mig29

معرفی هواپيماي ميگ-29 Image نمایي كلي از هواپيماي ميگ29 : هواپيماي ميگ 29 (نامگذاری ناتو: فالكرومFulcrum ) با هدف ايجاد برتري هوايی توسط اتحاد جماهیر شوروی طراحی و ساخته شد . طراحي و ساخت اين هواپيما توسط شركت ميكويان از سال1970 آغاز و اولين فروند از اين هواپيما در سال1983 وارد خدمت شد . هواپيماي ميگ 29 از بهترين محصولات صادراتي براي شوروي در زمان خود و براي روسيه در حال حاضر بوده و توانسته سود قابل توجهي را نصيب سازندگان خود كند . Image تاریخچه ي هواپيماي ميگ29 : برنامه ي ساخت هواپيماي ميگ 29 به سال1969 بازمیگردد و در آن زمان شوروی برنامه FX ایالات متحده را زیر نظر داشت و برنامه ي FX كه به ساخت هواپيماي اف15 ( F-15 EAGLE) منجر گرديد دليل تصميم شوروي براي طراحي و ساخت هواپيما ميگ 29 بود و درك كردن اين موضوع از سوي شوروي بود كه هواپیماهای جديد ساخت آمريكا تا حد قابل توجهي داراي برتري نسبت به هواپيماهاي شوروي هستند و از تکنولوژی پيشرفته تري نسبت به اين كشور برخوردار هستند . هواپيماي ميگ 21(MiG-21 Fishbed) با وجود چالاكي زياد و قدرت مانور خوب خود در طول روز در شب قادر به انجام ماموریت نبود و از كم بودن برد عملياتي خود و عدم توانايي استفاده از جنگ افزارهاي گوناگون در حد قابل ملاحظه اي رنج میبرد . هواپيماي ميگ23 (MiG-23 Flogger) كه با هدف مقابله با هواپيماي اف4 فانتوم (F-4 Phantom II) طراحي و ساخته شده بود با وجود سرعت و برد عملياتي مناسب و داشتن فضاي كافي براي حمل سوخت و جنگ افزارهاي مختلف ولي از قدرت مانور كمي دارد و در نبردهاي داگفايت تا حد زيادي ناموفق نشان ميداد در اين شرايط شوروي به وجود يه يك هواپیما كه ضمن داشتن چالاكي و قدرت مانور خوب داراي برد عملياتي كافي و امكان استفاده از جنگ افزارهای گوناگون در حد خوبي را داشته باشد احساس ميكرد و در كنار اين موارد اين هواپيما بايد از سیستمهای پیشرفته اي براي رقابت با هواپیماهای ساخت امريكا هم استفاده ميكرد.در واكنش به اين نياز ستاد فرماندهي شوروي درخواست ساخت هواپيما پشرفته تاكتيكي را ارائه داد و اين درخواست را در طرح PFI (Perspektivnyi Frontovoi Istrebitel ) كه مخفف هواپيماي پيشرفته تاكتيكي به زبان روسي است را ارائه داد . مشخصات خواسته براي اين طرح از سوي شوروي تا حد زيادي افراطي و جاه طلبانه بود هواپيماي مورد درخواست آنان بايد برد عملياتي زياد / داراي قابليت خوب براي نبردهاي نزديك / چالاكي و مانور عالي / داراي حداقل سرعت2 ماخ / داراي قابليت حمل تسليحات سنگين / به همراه استفاده از آيروديناميك پيشرفته كه اين مورد آخر توسط موسسه آيروديناميك روسيه به همراهي شركت سوخو در حال انجام مراحل تحيقياتي بود . (طرح آيروديناميك مورد نظر شوروي توسط موسسه آيروديناميك روسيه و شركت سوخو در حال انجام مراحل تحقيقاتي بود و شركت ميكويان از نتايج اين تحقيقات در ساخت هواپيماي ميگ29 استفاده كرد). در سال1971 شوروي اعلام كرد طرح هواپيماي PFI يا همان هواپيماي پيشرفته تاكتيكي پر هزينه است و با قابليت برآورده نمودن نيازهاي آمريكا براي ساخت هواپيماي جنگنده سبك وزن به مانند اف16 (F-16 Fighting Falcon) و اف17(YF-17 Cobra) بود و شوروي دو طرح جديد با نامهاي LPFI و TPFI براي ساخت ارائه داد طرحLPFIساخت يك هواپيماي تاكيكي پيشرفته سبك وزن و طرح TPFI ساخت يك هواپيماي تاكتيكي سنگين وزن بود و تفاوت طرح PFI ابتدايي شوروي و طرح دوم PFI در تخصصي تر شدن آن است . طرح كلي PFI هواپيماي پيشرفته تاكتيكي اوليه به دو طرح تخصصي تر تبديل شد كه در هر كدام به روي بعضي از مشخصات بيشتر از ساير مشخصات با توجه به هدف ساخت و نوع ماموريت تاكيد شده بود . طرح هواپيماي تاكتيكي پيشرفته سبك وزن يا همان LPFI به شركت ميكويان سپرده شد و سرانجام به ساخت هواپيماي ميگ29 منجر شد و طرح هواپيماي پيشرفته تاكتيكي سنگين وزن و يا همان TPFI براي مقابله با هواپيماي اف15 به شركت سوخو سپرده شد كه اين طرح نيز با ساختن هواپيماي سوخو 27 به پايان رسيد . طراحي هواپيماي LPFI با مشخصات جديد در سال1974 شروع گرديد و به ساخت هواپيماي ميگ29 اي MiG-29A)) منجر گرديد اولين پرواز اين هواپيما در 6 اكتبر 1977 صورت گرفت .هواپيماي ميگ29 تنها يك ماه بعد از اولين پرواز خود در نوامبر 1977 ازسوي ماهوارهاي جاسوسي آمريكا مورد شناسايي قرار گرفت اين هواپيما هنگامي كه در مركز آزمايش پرواز ژوكوفسكي(Zhukovsky) در نزديكي شهرك رامنسكوي(Ramenskoye) حضور داشت مورد شناسايي قرار گرفت و ايالات متحده هواپيمايي با مشخصات شبيه به هواپيماي اف17(YF-17 Cobra) مشاهده كرد . ميگ25بي(MiG-29B) با تاخيري كه به دليل حادثه در دو نمونه اوليه ميگ29 اي(MiG-29A) بدليل ايراد در موتورها بود در ژوئن سال1983 وارد خدمت شد و ناتو هواپيماي ميگ29 بي (MiG-29B) را فالكروم اي(Fulcrum-A) نامگذاری كرد. به طور منطقي بايد ميگ 29 A بايد فالكروم اي(Fulcrum-A) ناميده ميشد ولي بدليل آنكه تا قبل از آن ناتو ميگ29 A (MiG-29A) را مشاهده نكرده بود ميگ29بي را نمونه ابتدايي ميگ فرض كرد و فالكروم اي(Fulcrum-A) نامگذاری كرد هواپيماي ميگ29 يا همان (Fulcrum-A) در مجموع به تعداد 840 فروند توليد شد .اولين باري كه هواپيماي ميگ 29 به در غرب به نمايش عمومي درآمد در جولاي 1986 در فنلاند بود و بعد از آن در سپتامبر 1988 در نمايشگاه هوايي فارنبورو (Farnborough Air Show) در بريتانيا بود و غربيها تحت تاثير قدرت زياد و چالاكي اين هواپيما قرار گرفتند . ميگ 29 در زمان شوروي مورد توجه اين شوروي قرار داشتند اما بعد از شوروي با وجود مجهز شدن به سيستمهاي آيونيكي پيشرفته و چند منظوره بودن و قابليت حمل مخازن سوخت خارجی و امکانات گسترده ديگر مورد توجه روسيه قرار نگرفتند كه اين به دليل سياست نامناسب مسئولان شركت ميكويان نسبت به شركت سوخو در شناخت خواست و تمايل مسئولان روسيه است با اين وجود مسئولان شركت ميكويان با گسترش اين هواپيما سعي در صادرات آن به خارج از كشور را دارند البته به نقل از منابع غير رسمي دستيابي غرب به اطلاعات هواپيماي ميگ29 از دلايل مهم اين تصميم از جانب مقامات روسيه است . اين هواپيما تاكنون به كشورهايي شامل : الجزاير /بنگلادش/بلغارستان/كوبا/چك /اتيوپي/اريتره/آلمانشرقي/مجارستان/عراق/ايران/هند/مالزي/برمه/ پرو/لهستان/روماني/صربستان/اسلواكي/سوريه و يمن فروخته شده است اين كشورها به همراه اقمار سابق شوروي به مانند بلاروس/قزاقستان/مولداوي/تركمنستان/اكراين و ازبكستان از استفاده كنندگان از اين هواپيما هستند . هواپيماي ميگ 29 در حال حاضر تحت پروژه های مختلف توسعه و بهينه سازي قرار دارد و آخرين نمونه هاي اين هواپيما ميگ29 اس ام تي (MiG-29) و ميگ29ام 2(MiG-29 M2) هستند .نمونه جديد ناو نشين هواپيماي با نام ميگ29 كي(MIG-29K) براي استفاده در نيروي دريايي هند كه به تازگي ناوهواپيمابر درياسالار گورشكوف را از روسيه خريداري كرده در حال توليد است . سوابق نبرد هواپيماي ميگ29: Image اين هواپيما به وسيله خلبانان عراقي در جنگ1991 خليج فارس و پيش آن نيز در جنگ اين كشور با ايران حضور داشت و بعد از آن از سوي صربستان به عنوان بزرگترین دارنده اين هواپيما در بلوك شرق در برابر انبوهي از جنگندهاي غربی از نظر تعداد و نوع قرار گرفته است و در جنگ ميان دو كشور اريتره و اتيوپي از سوي اريتره در برابر هواپيماهاي سوخو27 اتيوپي مورد استفاده قرار گرفت و در همه آنان يك شكست خورده بزرگ بوده چه در برابر هواپيماهاي غربي و چه در برابر هواپيماي سوخو27 و كارنامه موفقي از خود به جاي نگذاشت اما اين امر نه به دليل ضعف اين هواپيما بلكه بيشتر به دلايل خارجي به مانند استفاده كنندگان اين هواپيما و كيفيت هاي پايين نمونه صادراتي نسبت به نمونه اصلي بوده است كه باعث شده اين هواپيما ناموفق و غير قابل اعتماد جلوه كند . هواپيماهاي تحت اختيار عراق در جنگ اول خليج فارس در برابر هواپيماهاي ايالات متحده و متحدانش كه با تعداد زياد و پشتيباني مناسب هوايي آسمان را در اختيار خود قرار داشتند نتواستند كاري از پيش برند و در حقيقت فرصتي براي اينكه خود را نشان دهند بدست نياوردند ودر جنگ دوم خليج فارس نيز هواپيماهاي ميگ29 عراق حتي از زمين نيز برنخواستند . فالكرومهاي عراق در جنگ با ايران نيز بيشتر با استفاده بمبهاي غير هدايت شونده و راكتها در نقش يك بمب افكن ظاهر شدند تا يك جنگنده براي انجام ماموریت تخصصي خود باشند. هواپيماهاي تحت اختيار صربستان نيز با تكنولوژي و سلاحهاي مربوط به 15 سال قبل و مربوط به زمان جنگ سرد و شوروي سابق در برابر كه هيچگونه بهينه سازي نشده بودند و از كمبود قطعات يدكي رنج ميبردند در برابر انبوه جنگدهاي متعلق به ناتو كه در بهترين شرايط به سر ميبردند كاري از پيش نبردند . اين هواپيما در جنگ افغانستان در مقابل هواپيماهاي22 افغانستان و و در نبرد كارگيل كشمير از سوي هندوستان هم مورد استفاده قرار گرفته و در چند نبرد كوچك ديگر هم شركت داشته است . مشخصات عمومي هواپيماي ميگ29: به دليل طرحهاي بسياري كه براي گسترش و بهينه سازي هواپيماي ميگ 29 بروي اين هواپيما صورت گرفته هواپيماي ميگ 29 فعلي با نمونه اصلي كه در قالب طرح LPFI توليد شد متفاوت است ميگ29 در حال حاضر از سيستم آيروديناميكي شبيه هواپيماي سوخو27 استفاده ميكند اگر چه داراي تفاوتهاي مشخص با سيتستم آيروديناميكي سوخو27 ميباشد . در ساختمان ميگ29 از آلومينيوم تا حد زيادي استفاده شده و در بعضي از نقاط نيز از تركيبات کامپوزیت نيز بهره گيري شده است . بالهاي اين هواپيما در بالاترين نقطه بدنه و بصورت يكپارچه و با زاويه 40 درجه به بدنه متصل هستند و دو بال افقي نيز در جوانب خروجي موتور هواپيما رو به بیرون نصب قرار گرفته اند . در هواپيماي ميگ29 از دو موتور توربوفن كليوف آر دي33 با پس سوز(Klimov RD-33) استفاده ميشود .ظرفيت مخازن سوخت داخلي ميگ29 بي (MiG-29B) تنها 3200 كيلوگرم است كه اين ظرفيت كم باعث شده است تا برد عملياتي اين هواپيما محدود باشد البته اين هواپيما ميتواند از تانكرهاي خارجي نيز استفاده كند Image در نمونه هاي جديدتر ميگ29 از فضاي ميان بالها و بدنه و ساير فضاها نيز براي حمل سوخت بيشتر استفاده شده است و تمام نمونه هاي ميگ29 داراي توانايي سوختگيري در آسمان هستند كه اين امر به گسترش محدوده عملياتي و افزوده شدن به كارايي اين هواپيما كمك مينمايد نمونه هاي جديد ميگ29 ساختار آنان بهينه سازي شده و به ساختار (Fatback) تغيير يافته است اين ساختار با استفاده از فضاي داخلي و گسترش آن امكان افزودن به ظرفيت مخازن داخلي فراهم ميكند كه به صورت واضح در برامدگي كوهان مانند پشت هواپيما قابل ديدن است . Image براي كنترل ميگ29 از كنترل هيدروليك استفاده ميشود اين سیستم هيدروليك شبيه سيستم هيدروليك سوخو27 (fly-by-wire) نيست اما اين هواپيما بسيار چالاك و از قدرت مانور خوب و پايداراي مناسبي برخوردار است و خلبان در هنگام چرخش به اطراف ميتواند به خوبي هواپيما را كنترل كند با توجه به اين عوامل و ساختار اين هواپيما هواپيماي ميگ29 ميتواند فشاري معدل9 جي را تحمل كند. به وسيله سيستمهاي كنترل نرم افزاري موجود هواپيما خلبان را از انجام حركاتي كه فشاري بيشتر از حد استاندارد باز ميدارد كه اين سيستم ميتواند توسط خلبان غير فعال شود . كابين خلبان در نمونه هاي عادي داراي صفحه نمايشگر HUD هستند و فاقد HOTAS هستند و به طور كلي آنالوگ هستند بنابراين وسايل عقربه اي فراواني در ان به چشم ميخورد و نكته اي كه در اولين نگاه به كاكپيت ميگ29 جلب توجه ميكند اين است كه اين كاكپيت بسيار شبيه به كابين خلبان هواپيماي ميگ23 است كه قابليت تغيير كاكپيت و سفارشي نمودن آن به سادگي ممکن است و به طور كلي نمونه هاي ابتدايي ميگ29 از نظر تكنولو‍ژي برتري چنداني نسبت به ساير هواپيماي ساخت شوروي ندارد . در نمونه هاي ارتقا يافته شده ميگ29 كاكپيتهاي شيشه اي به همراه صفحه پيشرفته نمايشگر CRT چندمنظوره و HOTAS به اين هواپيما افزوده شده است و از صندلي پران Zvezda K-36D كه داراي كارايي خوبي است در كاكپيت ميگ29 استفاده ميشود . Image در نمونه هاي ابتدايي ميگ29 از سيستم رادار تهاجمي فازترون آر ال پي كي(Phazotron RLPK-29 ) كه شامل رادار پالس داپلر N-019 ( نامگزاري ناتو: S-29 Slot Back ) است كه قابلیت نگاه به پايين و شليك به هدف را دارا است و در كنار آنها كامپيوتر ديجيتال Ts100.02-02 نيز وجود دارد . نمونه اصلي رادار N-019A كه با هدف مقابله با نمونه هاي غربي طراحي شده بود و اميد بسياري بدان ميرفت ولي نتوانست اين خواسته شوروي را براورده كند و باعث ناميدي شد . اين رادار داراي اشكالات جدي در زمينه كارايي در(BVR) در محدوده خارج از ديد (beyond-visual-range) است اين رادار براي رهگيري هدف يا همان تراك كردن (Track) اهدافي به اندازه يك جنگده تا شعاع 70 و در اندازه يك بمب افكن تا شعاع 90 كيلومتر بيشتر توانايي ندارد و براي اهداف كوچكتر و يا اهداف از پشت سر اين مقدار به35 كيلومتر كاهش ميابد . رادار N-019A توانايي شناسايي 10 هدف را در محدوده عملياتي خود در اختیار دارد اما تنها قادر به هدف قرار دادن بيش از يك هدف به وسيله موشك هاي هدايت شونده خود نيست از نقاط ضعف ديگر اين رادار در سيستم پردازش سيگنال آن است كه در شناسايي اهداف زميني و يا اهدافي كه ارتفاع كم هستند و در برابر اهداف بسيار يا اشباع هدف داراي ضعف است و استعداد خوبي براي جيمينگ شدن در برابر جنگ الكترونيك دارد و به سادگي از كار مي افتد . اين مشكلات باعث شده هواپيماي ميگ29 قادربه استفاده موثر از موشك هاي جديد هدايت شونده دوربرد آر27(R-27) در حداكثر برد عملياتي آنان نباشد اين اطلاعات در پي تباني و خيانت طراح وسازنده رادار فازترون آدولف تولكاچف(Adolf Tolkachev) و افشاي اين اسرار در سال1985 به سازمان CIA بدست امده بود . در پي ضعف زياد رادار(N-019A) شوروي با شتاب تصميم به اصلاح نمودن آن گرفت و براي رفع اين نواقص اقدام به بهينه و به روز رساني اين رادار كرد و نمونه ساخته شده توپاز (N-019M Topaz) نامگزاري شد و در هواپيماهاي ميگ29 اس (MiG-29S) مورد استفاده قرار گرفت اما اين اصلاح نيز مقامات شوروي را راضي نكرد و آنها خواستار ارتقا دوباره اين رادار و گسترش بيشتر قابليتهاي آن شدند و جديدترين نمونه ساخته شده رادار ژوك (N-010 Zhuk-M) بود كه برد عملياتي آن گسترش يافته بود كه از نظر ظاهري نيز تغييراتي نسبت به نمونه