليک شده را ديدم و نه هدف را اما صفحه نمايش رادار اصابت هدف را تأئيد کرد . بلافاصله من هدف بعدی را جستجو کردم . فاصله ما تا عراقيها چنان کم شده بود که در زاويه ۳۰ درجه سمت راست يک فروند ميراژ ودر زاويه ۳۰ درجه سمت چپ هم يک ميراژ ديگر را مشاهده نموديم . هردوی اين هواپيماها با کاهش ارتفاع درست به سمت ما می آمدند .بلافاصله با ديدن ما هر دوی ميراژها به سمت راست چرخشی انجام دادند و ما هم بدنبال آنها به سمت چپ چرخيديم . اما در اين لحظه يکی از ميراژها اشتباهی مرتکب شد و به سمت چپ چرخيد . خلبان ما موفق شد بسرعت پشت سر او قرار گيرد .چند ثانيه ای ما توانستيم هواپيمای عراقی را در جلوی خود ببينيم . درست بخاطر دارم که هواپيمای عراقی از نوع Mirage F.1 EQ5 ويا Mirage F.1 EQ6 برنگ خاکستری تيره بود . خلبان ما بلافاصله يک فروند موشک سايدويندر شليک کرد. موشک مستقيم بطرف ميراژ عراقی رفت و دهانه خروج گاز را جستجو کرد . خلبان اين ميراژ فرصتی برای ترک هواپيما نيافت .
آنروز اما روزی طولانی بود. آنها با پرواز به سمت بوشهر سوختگيری مجدد انجام داده و در ساعت ۱۴:۳۰ مجددأ برای رهگيری هواپيماهای دشمن به پرواز در آمدند . قياسی ميگويد : ما مشغول گشتزنی هوائی شديم ورادار ما در جستجوی دشمن بود . زمانی که در حال پرواز به سمت جنوب غربی بوديم رادارAWG - 9 چندين هدف را که مستقيم به سمت ما می آمدند شناسائی کرد . در مدت کوتاهی فاصله ما تا هدف به ۱۳ کيلومتر رسيد و سپس ما شاهد حمله ۲ فروند ميراژ به تانکرهای نفتکش بوديم . خلبان در اين لحظه سيستم پس سوز را بکار انداخت و ارتفاع را کاهش داد تا از پشت دشمن را غافلگير کند. عراقيها دسته پروازی ( Formation ) خود را شکستند و هرکدام به سمتی پرواز کردند . ما با سرعت زياد يکی از ميراژها را تعقيب کرديم و يک فروند سايدويندر بطرفش شليک کرديم . اما درست در لحظه شليک موشک ,من متوجه ميراژ ديگری که در پشت ما بود شدم . اين هواپيما در فاصله ايده آل برای شليک موشک بطرف ما بود . خلبان ماهر ما با چرخشی سريع به سمت چپ در چشم بر هم زدنی باعث شد که ميراژ از کنار ما با سرعت عبور کند .ما چند دقيقه ای وضعيت را مجددأ چک کرديم و زمانی که مطمئن شديم ميراژی در کمين ما نيست به محل پرتاب موشک سايدويندر بازگشتيم .من شاهد قطعات متلاشی شده ميراژ که بر سطح آب کماکان در حال سوختن بودند شدم . شليک ما موفقيت آميز بود . نيم ساعت پس از اين واقعه ايستگاههای رادار ايرانی پرواز چندين فروند بالگرد متعلق به عربستان سعودی را ثبت کردندکه در جستجوی خلبان اين هواپيما بودند و پس از مدت کوتاهی با نااميدی مجبور به ترک محل شدند .
يک هفته پس از اين ماجرا در تاريخ ۱۵ فوريه ۱۹۸۸ سروان خلبان اسماعيلی يک فروند بمب افکن عراقی از نوع Xian H - 6 D ( نسخه چينی بمب افکن روسی توپولف TU - 16 ) را که حامل ۲ فروند موشک ضد کشتی هوا به سطح از نوع C - 601 بود را شناسائی کرد . بمب افکن عراقی درست زمانی که هر دو موشک خود را بطرف تانکر Kirsten Maersk شليک کرد با عکس العمل تامکت ايرانی مواجه شد . اسماعيلی ۲ فروند موشک AIM - 54 يکی بطرف هواپيما و ديگری بسمت موشکهای C - 601 شليک کرد . هر دوی موشکهای هدفهای خود را مورد اصابت قرار دادند اما يکی از موشکهای C - 601 به کشتی نفتکش اصابت کرد .
در تاريخ ۱۶ فوريه هم سرگرد رهنورد موفق شد بر فراز جزيره خارک ۲ فروند ميراژ را پس از آنکه موشکهای اسپارو شليک شده به خطا رفت با ۲ فروند موشک سايدويندر منهدم کند . عراقيها اما اين خسارت را هم انکار ميکنند . بخصوص از بين رفتن ۲ فروند ميراژ در يکروز را غير ممکن ميدانند هر چند که حتی نيروی دريايی آمريکا مدارکی دراين رابطه ودر تأئيد آن در اختيار دارد . بطور کلی ميتوان نتيجه گرفت که فرماندهان وافسران عراقی در طول دوران جنگ هميشه سعی در پائين نشان دادن سطح تواناييهای نيروی هوايی ايران و بخصوص تامکتها را داشته اند و قدرت آنها را در گزارشات خود پيوسته پايين و ناچيز بشمار آورده اند .
سرگرد کاظم يکی از خلبانان سابق اف ـ ۴ ايران و مأمور حفاظت ـ اطلاعات نيروی هوائی از مراحل بازجويی يکی از خلبانان ميراژهای عراقی که هواپيمای او در فوريه ۱۹۸۸ مورد هدف قرار گرفت خاطرات جالبی داد. او ميگويد : اين خلبان اسير شده به محض شروع بازجويی به من گفت که ما ميدانيم ايرانيها فقط ۲۰ فروند هواپيمای اف ـ ۵ و يک دوجين اف ـ ۴ در اختيار دارند . هيچکدام از تامکتهای شما حتی قابليت پرواز ندارند و تمام اف ـ ۱۴ ها زمينگير هستند . بقيه هواپيماها در بدترين شرايط عملياتی بسر ميبرند خلبانان ايرانی از مهارت کمی برخوردارند . من که از شنيدن حرفهای اين خلبان دربند عراقی متعجب شده بودم بسرعت به او گفتم که همين چند لحظه قبل يک دسته ميراژ عراقی توسط يکی از همين تامکتهای زمينگير شده و خلبانان مبتدی و ناشی آن منهدم شدند .
بدون توجه به جهالت عراقيها و يا شايد هم دقيقأ به همين علت تامکتهای ايرانی نبردهای خود را در فاصله ماههای مارس تا ژوئن ۱۹۸۸ ادامه دادند و موفق به سرنگونی چندين فروندهواپيمای عراقی بدون کوچکترين خسارتی شدند . اما درست در ماههای پايانی جنگ ايرانيها بايد شاهد تجربيات تلخی می بودند. سروان رئيسی ميگويد : ما اطلاع داشتيم که در ماه ژانويه ۱۹۸۸ فرانسويها تعدادی نامشخص هواپيمای جديد Mirage F.1 EQ6 به عراق تحويل داده بودندو همچنين از قدرت سلاحهای جديد اين هواپيما که شامل موشکهای پرقدرت Super 530 F-1 ميشد کاملأ آگاه بوديم . برای ما مشخص بود که قدرت ما در خارج از محدوده عمل اين موشکها بالا ميباشد . اما با اين وجود و در کمال ناباوری در تاريخ ۱۹ جولای ۱۹۸۸ خبر ناگواری شوک شديدی به ما وارد آورد . در اينروز ۴ فروند هواپيمای شکاری ميراژ بر فراز آبادان با ۲ فروند اف ـ ۱۴ ما درگير شدند . ميراژها موفق شدند که با پرواز در ارتفاع پايين خود را به تامکتها نزديک ساخته و هر دو تامکت را مورد اصابت قرار دهند . هر ۴ خدمه تامکتها موفق به ترک بموقع هواپيماهای خود شدند . بعد ها طی بررسيهائی مشخص شد که تامکتها بوسيله موشکهای کاملأ جديد Super 530 D ساقط گرديده اند . اين نوع موشک بطور اختصاصی برای هواپيماهای ميراژ ۲۰۰۰ و رادارهای Pulse - Doppler آن طراحی گرديده و از برد زياد و دقت خارق العاده ای برخوردار است . متاسفانه اين اتفاق زمانی رخ داد که ما هرگز فرصتی برای تلافی پيدا نکرديم
باتوجه به کاهش تدريجی موشکهای AIM - 54 وهمچنين مشکلات نگهداری طولانی مدت آنها , از سال ۱۹۸۶ نيروی هوائی ايران به دنبال سلاحی جايگزين جهت نصب بر روی شکاريهای اف ـ ۱۴ خود برآمد . متخصصين ايرانی تلاش خود را بر روی تبديل موشکهای زمين به هوای MIM - 23 B I-Hawk = Improved Hawk به يک موشک هوا به هوا با قابليت حمل و شليک بوسيله هواپيمای تامکت متمرکز نمودند .
http://i2.tinypic.com/outijr.jpg
در اواسط سالهای دهه ۷۰ ميلادی نيروی هوائی اسرائيل با کمک گروهی از متخصصان لهستانی تبار از جمله Pinkus Schepinski و Danuta Laszuk و Avraham Wein تلاش نمود تا موشکهای MIM - 23 را بر روی هواپيماهای F- 4 E خود نصب نموده وقابليت پرتاب آن را بدست آورند . اين پروژه به منظور مقابله با هواپيماهای ميگ ـ ۲۵ که در اختيار کشورهای عربی قرارداشت از اهميت ويژه ای برای اسرائيل برخوردار بود. اما اسرائيل پس از مدتی با تحويل گرفتن جنگنده های پيشرفته اف ـ ۱۵ از ايالات متحده اين پروژه را که تحت عنوان Distant Thunder و يا Distant Reach شناخته ميشد به بايگانی سپرد و از پيگيری آن خودداری کرد . اما نيروی هوائی ايران جايگزينی برای اين پروژه نداشت . بنابر گزارشاتی يک گروه از متخصصان اسرائيلی سفری ۳ ماهه به ايران انجام دادند و قبل از اخراج از ايران نتايج آزمايشات نيروی هوائی اسرائيل را در اختيار متخصصان ايرانی قرار دادند. در اين سالها برای نخستين بار دو فروند هواپيمای اف ـ ۱۴ متعلق به اسکادران ۸۲ با انجام آزمايشاتی عملأ اين پروژه را از روی کاغذ به مرحله عمل رساندند . نتايج آزمايشات اوليه چندان رضايت بخش نبود زيرا تطبيق رادار AWG - 9 با موشک MIM - 23 بشکلی که در ابتدا تصور ميرفت آسان نبود . اما متخصصان ايرانی با تلاشی پيگير در اواسط سالهای دهه ۹۰ اولين موفقيتهای خود را در اين زمينه به ثبت رساندند. موشکهای MIM - 23 که به اين منظور دچار تغييراتی شده اند در نيروی هوائی ايران بنام سجيل يا AIM- 23 C شناخته ميشوند .