پيشين در آن اعمال شده بود كه شامل آنتن گيرنده مسطح بود و از پردازشگرهاي قدرتمند و مطمئن با قابلیتهای چند منظوره نيز بهره ميبرد و استعداد استفاده از موشكهاي هوا به هواي RW-AE ( نامگزاري ناتو: AA-12 Adder ) براي هواپيماي ميگ29 را فراهم ميكند . در نمونه جديدتر ميگ29 از S-31E2 KOLS كه يك مسافت ياب ليزري و(IRST) جستجو گير مادون قرمز است (infrared search and track) مدل (S-31E2 KOLS) كه بصورت چشم كروي در جلوي كاناپه خلبان نصب شده نيز بهره گرفته شده اين سيستم (IRST) ميتواند مستقل از رادار عمل كند و از دقت زيادي نيز برخوردار است . جنگ افزار موجود در ميگ29 شامل يك توپ 30 ميلي متري (GSh-30-1) نصب شده در كنار بالها و در نزديكي بدنه است و با خشاب 149 تير است كه در نمونه هاي جديدتر به 100 تير كاسته شده نمونه اصلي هواپيماي ميگ29 در حالت استفاده از تمام ظرفيت مخزن سوخت خود توانايي استفاده از توپ خود را نداشتند اما در نمونه هاي جديدتر اين مشكل تصحيح شد . سه جايگاه حمل سلاح در زير بالهاي هواپيماي ميگ29 وجود دارد و در مجموع 6 جايگاه در زير بالها وجود كه در نمونه مختلف امكان افزودن 2 جايگاه ديگر ودر مجموع 8 جايگاه وجود دارد ميتوان در فضاي مابين دو موتور اين هواپيما به جاي مخزن سوخت 1500 ليتري از يك موشك هوا به هواي ميانبرد آر 27(AA-10 ALAMO) و يا بمبهاي غير هدايت شونده و راكتها استفاده كرد و ظاهرا امكان استفاده از اين فضا براي حمل و استفاده از سلاحهاي گوناگون براي استفاده در نبردهاي هوايي وجود ندارد برخلاف هواپيماهايي مانند ميگ31 كه از اين فضا بيشترين بهره را گرفته اند . تعدادي از هواپيماي ميگ29 شوروي امكان حمل يك موشك هسته اي را دارا هستند . بيشتر نمونه هاي اين هواپيما امكان استفاده از موشك آر 73 (AA-11 ARCHER) براي نبردهاي داگفايت را دارند البته نمونه هاي قديمي تنها قادر به استفاده از موشكهاي آر 60((AA-8 APHID هستند . به طور كلي نمونه هاي اصلي و ابتدايي ميگ29 قابليت چنداني براي حمله به اهداف زميني برخودار نيستند و تنها ميتوانستند از بمبهاي غير هدايت شونده و راكتها استفاده كنند و تنها در نقش يك هواپيما براي برتري هوايي و رهگيري در مسافتهاي كوتاه انجام وظيفه كند اما سازندگان هواپيماي ميگ در نمونه هاي بهينه سازي شده امكان بكارگيري بمبهاي هدايت شونده ليزري با دقت زياد و بمبهاي الكترونيكي را به اين هواپيما افزوده اند . نمونه هاي مختلف هواپيماي ميگ 29 : ميگ29ايMiG-29A (Fulcrum A ): نمونه ابتدايي ساخته شده از اين هواپيما كه در سال1982 وارد خدمت شد. ميگ29بي MiG-29B-Fulcrum A: نمونه صادراتي اين هواپيما فاقد امكانات لازم براي حمل تسليحات اتمي است و داراي رادار اصلاح شده براي افزايش قابليت هاي آن و سيستم (ECM) براي مقابله با جنگ الكترونيك و سيستم (IFF) براي شناسايي دوست از دشمن كه اين عبارت مخفف(Identification Friend or Foe) است . هواپيماهاي ميگ29 ايران از اين نوع هستند . ميگ29 يوبي MiG-29UB-Fulcrum B: نمونه آموزشي اين هواپيما با كد UB كه مخفف آموزشي رزمي(Uchebno-Boevoi / trainer-combat) شناخته ميشود و دو سرنشينه و فاقد رادار است و بنا به ساختار خود ميتواند كارايي هاي زيادي برايش در نظر گرفت ميتوان در امور آموزش و يا يك سوخت رسان استفاده كرد هر چند كه با توجه به برد عملياتي محدود از قابليت منحصر به فردي برخوردار نيست و پسوند رزمي آن با كارايي آن سازگار به نظر نميرسد مگر آنكه با افزودن امكانات اين قابليت را براي اين نمونه فراهم كنيم در ضمن يك توپGSh-30 30 ميلي متري نيز در آن بكار رفته است . ميگ29 اس MiG-29S-Fulcrum C اولين نمونه : اين نمونه مانند ميگ29 بي است اما بدنه هواپيما بزرگتر است داراي ساختار(FatBack) است كه براي افزودن حجم مخازن داخلي است و از سيستم ضد جيمينگ استفاده ميكند. ميگ29 اس MiG-29S -Fulcrum Cدومين نمونه : در اين نمونه هواپيما ميتواند مقدار بيشتري از تسليحات را حمل كند به علاوه ي استفاده از دو تانكر خارجي از تغييرات ظاهري هواپيما است . رادار اين نمونه را NO19ME انتخاب كرده اند اين رادار ميتواند 10 هدف را شناسايي كند و همزمان از دو موشك آر 77(AA-12 Adder) براي نابود كردن اهداف استفاده كند . ميگ29 اس ام MiG-29SM-Fulcrum C : اين نمونه از تمام قابليتهاي ميگ29 اس برخوردار است و امكان استفاده از موشكهاي هوا به زمين هدايت شونده و بمبهاي هدايت شونده تلويزيوني و ليزري را دارد . ميگ29 ام يا همان ميگ33 MiG-29M/MiG-33 -Fulcrum E: نمونه پيشرفته و چند منظوره هواپیمای ميگ29 است كه ساختمان آن از آلياژ مقاوم و سبك الومينيوم_ليتيوم ساخته شده و سيستم كنترل پرواز مكانيكي را جايگزين سيستم كنترل fly-by-wire كرده اند . در آن از موتورهاي RD-33K با قدرت تراست بيشتر استفاده شده و رادار ژوك (N010 Zhuk) با امكان شناسايي عوارض زمين را براي اين مدل در نظر گرفته اند . در زير هر بال 4 جايگاه( در مجموع 8 جايگاه) براي تسليحات آماده شده است كه در صورت استفاده از فضاي ميان دو موتور اين مقدار باز هم بيشتر خواهد شد . كاكپيت نيز بهينه سازي شده و دو صفحه نمایشگر جديد به آن افزوده شده است و اين هواپيما كاملا قادر به استفاده از موشک آر77(AA-12 Adder) است. ميگ يو بي ام MiG-29UBM : نمونه دو نفره آموزشي چند منظوره كه هرگز توليد نشد . ميگ29 اس ام تي MiG-29SMT : اين نمونه در حقيقت همان نمونه بهينه سازي ميگ29 اس است كه در آن قطعات قديمي هواپيما با قطعات نرم افزاري و سخت پيشرفته تر ميگ 29 ام يا همان ميگ33 جايگزين شده اند . با افزودن به حجم مخازن داخلي اين هواپيما بدون استفاده از مخازن خارجي تا برد 2100 كيلومتر و شعاع 1050 كيلومتر ميتواند ماموريت انجام دهد . كابين اين هواپيما با افزوده شده دو نمايشگر بزرگ مسطح كرستال مايع((LCDتمام رنگي و دو نمايشگر مسطح تك رنگ كوچك بهينه سازي شده و رادار بهينه سازي شده N019MP را براي اين نمونه در نظر گرفته اند كه به برد و قابلیتهای هوا به زمين آن افزوده شده و اين تغييرات با استفاده از موتورهاي توربوفن كليموف (RD-43 turbofans ) كامل ميشود . در مجموع مقدار حمل سلاح در اين مدل 500 KG افزوده شده و به عدد4500 KG رسيده است . اين نمونه قادر نيز به مانند ميگ29 ام(ميگ33) داراي حداقل 8 جايگاه تسليحات است و ميتواند از تمامي تسليحاتي كه در ميگ29 ام استفاده ميشود استفاده كند . كشور روسيه و يمن از استفاده كنندگان اين نمونه از اين نمونه از اين هواپيما هستند . ميگ 29 كي MiG-29K-Fulcrum D اولين نمونه : نمونه ساخته شده براي نيروي دريايي براي استفاده در ناو هواپيما بر است كه از تمامي امكانات نرم افزاري و سخت افزاري ميگ29 ام (ميگ33) استفاده ميكند و از ساختار محكمتري برخوردار است و مجهز به ارابه فرود بروي عرشه ناوهواپيمابر و تجهيزات ديگر است و براي استفاده در ناوهاي هواپيمابر كلاس درياسالار كوزنتسف طراحي شد ولي اين طرح لغو شد . ميگ 29 كي MiG-29K -Fulcrum D دومين نمونه : اين نمونه براي نيروي دريايي هند ساخته و سفارشي سازي شده و به حجم مخازن داخلي افزوده اند و براي دماغه اين هواپيما از پوشش لاستيكي استفاده ميشود و از سيستم پرواز جديد(fly-by-wire) بجاي سيستمهاي آنالوگ قديمي استفاده شده است و مابقي مشخصات اين هواپيما به مانند هواپيماي ميگ29 ام و اس ام است . ميگ29 يو بي تي MiG-29UBT : اين مدل نمونه بهينه سازي هواپيماي ميگ29 يو بي( آموزشي/نظامي) است كه در بروي آن تغييراتي را كه بروي ميگ 29 بي(MiG-29B) انجام داده اند و هواپيماي ميگ29 بي را به ميگ29 اس ام تي (MiG-29 SMT)تبديل كرده اند اين تغييرات را هواپيماي ميگ 29 يو بي انجام داده اند و به نمونه ميگ29 يو بي تي (MiG-29UBT)تبديل كرده اند . اين طرح لغو شده . ميگ29 ام2 MiG-29M2 : نمونه چند منظوره و دو نفره كه در آن از ساختار وسايل مورد استفاده در هواپيماي ميگ29 ام استفاده شد و تنها تفاوت آن استفاده از يك LCD بزرگ و استفاده از سيستم پرواز ديجيتال است و نمونه تك نفره ميگ 29ام 2 (Mig-29 M2) هم ميگ29 ام1 (Mig-29 M1) هست كه با مقداري تفاوت با نام ميگ29 كي(Mig-29 K) يا همان نمونه دريايي ميگ29 شناخته ميشود . ميگ29 او وي تي يا همان ميگ35 MiG-29OVT/MiG-35-Fulcrum F : آخرين نمونه ساخته شده از ميگ 29 است كه از تمام نمونه هاي قبلي پيشرفته تر است و مجهز به سيستم تغيير بردار رانش هست كه براي كنترل آن از سيستم fly-by-wire استفاده ميشود . اين نمونه از بدنه هواپيماي ميگ29 ام 1 استفاده ميكند و از آيونيك خيلي پيشرفته اي برخوردار است و از امكانات خوب دفاعي و سيستمهاي خوكار براي تهاجم استفاده ميكند و از HOTAS هم استفاده ميكند و به دليل استفاده از سيستم CGI ميتواند مستقلانه به انجام ماموريت اقدام كند . اين نمونه از هواپيماي ميگ29 خيلي چالاك است و شعاع عملياتي آن بدون مخازن خارجي1100 كيلومتر است (برد عملياتي 2200 كيلومتر) و در اين نمونه امكان استفاده از 3 مخزن خارجي وجود دارد كه در صورت استفاده از اين 3 مخزن خارجي برد عملياتي اين هواپيما بيشتر خواهد شد . قادر به استفاده از اكثر موشكهاي هوا به هوا و هوا به زمين مختلف و بمبهاي و موشكهاي هدايت شونده با تلويزيون و ليزر است و مجهز به هشت جايگاه اسلحه است . روسيه سعي در صادرات اين هواپيما به خارج دارد و خاورميانه از مهمترين مشتريان اين هواپيما است روسيه در حال مذاكره براي فروش اين هواپيما به كشورهاي سوريه / ليبي/ايران/الجزاير/سودان/هند/مالزي/برزيل/پرو و چند كشور ديگر است . مشخصات فني هواپيماي ميگ29 : خدمه : يك نفره در مدل نظامي / دو نفره آموزشي/رزمي طول هواپيما: 17.37 متر طول بال: 11.4 متر ارتفاع: 4.7 متر مساحت بالها : 38 مترمربع وزن خالص (بدون سوخت و....): 11.000كيلوگرم (11تن) وزن قابل حمل ( شامل سلاح و سوخت و.....): 16800 كيلوگرم(16.8تن) حداکثر وزن برخاست : 21000كيلوگرم(21تن) نيروي محركه : در نمونه هاي جديد دو موتور كليموف Klimov RD-33K و Klimov RD-43 توربوفن با پس سوز و نمونه هاي قديمي دو موتور كليموف Klimov RD-33 توربوفن با پس سوز حداكثر سرعت : 2.45 ماخ شعاع عملياتي : در حالت نبرد شعاع700 تا 900 كيلومتر (بسته به مدل هواپيما) در يك خط سير بدون بازگشت 2900 كيلومتر حداكثر ارتفاع پرواز : 18000 متر (59100پايي) سرعت صعود: 330 متر در ثانيه تجهيزات : يك توپ30 ميلي متري GSh-30-1 و موشكهاي هوا به هوا / هوا به زمين و انواع مختلف بمبها شامل: R-60(AA-8 Aphid)/ R-27(AA-10 Alamo)/ R-73(AA-11 Archer)/FAB 500-M62/ FAB-1000/TN-100/ S-24/AS-12/ AS-14 Image + نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر ۱۳۸۷ساعت 16:16 توسط | آرشیو نظرات هدف این وبلاگ ارتقاع سطح علمی شما از نظر نظامی است. توجه این وبلاگ به هیچ عنوان سیاسی نیست. در این وبلاگ درباره تسلیحات و تجهیزات نظامی مطالبی آورده شده که می توان برای نمونه به این عناوین توجه کرد : تامکت های ایران بمب اتمی چیست؟ عملیات طوفان صحرا معرفی جنگنده MIG-29 ضد موشک ARROW جنگ شش روزه تانک وحشتناک تایگر راکت انداز RPG-7 و مطالب دیگری که در آرشیو موضوعی آمده است اشاره کرد. صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ نوشته های پیشین تیر ۱۳۸۹ تیر ۱۳۸۸ بهمن ۱۳۸۷ دی ۱۳۸۷ آذر ۱۳۸۷ دی ۱۳۸۴ آرشیو موضوعی مدرن سازی نیروی هوایی موشك هاي بالستيك تامکت های ایران فانتوم جنگنده قرن بمب اتمی چیست؟ پدافند موشکی ایران توان نظامی روسیه هواپیما در جنگ جهانی اول آشنايي با F/A-18 Hornet خلاصه از MiG-31 موشک اسپارو پيشرفته‌ترين توپ دريايي در رزمايش اتحاد برسی نیروی هوایی امارات متحده عربی پرتاب گر سفیر گزارشی درباره IRIAF اروپا در مقابل امریکا عملیات طوفان صحرا سفارشات نظامی ایران S-300 در اختیار ایران موشک های پدافند هوایی روسیه عواقب جنگ هسته ای توان هسته ای اسرائیل کمک های تسلیحاتی به عراق معرفی جنگنده MIG-29 بمب افکن B.3 جنگ خندق آشنایی با سوخوی 30 احتمال حمله اسرائیل به ایران اسرار فنی آلمان نازی بررسی مدلهای F-16 جنگنده سوخو T-50 آشنایی با F-22 مشکلات فنی و ساختاری F-22 نیروی هوایی پاکستان آشنایی با جنگنده Nesher بمبهای هدایت شونده بحران و حزب الله لبنان تاریخ نیروی دریایی ایران ضد موشک ARROW نقش شوروی در جنگ دوم XP-79 خاطره فراموش شده FB-22 دوقلوی افسانه ای جنگنده لاوی به یاد سرلشگر عباس دوران گزارشی از دفاع هوایی ایران به یاد عباس بابایی جنگ جهانی دوم نیروی هوایی عربستان ماجرای سرنگونی فانتوم ایران جنگنده های قرن 21 رزمایش ضربت ذوالفقار -1 رزمایش ضربت ذوالفقار -2 عکسهای ضربت ذوالفقار مرحله دوم ضربت ذوالفقار عکسهای ضربت ذوالفقار -2 مرحله سوم ضربت ذوالفقار تانک ذوالفقار فعالیتهای موشکی ایران جنگ شش روزه امکانات عراق برای جنگ جنگنده صاعقه عملیاتی شد ضربت ذوالفقار تمام شد شما هم سنگ بزنید استراتژی نظامی علی (ع) ارتشبد محمد خاتمی تاریخچه کاغذ تاریخچه الکترونیک تاریخچه رایانه ایدز آتش بس جنگ تحمیلی-1 جنگ تحمیلی-2 تانک وحشتناک تایگر آشنایی با F-16 - قسمت اول آشنایی با F-16 - قسمت دوم آشنایی با F-16 - قسمت سوم آشنایی با F-16 - قسمت آخر موشک دوربرد R-172 آنتونوف-225 جنگنده F-15E اسرار اختفای F-22 موشک بالستیک SS-27 تانک روسی T-90 تفنگ M-82A1 عملیات اچ-3 h3 جنگ الکترونیک - 1 جنگ الکترونیک - 2 هلیکوپتر تایگر جنگنده MIG-21 مقایسه Su-27 و MiG-29 خطر بروز جنگ در خلیج فارس، بسیار جدی است جنگنده ژاپنی F-2 F-14 در جنگ بیوگرافی اسلحه ژ-3 زیر دریایی ASDS توپ پدافند هوايي 100 ميلي‌متري پيدايش امپراتوري هسته‌اي ايالات متحده شكست امريكا در صحراي طبس‌ دوربردترین توپ تاریخ زیر دریایی روسی آکولا راکت انداز RPG-7 خرید موشک از سوریه Pantsyr-S1 پرنده ای با سرعت 5 ماخ! شكاري بمب افكن آذرخش موشک سجیل۲ بالگرد تهاجمی شاهد ۲۸۵ رزمایش بزرگ نیروی هوایی پیوندها ****پـارادوکـس**** کنایه های زندگی دنیای نظامی عکس های قدیمی و تاریخی فإن حزب الله هم الغالبون خانه شیمی ایرانیان وب دوست داشتی ۩۞۩ جوکستان ۩۞۩ عکس های جالب و مطالب خوب جدیدترین تازه ترین نرم افزار ها گلچین شده از همه جا ایران خبر علمی,کتاب,مقاله,خبری,جزوه جامع ترین وبلاگ نظامی فارسی Iraniyan-Music اس ام اس عاشقانه تسلیحات نظامی ایران دانستنی های نطامی هرچی شما بخواهید پسورد های تازه ی نود 32 خرید فرش به صورت آنلاین cheap and quality carpets RSS POWERED BY BLOGFA.COM