تا به امروز هيچ آمار دقيقی از هواپيماهايی که بوسيله اف ـ ۱۴ های ايران سرنگون گرديده منتشر نشده است . در صورتيکه در آينده چنين آماری هم انتشار يابد باز هم نمی توان به صحت و سقم آن اطمينان کامل داشت . عده ای از خلبانان ايرانی بر اين باورند که آمار منتشره از سوی منابع رسمی ايران به خاطر ملاحضات سياسی تا حدود زيادی با واقعيت فاصله دارد . تفاوت اين ارقام بين خلبانان وفادار به رژيم در داخل و همکاران آنان که در خارج از کشور زندگی ميکنند فاحش است .
در سال ۱۹۸۹ کنفرانسی در تهران برپا گشت که هدف از آن تعيين دقيق آمار خسارات نيروی هوائی عراق و عملکرد نيروی هوائی ايران در طول ۸ سال جنگ بود . نتايج اين کنفرانس مشخص ساخت که در طول جنگ ايران و عراق مجموعأ ۷۱ فروند موشک فونيکس از تامکتهای ايرانی شليک و ۱۰ فروند موشک فونيکس همراه با تامکتهای سرنگون شده از بين رفت . همچنين مشخص شد که در ۳۰ نبرد هوائی تامکتها پيروزی را از آن خود نمودند که از اين تعداد ۱۶ تای آن بوسيله موشکهای AIM - 54 يک يا دو پيروزی بوسيله موشک AIM - 7 و مابقی در اثر بکارگيری موشکهای AIM - 9 و يا توپ M - 61 بدست آمد . از سوی ديگر شواهدی موجود است که حکايت از انهدام بيش از ۲۰۰ فروند هواپيمای عراقی بوسيله تامکتها دارد که ۴۰ مورد از آنها بوسيله موشکهای AIM - 54 تحقق يافت .
نيروی هوائی عراق آماری در اين زمينه ندارد . تمام آرشيوهای نيروی هوائی طی حمله به عراق و اشغال آن کشور از سوی نيروهای آمريکايی در سال ۲۰۰۳ ناپديد گرديدند. خلبانان عراقی که در جنگ شرکت فعال داشتند طی خاطرات منتشره خود از تعداد ۸ تا ۲۰ فروند هواپيمای از بين رفته توسط تامکتها سخن رانده اند. در اين بين اطلاعات منتشر شده توسط پنتاگون نيز حکايت از نوعی رفتار خاص آمريکا دارد . با وجوديکه در سالهای ابتدای جنگ تعدادی از مدارک محرمانه جنگ بوسيله پنتاگون منتشر شد , در سالهای بعد اين رويه شکلی کاملأ متفاوت بخود گرفت . بر طبق گزارشات پنتاگون ايرانيان موفق شدند که پيروزيهای قابل توجه ای در سالهای ابتدای جنگ بدست آورند اما بعدها پنتاگون از ارائه هرگونه اطلاعاتی خودداری کرد . با وجود تقاضاهای مکرر نويسندگان اين نوشتار در مورد امکان دسترسی به مدارک پنتاگون در مورد عملکرد تامکتهای ايرانی در طول جنگ ۸ ساله , اين تقاضاها با جواب منفی مقامات مسئول در پنتاگون روبرو گشت و اصولأ آمريکاييها وجود چنين مدارکی را انکار نمودند .
برای خلبانان سابق نيروی هوائی ايران و پرسنلی که همچنان به خدمت مشغولند , آمار تلفات نيروی هوائی عراق نقش فرعی را بازی می کند . سرهنگ جواد ميگويد : زمانی که من هنوز خدمت فعال درنيروی هوائی انجام می دادم بارها موفق به مطالعه گزارشاتی که از سوی عراق و شوروی منتشر شد گرديدم . همچنين بعدها امکان مطالعه نشريات و جرايدی که نظرات صاحب نظران آمريکايی و انگليسی را منعکس ميکردند فراهم شد . در تمام اين گزارشات يک نقطه اشتراک وجود داشت و آن تکيه بر ناتوانی ايران بود . همه آنها تأکيد داشتند که در تمام طول جنگ ايران از حداکثر ۱۵ فروند هواپيمای اف ـ ۱۴ بهره ميبرد . از اين تعداد هم باز چند فروند فاقد رادار AWG - 9 فعال بودند . همچنين از پرسنل ايرانی بعنوان افرادی ناشی و فاقد مهارتهای لازم نام برده شده است . آنان تأکيد دارند که هيچ موشک فونيکسی از تامکتها شليک نگرديده است . در تمام سالهای جنگ بطور مداوم از کمبود لوازم يدکی ودر نتيجه عدم شرکت مستقيم تامکتها در جنگ سخن رانده شد . با جمعبندی نکات بالا خبرنگاران غربی پروژه تامکتها و خريد اين هواپيما از سوی ايران را شکستی بزرگ و گران قيمت برای ايران توصيف کردند که در هيچ مقطعی به کمک ايرانيان نيامد . اما زمانی که من به عزم و اراده قوی پرسنل وطن دوست ايرانی فکر ميکنم و خاطرات آنروزها را مرور ميکنم به نتيجه ای خلاف آن ميرسم . تامکتها با همه مشکلاتی که در راه آماده نگهداشتن آنها وجود داشت خدمتی فعال در ايران انجام دادند . تا جايی که من به خاطر دارم ما در کليه مأموريتها , هواپيماهای شکاری بمب افکن خود را همراهی ميکرديم . در تمام اين سالها حفاظت هوائی از نيروی زمينی خود را به بهترين وجه انجام داديم . وقتی به خاطر مياورم که چندين و چند بار هواپيماهای عراقی تنها به محض آگاهی از حضور تامکتها در آسمان منطقه را ترک ميکردند بدون آنکه ما با آنها کوچکترين برخوردی داشته باشيم و بدون شليک حتی يک گلوله برتری خود را به اثبات ميرسانديم , به اين نتيجه ميرسم که عملکرد ما در جنگ رضايت بخش بود . برای ما مهم نبود که چه تعداد هواپيمای عراقی را سرنگون ميساختيم . مهم اين بود که آنان را از حمله بازداريم . تاريخ هوانوردی اگر بشکلی منصفانه مورد مطالعه قرار گيردمشخص ميگردد که هيچگاه در طول جنگها عملکردی بهتر از ما وجود نداشته است .
امروزه تامکتهای ايرانی همچنان در خدمت فعال ميباشند وآنها ستون فقرات نيروی هوائی ايران در امر دفاع و تفوق هوائی را تشکيل ميدهند . بر طبق گزارشات گوناگون حداقل ۴۴ فروند هواپيمای اف ـ ۱۴ در طی ۴ سال گذشته آماده پرواز گرديده اند . اين هواپيماها به تسليحات مناسب تجهيز و تعميرات و تغييرات اساسی بر روی آنها صورت گرفته است . امروزه طرحی از طرف ايران جهت جايگزينی تامکتها وجود ندارد و مقامات ايرانی در جواب گزارشات متعددی که در نشريات غربی دال بر سفارش هواپيماهای جديد روسی از جمله سوخوی ۲۷ و سوخوی ۳۰ وميگ ۳۱ تنها اظهار بی اطلاعی ميکنند و آنها را شايعاتی بيش نمی پندارند . آنچه امروز مسلم است اينست که گربه های ايرانی حداقل تا چند سال آينده به خدمت فعال خود در ايران ادامه خواهند داد .


به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقیست...............

موشک های ضد تانک

موشک های ضد تانک هدایت شونده اصلی ترین سلاح پیاده نظام ارتش ها برای مقابله با تانکها و ادوات زرهی است. این سلاح ها کوچک ، سبک ، ساده ولی بسیار کارآمد هستند. از دهه 70 میلادی دهها نمونه این موشک ها با سیستم هدایت های مختلف برای ارتش ها بزرگ دنیا ساخته شده و بعضی از آنها در بازار صادراتی بسیار پرطرفدار بوده اند. اکثر این موشکها دارای هدایت سیمی بوده و در راستای دید پرواز می کنند اگرچه از دهه 70 میلادی بعضی از این موشکها با توانایی پرواز بالاتر از خط دید تولید شده اند ( پرواز در بالای خط دید یعنی پرواز موشک بعد از خروج از لانچر در 5/1 تا 2 متر بالاتر از سطح هدف و حمله به آن از فراز هدف).
موشک های هدایت سیمی بسیار ساده و در عین حال ارزان تر از دیگر موشکها هستند از این رو این موشکها بسیار در بین کشورهای دارای مرزهای زمینی زیاد طرفدار دارند. این قبیل موشک های را می توان بر ضد انواع اهداف میدان جنگ مانند تانکها ، نفر برها ، خودروها ، توپها و سنگرها تیر بار استفاده می شود.اولین بار در دهه 40 میلادی در جریان جنگ جهانی دوم در سال 1945 آلمان ها اولین موشک ضد تانک هدایت شونده جهان را با نام X-1 در دهه 50 و 60 موشکهای ضد تانک حمل شونده توسط نفر دچار کم مهری از طرف فرماندهان نظامی قرار گرفتند زیرا آنها معتقد بودند که راکتها غیر هدایت شونده چون بازوکا و یالاو می توانند از پس تانکها بر آیند. با شروع دهه 70 و ورود تانکهای قدرتمند و با زرهای ضخیم تر و پیشرفته این راکت اندازها کارایی خود را تا اندازه ای از دست دادند. را ساختند که با اشغال آلمان هرگز فرصت استفاده در میدان جنگ را پیدا نکرد.
شليك كننده موشك ضد تانك تاو