سامانه های جدید موشکی قادر هواپایه و نصر هواپایه رونمایی شدند


http://up.p30room.ir/uploads/138012069062371.jpg

با حضور وزیر دفاع سامانه های جدید موشكی قادر هواپایه و نصر هواپایه رونمایی شد در چهارمین روز از هفته دفاع مقدس و در آستانه 5 مهر سالروز عملیات ظفرمند ثامن الائمه ((ع)) و شكست حصر آبادان، با حضور سردار سرتیپ پاسدار دكتر حسین دهقان وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح سامانه های جدید موشكی قادر هواپایه و نصر هواپایه رونمایی شد.

به گزارش اداره كل تبلیغات دفاعی وزارت دفاع، سردار دهقان در مراسم رونمایی از این سامانه های مهم طی سخنانی در جمع خبرنگاران با گرامیداشت هفته دفاع مقدس گفت: متخصصان زبده و كار آمد سازمان صنایع هوافضای وزارت دفاع پس از طراحی و تولید انبوه موشك های كروز ضد كشتی قادر و نصر موفق شدند با خلاقیت و ابتكار مثال زدنی نسخه هواپایه این موشك ها را نیز طراحی و تولید كنند.

وزیر دفاع گفت: با طراحی و ساخت این موشك های هواپایه كه برای نخستین بار در كشور صورت می گیرد ضمن تجهیز جنگنده های نیروی هوایی كشورمان به موشك های پیشرفته قادر هواپایه با برد بیش از 200 كیلومتر و نصر هوا پایه بابرد بیش از 35 كیلومتر قدرت عملیاتی و توان بازدارندگی آنان به نحو چشمگیری افزایش می یابد.

سردار دهقان، قابلیت آماده سازی سریع، ارتفاع پروازی پایین، دقت بالا در انهدام اهداف مورد نظر بویژه شناورهای دریایی، قدرت تخریب زیاد و مقاومت بالا در مقابله با اختلالات رادیویی را از ویژگی های مهم این سامانه های موشكی برشمرد.

وزیر دفاع، این دستاورد ارزشمند را ناشی از رویكرد تحقیق، نوآوری، توسعه و تولید بر مبنای نیاز نیروهای مسلح توصیف كرد و افزود این مهم از مصادیق برجسته بهره گیری از راه های میان بر است كه همواره بعنوان یك راهبرد كلیدی مورد تاكید فرماندهی معظم كل قوا بوده است.


سردار دهقان تصریح كرد با به ثمر نشستن این دستاورد بزرگ ضمن بهره گیری هوشمندانه و حداكثری از ظرفیت ها وسرمایه های موجود نیروهای مسلح، موفق شده ایم تحریم های دشمنان را نیز به طور موثری بی اثر و خنثی كنیم.

سردار دهقان با بیان اینكه یكی از مهمترین دستاورد های حماسه دفاع مقدس، پایه گذاری صنعت دفاعی بومی متكی بر خودباوری و اراده فرزندان رشید ملت ایران در وزارت دفاع و صنایع وابسته بوده است؛ تصریح كرد:مدیران و متخصصان وزارت دفاع در صنایع و بخش های مختلف با الهام از فرهنگ حماسی دفاع مقدس ، تحت زعامت و فرماندهی ، فرمانده معظم كل قوا و با روحیه جهادی ، تداوم بخش را شهیدان والامقامی هستند كه با ایثار جان خود ، امنیت ملی را تضمین و روحیه اعتماد به نفس و خودباوری را به كالبد جامعه دمیدند.

وزیر دفاع در پایان از فن آوران فرهیخته و سخت كوش سازمان های صنایع هوافضا و صنایع هوایی وزارت دفاع كه مسئولیت تحقیق، طراحی و ساخت این پروژه مهم را عهده دار بوده اند و همچنین از فرماندهی نیروی هوایی ارتش كه وزارت دفاع را در عملیاتی شدن سامانه های مذكور یاری نمودند تشكر و قدردانی كرد .

تصویر

تصویر

تصویر

تصویر

تصویر

تصویر

تصویر

تصویر

تصویر

تصویر

تصویر

تصویر

تصویر

تصویر

تصویر



فیلم انلاین شلیک موشک قادر هواپایه



منبع خبر : وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح

منبع تصاویر : میلیتاری


كیت بمب هدایت دقیق اومبانی

http://up.p30room.ir/uploads/137682230553221.jpg

اومبانی
یک کیت ارزان قیمت با کارایی بالا است که با نصب ان بر روی بمب ها می توان امکان پرتاب انها را از مسافت های دورتر و با دقت بالاترفراهم آورد.این کیت مدولار(بخش بخش) که محصول شرکت دنل می باشد در حال حاضر همراه با بمب های 250 کیلوگرمی MK82 و 500 کیلوگرمی MK83 ازمایش شده است و قابلیت سازگاری با انواع ماموریت ها و نابودسازی انواع اهداف را دارد.


مزایا و کارایی کیت اومبانی :

1-دستیابی خودکار به هدف از مسافت های بسیار دور

2-امکان نصب بال و موتور واکت برای افزایش برد و ممکن ساختن پرتاب ان در ارتفاع پایین

3-زاویه حمل قابل تنظیم تا 90 درجه

4- قیمت پایین

5- امکان نصب انواع تجهیزات کمکی همچون حسگرها و فیوزهاو سرهای جنگی گوناگون بر روی بدنه

تشریح کیت اومبانی :

اومبانی یک کیت بمب است که به صورت کمربندی به دور بمب بسته می شود و تا کنون نیز بر روی بمب های مشهور MK82  و MK83 ازمایش شده است.با به کارگیری کیت اومبانی کاربر می تواند بمب خود را در تمامی شرایط اب و هوایی در روز یا شب پرتاب کند تا بمب به وسیله ی سازمان هدایت GPS به سمت هدف حرکت نماید. این کیت قابلیت یکی شدن با سامانه های تصویر سازی فروسرخ و یا لیزری نیمه فعال را دارد که باعث افزایش دقت و توانایی تشخیص هدف می شوند.

http://up.p30room.ir/uploads/137682230586052.jpg

ماموریت ها و اهداف نوعی :

1-نابود سازی انواع تاسیسات دشمن همانند پناهگاه های هواپیما باند های فرود و هواپیما های پارک شده

2-نابودازی سامانه ی موشکی سطح به هوا و تجهیزات مروط به انها نابودسازی ساختمان ها پل ها و مناطق صنعتی

3-در ماموریت های پستیبانی نزدیک هوایی برای نابودیازی توپخانه و سربازان دشمن

ویژگی ها :

1- بیشینه ی برد 120 کیلومتر

2-دقت احتمان دایره ی خطا 3 متر

3- بسته پرتابی بزرگ

4- عملیات کاملا خودکار پس از پرتاب

5-ساختار بخش بخش

6-هزینه ی تعمیر و نگهداری و دوره عمری پایین

7-کمترین میزان نیاز به تجهیزات لجستیکی

8-اسان بودن استفاده از ان



منابع :

مجله ی جنگ افزار

میلیتاری

خاطراتی از سرتیپ خلبان سیداسماعیل موسوی

جنگ تحمیلی تازه آغاز شده بود. در نخستین روز جنگ، تهاجم کوبنده هواپیمای شکاری بمب افکن نیروی هوایی علیه هدف های گوناگون در عمق خاک عراق، پاسخی به حملات هوایی کور دشمن بود. من نیز به عنوان یکی از رزمندگان جبهه نور، هر روز در ماموریتی علیه دشمن باطل شرکت می کردم. یکی از روزها به من ماموریت داده شد تا همراه یکی دیگر از خلبانان، تاسیسات نظامی دشمن در منطقه نوپیران عراق را بمباران کنیم. به علاوه من ماموریت داشتم که پس از بمباران هدف، از هواپیمای شماره ۲ جدا شده و به تنهایی به شناسایی بصری پادگان زاخو پرداخته و نتیجه را برای طرح ریزی حملات بعدی گزارش کنم.

 

خاطراتی از سرتیپ خلبان سیداسماعیل موسوی


به سمت دشمن پرواز و آن جا را بمباران کردیم

توجیهات لازم صورت گرفت و در بعد از ظهر آن روز، با پروازی دو فروندی باند پایگاه را به سوی هدف ترک کردیم. پرواز در ارتفاع کم انجام گرفت. ارتفاعات مرزی را پشت سر گذاشتیم و راه منطقه مورد نظر را در پیش گرفتیم. 
هدف در تیررس ما قرار گرفت. از یکدگیر جدا شدیم و برابر توجیه انجام شده یورش خویش ر ا آغاز کردیم. گلوله های پدافند پادگان، بی امان به طرف ما شلیک می شد. هدف را به دقت بمباران کردیم و با همان سرعت منطقه را ترک کردیم. دود و آتش، پادگان را در برگرفته بود برای آخرین بار هدف را مورد بررسی قرار دادیم. بمباران به خوبی انجام شده بود و خوشحال و راضی در مسیر طرح ریزی شده قرار گرفتیم.


برای ماموریت دوم آماده شدم ولی...

هنگام بازگشت و برابر برنامه باید پادگان زاخو را شناسایی می کردیم. به منظور جلوگیری از خطر بیشتر، هواپیمای شماره 2 را در مسیر بازگشت به پایگاه قرار دادم و خود با گردش ملایم از او جدا شده و به سمت پادگان دشمن پرواز کردیم. بایستی به دقت وضعیت پادگان را ارزیابی می کردیم. وسایل و تجهیزات مستقر در پادگان و سیستم دفاعی آن، از جمله مواردی بودند که باید به دقت مشاهده کرده و گزارش می کردم. پس از چند دقیقه پادگان را از دور مشاهده کردم. با پرواز بر فراز آن، محل را کاملا شناسایی کرده و سپس به سمت مرز تغییر جهت دادم. 
حدود ده مایل با مرز فاصله داشتم که صدای دو انفجار مهیب در زیر هواپیما کنترل آن را ازدستم خارج کرد. ناخودآگاه دستم به طرف دستگیره صندلی پران رفت تا هواپیما را ترک کنم. لحظه ای به خود آمدم و از این کار منصرف شدم. سعی کردم هواپیما را به هر طریق ممکن در کنترل داشته باشم. با خود گفتم تا لحظاتی دیگر در خاک کشورم خواهم بود. تلاشم بر این بود که هواپیما را به داخل خاک میهن بکشانم.

 

هواپیما در شرایط بدی قرار داشت

با نگاهی به نشان دهنده های موتورها، وضعیت موتورها وضعیت آنها را قابل کنترل و مناسب برای ادامه پرواز یافتم. خیالم تا حدودی از جانب موتورها آسوده شد و احساس کردم از این جهت خطری هواپیما را تهدید نمی کند. فرامین هواپیما را به حرکت در آوردم. اشکال کلی نداشتند. صداهای زیادی از بدنه هواپیما به گوش می رسید و وضعیت هواپیما به گونه ای بود که پرواز راحت با آن امکان پذیر نبود. باید سرعت را کم می کردم تا از خطرهای بعدی جلوگیری می شد. با کاهش سرعت شرایط بهتر شد. ارتفاعات مرزی جلوی رویم بود. از دین آنها احساس شعف و شادی خاصی داشتم. خود را به مرز کشاندم. دیگر نگرانی نداشتم. احساس می کردم که خطر اصلی را پشت سر گذاشته ام و این توانایی را دارم که هواپیما را به پایگاه برگردانم. پس از تماس با هواپیمای شماره 2 که در حوالی پایگاه بود، دریافتم که کمبود بنزین به او اجازه بازگشت و همرامی با من را نمی دهد.


موفق شدم هواپیما را به زمین بنشانم

به تنهایی مسیر پایگاه را در پیش گرفته و بدون اعلام حالت اضطراری، خود را به باند پایگاه رساندم. هواپیمایم شرایط قابل کنترلی داشت و من بدون اشکال عمده ای آن را روی باند به زمین نشاندم و متوقف ساختم. سپس به سمت آشیانه تاکسی کردم و هواپیما را به محل پارک هدایت کردم. 
دوستان پس از خروج من از هواپیما مرا بر روی دوش خویش قرار داده و با ابراز احساسات و صلوات و شعارهای کوبنده، به حرکت در آمدند. با اصرار زیاد مرا بر روی زمین قرار دادند. به سمت هواپیما رفتم، براستی که معجزه ای رخ داده بود. موشک زمین به هوای دشمن، موتور راست هواپیما را هدف قرار داده و پس سوز موتور را کاملا منفجر کرده بود. ترکش های موشک باعث انفجار مخزن سوخت خارجی و شکستن سطح بسیار مقاوم سرعت شکن هواپیما شده بود. همچنین بدنه و سکان های عمودی و افقی و سطوح محافظ سیستم های هیدرولیک نیز آسیب فراوانی دیده بودند. شکرگزار خداوندی شدم که لطف و عنایتش مرا موفق ساخته بود تا یک فروند از هواپیماهای شکاری جمهوری اسلامی ایران را به میهن عزیز برگردانم.