تانکها می توانستند قبل از اینکه سرباز پیاده با راکت انداز خود به فاصله مورد نظر برای آتش برسد ، او را مورد هدف قرار بدهند و این مسأله در صحرا و دشتهای باز مشکلات بیشتری را فراهم می کرد. در جریان جنگ سال 1973 اعراب و اسرائیل ، این رژیم با بیش از 2200 تانک به مصر حمله برد. در این جنگ موشکهای ضد تانک ارزش عملیاتی خود را ثابت کردند زیرا موشک های ضد تانک AT-3 مالیوتکا تعداد زیادی از تانکهای اسرائیلی را مورد هدف قرار دادند. این اولین آزمون برای موشکهای ضد تانک بود که کارایی خود را نشان دادند.
از این پس ارتش ها دست به توسعه و خرید موشکهای هدایت شونده ضد تانک زدند. بسیاری از ارتشها ترجیح می دهند برای مقابله با تانکها دشمن بجای به خدمت گرفتن تانکها و بالگردها فراوان در کنار آنها موشکهای ضد تانک بیشتری را به خدمت بگیرند ( اگرچه بدون تانک و بالگرد ضد تانک در هیچ جنگی نمی توان در مقابل تانکها پیروز شد ). تانکهای مدرنی چون آبرامز و یا لکرک شاید بتوانند از پس یک تانک T-72 بر بیایند ولی از پس یک سرباز مخفی شده در پشت درختان در حالی که مجهز به یک موشک ضد تانک با برد 2000 تا 4000 متر است به سختی بر می آید. در این مقاله به طور مختصر به موشک های ضد تانک مورد استفاده نیروهای پیاده که در حال تولید هستند می پردازیم. بعضی از این مدلها بر روی نفر برها زرهی و یا تانکهای سبک شناسایی نصب شده و بعضی از روی شانه و تعدادی نیز از روی سه پایه شلیک می شوند. دو مورد اخیر بیشترین استفاده را توسط نیروهای پیاده دارد.


موشك جاولين از توانايي شليك كن فراموش كن برخوردار است.



سیستم هدایت این موشک ها طی 4 دهه گذشته به این صورت تکمیل شده است. در اوایل سالهای دهه 60 میلادی موشکهایی چون AS-10 و 11 ساخت فرانسه و یا موشک کبرا ساخت آمریکا موشکهای هدایت همزمان بودند که کاربر باید موشک را مستقیمآ به وسیله چشم در خط راستا دید نگه داشته تا موشک در یک راستای مستقیم به هدف برخورد کند. این موشکها نیاز زیادی به دقت کار برداشت و یک یا دو درجه خطای دید ، کاربر باعث به خطا رفتن موشک می شود. ولی نسل دوم موشکهای ضد تانک هدایت شونده همچون تاو و یا هات این امکان را به کاربر می داد که تنها با نگه داشتن علامت هدف گیر بر روی هدف ، سایت هدف گیری به طور خودکار با تعقیب گرمایی خروجی موشک ، آن را به طرف هدف به صورت نیم خودکار هدایت کند. امروز نسل سوم این موشکها همچون موشکهای بهسازی شده تاو و FF ، میلان 3 و جاولین از توانایی شلیک کن فراموش استفاده می کنند که بعد از قفل موشک بر روی هدف تمامی کارها از تعقیب گرفته تا اصلاح مسیر موشک به طرف هدف به صورت خودکار انجام می شود. یکی از محبوب ترین روشهای هدایت روش هدایت سیمی نیمه خودکار است که به دلیل سادگی کارکرد و سادگی خود سیستم و همچنین ارزان تمام شدن آن علیرغم نداشتن دقت نسبت به موشکهای هدایت لیزری و یا تلویزیونی چون از کارکرد بسیار بالایی برخوردار است طرفداران زیادی دارد. به جرات می توان گفت که امروزه 80% از موشکهای ضد تانک هدایت شونده موجود در جهان از نوع هدایت سیمی نیمه خودکار می باشد که با وجود گذشت سه تا چهار دهه از توسعه بعضی از این موشکها همچنان با بهسازی گسترده بر روی طرح اولیه بر روی خط تولید قرار دارند. یکی از محبوب ترین موشکهای ضد تانک جهان که بیش از 66000 فروند از آن توسط 44 کشور جهان به خدمت گرفته شده موشک هدایت سیمی BGM71 تاو می باشد که توسط کمپانی ری تاو در سال 1972 تولید شد.
این موشک که از بالگرد نیز پرتاب می شود دارای یک لانچر و یک سه پایه برای پرتاب می باشد.در حال حاضر تنها دو مدل از موشک تاو در حال تولید است که شامل BGM-71F ملقب به TOW2B و BGM-71FF می باشد که البته گفته می شود که برای امور صادراتی مدل BGM-71E ملقب به TOW2A نیز تولید می شود. مدل F و E دارای سر جنگنده دو مرحله پشت سر هم و توانایی پرواز در بالاتر از خط دید و یورش به هدف از بالای سر آن است . برد موثر این دو نمونه 3750 متر می باشد و گفته شده که مدل F از توانای نفوذ در 700 میلیمتر زره برخوردار بوده و دارای یک سر جنگنده به وزن 5/12 کیلوگرم و زمان پرواز 21 ثانیه می باشد.




موشك سامانه موشكي ضد تانك اسپايك LR

قسمتهاي تشكيل دهنده موشك اسپايك LR

پیشرفته ترین نمونه تاو TOWFF می باشد که به جای هدایت سیمی از هدایت تصویر برداری فروسرخ استفاده می کند. این مدل بر خلاف مدلهای دیگر تاو که دارای هدایت نیمه خودکار هستند دارای هدایت تمام خودکار است و نیازی به هدایت کاربر ندارد. البته TOWFF تنها از بالگرد پرتاب می شود و باید در بالگرد مورد نظر نیز تغییراتی حاصل شود. از دیگر موشکهای ضد تانک آمریکایی باید به موشک M-47 دراگن اشاره کرد که اصلیترین موشک ضد تانک هدایت شونده شانه پرتاب ارتش آمریکا در دهه 70 تا 90 تا زمان ورود به خدمت موشک جاولین نام برد که دارای هدایت سیمی است و دارای برد 1000 متر می باشد. این موشک دارای برد کمی نسبت به تاو است که دلیل آن کوچکی و در نهایت سوخت کمتر آن است. البته در عوض این موشک را می توان به راحتی توسط یک نفر حمل کرد که این مورد در مورد تاو صدق نمی کند. وزن کل سیستم دراگن شامل لانچر و موشک کمتر از 18 کیلوگرم است این در حالی است که وزن سیستم پرتاب تاو در مدل F ، 92 کیلوگرم است.در حال حاضر تنها مدل ارتقا یافته دراگن که با نام دراگن 2 شناخته می شود به صورت محدود تولید می شود. این مدل دارای برد بیشتر 1500 متر و توانایی نفوذ در 500 میلیمتر زره را دارد. اگر چه نیروی زمینی ارتش امریکا در حال جایگزینی دراگن با جاولین است ولی سپاه تفنگ داران دریایی همچنان از این سلاح استفاده می کند.موشک جاولین پیشتاز موشکهای ضد تانک هدایت شونده قابل حمل توسط نفر است. این موشک که توسط کمپانی لاکهید مارتین توسعه پیدا کرد از سال 1994 وارد مرحله تولید و از سال 1996 عملیاتی شده است. این موشک بر اساس نیاز نیروی زمینی و سپاه تفنگ داران دریایی آمریکا برای تولید موشک ضد تانک جدید و جایگزین با موشک M47 دراگن توسعه پیدا کرد.این موشک دارای هدایت تصویر به رادار فرو سرخ نصب شده بر دماغه موشک است و دارای توانایی شلیک کن فراموش کن می باشد که در میان موشکهای ضد تانک شانه پرتاب کم نظیر می باشد. این موشک بر روی لانچر پرتاب دارای یک صفحه مانیتور برای هدف گیری موشک به وسیله دوربین فروسرخ نصب شده بر روی دماغه موشک است و یک دسته هدایت برای هدایت همزمان موشک به طرف هدف در صورت نیاز توسط کاربر. کاربر می تواند بعد از شلیک موشک به هدف گیری و آتش به طرف هدف دیگر اقدام نماید و یا حمل را ترک کند. همچنین این موشک را می توان پشت موانع زمینی شلیک و بعد آن را به طرف هدف هدایت کند. این قابلیتهای را تاو و دراگن ندارند. این موشک دارای برد 2000 متر و وزن سر جنگنده 4/8 کیلوگرم است. گفته شده این موشک می تواند در 600 میلیمتر زره نفوذ کرده و 28 کیلوگرم وزن کامل سیستم می باشد. تا کنون 20000 فروند از این موشک تولید شده و به 10 کشور جهان صادر شده است. در اروپا نیز سیستم های مشابه تولید و به خدمت گرفته شده است. از جمله آنها می توان به موشک های هات ، میلان ، بیل ، اریکس ، MBTLAWاشاره کرد.


موشک دراگن در حال شلیک


هات همتای اروپایی تاو می باشد که برای استفاده در بالگردها ضد تانک توسعه پیدا کرد ولی به صورت دراز در نیروهای زرهی نیز مورد استفاده قرار گرفت. موشک هات دارای هدایت مشابه موشک تاو می باشد ولی این موشک دارای سیستم شلیک و حمل توسط نفر نیست و تنها زره پوشها و نفربرها می توانند آن را حمل کنند. موشک بیل پیشروی موشکهای ضد تانک قابل حمل توسط نفر است.این موشک دارای هدایت سیمی و توسط کمپانی ساب سوئد طراحی شده است. بیل قابلیت حمل توسط نفر را داراست و از روی سه پایه شلیک می شود. این موشک در دهه 70 میلادی طراحی شده و باید آن را اولین موشک ضد تانک هدایت شونده اروپایی قابل حمل توسط نفر دانست.
موشک ضد تانک بیل که در سال 1988 مدل بهسازی شده ان با نام بیل 2 توسعه پیدا کرد همچنان در حال تولید است به بیش از 10 کشور جهان فروخته شده است. بیل دارای برد 150 تا 2200 متر می باشد و می تواند زرهی به قطر 900 میلیمتر را دز هم بکوبد که نسبت به رقیبان دیگرش کارایی بهتری دارد.امروزه مدل بیل 2 که تنها مدل تولیدی موشک بیل است از یک سر جنگنده دو مرحله و از توانایی پرواز در بالاتر از خط دید به میزان 5/1 متر برخوردار است که امتیاز بزرگی برای موشکهای ضد تانک است زیرا این موشک ها از بالا بر روی برجک تانک که آسیب پذیرترین قسمت یک تانک است برخوردار می کنند. وزن این سیستم کمی نسبت به جاولین سنگین تر است و وزن کامل با موشک برابر با 57 کیلوگرم است. وزن لانچر با سه پایه 5/31 کیلوگرم می باشد. زمان پرواز این موشک 13 ثانیه است و به دلیل بهره گیری از سیستم فروسرخ از توانایی استفاده در شب برخوردار است. از جمله قابلیت بیل 2 نسبت به مدلهای اولیه توانای انفجار موشک بر فراز هدف است که بیشترین میزان خسارت را به آن می رساند. در صورت تنظیم موشک قبل از برخورد به برجک بر روی آن منفجر شده و موج ویرانگر باعث تخریب زره می شود.


موشک ضد تانک سوءدی بیل 2

موشک ضد تانک میلان نیز از جمله موشک های ضد تانک اروپایی می باشد که با طور گسترده به خدمت گرفته شده است. این موشک که توسط کمپانی دایملر بنز آلمان و داسو فرانسه طراحی شده و در واقع هدف از طرح آن ساخت موشک قابل حمل توسط نفر برای استفاده در کنار موشک بزرگتر هات بود. میلان که از سال 1972 تولید شده است در واقع رقیب اروپایی بیل می باشد. آخرین مدل میلان که هم اکنون در حال تولید است میلان 3 در سال 1996 عرضه شده است. این مدل که از توانایی پرواز در بالاتر از خط دید و انفجار بر فراز هدف برخوردار است در نمونه میلان 3 از یک سایت جلونگر فروسرخ برای انجام عملیات های شبانه و همچنین تعقیب خودکار هدف بهره می گیرد. در مدلهای میلان 1 و 2 این موشک به صورت نیم خودکار هدایت می شود ولی در میلان 3 این موشک بعد از قفل بر روی هدف به صورت خودکار هدف را بصورت هدایت سیمی تعقیب می کند. میلان می تواند اهدافی را در فواصل 400 تا 2000 متر مورد هدف قرار دهد و دارای یک سر جنگنده با 70/2 کیلوگرم است که در مقابل موشک های جاولین با وزن 4/8 کیلوگرم و بیل با 6 کیلوگرم بسیار ناچیز و کم توان است. وزن لانچر موشک 4/16 کیلوگرم و موشک 73/6 کیلوگرم است با این موشک می توان زرهی با قطر 352 میلیمتر را رد هم کوبید.


موشک ضد تانک چند ملیتی میلان


این موشک با وجود سبکی و سادگی عملکرد دارای وزن سر جنگنده کم و توانایی نفوذ بسیار پایین ولی دارای قیمت بسیار ارزانی می باشد از این رو تاکنون در 41 کشور جهان به خدمت گرفته شده است. البته گفته شده که میلان 3 از موشکهایی چون بیل و تاو از دقت بیشتری برخوردار است.
موشک اریکس نیز از جمله موشکهای ضد تانک نوین اروپایی است که توسط آلمان و فرانسه طراحی شده است.اگرچه که این موشک با فاصله دو سال زودتر از جاولین به خدمت گرفته شد ولی نمی توان کارایی آن را با این موشک کارآمد مقایسه کرد و تا حدی این موشک دارای کارایی در حد دراگن آمریکایی متعلق به دهه 70 دانست. اریکس موشکی است با هدایت سیمی که در سال 1994 به مرحله عملیاتی رسیده است و تا کنون در حدود 50000 فروند از آن سفارش شده است و به کشورهای فرانسه ، آلمان ، کانادا ، نروژ ، بلژیک و برزیل تحویل داده شده است. برد این موشک 600 متر است و دارای سرعت 245 متر در ثانیه می باشد. این موشک می تواند زرهی به قطر 900 میلیمتر را بشکافد و از یک سر جنگنده 5/3 کیلوگرمی استفاده می کند. موشک اریکس به روش نیمه خودکار مانند تاو و یا بیل هدایت شده و کاربر باید نشانه گذار سایت را تا زمان برخورد موشک به هدف بر روی آن نگه دارد.