 

ماموریتی دیگر

دو ماه پس از این واقعه، در صبح یک روز پاییزی ماموریت یافتم که در یک دسته سه فروندی، نیروهای عراقی را در منطقه پنجوین بمباران کنیم. پس از توجیهات لازم همگی آماده پرواز شدیم. در این حال خبر رسید که یکی از هواپیماهای شکاری در ماموریت برون مرزی دچار سانحه شده است. ماموریت ما به حالت تعلیق درآمد و تا ظهر آن روز، همه چیز تحت الشعاع رسیدگی به امور این سانحه قرار گرفت و احتمال لغو ماموریت نیز می رفت. 
به یاد دارم که در آن روز برای ناهار تعدادی مهمان داشتیم. برای حضور در جمع آنها و صرف ناهار، راهی منزل شدم. به هنگام صرف غذا تلفن زنگ زد و مرا برای اجرای ماموریت به فرماندهی فرا خواندند. با خونسردی و عذرخواهی از مهمانان، خداحافظی کرده و در جمع دوستان آماده اجرای عملیات شدم. دلشوره عجیبی داشتم. با این که تصمیم به اجرای ماموریت گرفته شده بود، اما عملیات در آن روز را به مصلحت نمی دانستم.


به سمت هدف پرواز کردیم و آن جا را بمباران کردیم

با توکل به خداوند و پس از انجام وارسی های لازم، از زمین برخاسته و به سمت هدف به پرواز درآمدیم. از فراز جنگل های گلابی در منطقه سردشت عبور کردیم. مرز را پشت سر گذاشتیم و به فضای شرق سلیمانیه وارد شدیم. تصمیم داشتیم که دشمن را از غرب به شرق مورد حمله قرار دهیم. از لحظه ورود به خاک عراق، آتش سنگین پدافند هوایی دشمن را از دور شاهد بودیم. به نظر می رسید که آنان در انتظار ما به سر می بردند. بی توجه به تهدیدها، به مسیر خود ادامه دادیم و در نزدیکی هدف، آرایش تاکتیکی به خود گرفتیم. نیروهای دشمن به خوبی قابل رویت بودند. در این زمان با تهاجم بی امان ما، بمب ها بر سر دشمن فرو ریخته شد.

 

موشک به هواپیمایم برخورد کرد

یکی از هواپیماها با فریادهای هشدار دهنده مرا متوجه موشکی کرد که به سویم رها شده بود. گردشی گرد را شروع کردم. ولی دیگر دیر شده بود. موشک به هواپیما برخورد و آن را با تکان بسیار شدیدی به بالا پرتاب کرد. 
برای چند لحظه کنترل هواپیما از دستم خارج شد، اما با توجه به سابقه و تجربه قبلی از اصابت موشک، کاملا خونسردی خویش را حفظ کرده و هواپیما را به کنترل خود درآوردم. به طرف شهر مریوان ادامه مسیر دادم و لیدر دسته پروازی را از وضعیت خود با خبر ساختم. با عبور از مرز و ورود به خاک کشورمان، هواپیما را به ارتفاع بالاتر هدایت و از هواپیمای هم پروازم درخواست کردم که به من ملحق شود و هواپیمایم را بررسی کند. لیدر دسته پروازی پس از الحاق به من، هواپیما را وارسی کرده و اطلاع داد: 
- فعلا وضعیت عادی است. 
مطمئن بودم که هواپیما خسارت زیادی دیده و هدف لیدر دسته، حفظ آرامش و خونسردی من است. خود را به خدای خویش سپردم و به پرواز به طرف پایگاه ادامه دادم.

 

به هر نحو ممکن هواپیما را به زمین نشاندم

به هر صورت ممکن هواپیما را در باند پروازی فرود آوردم. پس از تخلیه باند متوجه شدم هواپیما قابل تاکسی کردن نیست و اصلا چرخ دماغه هواپیما کار نمی کند. هواپیما را در محل خاموش کرده و از کابین خارج شدم. با مشاهده هواپیما، دریافتم که موشک دشمن هر دو موتور هواپیما را هدف قرار داده و باعث صدمه کلی به اگزوز موتورها شده بود. محفظه چتر دم منهدم و چتر نیز به بیرون پرتاب شده بود، همچنین سکان های عمودی و افقی زیر بال و بدنه هواپیما بر اثر ترکش های متعدد سوراخ سوراخ شده و سکان عمودی هواپیما به دلیل خسارات زیاد از کار افتاده و قابلیت آن برای کنترل هواپیما از بین رفته بود. 
وضعیت غریبی بود. این هواپیما با هر حساب و کتاب و معیاری باید سقوط می کرد و تنها لطف بی پایان ذات احدیت باعث نجات من شده بود. 
در این رویداد نیز مثل همیشه الطاف خاص خداوند از بروز یک سانحه حتمی جلوگیری و جان یک سرباز بی مقدار را حفظ کرده بود.

 

 


منبع: iranian-airforce.blogfa.com

چگونه می‌توان ماه‌عسل سامانه‌های لیزری آمریکا در خلیج‌ فارس را به هم زد

اولین و یکی از بزرگترین دشمنان سامانه های لیزری، شرایط بد جوی است و در این حالت می تواند توان این پرتوی لیزری پرتاب شده را کاهش داده یا حتی به طور کامل از بین برد. حال تصور کنید در منطقه ای مثل خلیج فارس که پدیده هایی این چنینی بسیار رخ می دهد سامانه لیزری تا چه حد قابل اطمینان خواهند بود؟

نیروی دریایی آمریکا مدت‌هاست بر روی پروژه توپ لیزری خود کار می‌کند اما این اولین بار است که قصد دارد آن را به خارج از آب‌های منطقه‌ای خود بفرستد. مسئولین رده بالای نظامی آمریکا هدف از این اقدام را مقابله با تهدید قایق های تندرو و پرنده های بدون سرنشین عنوان کرده و با وجودی که به صورت مستقیم از کشور خاصی نام نبرده اند اما مشخص است که منظور از این حرکت فرستادن پیامی به تهران بوده است.

اما این که اصولا این فناوری جدید چیست و آیا واقعا می تواند برای ایران مشکل ساز باشد مسئله ای است که در این مطلب به آن خواهیم پرداخت. بهتر است در ابتدا نگاهی کوتاه به تاریخچه این سلاح ها داشته باشیم.

تاریخچه سلاح های لیزری

به زبانی ساده لیزر ابزاری است که نور را به صورت پرتوهای موازی بسیار باریکی که طول موج مشخصی دارند ساطع می‌کنند. این دستگاه از ماده‌ای جمع کننده یا فعال کنده نور تشکیل شده که درون محفظه تشدید نور قرار دارد. این ماده پرتو نور را که به وسیله یک منبع انرزی بیرونی (از نوع الکتریسیته یا نور) به وجود آمده، تقویت می‌کند. از همان ابتدای کشف این خواص در اوایل دهه 1950 دانشمندان به خواص گوناگون این فناوری جدید پی بردند و از آن تاریخ به بعد بخش های مختلف از علوم و صنایع تحت تاثیر این فناوری قرار گرفت.

در بخش های نظامی نیز با پی بردن به قدرت بالای لیزر برنامه هایی از اواخر دهه 1960 میلادی برای استفاده از این تکنولوژی مطرح شد.

در ابتدا نیروی هوایی آمریکا به دنبال استفاده از لیزر به عنوان یک سامانه پدافند هوایی بود ، نیروی زمینی و دریایی آمریکا نیز در ادامه دهه 1970 آزمایشاتی را به منظور طراحی و ساخت سلاح های پدافند لیزری انجام دادند که عمدتا در مرحله نمونه های آزمایشی باقی ماند. اما در دهه 1980 میلادی و با روی کار آمدن رونالد ریگان و بحث استراتژی "جنگ ستارگان" استفاده از سلاح های لیزری در دو نقش تدافعی و هم تهاجمی گسترده تر شده و با جدیت بسیار بیشتری از سوی آمریکا دنبال شد.

البته به دلیل موانع موجود در آن پروژه و البته پایان جنگ سرد پروژه های آن طرح نیز عمدتا در مرحله آزمایشی و پیش نمونه باقی ماندند.

به طور مثال یکی از آن طرح ها که از آن زمان مطرح شده و در سالهای بعد از جنگ در قالب برنامه سپر دفاع موشکی آمریکا مطرح شده و نهایتا به دلیل مسائل مالی و نبود توان واقعی عملیاتی کنسل شد پروژه "لیزر هوابرد ضد موشک بالستیک" بود که بر پایه نصب یک توپ لیزری بر روی دماغه یک فروند هواپیمای بوئینگ 747 برای ساقط کردن موشکهای بالستیک در مرحله شتاب گیری اولیه آنها بود.

در شوروی سابق نیز برنامه هایی در خصوص بهره گیری از اشعه لیزر برای مقاصد پدافندی به صورت زمین و هواپایه وجود داشت که به شکل عملیاتی در نیامده و آنچنان از وضعیت فعلی آنها خبری در دسترس نیست. کشور چین نیز در حال حاضر برنامه هایی را در این بخش در دست اجرا دارد که محرمانه باقی مانده است.

چگونه می‌توان ماه‌عسل سامانه‌های لیزری آمریکا در خلیج‌ فارس را به هم زد
سامانه لیزر هوابرد ضد موشک بالستیک

چگونه می‌توان ماه‌عسل سامانه‌های لیزری آمریکا در خلیج‌ فارس را به هم زد
لیزر هوابرد روسها موسوم به A60

اما پس از این توضیح اولیه در مورد این سامانه ها به سیستم مورد نظر نیروی دریایی آمریکا که با عنوان "سامانه تسلیحات لیزری" و یا به اختصار "LaWS " در حقیقت یک سامانه دفاع نزدیک است که قرار است به جای سیستم فالانکس که یک توپ گاتلینگ 20 میلی متری بوده و در حال حاضر لایه آخر دفاعی اکثر شناورهای نظامی آمریکا را تشکیل می دهد جایگزین شود.

بنا بر اعلام رسمی مقامات نیروی دریایی آمریکا این لیزر در حال حاضر تنها توان از بین بردن پرنده های بی سرنشین و قایق های سبک را داشته و در برابر جنگنده ها و موشکهای ضد کشتی ناتوان است. این سیستم از لیزر با ریشه جامد که از ریشه کریستال بدست می آید بهره برده و بر اساس اخبار موجود توانای در حدود 20 کیلو وات دارد.

نقاط ضعف و راه های مقابله با سامانه های لیزری

اولین و یکی از بزرگترین دشمنان سامانه های لیزری، شرایط بد جوی است. هرگونه مه غلیظ، شرجی، پوشش ابری، طوفان شن و یا دود مصنوعی به راحتی می تواند توان این پرتوی لیزری پرتاب شده را کاهش داده یا آن را منحرف و یا حتی به طور کامل در شرایط مطلوب از بین ببرد. حال تصور کنید در منطقه ای مثل خلیج فارس که پدیده هایی این چنینی بسیار رخ می دهد سامانه لیزری مثل این تا چه حد قابل اطمینان خواهند بود؟

در مثالی ساده و پیش پا افتاده، پهپادهای ایرانی به راحتی می توانند با پخش کننده های دود مصنوعی مجهز شده و دیواری از دود را در برابر این سامانه ایجاد کرده و به طور کلی آن را بی اثر کنند.

چگونه می‌توان ماه‌عسل سامانه‌های لیزری آمریکا در خلیج‌ فارس را به هم زد
سیستم لیزری LaWS

بحث بعدی استفاده از پوشش های منعکس کننده بر روی سامانه های مورد نظر است. به راحتی می توان بر روی قایق ها و پهپادهای ایرانی پوشش های منعکس کننده را نصب کرد.

فراموش نکنید که لیزر اصولا یک پرتوی نور است و از قوانین مربوط به تابش و بازتابش پیروی می کند. بسیاری از کارشناسان با طرح این مسئله اعلام کردند که در صورت استفاده از یک پوشش منعکس کنده مهاجمین می توانند با بازتابش نور لیزر به سمت منبع آن سامانه  مورد نظر را از بین ببرند.

نکته دیگر در این خصوص بحث افزایش روز افزون توان تسلیحات دورایستای جمهوری اسلامی ایران است. انواع و اقسام بمب ها و موشکهای هدایت شونده ای که دور از برد این سامانه لیزری پرتاب شده و پهپاد یا قایق پرتاب کننده بدون قرار دادن خود در معرض خطر توان خروج از منطقه را دارد.

البته در این میان اژدرها نیز سلاح هایی هستند که به دلیل حرکت در زیر آب کلا از خطر این گونه سلاح ها در امان هستند و در صورت استفاده سیستم های تدافعی لیزری کلا بی اثر خواهند شد. البته ذکر این نکته نیز مهم است که مقامات آمریکایی از اعلام برد این سامانه خودداری کرده اما با توجه به اعلام آن به عنوان یک سیستم دفاع نزدیک نباید از برد بالایی برخوردار باشد.

اما نکته ای که بیش از همه اینها در این بحث جالب و در عین حال مهم است مسئله ای غیر از سامانه لیزری مورد نظر است. این سیستم هم به مانند تمام نمونه های دیگر از سامانه های تدافعی نیاز دارد که قبل از هر چیز هدف خود را شناسایی کند.

تصاویر منتشر شده از پهپاد های ایرانی که بدون شناسایی شدن بر فراز اکثر ناوهای آمریکایی پرواز می کنند نشان از توان نفوذ پهپادهای ایرانی به درون حلقه حفاظتی این شناورها بدون شناسایی شدن دارد و زمانی که شما نمی توانید دشمنی را ببینید مسلما نخواهید توانست از تسلیحات خود چه به شکل توپ ، موشک و یا لیزر بر علیه آن استفاده کنید.

چگونه می‌توان ماه‌عسل سامانه‌های لیزری آمریکا در خلیج‌ فارس را به هم زد
کشتی آمریکایی در حال شلیک لیزر و پهپاد هدف قرار گرفته


در پایان باید این مسئله را مطرح کرد که مسلما در آینده دورتر و در دهه های بعد شاهد استفاده از تسلیحات لیزری به شکل گسترده در بخش های تهاجمی و تدافعی خواهیم بود اما یک نکته مسلم است و آن هم این است که سامانه آمریکایی " LaWS " بیش از اینکه جای هرگونه تهدید برای ایران باشند بیشتر ابزاری در راستای جنگهای تبلیغاتی و ای بسا سلاحی جدید برای بازار سیری ناپذیر شیوخ خلیج فارس باشد.

به نظر می رسد این سامانه از ارزش واقعی عملیاتی واقعی برخوردار نبوده و راه بسیار طولانی را تا تبدیل شدن به یک سیستم واقعی جنگی در میدان نبرد در پیش دارد و تا آن روز نیز قطعا متخصصان ایرانی دست از تحقیق و تلاش برنخواهند داشت.

 


منبع : مشرق نیوز

F-26  Stalma



جنگنده ی F.26 (یا stalma) این پروژه در اصل برای بازار های تجاری و فروش به ناتو توسعه یافت این جنگنده در واقع به عنوان جایگزینی برای جنگنده های F.16 در نظر گرفته شده بود جنگنده ای که در عین داشتن مضامین پنهانکاری دارای قدرت مانور بالا برای نبرد های داگ فایت باشد(چون همانطور که میدانید جنگنده های فالکن معمولا برای نبرد های داگ فایت در ارتفاع پایین در نظر گرفته می شوند).

این طرح از سوی Stavatti Tactical Air Warfare Systems ارائه گردید (شایان ذکر است تایوان بطور خواصی به این پروژه تمایل داشت) این شرکت برنامه این برای تکمیل این جنگنده ارائه داد که بر اساس آن تا سال ۲۰۰۴ تعداد ۱۰۰ فروند از آن را وارد خدمت نماید(شایان ذکر است این طرح یکی از رقبای جانبی طرح جنگنده ی ضربتی مشترک بود) هدف اولیه تکمیل این پروژه طراحی جنگنده ای برای دفاع هوایی کوتاه برد برای فرودگاه ها و ناوهای هواپیما بر بود.