تصویری از موشک اریکس

موشک اریکس اگرچه یک موشک هدایت شونده کارآمد برای درگیری های نزدیک میدان جنگ است و بر خلاف موشک هایی چون میلان و بیل می توان آن را از روی شانه نیز شلیک کرد ولی این موشک را از نظر کارایی باید حتی از موشک ضد تانک دراگن امریکایی نیز در سطح پایین تری به حساب آورد. بر کم و سر جنگنده کوچک از جمله مشخصات پایین تر نسبت به دراگن است. راکت RPG-29 ساخت روسیه که از سال 1991 به مرحله تولید رسیده دارای مشخصات یکسان با اریکس آن هم به عنوان یک راکت است. این راکت از توانایی نفوذ در یک زره 500 میلیمتری و برد 800 متر برخوردار است و وزن لانچر با راکت 8/18 کیلوگرم می باشد. البته اریکس دارای سیستم هدایت است که این مسئله کمی نیست و ارزش عملیاتی آن در میدان جنگ مشخص می شود. اریکس دارای دقت به مراتب بیشتر نسبت به دراگن و یا میلان و دیگر موشکهای هم گروه خود است و کمپانی سازنده می گوید که ضریب برخورد این موشک به هدف 95% می باشد. البته سر جنگنده این موشک علارقم کوچکی قدرت نفوذ خوبی نسبت به دراگن ( 900 میلیمتر در مقابل 500 میلیمتر ) در زره دارد ولی کارایی آن بر ضد اهداف دیگر همچون ساختمان ها کم است. با وجود آن وزن کم این موشک و سادگی کاربر و قدرت خوب نفوذ در زره از دلایل پر طرفدار بودن این موشک است که از این رو آنرا با موشک میلان مقایسه کرد. وزن لانچر پرتاب این موشک با تجهیزات کامل تنها 5/12 کیلوگرم است و در مجموع با موشک و بدون سه پایه 5/17 کیلوگرم وزن دارد. طی دو دهه گذشته کشورهای اروپایی تلاش به ساخت موشک جدید ضد تانک کردند که مافوق صوت و دارای برد بیشتری باشد.
تلاش برای ساخت یک موشک ضد تانک هدایت خودکار در دهه 80 منجر به ساخت تریگات MR در دهه 90 شد. نمونه زمینی پرتاب تریگات که توسط نیروهای پیاده حمل میشود با همکاری دو کشور انگلستان و فرانسه و مشارکت کمپانی دایمر بنز آلمان تکمیل شد ، در واقع نوع تکمیل شده تریگات LR که یک موشک ضد تانک هواپرتاب برای پرتاب از بالگرد های نوین تایگر اروپایی است توسعه داده شد. MR و LR دارای برد کمتر و ابعاد کوچکتری است از این رو این موشک مانند تاو نیست که همان مدل هواپرتاب آنرا می توان از زمین نیز شلیک کرد. این موشک که از سال 2000 در حال تحویل به سه کشور یاد شده است دارای طرفداران زیادی دز کشورهای دیگر است البته این موشک رقیب دیگری در اسراییل با نام اسپایک دارد. تریگات از هدایت لیزری خط دید استفاده می کند و تا برخورد موشک کاربر باید هدف را با نشانه گذار لیزری تعقیب کند ولی هدایت موشک به سمت هدف کاملآ خودکار بوده و به واسطه استفاده از یک سیستم فروسرخ جلو نگر امکان استفاده از این موشک در شب نیز وجود دارد. برد این موشک بین 200 تا 2500 متر می باشد.


موشک هدایت لیزری تریگات MR

تریگات برای جایگزینی موشک میلان که طی 3 دهه به طور گسترده ای توسط آلمان ، فرانسه و انگلستان به کار رفته توسعه پیدا کرد که البته به حق نیز جایگزینی شایسته برای این موشک بود.وزن یک سیستم کامل تریگات به همراه لانچر واحد هدایت حدود 45 کیلوگرم است البته وزن موشک و وزن سر جنگنده همچنان نا معلوم می باشد.موشک با سرعت صوت به هدف خود یورش می برد همچون موشک بیل 2 دارای فیوز مجاورتی برای انفجار موشک بر فراز هدف و توانایی پرواز در بالاتر از خط دید برخوردار است. نمونه هواپرتاب تریگات که همان مدل LR می تواند 1200 میلیمتر در زره نفوذ کند ولی معلوم نیست مدل زمین پرتاب تریگات چقدر قدرت نفوذ دارد. همچنین گفته شده این موشک می تواند اهدافی با سرعت 150 کیلومتر در ساعت را تعقیب و منهدم کند. اسپایدگیل نیز از جمله موشکهای ضد تانک کارآمد ساخت اسرائیل است که توسط کمپانی رافاءل این رژیم طراحی شده. اسپایک مانند جاولین امریکایی از سیستم هدایت تصویر بردار فروسرخ استفاده کرده. اسپایک را باید نزدیک ترین رقیب جاولین به حساب آورد از جمله انکه هر دو این موشکها در رده موشکهای شلیک کن فراموش کن می باشند. این سلاح در چهار مدل که سه مدل ان برای نیروهای پیاده و یک مدل برای بالگرد تولید شده است. اولین مدل این سلاح اسپایک SR نامیده می شود که کوچکترین عضو این خانواده و در عین حال تنها مدل این موشک که می توان آنرا از روی شانه شلیک کرد. این مدل نیز دارای هدایت تلویزیونی است و دارای برد 50 تا 800 متر می باشد. وزن کل سیستم تنها 9 کیلوگرم است که از این رو آن را باید سبک ترین موشک ضد تانک هدایت شونده جهان دانست.


اسپایک MR (گیل)
مدل دیگر برای نیروهای پیاده که از روی سه پایه شلیک می شود ولی البته در موارد خاص قابلیت آتش از روی شانه را نیز دارد. این مدل که دارای دو سر جنگنده پشت سر هم می باشد قابلیت شلیک به صورت قفل شده بر روی هدف و یا هدایت همزمان را دارد . برد این مدل 200 تا 2500 متر است و از این لحاظ این مدل بیشترین شباهت را با جاولین امریکایی دارد. وزن کل سیستم بدون موشک 26 کیلوگرم است و گلوله گذاری مجدد آن 15 ثانیه طول می کشد. نمونه این خانواده اسپایک LR است که مانند دیگر موشکهای این خانواده به روش هدایت تصویر بردار فروسرخ هدایت می شود. این مدل نیز قابلیت حمل توسط نفر را داراست و از روی سه پایه شلیک می شود.LR دارای برد 4000 متر و دارای دو کلاهک جنگی پشت سر هم با رو فیوز مجاورتی و برخوردی می باشد. این مدل هم وزن مدل قبلی است ولی از لانچر بلندتری نسبت به مدل قبل استفاده می کند. گفته شده این مدل دارای قدرت نفوذ در 1200 میلیمتر زره را داراست.
هر سه این مدلها را می توان در حال قفل شده بر روی هدف و یا قفل نشده شلیک کرد. این موشک را می توان مانند جاولین از پشت موانع زمینی به سوی هدف شلیک و بعد آنرا بر روی هدف قفل کرد. روسها نیز در حال حاضر تنها سه نمونه موشک ضد تانک قابل حمل توسط نفر تولید می کنند که شامل نمونه ارتقا یافته موشک ضد تانک مالیوکا با نام مالیوتکای 2 که مجهّز به سیستم های هدایت رادیویی به جای هدایت سیمی و دارای یک سر جنگنده پشت سر هم برای تخریب زره های نوین است. مالیوتکا 9M14 با برد 3000 متر و قدرت نفوذ 520 میلیمتر در مدل C ان یکی از کارآمدترین موشکهای ضد تانک است که کارایی خود را بارها به اثبات رسانده.
دیگر موشک AT-13 میتس که در واقع در خط تولید جایگزین موشک ضد تانک کارآمد AT-7 شد.این موشک ضد تانک از سیستم های هدایت سیمی خط دید استفاده می کند و دارای وزن و ابعاد کوچکی است تا یک نیروی پیاده بتواند به تنهایی از آن استفاده کند. این موشک که دارای برد 1500 متر است می تواند در 950 میلیمتر زره نفوذ کند. AT-13 دارای 5/13 کیلوگرم وزن و لانچر آن نیز 9 کیلوگرم وزن می باشد. AT-13 را مانند پدرش AT-7 از روی سه پایه شلیک می کنند. ولی نوین ترین موشک ضد تانک روسی که در سال 1992 هم زمان با AT-13 ارائه شد موشک سنگین تر و دوربرد تر AT-14 کرنت که ان هم توسط KBP در روسیه ارائه شد و نزدیکترین رقیب شرقی تریگات MR می باشد. این مدل دارای یک هدایت لیزری تصویر بردار فروسرخ خط دید نیمه خودکار و توانایی انجام عملیات در شب را دارد. AT-14 دارای برد 6 کیلومتر از این رو دوربردترین موشک ضد تانک حمل شونده توسط فرد می باشد. در جریان اشغال نظامی عراق چند دستگاه تانک پیشرفته M1 آبرامز با آتش این موشک منهدم شد. ار آنجایی که این موشک در اختیار ارتش عراق از طرف سوریه بود آمریکا مدعی است که این موشکها از طرف دولت سوریه که روابط خوبی نیز با رژیم سابق بغداد داشت در اختیار این کشور قرار گرفته است. این مسئله به میزان زیادی باید درست باشد زیرا ارتش سوریه در اواخر دهه 90 تعداد زیادی از این موشک را از روسیه تحویل گرفته بود. در کشور ما ایران نیز موشک های ضد تانک به دست متخصصان وزارت دفاع تولید می شود. از جمله این موشکها را می توان به موشکهای ضد تانک توفان 1 و 2 که در واقع همان موشک تاو آمریکا است که در زمان رژیم معدوم گذشته تحویل ایران شده ولی امروزه در کشورمان به تولید رسیده است.
توفان هم از نظر کارایی مشابه BGM-71A تاو می باشد که گفته شده می تواند در 400 تا 400 میلیمتر زره نفوذ کند. برد این مدل 3750 متر است که در این صورت نسبت به مدل BGM-71A ساخت امریکا 750 متر بیشتر است. توفان 2 نیز مدل ارتقا یافته توفان 1 با دو سر جنگنده پشت سر هم که می تواند در زرهی به قطر 650 تا 760 میلیمتر نفوذ کند. این دو نمونه موشک توسط نیروهای پیاده ارتش و بالگرد های ضد تانک کبرای هوانیروز قهرمان شلیک می شود.
این مدل از توفان دو را می توان با موشک BGM-71E تاو آمریکایی مقایسه کرد. همچنین سیستم هدایت موشک تاو MGS2 (سایت هدایت) نیز در کشورمان تولید و در ارتش مورد بهره برداری قرار گرفته است. موشک رعد نیز از جمله محصولات ضد تانک تولیدی در میهن عزیزمان است که در واقع نمونه مهندسی معکوس AT-3 مالیوتکا می باشد. گفته می شود این موشک از یک سر جنگنده پشت سر هم می باشد و از الگوی پرواز بهینه سازی شده و زمان پرواز بیشتری برخوردار است. موشک ضد تانک صاعقه نیز از جمله موشکهای ضد تانک تولید داخل است که شباهت زیادی از نظر کارایی به موشک دراگن آمریکایی دارد و گفته شده دارای برد 1000 متر و از توانایی نفوذ در 500 میلیمتر زره و نمونه صاعقه 2 در 650 میلیمتر زره را دارد.


موشک ضد تانک مالیوتکاAT-3

همچنین طی چند سال گذشته ایران دست به ساخت نمونه بومی موشک ضد تانک روسی AT-7 اسپندرل در ایران زده که گفته شده این موشک دارای برد و سر جنگنده بهینه شده می باشد. همچنین نشریه جینز ( متعلق به سازمان تحقیقاتی دفاعی جینز در انگلستان ) می گوید که ایران در حال توسعه انواع موشکهای ضد تانک لیزری و هدایت سیمی با نامهای تندر ، توسن و حافظ می باشد. موشکهای رعد ، توفان ، AT-5 اسپندرل ( که در ایران M113 نامیده می شود) در نمایشگاه دستاوردهای انقلاب اسلامی ( سال 1377 در تهران ) به نمایش گذاشته شده است.

منبع:انجمن هوا فضا

مشخصات فنی میگ-25 در یک نگاه

مشخصات فنی میگ-25 در یک نگاه:

پیشرانه: دو موتور  Tumansky R-15B-300 afterburning turbojets

سازنده: Mikoyan-Gurevich

خدمه: یک نفر

حداکثر سرعت: 2.83ماخ

طول: 19.75 متر

فاصله ی دوسر بال: 14.01 متر

ارتفاع: 6.1 متر

سقف پروازی: 24400 متر

برد پرواز: 1730 کیلومتر

F-14های ایران

/**/

F-14های ایران

شکارچی شکار شد

با وجود هدف قرار گرفتن و نابودی دو فروند میراژ، جنگنده های F1EQ نیروی هوایی عراق دوباره با قدرت به صحنه نبرد بازگشته و در روز 26 بهمن، دو حمله به پایانه نفتی جزیره ((سیری)) صورت دادند. با اینکه پرواز این جنگنده ها توسط ناوهای هواپیمابر نیروی دریایی ایالات متحده تحت پوشش قرار گرفته و همچنین آنها بهره گیری از سامانه RWR فوق پیشرفته خود را آغاز کردند، با ورود تنها یک فروند F-14A گردان 81 شکاری، این حلقه محافظتی در هم شکسته شد و یکی از میراژها از فاصله ای بسیار دور اسیر چنگال موشک فینیکس گردید و در آسمان متلاشی شد.

سرگرد خلبان ((رهنورد)) یکی از خلبانان افسانه ای تامکت های نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بود که پیروزیهای متعددی در نبردهای سنگین بهمن ماه 1366 به دست آورد. وی که پرواز با جنگنده های F-4 و F-5 را در کارنامه خود داشت، پیش از همه، خلبان کارکشته فانتوم بود. این خلبان که در میان همرزمانش در مهارت پرواز شهرت داشت، هرگز نتوانست به مقام ((تکخال)) دست پیدا کند، اما با توجه به توفیق ها و رشادتهایش، نیروی هوایی وی را به کسب لقب ((تاپ گان)) مفتخر کرد. او در واقع نه تنها به خاطر پیروزیهای هوا به هوایش مورد احترام بلکه شجاعت و دلاوریش در رویارویی با دشمن نیز زبانزد همکاران بود.