این جنگنده قرار بود از یک موتور F119-PW-100 استفاده کند که سرعت در حدود ۲٫۳ ماخ را به آن می بخشید و برد آن در حدود ۱۲۰۰ کیلومتر و بیشینه وزن Take off برابر ۲۲۶۸۰ کیلوگرم بود شکل بدنه ی F.26 را شاید بتوان یکی از پیچیده ترین اشکال آیرودینامیکی نیم قرن اخیر دانست سکان ها و دم عمودی بشکلی خاص و جالب توجه ساخته شده بودند شکلی نیم دایره و هلالی شکل بالها نیز بجای استفاده از بالهای متحرک از از بالهای با پسگرایی زیاد(حالت نیمه بسته) و بالچه های جلوی پیشگرا و بزرگ این امکان را به این جنگنده میداد که بتواند مانور پذیری زیاد و جلو گیری از واماندگی در سرعت های پایین را داشته باشد، با تمام خواص پنهانکاری که در بدنه بکار رفته برای افزایش توان حمل صلاح از جایگاه های خارجی برای حمل صلاح در نظر گرفته شده بود و جایگاه های داخلی نداشت بعدها با پیشرفت پروژه و تغییر برنامه ها نیاز به جنگنده های چند منظوره ی ضربتی باعث گردید تا سیستم جنگ افزاری و راداری آن هم تغییر کند برای نبرد های از تمام جنگ افزار های استاندارد نبرد هوایی بهره مند بود از سایدوایندر و پوپ والکان تا موشک های میانبرد امرام برای حملات ضربتی نیز می توانست از سیر گسترده ای از جنگ افزار های هوابه زمین از هارپون تا انواع بمب ها استفاده نماید گفته می شد برای هر فروند از این جنگنده هزینه ای در حدود ۲۵ میلیون دلار نیاز بود تا تولید گردد در نهایت این پروژه در رقابت با پروژه هایی همچون X.35 و X.32 شانس چندانی نداشت و در نهایت میدان را واگذار کرد ولی تایوان همچنان به پروژه علاقه مند بود با این وجود گفته هایی از فروش طرح به تایوان وجود دارد البته رسما چیزی اعلام نگردیده چون چین شدیدا مخالف است.طرح جنگنده در واقع با تفکراتی قدیمی و تکنولوژی مدرن ساخته شده بود جنگنده ای که اصولا بتواند در تمامی نبرد های داگ فایت پیروز بیرون آید و بیشترین قدرت مانور را دارا باشد.

http://www.arteshi.com/wp-content/uploads/2011/07/f26-1.gif


مشخصات:
مساحت بال: ۴۱٫۸۱ متر
طول: ۱۵٫۱۸ متر
ارتفاع:۴٫۱۷۳
شعاع عملیاتی:۱۲۰۰ کیلومتر
سرعت: ۲٫۳ ماخ
موتور:F119-PW-100


روسیه از امارات پهپاد می خرد! / پهپاد یونایتد40

http://up.p30room.ir/uploads/137423114044721.jpg

وزارت دفاع روسیه اعلام کرد قصد دارد تعدادی هواپیماهای بدون سرنشین (پهپاد) از امارات خریداری کند.

به گزارش "ایران دیپلماتیک" به نقل از ریانووستی، روسیه گفته است که این هواپیماهای بدون سرنشین را در اختیار ارتش این کشور قرار خواهد داد. یک منبع آگاه در موسسه صنایع نظامی روسیه به خبرگزاری روسی ریانووستی گفت: وزارت دفاع روسیه برای خرید هواپیماهای بدون سرنشین یونایتد40 از نوع بلوک 5 تولید شرکت ادکوم سیستم امارات برنامه ریزی می کند.

"دینیس فیدوتینوف"  کارشناس نظامی در روسیه درباره این خبر گفت: در صورتی که وزارت دفاع روسیه، برنامه خود را عملی کند؛ روسیه نخستین کشوری است که هواپیماهای یونایتد40 را می خرد.

وی افزود: هنوز هیچ کشوری اقدام به خرید هواپیماهای یونایتد40 نکرده است. هواپیماهای یونایتد 40 برای نخستین بار در نمایشگاه ایدکس 2013 در فوریه گذشته در شهر ابوظبی به نمایش درآمد.

ادکوم سیستم شامل 20 شرکت بزرگ اماراتی است که در زمینه های متنوعی از جمله تولید هواپیماهای بدون سرنشین و سامانه های راداری و سیستم های پیشرفته مخابراتی فعالیت می کند.

ادکوم سیستم 20 سال پیش تاسیس شد و دفتر مرکزی آن در شهر ابوظبی پایتخت امارات قرار دارد.

روسیه قبل از این برای مذاکراتی را برای خرید هواپیماهای بدون سرنشین از اسرائیل نیز داشت.
مرکز بررسی های بازرگانی تسلیحاتی روسیه نیز اعلام کرده بود این کشور تاکنون 12 فروند هواپیمای بدون سرنشین از اسرائیل وارد کرده است.

هواپیمای بدون سرنشین United 40, چشم هوشیار امارات

http://up.p30room.ir/uploads/137431045183541.jpg

هواپیمای بدون سرنشین United 40 نمونه ای دوربرد و ارتفاع متوسط با رده کاربری شناسایی / تهاجمی در جهت انجام ماموریت های استراتژیک و ساخت مشترک کمپانی های Adcom Systems امارات, Dssault Aviation فرانسه, BAE Systems انگلستان و آژانس هوافضا و دفاعی اروپا (EADS) میباشد. همچنین تکنولوژی جنگ افزار این هواپیما بطور اختصاصی از کشور اسرائیل خریداری گردیده است.

این هواپیما از آرایش بال های دوگانه (Tandem) و طراحی بدنه به شکل حرف انگلیسی S بهره میبرد. بهره گیری از بال های Tandem و انجام تحقیقات بر روی آنها جهت استفاده در هواپیمای United 40, بیش از 4 سال زمان را به خود اختصاص داد.
http://up.p30room.ir/uploads/137431045199272.jpg

این هواپیما در طول مراحل توسعه تحت عنوان پروژه X شناخته میگردید و بعدها نام "شاهین" را بر خود گرفت. در سال 2011 میلادی و هم زمان با چهلمین سالگرد اتحاد کشور امارات, این هواپیما تحت عنوان United 40 نامگذاری گردید. اولین نمونه آزمایشی این هواپیما همراه با بال های Tandem در سال 2009 میلادی موفق به انجام پرواز گردید.

این هواپیما از 2 عدد موتور پیستونی کوچک و قرار گرفته بر روی لبه فرار بال های خود بهره میبرد. بال های Tandem با طول بسیار زیاد, موجب تقلیل محدوده متغیر مرکز ثقل و همچنین غلبه بر تاثیرات زمین بر روی پرواز میگردند. این خصوصیات در کنار مانورپذیری بسیار آسان و سریع, موجب افزایش ضریب سرش (Glide Ratio) به میزان 1:43 میگردند (نگارنده: 1 متر کاهش ارتفاع در ازای هر 43 متر پیمایش افقی بدون استفاده از موتور). طول دهانه بال این هواپیما معادل 20 متر و مساحت کلی بال ها معادل 24.3 متر مربع تعریف گردیده اند.

بر اساس نتایج پرواز نمونه های اولیه و همچنین آزمایشات تونل باد, انتظار میرود میزان سرعت عمودی و نرخ اوجگیری این هواپیما بسیار چشمگیر و قابل توجه باشد.

http://up.p30room.ir/uploads/137431045208033.jpg

همچنین حداقل سرعت نشست و برخاست و حداکثر ارتفاع قابل صعود توسط این پرنده معادل 53 کیلومتر در ساعت و 23.000 پا (حدود 7010 متر) میباشد که جهت نمونه ای با این ابعاد بسیار ارزشمند تلقی میگردند. حداکثر وزن در هنگام برخاست حدود 1500 کیلوگرم و حداکثر میزان سوخت قابل حمل با استناد بر 4 مخزن سوخت خارجی و قرار گرفته در زیر بال ها در جهت انجام ماموریت های دوربرد معادل 900 لیتر میباشد.

با اینحال در ماموریت های عادی, صرفا" حدود 240 لیتر سوخت در داخل بال ها حمل میگردد. یکی دیگر از خصوصیات غیر معمول و بارز United 40 در موتورهای دوگانه آن نهفته میباشد. موتور اصلی شامل نمونه پیستونی و 120 اسب بخاری Rotax 914UL میباشد که در بخش انتهای دم قرار دارد و در هنگام نشست و برخاست مورد استفاده قرار میگیرد. موتور دوم نمونه ای الکتریکی با قدرت 80 اسب بخار است که در بخش ابتدای بال قرار دارد و در طول پرواز افقی و Cruise فعال میگردد.

http://upload7.ir/images/65793807534760583742.jpg
Rotax 914UL


طیف وسیع ماموریت های تعریف شده جهت این هواپیما شامل موارد زیر میگردند:

1- ارزیابی نبرد بطور هم زمان (NRT)

2- ارزیابی آسیب های رزمی (BDA)

3- جمع آوری اطلاعات از میادین نبرد

4- انجام عملیات های جاسوسی, ویژه و کمک های بشر دوستانه

5- نظارت و کنترل بر روی مناطق مرزی و رله سازی ارتباطات رادیویی در برد زیاد
http://upload7.ir/images/57340944901897750231.jpg

جنگ افزار :

این هواپیما در بخش جنگ افزار توانایی حمل و شلیک 8 موشک هوا به زمین و قابل کنترل Yabhon-Namrod با برد 60 کیلومتر, وزن 30 کیلوگرم و سرعت 1000 کیلومتر در ساعت و قرار گرفته در محفظه های داخلی بدنه را دارا میباشد.

تکنولوژی این موشک بطور اختصاصی از نمونه های Nimrod ساخت کمپانی هوافضای اسرائیل اقتباس گرفته شده است (هرچند کارایی نمونه های اماراتی تقریبا" معادل 50% نمونه اسرائیلی میباشند). با این حال این موشک شبه Cruise از چندین سامانه ناوبری شامل مادون قرمز, لیزر و همچنین GPS/Inertial بهره میبرد.

http://upload7.ir/images/66235729043325754425.jpg
Namrod Missile
مشخصات :

طول بال: 20 متر

طول کلی هواپیما: 11.13 متر

مساحت کلی بال ها: 24.3 متر مربع

حداکثر وزن در هنگام برخاست: 1500 کیلوگرم

حداکثر وزن قابل حمل: 980 کیلوگرم

حداکثر سوخت قابل حمل: 900 لیتر

سرعت واماندگی (Stall): معادل 50 کیلومتر در ساعت

سرعت پیمایش افقی (Cruise): معادل75 الی 220 کیلومتر در ساعت

مداومت پروازی: 120 ساعت

حداکثر سقف پرواز: 7000 متر


سایر تجهیزات :

2 عدد دوربین شناسایی و دیدبانی از نوع Gyro-Stabilized
فرستنده های SAR و Sonar جهت رهگیری و تشخیص اهداف و عوارض زمینی
http://upload7.ir/images/44084129651645083375.jpg
Gyro-Stabilized Camera



ترجمه, تالیف و تنظیم: CAPTAIN PILOT

منابع: http://Adcom-Systems.com و نویسنده
هرگونه کپی برداری از این مطلب, تنها با ذکر نام CentralClubs به عنوان منبع و نویسنده مجاز میباشد.

F35B هنـوز خیـلی داغ است !

http://up.p30room.ir/uploads/137477194357651.jpg

با گذشت بیش از 5 سال از برنامه ساخت نمونه ناو نشین جنگنده F35 موتور این جنگنده یعنی F135 که قویترین موتوری است که تا به حال بر روی یک جنگنده نصب شده است ، هنوز گرمای خیلی زیادی تولید میکند به طوری که گرمای خروجی این موتور می تواند به عرشه کشتی آسیب برساند.
  
سعی شده است که با تنظیم خروجی موتور و پراکنده کردن گرمای خروجی در مساحت بیشتری  اثرات مخرب آن کاهش پیدا کند ، هرچند که اینکار مشکلات دیگر ناشی از گرمای زیاد را رفع نکرده است.
  
سامانه ها و اجزایی که در زیر عرشه قرار دارند باید به بهترین شکل در برابر گرما محافظت بشوند. در کشتی های کوچکتر  حمل کننده بالگرد مثل کلاس Wasp این موضوع اهمین بیشتری را نشان میدهد چون نزدیکی سامانه ها و سیستمهای کشتی به عرشه کوچک آن باعث میشود که جنگنده F35B در هنگام تیک اف عمودی یا لندینگ عمودی سیستمهایی مثل فالانکس ، آنتنها یا مخازن سوخت را تخریب کند.
  
مشکل اساسی نمونه ناو نشین F35 در برابر رقیب ناونشین خود یعنی AV-8B بزرگتر بودن جنگنده و خروجی بیشتر موتور آن است.نمونه ای از AV-8B  که در سال 1980 ساخته و نیروی دریایی امریکا تحویل شد 14 تن وزن داشت و می توانست تا 3 تن تسلیحات حمل کند.این نمونه هم گرمای خروجی بیشتری نسبت به مدلهای قبل از خود داشت اما این گرما بقدری نبود که به عرشه و سیستمهای حاضر در آن اسیب برساند.  
  
در مقابل F35B جنگنده ایست 27 تنی که میتواند تا 6 تن تسلیحات حمل کند و در حالت تیک آف عمودی نیز  دوبرابر هریر میتواند سلاح حمل کند ، همچنین برد عملیاتی آن نیز دو برابر هریر خواهد بود.


مترجم:marshal1987
  
منبع:
http://www.strategyp...s/20130607.aspx

شنوک در ایران + عکس

بر اساس توافق مهمی که بین شرکت امریکایی بوئینگ و شرکت ایتالیایی Elicotteri meridionali صورت پذیرفت نیرویی هوایی ۲۰ فروند از این هلیکوپتر را که شرکت ایتالیایی برایش ساخته بود در سال ۱۹۷۱ تحویل گرفت.

IIAF_CH-47در ۲۱ سپتامبر ۱۹۶۱،اولین Chinook موتور هایش را روشن کرد و به آسمان پرید.امروزه پس از گذشت ۵۲ سال،نه تنها هنوز جانشینی برای این پرنده در غرب وجود ندارد،بلکه قرار است تولید آن تا سال ۲۰۱۹ ادامه یابد،یعنی ۵۸ سال پس از اولین پرواز.به علاوه،Chinook هلیکوپتری است که در کشور ما نیز به خوبی درخشیده است.به ویژه در طی جنگ سخت و طولانی ایران با دشمن تازی،عراق. در سال ۱۹۵۵،نیروی زمینی آمریکا طرحی مبنی بر استفاده از هلیکوپتر به جای هواپیماهای “پرواز و فرود کوتاه( STOL )” توسط یگان های هوانیروز این کشور برای پشتیبانی از واحدهای ارتشی،داشت. تا پایان سال ۱۹۵۶،نیازهای نیروی زمینی آمریکا برای چنین هلیکوپتری تعیین و لیست شد.

در همین زمان،کمپانی هواپیماسازی Boeing Vertol که زیرشاخه ای از Boeing بود،مطالعه در مورد یک سری از هلیکوپترها را برای پاسخگویی به نیازهای نظامی آغاز کرد. “Piasecki”،بنیانگذار این کمپانی که همواره طرفدار طرح “ملخ پشت سر هم” بود،در می ۱۹۵۷ طرح Model 107 را بر مبنای بکارگیری از موتور توربینی و استفاده از ملخ و سیستم انتقال نیروی هلیکوپتر Piasecki H-21 که به “موز پرنده” مشهور بود را ارائه کرد.(کمپانی Boeing Vertol تا پیش از خریداری شدن توسط Boeing و نام تغییر نامش به Boeing Vertol،نامش Piasecki Helicopter بود) . نمونه تولیدی Model 107 که Vertol 107 نامیده میشد،اولین پرواز خود را در آپریل ۱۹۵۸ انجام داد.

تا آن زمان،نیروی دریایی جزییات بیشتری از ویژگی های مورد نیاز برای هلیکوپتر “ترابری تهاجمی متوسط (Medium Assault Transport)” را منتشر کرده و از کمپانی های مختلف دعوت کرد تا طرح های پیشنهادی خود را ارائه کنند.

 

IIAA_CH-47Cهلیکوپتر CH-47C نیروی هوایی شاهنشاهی ایران با شماره سریال 5-4059 در رژه هوایی اصفهان ،تابستان 1976

 

شنوک وارد ایران می شود

 

بر اساس توافق مهمی که بین شرکت امریکایی بوئینگ و شرکت ایتالیایی Elicotteri meridionali صورت پذیرفت نیرویی هوایی ۲۰ فروند از این هلیکوپتر را که شرکت ایتالیایی برایش ساخته بود در سال ۱۹۷۱ تحویل گرفت.

 

شرکت ایتالیایی Elicotteri meridionali در آگوست سال ۱۹۷۶ در شهری به نام Frosinone واقع در جنوب شرقی رم تاسیس گردیدنخستین گروه ۲۰ فروندی از بالگردهای نیروی هوایی ایران با شماره سریالهای ۴-۲۰۰ تا ۴-۲۰۹ و ۵-۳۰۰ تا۵-۳۰۹ بود.پیش از تخویل این بالگردها به ایران شرکت بوئینگ نمونه هایی از این بالگرد را برای آزمایش در آب و هوا کویری و ارتفاعات به ایران فرستاده بود.برخی منابع بر این عقیده هستند که شش یا هشت فروند نخستین بالگردهای شینوک ایارن ساخت بوئینگ بوده است که توسط منبع معتبری تایید نشده است.