در صبح روز27 بهمن 1366، این خلبان به تنهایی مأموریت گشت رزمی را توسط یک فروند F-14A به عهده داشت. جنگنده در حالی که در 23 کیلومتری غرب جزیره سیری مشغول گشت بود، خلبان کابین عقب اطلاع داد که چهار فروند جنگنده عراقی دقیقاً به سمت آنها در حرکت هستند. مهاجمان که به دو دسته دو فروندی تقسیم شده بودند از دو جهت به تامکت نزدیک می شدند. رهنورد بلافاصله متوجه شد جنگنده های مزبور می خواهند از تاکتیک استانداردی که بارها برای از بین بردن تامکت های نیروی هوایی به کار بسته بودند سود ببرند. وی با استفاده از ابزارهای قوی تری که F-14A در مقابل رقبا در اختیارش قرار داده بود، در شروع بازی پیشدستی کرده و یک تیر موشک اسپارو به سمت متجاوزان شلیک کرد، متأسفانه باز هم موشک دچار نقص فنی شده و نتوانست به هدف چنگ بیندازد.

خلبان تامکت ما ریسک نکرد و با توجه به این که شاید AIM-7های دیگر نیز دچار نقص باشند، موشکهای حرارتی را وارد معرکه کرد. وی با تاکتیک هوشمندانه ای، قدرت TF-30 را مورد بهره برداری قرار داد، صعود قدرتمندانه ای کرد و با استفاده از تابش نور خورشید- به طوری که دشمن را ناتوان از شناسایی چشمی خود کرد- شیرجه ای زده و پشت سر دو فروند نزدیک به خود قرار گرفت. بلافاصله سایدوایندری را درگیر کرده و گازهای خروجی موتورهای یکی از میراژها را بلای جانش کرد. متلاشی شدن توپ آتشین فرانسوی در آسمان صحنه ای دیدنی بود.

با وجود انهدام یکی از میراژها، خلبانان عراقی توانستند تامکت را از محدوده گشتزنی و محافظت از جزیره خارک بیرون بیاورند. دسته دو فروندی باقیمانده با استفاده از فرصت به دست آمده وارد فضای دفاع ضد هوایی نیروی هوایی در اطراف جزیره شدند. تامکت با توجه به اینکه دیگر سوخت آنچنانی برایش باقی نمانده بود به سمت شمال گردش کرده و به KC707 که انتظارش را می کشید پیوست. هنوز 3تیر موشک حرارتی باقیمانده بود و خلبان تامکت تصمیم داشت تا نهایت استفاده از آنها ببرد.

با رسیدن میراژها به خارک، این جنگنده ها در یک مسیر مستقیم وارد فضای پوشش پدافند شدند، ولی در ثانیه های نخست تجاوز، رهبر دسته توسط یک تیر موشک زمین به هوای MIM-23B به درک واصل شد. میراژ 2 بی توجه به از دست دادن رفیق، راه خود را ادامه داد و هدف را با دقت بالایی بمباران کرد. سپس بلافاصله گردش تندی کرد و راه خانه را در پیش گرفت. در این لحظه، رهنورد که تا حدودی دیر به صحنه کارزار پا گذاشته بود، با سرعت بالا و ارتفاع پایین از سمت شمال به میراژ نگون بخت رسید. دو شکارچی دوباره با هم سرشاخ شدند. تامکت بلافاصله صعود و گردشی کرد و یک AIM-9P را روانه دم هواپیمای عراقی نمود. خلبان تامکت برای لحظه ای از به هدف رسیدن موشک مأیوس شد و دید سایدوایندر شلیک شده راهی دریاست! اما این خطای دید وی بود؛ موشک مزبور دم میراژ متجاوز را متلاشی کرده بود و به نظر می رسید برای ملاقات جلبکهای کف آبهای خلیج همیشه فارس همین کافی باشد!!! با تحمیل این تلفات به نیروی هوایی عراق، بعثی ها تا 9 روز دیگر حتی اطراف خارک هم آفتابی نشدند.

در ساعت 18:55 عصر روز ششم اسفند، یک فروند F-14A که مشغول گشتزنی بر فراز مراکز راهبردی کشور در خلیج فارس بود، یک فروند بمب افکن زیان B-6D  (گونه چینی بمب افکن Tu-16 روسیه) را لحظاتی پس از شلیک یک تیر موشک ضد کشتی C601 به سمت یک ناو جنگی نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران رهگیری کرد. خلبان بلافاصله دو تیر موشک AIM-54A را به سمت اهداف خود شلیک نمود. هر دو فینیکس به ثمر نشسته، بمب افکن B-6D و موشک C601 را ناکام در آسمان متلاشی کردند.

بهمن ماه 1366یکی از ماههای پربار برای گردان 81 شکاری بود. خلبانان این گردان 5 پیروزی تثبیت شده و دو پیروزی احتمالی، ضد جنگنده های F1EQ-5/6 به اضافه انهدام یک فروند بمب افکن B-6D را در کارنامه خود ثبت کردند. درباره دو پیروزی احتمالی گفتنی است این پیروزیها در نخستین نبرد هوایی که گردان 81 شکاری نخستین F-14 خود را از دست داد، حاصل شدند. در این نبرد یکی از تکخال های نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی، سرگرد خلبان ((جلیل زندی)) نبرد بسیار سنگینی با 8 جنگنده میراژ عراقی آغاز کرد و دو تیر موشک سایدوایندر به سمت آنها شلیک نمود.

شکارچی، شکار می شود!

با توجه به حجم فوق العاده درگیری، خلبانان تامکت فرصت ردیابی موشکهای خود را نکردند. متأسفانه در این درگیری ناجوانمردانه، F-14 سرگرد زندی هدف چندین تیر موشک R550 و یک تیر موشک سوپر 530D قرار گرفت، اما خلبان زبردست ما لاشه عقاب را از دست کفتارها بیرون کشید و با یک موتور صدمه دیده راه بازگشت را پیش گرفت. ولی تنها موتور باقیمانده دیگر یارای همراهی هواپیما را نداشت و با کمال تأسف، خلبانان ما مجبور شدند خروج اضطراری کرده و تامکت را به آغوش آبهای نیلگون خلیج همیشه فارس راهنمایی کنند.

این آخرین مأموریت جنگی سرگرد خلبان زندی بود که تا آن تاریخ با 9 پیروزی تثبیت شده و 3 پیروزی احتمالی، لقب پرافتخارترین خلبان F-14 را به خود اختصاص داد. امیر سرتیپ خلبان زندی که پیش از پیروزی شکوهمند اسلامی از خلبانان با تجربه تامکت بود، پس از انقلاب نیز سابقه درخشانی با F-14 از خود به جای گذاشت. وی در سال 1370 با درجه سرتیپی بازنشسته شد و متأسفانه پس از مدت کوتاهی، به علت ناراحتی قلبی به دیار باقی پرواز نمود. روحش شاد و یادش گرامی