هوانیروز هفتاد فروند از این هلیکوپتر را در سالهای میان ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۶ تحویل گرفت.شماره سریال این بالگردها ۵-۴۰۵۰ تا ۵-۴۱۱۹ بود ،البته ایران قراردادی برای تحویل ۵۰ فروند دیگر از این هلیکوپتر با شرکت  Elicotteri Meridionali منعقد کرد که متاسفانه کنسل گردید.هرچند ذکر این نکته خالی از لطف نیست که شرکت Augusta در سال ۱۹۸۷ حداقل ۱۱ فروند از این هلیکوپتر را با شماره سریال نامعلوم به ایران تحویل داد.

 

IIAF_CH-47C_5-382هلیکوپتر CH-47C نیروی هوایی شاهنشاهی ایران(IIAF) به شماره سریال 5-382 پارک شده در پایگاه هوایی مهرآباد(جولای 1977)

 

پس از انقلاب اسلامی سیستم سریال بندی هواپیماها به یک – و چهار عدد تغییر یافت که سریال بندی کنونی انها نامعلوم است.همچنین برای سریال بندی هواپیمهای نظامی از هیچ ترتیبی تبعیت نشده است و از این رو تشخیص شماره سریالها تقریبا غیر ممکن است.زیر این شماره سریالها همیشه عددی داخل یه دایره وجود دارد که به نظر میرسد نشان دهنده شماره پایگاه عملیاتی بالگرد و یا هواپیماست.

بر اساس اطلاعاتی از منابع نامشخص ، شرکت پشتیبانی و نوسازی بالگردهای ایران (پنها) با مجموعه ای زنجیره ای و  بسیار گسترده و مجهز (در ۱۶ مکان ) بطور کامل تمام مدلهای بالگردهای نظامی ایران را اورهال کرده و برخی قطعات آن را به روش مهندسی معکوس ساخته که این شامل chinook  هم میشود.

منابع اذعان دارند که در دسامبر ۲۰۰۱ نیروی هوایی دارای ۱۴ فروند هلیکوپتر شینوک عملیاتی بوده است که از این میان ۵ فروند از بالگردهای زمان جنگ بوده اند که بطور کامل بازسازی شده بوند.شش فروند از این هلیکوپتر ها به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تحویل داده شد.هوانیروز نیز دارای ۴۵ فروند بالگرد شینوک عملیاتی در شرایط بسیار خوب بوده است

 

ch-47

 

پایگاههای عملیاتی بالگرد شینوک در سال ۲۰۰۰ :

 

تهران - پایگاه شکاری مهرآباد - پایگاه هوایی یکم تاکتیکی (TAB-1 )- پس از بکارگیری گسترده در جنگ طولانی هشت ساله تمامی بالگردهای شینوک ساخت آگوستا در پنها بازسازی کامل گردید و به سرویس بازگشت.این تعمیرات شامل تعمیرات اساسی و بالانس کردن Rotor Blade های اصلی بالگرد و همچنین ساخت ابزارهای مربوطه.

 

تهران - دوشان تپه - ستاد فرماندهی نیروی هوایی ارتش - که شامل بسیاری از قطعات با ارزش در انبارهای بزرگ خود میباشد.

 

تبریز - پایگاه شکاری تبریز – پایگاه دوم تاکتیکی (TAB-2 )- ستاد فرماندهی بالگردی در منطقه شمال کشورو همچنین پشتیبانی لجستیک پهپادها.بر اساس گزارشهای منابع اطلاعاتی ایران سه گونه مختلف از پهپادها را به روش مهندسی معکوس از روی محصولات روسی و یا کره ای ساخته است ، که دو فروند از این پهپادها در طی یک عملیات شناسایی در مرز با عراق در قصر شیرین در سالهای ۱۹۹۴ و ۲۰۰۰ سرنگون گشته اند.

 

همدان - پایگاه شکاری شهید نوژه - پایگاه سوم تاکتیکی (TAB-3 )- این پایگاه شامل تاسیساتی برای اورهال بالگرد میباشد.

کرمانشاه - پایگاه تاکتیکی پنجم (TAB-5 )- این پایگاه بزرگترین پایگاه بالگرد ایران میباشد که ۳۰۰ گونه مختلف بالگرد را در خود جای میدهد و شامل تاسیسات تعمیراتی و همچنین بازسازی  و اورهال بالگرد و پهپاد میباشد.

 

شیراز – پایگاه شکاری شهید عباس دوران - پایگاه هفتم تاکتیکی (TAB-7 )- شامل تاسیسات آموزشی هوافضایی ،تونل باد و همچنین طراحی سیستمهای الکترونیکی و اوینیکی .

 

اصفهان - پایگاه شکاری شهید عباس دوران – پایگاه هشتم تاکتیکی (TAB-8 )- این پایگاه که به Helo-City مشهور است ستاد فرماندهی بالگردهای ایران است. در این استان (شاهین شهر) تاسیسات بسیار گسترده ای توسط شرکت Bell_Textron بنا نهاده شده است که توسط شرکت اوکراینی آنتونف برای ساخت هواپیمای IRAN-140 و همچنین تعمیر موتور بالگردها مورد استفاده قرار میگیرد.

 

بندرعباس - پایگاه نهم تاکتیکی (TAB-9 )- که پایگاهی مشترک بین هوانیروز و هوادریا ست و دارای تاسیسات تعمیراتی و آزمایشی است.همچنین این پایگاه مقر فرماندهی منطقه جنوب  است.

 

چابهار - پایگاه دهم تاکتیکی(TAB-10 )- پایگاهی از مواد مرکب که توسط ایالات متحده بعنوان پایگاهی سه منظوره ساخته شده است که شامل بالگردهای هوانیروز نیز میشود.بخش عظیمی از این پایگاه در زیر زمین ساخته شده استهواپیماهای مختلفی که در این پایگاه به خدمت میپردازند بوسیله لیفترهایی مشابه ناوهای هواپیابر به روی زمین منتقل میشوند.برخی اطلاعات به این اذعان دارد که بالگردها از محفظه های زیر زیمنی به پرواز در می آیند.

 

CH-47C_5-3302هلیکوپتر شینوک CH-47C به شماره سریال 5-3302 یکی از آخرین شینوک های نیروی هوایی ایران است.برخی تغییرات نسبت به نمونه های قبلی : محافظ در ورودی موتورها برای جلوگیری از ورود اشیاء اضافی,قرارگیری آرم نیروی هوایی در بین پنجره ها,صفحه نمایش جدید FOD,بلید های ساخت داخل(تصویر متعلق به سال های 1997-1998)

 

امیدیه-پایگاه یازدهم تاکتیکی (TAb-11 )آقاجاری- این پایگاه که در طول جنگ با عراق تکمیل گردید بزرگترین دستاورد مهندسی و تاسیساتی وازرات دفاع ایرات است.این پایگاه شامل سه مرکز آموزشی تخصصی ،دو موسسه پژوهشی تکنیکی، یک مرکز پژوهش فیزیک، دو مرکز پژوهش بازسازی،لابراتوارهای توسعه اوینیک رادار موشکها،مراکز آزمایش و تاسیسات ساخت و توسعه تسلیحات بالگرد.

 

مسجد سلیمان - پایگاه دوازدم تاکتیکی(TAB-12 )- این پایگاه نوین ترین پایگاه ساخته شده ایارن میباشد و در طول جنگ ساخته شده است و میتواند تا ۲۰۰ فروند هواپیما و تعداد زیادی بالگرد تهاجمی/ترابری را در خود جای دهد .

 

مشهد - نزدیک ترین پایگاه به افغانستان میباشد که در آمادگی برای جنگی که نزدیک بود با طالبان رخ دهد توسعه یافت و مرکز فرماندهی منطقه شرق بالگرد میباشد و دارای تاسیسات تعمیرات و اورهال بالگرد نیز میباشد.

 

CH-47C_Shahyadهلیکوپتر CH-47C بر فراز برج آزادی تهران(شهیاد)

 

ایران در طول جنگ با عراق حداقل هشت فروند بالگرد شینوک خود را ازدست داده است.در یک روز بسیار بد در ۱۵ جولای ۱۹۸۳ یک فروند هواپیمای Mirage F-1 عراقی سه فروند بالگرد شینوک را که در ارتفاع پایین برای رساندن نیرو به خط مقدم در حال پرواز بود را هدف قرار داد.

 

در زمان پیش از انقلاب دو فروند از این بالگرد در هنگام کمک رسانی به مجروحان زلزله در شمال کشور سقوط کرد.گزارشها اذعان دارد که ۱۰ فروند از این بالگرد برای بکاگیری قطعات آن اسقاط شده است ،همچنین طبق گزارشی در سال ۲۰۰۰ Blade های این بالگرد با توجه به دانش ایران در مواد مرکب از مواد کامپوزیتی ساخته شده و بکار رگفته شده است.

 

Iranian_CH-47C_marinesبالگرد شینوک (CH-47C) با شماره سریال 5-4001 ، که رزمدگان ایرانی را در حوالی مرز عراق در سال ۱۹۸۶ پیاده میکند.

 

حدود ۲۱جولای ۱۹۷۸ چهار فروند از شینوکهای ایران ۱۵ تا ۲۰ کیلومتر وارد فضای شوروی در ترکمنستان میشوند .این بالگردها نخست توط یک MiG-23M به خلبانی A.V. Dem’janov رهگیری میشوند که وی این بالگردها را با بالگردهای شوروی اشتباه میگیرد ولی این بالگردها کمی پس از یام ماجرا بوسیله یک فروند MiG-23M دیگر به خلبانی V.I. Shkinder رهگیری میشود و وی بلافاصله دو فروند موشک   R-60 (AA-8 Aphid) به سوی یکی از بالگردها شلیک میکند و تمام هشت سرنشین این بالگرد کشته میشوند،وی سپس با شلیگ توپ ۲۳ میلیمتری GSh-23L  خود بالگرد دوم را مجبور به فرود در نزدیکی Gjaurs میکند.چهار سرنشین این بالگرد زنده میماند ولیبوسیله مرزبانان شوروی دستگیر میشوند .دوفروند شینوک دیگر نیز به سرعت به سمت فضای ایران فرار میکنند. مدت کوتاهی پس از این ماجرا شوروی به ایران اجازه میده که شینوک (۵-۴۰۹۲ )صدمه دیده را تعمیر کرده و چهار سرنشین آن را نیز به ایران بازمیگرداند.

 

Iranian_Chinooksسه فروند شنوک CH-47C پارک شده در فرودگاه مهرآباد

 

خاطره از یکی از خلبان های هلیکوپتر شنوک نیروی هوایی

 

خطر هر آن در کمینم بود
اسفند 1362 بود. اولین روز از پنج روز مرخصی سالیانه من در تهران می گذشت که ساعت هفت صبح تلفن منزل به صدا در آمد . از پایگاه نهم به من اعلام کردند که در اسرع وقت خود را به پایگاه چهارم شکاری معرفی کنم. پس از خاتمه مکالمه تلفنی ساک سفری خود را برداشتم و بعد از خداحافظی از خانواده خود را به ترمینال مهرآباد رساندم و با اولین هواپیمای " سی _ 130" به اهواز پرواز کردم . بعد از آن با یک فروند هلیکوپتر به پایگاه چهارم رفتم و خود را به فرمانده یگان معرفی کردم و راهی گردان شدم. در گردان یکی از دوستان خلبانم را دیدم و از وی درباره ماموریت سوال کردم پاسخ داد همین قدر می دانم که چندین شب متوالی است که در میدان تیر پایگاه، پرواز شب در تاریکی مطلق و در ارتفاع پست انجام می گیرد و بیش از این اطلاعاتی ندارم.

جلسه توجیهی پرواز برگزار شد

صبح با جایگزینی من به جای یکی از خلبانان اعزامی از مهرآباد، با دو فروند از هلیکوپترهای " شنوک" راهی اهواز شدیم. پس از صرف ناهار در اهواز جهت شرکت در جلسه تو جیهی به سالنی در فرودگاه هدایت شدیم. دقایقی چند از شروع جلسه گذشته بود. با سلامی کوتاه در گوشه عقب سالن نشستیم و فرمانده عملیات که جلسه را اداره می کرد به ما خوش آمد گفت. به یاد دارم بدون آن که ساعت و تاریخ عملیات را بدانیم همزمان با توجیه مسیر عملیات در روی نقشه، فیلم ویدیویی از مسیر با کانال آبی مصنوعی در وسط نیزازهای بلند نمایش داده شد و ضمن توجیه منطقه، به نحوه اجرای ماموریت و انجام پرواز شب اشاره شد و اعلام کردند ماموریت با استفاده از هلیکوپترهای " شنوک" نهاجا و هلیکوپترهای نداجا به صورت پرواز جمع و در ارتفاع 50 پا بالای سطح زمین و با چراغ های خاموش با فاصله طولی 90 الی 150 پا انجام خواهد شد .

 

Iranian_CH-47

عکس متعلق به جنگ ایران و عراق است،یک فروند شنوک نیروی هوایی در حال انتقال یک پل متعلق به ارتش از روی رشته کوه زاگرس


شرایط بسیار سخت و دشوار
شرایط اعلام شده، برای پرواز در روز با مشکلات گوناگون روبه رو بود حال که در شب و در ارتفاع پست انجام می گرفت سوالات مختلف را در برداشت. من به عنوان قدیمی ترین و با تجربه ترین خلبان، شدیداً احساس خطر نموده و از فرمانده عملیات سوال کردم که چرا شرایط پروازی را این گونه مشکل انتخاب کرده اید زیرا پرواز در شب با این شرایط غیر ممکن به نظر می رسید . پاسخی که دریافت کردیم این بود: - برای جلوگیری از دید دشمن و امنیت بیشتر...صبح روز بعد همه خبانان و پرسنل پروازی پس از صرف صبحانه در سالن یکی از هتل های اهواز جمع شدند، فرمانده عملیات اعلام نمود شب موعود به زودی فرا خواهد رسید. سالن در شور و التهاب عجیبی بود و اضطراب و هیجان به همراه شوقی وصف   ناپذیر در دل ها موج می زد و لحظات به کندی می گذشت.

به سوی منطقه پرواز کردیم
راهی فرودگاه اهواز شدیم و از آن جا با هلیکوپتر به "حمیدیه" پرواز کردیم و از آنجا به طرف مرز ایران و عراق، حد فاصل پاسگاه جفیر و مرز ، با پرواز در محلی که به عنوان پارکینگ هلیکوپتر از قبل آماده شده بود در داخل خاکریزها فرود آمدیم. هنوز تعدادی از هلیکوپترها در آسمان بودند که هواپیماهای عراقی محل فرود هلیکوپترهای ما را بمباران کردند. دشمن فقط یک عبور از روی هلیکوپترهای ما انجام داد و بمب هایش را بی هدف رها کرد و از منطقه گریخت. خوشبختانه کوچک ترین آسیبی به پرسنل و هلیکوپترها نرسید ولی مشخص شد که محل فرود برای دشمن فاش شده است . در انتظار بمباران مجدد بودیم که وضع هوا به سرعت خراب شد و آسمان باریدن آغاز کرد. با تاریک شدن هوا بارندگی هم قطع شد ولی آسمان کماکان پوشیده از ابر بود. به همین دلیل احتمال حمله هوایی دشمن بسیار اندک بود.

طرح پروازی عوض شد
شب همه به چادر فرمانده عملیات خوانده شدیم . فرمانده مجدداً درباره عملیات شب، توضیحاتی داد و اظهار داشت که در طول مسیر کانال به فاصله هر پانصد متر، یک عدد چراغ قوه روشن بر روی نی ها بسته خواهد شد تا حین پرواز شب با بهره گیری از نور این چراغ ها، مسیر را ردیابی نموده و گم نشویم. پس از قدری گفت وگو به چادرهای خود برگشتیم. حدود ساعت 11 شب بود که دو نفر استاد خلبان هوانیروز با یک فروند هلیکوپتر به منظور بررسی مسیر پرواز و حصول اطمینان از علامت گذاری مسیر به پرواز در آمدند. مدت رفت و برگشت مسیر حدود 35 الی 40 دقیقه پیش بینی شده بود ولی پس از چهل دقیقه از هلیکوپتر خبری نشد. یک ساعت گذشت و هنوز خبری نبود. لحظاتی بحرانی و حساس بود و انتظار بسیار سخت و طولانی به نظر می رسید . بعد از گذشت یک ساعت و بیست دقیقه صدای هلیکوپتر خبر از سلامتی دوستان را به همراه آورد. علت تاخیر آنها این بود که بعد از پرواز راه را گم کرده و موفق به بازدید از مسیرها نشده اند و بعد از جست و جوی زیاد محل پارکینگ هلیکوپترها را پیدا کرده اند. این حادثه در تصمیم گیری فرمانده تاثیر و از پرواز با شرایط قبلی چشم پوشی کرد و خواسته خود را تعدیل نمود.در حدود یک ساعت بعد از نیمه شب فرمانده عملیات به همراه یک نفر استاد خلبان و یک فروند هلیکوپتر "جت رنجر" پرواز خود را آغاز و پس از نوزده دقیقه سالم مراجعت نمودند و به این ترتیب معلوم شد که فقط یکی از دو مسیر پروازی علامت گذاری شده است.

 

Iranian_CH-47C_Feb_2004


پروازها به سمت منطقه آغاز شد 

حدود سه بامداد پروازها به صورت تک فروندی شروع شد و با روشن شدن هوا سیل پروازها به طرف جزایر مجنون و منطقه "شط علی" سرازیر شد.ساعت حدود نه صبح بود که اطلاع دادند یک فروند "شنوک" مورد اصابت آرپی جی قرار گرفته و قبل از تخلیه نیرو و با شرایط اضطراری در مسیر بازگشت قرار دارد. هم زمان با رسیدن "شنوک" هواپیماهای دشمن مجدداً منطقه را بمباران کردند که این بار نیز خوشبختانه به علت فعالیت آتش گسترده پدافند هوایی کشورمان، بمب های خود را بی هدف رها ساخته و راه گریز را پیش گرفتند.به یاد دارم کد رادیویی "آجیل 06" فروند ششم از دسته 6 فروندی را داشتم و قرار بود همه سرعت ثابت 100 نات را حفظ نماییم. در داخل هلیکوپتر من یک دستگاه جیپ فرماندهی به همراه یک قبضه تفنگ 106 یا 120 میلیمتری که بر روی آن نصب شده بود و حدود هفتاد نفر رزمنده جای گرفته بودند.هلیکوپترهای دسته پروازی سرعتی معادل 50 الی60 را نگه داشته بودند. لذا من نمی توانستم بیشتر از 50 گره پرواز کنم . تصمیم گرفتم از دسته جدا شده و سرعت خود را به 120 گره افزایش دهم. با این ترتیب از بقیه جلو زده و قبل از دیگران در خاکریز دشمن فرود آمدم. نیروها به سرعت هلیکوپتر را تخلیه نمودند. هنگام تخلیه جیپ، دلهره و عجله بسیاری داشتیم چرا که هواپیماهای عراقی را در ارتفاع حدود 1500 پایی مشاهده می کردیم هر از چند گاهی نیز هلیکوپترهای ما را تعقیب و به سویشان تیراندازی می نمودند. در این شرایط بود که یکی از چرخ های جیپ از راهروی باریک بارگیری یدکی خارج شده و لوله تفنگ نیز در داخل لوله های هیدرولیک و بنزین جای گرفت. خوشبختانه آسیبی وارد نیامد اما من مجبور شدم که کنترل فرامین هلیکوپتر را به دست کمک خلبانم بسپارم و خود نسبت به تخلیه جیپ اقدام نمایم لذا با کمک آن ماشین را به داخل هلیکوپتر کشیدیم و پس از آن جیپ را به آرامی از هلیکوپتر پیاده نمودیم و با عجله بسیار خود را به کابین پرواز رساندم و به طرف منطقه خودی به پرواز در آمدم.

خطر هر آن در کمینم بود 

در حین برگشت یکی از هلیکوپترهای خودی پیغام داد "آجیل 06" مواظب خودت باش هواپیمای دشمن. دو عدد راکت در دو طرف هلیکوپتر، دل آب باتلاق را شکافتند و قطراتی از آب را بر روی هلیکوپتر پاشیدند.روزها سپری می شد و پرواز ها همچنان با شدت تمام ادامه داشت. در یکی از همین روزها پس از انجام 13 سورتی در 8 ساعت پرواز، هنگامی که هوا رو به تاریکی می رفت، در مسیر مراجعت از خاک دشمن با دسته ای از پرندگان باتلاق مواجه گشتم. برای احتراز ار برخورد با آنها، مرتباً هلیکوپتر را به چپ و راست بالا و پایین مانور می دادم که ناگهان به سرعت 150 نات با آب برخورد نمودم اما به خواست خدای مهربان هیچ گونه آسیبی به پرسنل و هلیکوپتر وارد نیامد.

 

 

ch-47

 

 

ویژگی های Chinook CH-47F(نمونه جدید):
کشور سازنده:آمریکا
کمپانی سازنده:Boeing
خدمه:3(خلبان،کمک خلبان،مهندس پرواز)
درازا:30.1 متر
قطر ملخ:18.3 متر
بلندی:5.7 متر
مساحت ملخ:260 مترمربع
وزن خالی:10185 کیلوگرم
وزن بارگیری شده:12700 کیلوگرم
ظرفیت:33 تا 55 سرباز یا 24 تخت با 3 خدمه
بیشینه وزن هنگام برخاستن:22680 کیلوگرم
موتور:2 موتور توربوشفت T55-GA-714A ساخت کمپانی Lycoming،هرکدام با توان 4868 اسب بخار
بیشینه سرعت:315 کیلومتر بر ساعت
سرعت کروز:240 کیلومتر بر ساعت
رنج:741 کیلومتر
شعاع دور شدن از پایگاه:370.4 کیلومتر
رنج عبور:2252 کیلومتر
سقف پرواز:5640 متر
سرعت بالا رفتن:7.73 متر بر ثانیه

قیمت هر مدل Chinook CH-47 تا سال 2008 به طور میانگین 35 میلیون دلار آمریکا بود.

 

 


 

منابع :

سایت ساجد

https://en.wikipedia.org/wiki/Boeing_CH-47_Chinook

http://www.chinook-helicopter.com/history/aircraft/iran/iranian.html

 

تمامی حقوق این مطلب متعلق به میلیتاری پارسی می باشد،بازنشر ان به هر نحو منوط به درج نام وب سایت میلیتاری پارسی می باشد.

آینده صنعت هوایی/ بالگردهایی که مثل هواپیما پرواز می‌کنند

http://up.p30room.ir/uploads/13731862231.jpg

24 سال پس از پرواز نخستین هواگرد ترکیبی جهان و علیرغم موفقیت هواپیمای V22، ارتش ایالات متحده برنامه‌های تازه‌ای برای ارتقاء توان ناوگان عمودپرواز خود در دست اجرا دارد.

مطمئنا مردم ایران هیچ‌گاه حادثه طبس را از یاد نخواهند برد؛ حادثه‌ای که طی آن معجزه الهی در قالب طوفان شن نمایان شد و کماندوهای آمریکایی را که برای نجات گروگان‌های خود نقشه‌ای در ظاهر بی‌نقص را طراحی کرده بودند زمین‌گیر کرد. اما فقط ما ایرانی‌ها نبوده‌ایم که این حادثه را فراموش نکرده‌ایم.

پس از آنکه طی عملیات طبس (عملیات پنجه عقاب) در اردیبهشت 1359، سه فروند از هشت بالگرد سی‌اچ-53 آمریکایی سقوط کردند و باعث شکست ماموریت شدند؛ طراحان نظامی با واقعیتی دردناک روبه‌رو شدند: ناوگان هوایی آمریکا به شدت نیازمند وسیله‌ای بود که بتواند سرعت و برد پروازی جت را با قابلیت پرواز عمودی بالگرد ترکیب کند.

در پاسخ به این نیاز، آنها هواگرد (Tilt-Rotor) آسپریV-22 را طراحی کردند. هواگرد V-22 با برد 1850 کیلومتر می‌توانست 25 سرباز را با سرعت 400 کیلومتر بر ساعت جابه‌جا کند. این هواگرد یکی از همه‌کاره‌ترین پرنده‌های ناوگان عمودپرواز آمریکا (VTOL) است؛ ناوگانی که شامل بالگردها و جامپ جت‌ها می‌شود. این هواگرد همچنین جوان‌ترین عضو ناوگان مذکور به شمار می‌آید: V-22 آخرین عضو اضافه شده به زرادخانه VTOL طی بیش از 20 سال گذشته است.

با تکامل نبردهای امروزی که مانند حمله به مخفیگاه بن‌لادن، نیازمند حملاتی برق‌آسا و پنهان‌کارانه است؛ VTOL ها مجددا به اولویت طراحان نظامی آمریکا تبدیل شده‌اند. در سال جاری دو برنامه مختلف آغاز شده است تا سرعت، برد پرواز و کارایی پرواز ثابت هواگردهای VTOL را بهبود بخشد.

http://up.p30room.ir/uploads/13731862262.jpg

در ماه مارس / فروردین‌ماه، ارتش آمریکا برنامه‌ای را شروع کرد که با پذیرش طرح‌هایی برای فناوری‌های قابل استفاده در نسل بعدی هواگردها رسما آغاز به کار کرد. شرکت‌های سیکورسکی و بوئینگ پیشنهاد مشترکی را بر مبنای سیستم پیشرانه و روتور Sikorsky X2 ارائه کرده‌اند. شرکت Bell Helicopter که در توسعه و ساخت V-22 مشارکت داشت، طرح به روزرسانی شده‌ای از یک هواگرد را ارائه کرده است؛ و غول صنعت هوایی اروپا، EADS، با طرحی مشابه طرح آزمایشی Eurocopter X3 قدم به میدان نهاده است.

در ماه فوریه / بهمن‌ماه 1391، دارپا (آژانس پروژه‌های پیشرفته تحقیقاتی وزارت دفاع آمریکا) نیز از برنامه‌ای 130 میلیون دلاری با عنوان VTOL X-Plane رونمایی کرد که از مهندسان هوافضا درخواست می‌کرد با رویکردهایی کاملا جدید، طرح‌هایی برای نسل بعدی VTOL ارائه دهند: طرح‌هایی با بال ثابت، بال گردان، و یا چیزی مابین این دو.

با سقف سرعتی بیش از 400 کیلومتر بر ساعت، هواگردهای بهبود یافته VTOL برد نظامی را افزایش می‌دهند، زمان جابه‌جایی نیروهای نظامی را کوتاه می‌کنند، و بدون توجه به نوع عوارض زمینی، افراد و تجهیزات را عملا به هر مکانی منتقل می‌کنند. اگرچه طرح‌های دقیق چنین هواگردهایی تا چند سال آینده سری باقی خواهند ماند -زمان‌بندی هر دو برنامه ارتش و دارپا بر اساس پرواز نمونه‌های آزمایشی در سال 2017 / 1396 است- به احتمال زیاد تمام آنها بر مبنای سه فناوری موجود فعلی طراحی خواهند شد. با گذشت 24 سال بدون هیچ‌گونه نوآوری قابل توجه، اکنون زمان آن فرا رسیده است تا VTOL یکبار دیگر پرواز در سطحی بالاتر را تجربه کنند.

http://up.p30room.ir/uploads/13731862273.jpg

بمب افکنهای ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم و در جنگ سرد


http://images.wikia.com/military/images/1/1f/B-36_1.jpg
بمب افكن استراتژیك B-36 Peacemaker ساخت Convair (وابسته به General Dynamics)

اولین پرواز:1946
شروع تولید:1949
تاریخ از كار افتادگی:1959
استفاده كننده:ایالات متحده
تعداد ساخت:384
قیمت واحد:4.1 میلیون دلار (B-36D)
تعداد سرنشین:9 نفر
طول:49.4متر

ارتفاع:14.25 متر
مساحت بال:443.3 متر مربع
وزن خالی:77.580 كیلوگرم
وزن لود:120.700 كیلوگرم
وزن ماكزیمم تیكاف:190.000كیلوگرم
نیرو ی محركه:4 عدد J47 turbojets ساخت جنرال الكتریك هركدام 23 كیلو نیوتون و در نوعی دیگر 6 موتور Pratt & Whitney R-4360-53 هركدام 2500 كیلو وات.
حداكثر سرعت:685 كیلومتر در ساعت
سرعت كروز:380 كیلومتر در ساعت
برد:16000 كیلومتر
برد با 4535 كیلوگرم مهمات:10945 كیلومتر
سرعت برخاستن:9.75 متر بر ثانیه

تسلیهات:2 عدد توپ 20 میلیمتر(M24A1) به همراه 39010 كیلوگرم انواع بمب.















آشنایی با غلاف اخلالگر AN/ALQ-119

http://up.p30room.ir/uploads/13726641631.jpg

AN/ALQ-119 یک پاد جمینگ می باشد که با استفاده از خروجی دوگانه خود به ارائه نویز و تکرار پارازیت به امر اخلال می پردازد . هدف از طراحی این سیستم در آن زمان ، دفاع کامل از خود ( منظور هواپیمای حامل این پاد ) در مقابل تهدیدات در جنگ ویتنام بود . همچنین این غلاف شامل دو حالت " TWT " و تکنولوژی آنالوگ می باشد .


http://up.p30room.ir/uploads/13726641662.jpg

این غلاف ها در طول جنگ ویتنام بر روی هواپیمای F-4 مستقر در ناوهای هواپیما بر نصب شدند که محل نصب آنها در قسمت چپ هواپیما و در جایگاه موشک " AIM-7 " اسپارو بود و همچنین پوشش عملکرد جمنینگ این پاد در محدوده سه باند فرکانسی است . در سال 1980 ، به تعداد 1600 عدد از این غلاف تولید شد که نزدیک به 950 عدد به پاد " AN/ALQ-184 " تبدیل شده اند . و از نکات جالب این است که ترکیب AN/ALQ-119  و AN/ALR-46 به کراوات قطب نما  معروف می باشد .

http://up.p30room.ir/uploads/13726641685.jpeg

از بدو تولد این پاد که در زمان جنگ ویتنام بود ، برنامه هایی برای ارتقا این غلاف در نظر گرفته شد که تحت برنامه  QRC-522 این ارتقا انجام گرفت که سبب جایگزینی کامل این سیستم با پاد AN/ALQ-101 (V) 10 گردید . در سال 1970 محدوده فرکانس آن در سه باند تمدید شد و قابلیت تلفیق آن نیز افزایش یافت . AN/ALQ-119 معرف نسل جدید از سیستم های ECM در مقیاس بزرگ می باشد که از یک حالت دوگانه نویز و خنثی سازی و مسدود کردن فریب ، برخوردار است .


انواع مدل ها


http://up.p30room.ir/uploads/13726641673.jpg


AN/ALQ-119


17 عدد از این مدل که از نمونه پایه و اولیه AN/ALQ-119 می باشد ، وجود دارد که تغییراتی در قسمت بسته بندی و نصب تجهیزات آن به منظور بهبود ضریب اطمینان ، نگهداری و افزایش توانایی عملیاتی صورت گرفت .  

AN/ALQ-119 (V) 10


یک مدل توسعه داده شده برای F-4 G که در جایگاه حمل موشک AIM - 7 اسپارو نصب می شود وبه منظورهمکاری و کارکرد با AN/ALR-69 ساخته شده است .

AN/ALQ-119 (V) 15


این مدل یک نسخه استاندارد می باشد .

AN/ALQ-119 (V) 17


یک نسخه تولیدی که از لحاظ فیزیکی کوچکتر از نسخه استاندارد می باشد .

AN/ALQ-184


در سال 1982 یک غلاف AN/ALQ-119 جهت ارتقا به AN/ALQ-184 انتخاب شد که پاد ارتقا یافته دارای همان ابعاد فیزیکی ، حجم و وزن  نمونه استاندارد (  AN/ALQ-119  ) بود . همچنین نمونه تولید شده مجهز به کیت اصلاح شده ساخت ریتون بود که پلاگین جدید با فن آوری دیجیتال در تخته مدار جایگزین سخت افزارهای آنالوگ دو باند فرکانس بالا شد .

همچنین طبق قرار داد انجام شده با ریتون قرار بر این شد تا 5 نمونه اولیه برای تست پرواز و قابلیت اطمینان ساخته  و همچنین مقرر شد تا 70 کیت اصلاح شده برای 70 غلاف توسط ریتون تحویل داده شود . حدود 27 عدد از AN/ALQ-184 برای F-4G خریداری شد که برای نقش سرکوب دفاع برای این هواپیما در نظر گرفته شد .



مدل ها

AN/ALQ-184 (V) 5


این نسخه شامل تغییراتی از جمله : نصب و برنامه ریزی دوباره کیت باند کوتاه و ارائه خط برنامه ریزی مجدد پرواز ، گردید .

AN/ALQ-184 (V) 7


نسخه ای از این غلاف که برای F-16A / B نیروی هوایی تایوان در نظر گرفته شد .

AN/ALQ-187


یک نسخه سفارشی از طرف نیروی هوایی یونان برای F-16C / D بلوک 52 می باشد که مدل ارتقا یافته (AN/ALQ-184(V و برای جایگزینی با AN/ALQ-165 سفارش داده شده است و به طور کامل با  (AN/ALR-93(V  و AN/ALE-47  یکپارچه گردید .


http://up.p30room.ir/uploads/13726641674.jpg

RF - 4 E نیروی هوایی ایران ، مجهز به غلاف AN/ALQ-119





قابل نصب بر روی هواپیماهای

F - 4

A - 7


F - 15

A - 10


F - 16

F - 111




کاربران


جمهوری اسلامی ایران


ایالات متحده


آلمان


ژاپن


مراکش


اسرائیل


نروژ


تایوان


ترکیه


مصر



گردآورنده و مترجم : F 14 AA

منبع اصلی

http://www.forum.art...21435#post21435

منابع ترجمه

http://wiki.scramble....use_AN/ALQ-119

http://www.fas.org/m....an-alq-119.htm

تاثیرگذار‌ترین طرح‌های به جا مانده از دوران شوروی


http://www.8pic.ir/images/je4sck2lc89ajknz6r0.jpg
سوخو ۲۷ بی‌شک یکی از تاثیرگذار‌ترین طرح‌های به جا مانده از دوران شوروی است؛ جنگنده‌ای که ناتو فلانکر صدایش می‌کنند در حقیقت مانورپذیر‌ترین جنگنده دنیا با خانواده‌ای طول و دراز از فامیل‌های مختلف است؛ فامیل‌های ریز و درشتی که هرکدام برای خودشان نام‌های شناخته‌شده‌ای هستند. فلانکر را می‌توان معروف‌ترین جنگنده به‌جا مانده از جنگ سرد بدون هیچ تجربه جنگی دانست.

قوی‌ترین رقیب جنگنده‌های غربی که هیچ‌گاه با رقبای غربی‌اش در میدان نبرد پنجه در پنجه نینداخت. آنچه در این گزارش مرور می‌کنیم اعضای درجه یک خانواده پرفروغ سوخو ۲۷ هستند؛ جنگنده‌ای که پس از فروپاشی شوروی مهم‌ترین سهم صادرات جنگنده‌های روسی را تشکیل می‌دهد و شاید هر نیروی هوایی در دنیا بدش نیاید تا چند تایی از این جنگنده‌های بزرگ را در کلکسیونش داشته باشد.


http://www.8pic.ir/images/y0g0fh4zm1dkippjquyr.jpg
Su-27UB نیروی هوایی اوکراین

ستاره سرخ :

مصادف با آخرین سال‌های دهه ۱۹۶۰ نخستین خبر‌ها از برنامه FX آمریکا که اف۱۵ محصول آن بود به شرق رسید و خب شوروی هم خیلی زود عکس‌العمل نشان داد. دفتر طراحی سوخو طرح پایه تی ۱۰ (دهمین جنگنده بال دلتای سوخو) را که بعد‌ها سوخو ۲۷ نام گرفت، به‌عنوان پاسخی برای اف۱۵ در میانه سال‌های دهه ۱۹۷۰ ارائه کرد.
http://www.8pic.ir/images/itihdtglyfldj7lrs8t.jpg
SU-27
هدف اصلی از طراحی سوخو۲۷ ساخت رهگیری دوربرد به‌منظور اسکورت بمب‌افکن‌های استراتژیک شوروی به عمق اروپای غربی بود؛ جنگنده برتری هوایی که توان درگیری بدون دردسر با رهگیرهای سنگین بلوک غرب همچون اف۱۵ را داشته باشد. ناتو این جنگنده را فلانکر نامگذاری کرد یا بهتر است بگوییم تمامی خانواده جنگنده‌های وارث سوخو۲۷ را فلانکر نامید؛ با این تفاوت که هر یک بر اساس نوع و زمان ساخت یکی از حروف الفبا را به ترتیب نامگذاری دریافت می‌کردند؛ اما در نامگذاری روسی همانند معمول هرکدام از مدل‌های این جنگنده با نام کاملا اختصاصی شناخته می‌شدند؛ موضوعی که شاید یکی از گیج‌کننده‌ترین خواص نامگذاری روسی به شمار‌ آید.

سوخو۲۷ همچون بیشتر رهگیرهای روسی در آن زمان در قالب جنگنده‌ای بزرگ با بال‌هایی کشیده طراحی شده بود؛ در‌حالی‌که از دو موتور قدرتمند آ ال ۳۱ نیرو می‌گرفت. استفاده گسترده از تیتانیوم (تا ۳۰‌درصد از کل بدنه) در کاهش وزن هواپیما تاثیر بسزایی داشت. خصوصیات آیرودینامیکی هواپیما به جنگنده‌ این امکان را می‌داد تا از عهده پیچیده‌ترین مانورهای هوایی برآید، وجود تمامی مزایای آیرودینامیکی طرح مشهور سوخو چندان هم خالی از اشکال نبود.

مهم‌ترین مشکل سوخو ۲۷ همانا رادار جنگنده به شمار می‌آمد. مدل پایه ژوک، راداری بود با برد نهایی ۱۴۰ کیلومتر؛ آن هم برای اهدافی به بزرگی ۱۶ متر مربع؛ یعنی ابعاد یک توپولف ۱۶ که تازه تنها امکان رهگیری همزمان یک هدف را فراهم می‌کرد. از سوی دیگر اگرچه ساترن لیولکا موتور آ ال ۳۱ قدرتمندی برای جنگنده طراحی کرد؛ اما موتور پر دردسری به شمار می‌رفت و برای همه شرایط آب‌وهوایی مناسب نبود.

از سوی دیگر یکی از مهم‌ترین چالش‌های خانواده فلانکر کاهش ‌‌نهایت فشار جی قابل تحمل در هواپیما از ۹g به ۷g هنگام پرواز در سرعت ۷/۰تا ۹/۰ ماخ به شمار می‌آید. این مشکل تنها در گونه های سوخو۳۰ و ۳۵ برطرف شد.



شاهین خوش‌اقبال :

سوخو۳۰ گونه ضربتی با توان عملیات در تمامی شرایط آب و هوایی خانواده فلانکر به شمار می‌آید. این جنگنده در حقیقت حاصل توسعه نمونه دو سرنشینه سوخو۲۷ در اواسط دهه ۱۹۸۰ بود البته در آن زمان هدف از توسعه این جنگنده ساخت یک رهگیر دوربرد در قالب سوخو۲۷ اما با توانایی مشابه میگ ۳۱ به شمار می‌آمد.

به این ترتیب سوخو ۳۰ می‌توانست همانند میگ۳۱ یا اف۱۴ نقشی مشابه یک آواکس کوچک را برای هدایت جنگنده‌ها ایفا کند؛ اما فلانکر دماغه کوچکی داشت که عملا نمی‌توانست رادار بزرگ و سنگین زالسون میگ ۳۱ را در خود جای دهد. مشخصا نیاز به تکنولوژی پیشرفته‌تری بود که در آن زمان روس‌ها هنوز به آن دسترسی نداشتند.
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/d/d5/Sukhoi_Su-30_inflight.jpg
SU-30 نیروی هوایی روسیه

همین موضوع رفته‌رفته انتظارات را کاهش می‌داد و در ‌‌نهایت هم دفتر طراحی تیخومیرو رادار N۰۰۱ با توانایی رهگیری همزمان تا ۱۰ هدف از فاصله ۱۰۰ کیلومتری را برای جنگنده تکمیل کرد که در هیچ حالتی با رادار رهگیرهای مشهوری مثل زالسون میگ۳۱‌او دبلیو جی ۹ اف۱۴ قابل قیاس نبود. در‌‌نهایت با همه مشکلات سوخوی ۳۰ که آن زمان تحت عنوان پیش نمونه تی۱۰ پی‌یو پرواز می‌کرد، نخستین گام‌هایش را برداشت. اما فروپاشی شوروی و ورشکستگی روس‌ها جایی برای پیشرفت بیشتر برنامه نگذاشت.

اوایل دهه ۱۹۹۰ سوخو نمونه دو سرنشینه سوخو ۲۷ پی یو را که حالا رسما سوخو ۳۰ نامیده می‌شد با اندکی بهسازی به عنوان یک جنگنده ضربتی تمام عیار به هند پیشنهاد کرد؛ جنگنده‌ای که تحت عنوان سوخو۳۰‌ام (ام به نشانه بهسازی شده) معرفی شد و نمونه‌های صادراتی‌اش با نام سوخو۳۰‌‌ام کا (کا نشانه صادراتی یا‌‌ همان Kommercheskiy در روسی) به بازارهای جهانی ارائه شدند.
به صورت کلی اگر قرار بود یکی از جنگنده‌های آمریکایی را حریف این جنگنده بدانیم، مطمئنا اف۱۵‌ای انتخاب خوبی بود؛ با این تفاوت که هیچ‌کدام از گونه‌های اف۱۵ در توان رهگیری با سوخو۳۰ هم طراز نیستند؛ به‌خصوص اگر امکان پرواز تا ۱۱ هزار کیلومتر با ۱۰ ساعت پرواز را هم به آن بیفزاییم. با این حال همانند تمام جنگنده‌های روسی این شاهین‌های سرخ هم مشکلات خود را دارند.

پرنده خوش استیل سوخو با موتورهای پر از اشکال خود برای مدت‌ها هندی‌ها را کلافه کرده بود. در واقع موتور‌های تامانسکی همواره به‌عنوان قوی‌ترین موتورهای غیر‌قابل اعتماد در دنیا معرفی می‌شوند. اما در مقابل این جنگنده از تسلیحات بهتر با برد بیشتر و یک رادار آرایه فازی قدرتمند‌تر نسبت به تقریبا تمامی جنگنده‌های نسل چهارمی غربی استفاده می‌کند؛ موضوعی که از این جنگنده برای بسیاری از رقبای آمریکا گزینه بسیار جذابی می‌سازد، نکته دیگر هم اینکه برنامه سوخو۳۰ با مشارکت هند و چین سوخو را از فشار مالی پس از ورشکستگی شوروی نجات داد؛ آن هم در‌حالی‌که حتی همین امروز روس‌ها خودشان کمترین کاربر این جنگنده ممتاز به شمار می‌آیند.


http://www.8pic.ir/images/cbrx9nmaankma0u7lei.jpg
 نیرویی هوایی هند SU-30MKI

سوخوی هندی :

نمونه سفارشی و ساخته شده تحت امتیاز در هند که از خیلی جهات با قابلیت‌هایی مشابه سوخو۳۵ توسعه پیدا کرد. این نمونه با بهره‌گیری از نازل‌های تغییر بردار رانش یکی از مانورپذیر‌ترین گونه‌های فلانکر هم به شمار می‌آید. این جنگنده همچنین مجهز به اویونیک فرانسوی و رادار N۰۱۱M بارس (قوی‌ترین رادار هوابرد صادراتی روسی) با برد جست‌وجویی برابر ۳۵۰ کیلومتر (۲۰۰ کیلومتر برد رهگیری) و توان رهگیری ۱۵ هدف و درگیری با ۴ هدف است. البته این رادار در آینده با نمونه جدید‌تر ژوک AE با توان رهگیری تا ۳۰ هدف جایگزین خواهد شد.


سوخوی چینی :

نمونه صادراتی به چین با اصلاحات گسترده در نرم‌افزار و ایونیک پروازی که عمدتا به‌عنوان یک جنگنده ضربتی توسعه داده شده بود. نمونه چینی از نازل‌های تغییر بردار رانش استفاده نمی‌کرد. اما در مقابل میزان اوج‌گیری به مراتب بیشتری نسبت به نمونه روسی و حتی هندی داشت. تفاوت ظاهری دیگر هم عدم استفاده نمونه چینی از پیش بال (کاناراد) به‌شمار می‌رود.

این جنگنده برای نخستین بار در میان اعضای خانواده فلانکر به سیستم مدیریت میدان نبرد با توانایی پوشش تا ۱۵ هواپیما و امکان کنترل موشک‌های شلیک شده از هر کدام مجهز است. سیستم ارتباطی این نمونه برای نخستین‌بار امکان تنظیم یک شبکه ارتباطی مانند سیستم مورد استفاده در اف۱۴ را فراهم می‌کرد.



عقاب ماهیگیر :

گونه ناونشین فلانکر با نام سوخو۲۷ کا که رسما با نام سوخو ۳۳ شناخته می‌شود. ایده استفاده از سوخو۲۷ به عنوان جنگنده‌ای ناو‌نشین در اوایل دهه ۱۹۸۰ مطرح شد. در آن زمان نیروی دریایی ارتش سرخ به ساختن ناوهای بزرگ هواپیمابر فکر می‌کرد و خب به این ترتیب نیاز به جنگنده‌های متعارف ناونشین برای نخستین‌بار در ارتش سرخ احساس شد.
http://www.8pic.ir/images/e7g5g3tsi1bmbxgcwpme.jpg
Su-33

در آن سال‌ها دو مدل میگ۲۹ کا و سوخو۲۷ کا به عنوان رقبای اصلی مطرح بودند که هر یک مزایای خودش را داشتند. اما در ‌‌نهایت نیروی دریایی سوخو ۲۷ کا یا‌‌ همان سوخو ۳۳ را به واسطه توان رهگیری بالا‌تر جنگنده برگزید. این انتخاب در حقیقت پاسخی بود به حضور تامکت‌های آمریکایی روی ناوهای هواپیمابر برای رهگیری بمب‌افکن‌های شوروی.

سوخو۳۳ تفاوت چندانی با مدل پایه سوخو ۲۷ نداشت. شاید مهم‌ترین تفاوت بال‌های تاشوی جنگنده بود. در عین حال دو کانراد کوچک هم جلوی بال‌های هواپیما کمی عقب‌تر از کابین اضافه شد تا با افزودن به نیروی برا مسافت پرواز جنگنده را کاهش دهد. لبه‌های حمله متحرک هواپیما هم کمی گسترش داده شد و به کمک یک برا افزای اضافی روی هر بال در شرایط مورد نیاز خلبان با باز کردن این سطوح متحرک می‌توانست بین ۱۰ تا ۱۲‌درصد به مساحت بال اضافه کند.

http://www.8pic.ir/images/zz9aaybkk88m7v9ogre.jpg
Su-33
در نمایشگاه هوایی MAKS 2007

کلا ۲۶ فروند سوخو ۳۳ بیشتر تولید نشد. پس از لغو برنامه ساخت ناوهای هواپیمابر شوروی و باقی ماندن تنها یک ناوهواپیمابر کامل در ناوگان این نیرو نیازی هم به جنگنده‌های بیشتر نبود. این روز‌ها اما این جنگنده همچنان مهم‌ترین جنگنده ناونشین روس‌هاست؛ هرچند سرانجام به نظر می‌رسد رقیب ناکامش جانشین آینده این جنگنده‌های بزرگ خواهند بود، میگ ۲۹ کا احتمالا به علت ابعاد کوچک‌تر خود جانشینان فلانکر‌های پیر نیروی دریایی روسیه خواهد شد.

با این حال بد نیست اشاره کنیم که در مقایسه با میگ ۲۹ کا، سوخو ۳۳ تا ۵۰‌درصد نیروی رانش بیشتری دارد و تا دو برابر هم بیشتر سوخت با خود حمل می‌کند که تا ۸۰‌درصد به برد می‌افزاید. با این حال سوخو ۳۳ بیشتر یک رهگیر بود تا جنگنده‌ای ضربتی، از این رو از دید جنگ افزارهای هوا به سطح هیچ‌گاه با فالکروم قابل مقایسه نیست. همچنین برد رادار جنگنده نیز برای درگیری‌های هوایی دوربرد کفایت نمی‌کند؛ تا جایی که برای کنترل هوایی شدیدا به رادارهای پرنده وابسته است.



روح جوان در کالبد خرس پیر :

سوخو ۳۲ اف ان یا به طور دقیق‌تر سوخو ۳۴ آخرین نسل بمب‌افکن‌های ضربتی دنیاست؛ بازمانده تفکری به‌جا مانده از جنگ سرد برای ساختن بمب‌افکن‌های ضربتی تهاجمی که سوخو ۲۴ و اف ۱۱۱ آخرین وارثان آن بودند. سوخو ۳۴ یکی از نامعمول‌ترین نسخه‌های سوخو۲۷ با دو صندلی کنارهم به شمار می‌آید. ساخت سوخو ۳۴ به علت بحران مالی روس‌ها پس از انحلال شوروی با سال‌ها تاخیر صورت گرفت.

http://www.8pic.ir/images/61ux7zjti659c2op2ki1.jpg
Su-34 نیروی هوایی روسیه

سوخو برنامه ساخت این جنگنده را در دهه ۱۹۸۰ شروع کرد. اما تا سال ۲۰۰۹ هیچ سفارش رسمی برای جنگنده دریافت نکرده بود تا سرانجام نخستین سفارش برای ۱۵ فروند اول را از نیروی هوایی روسیه دریافت کرد. سوخو۳۴ از ابتدا به عنوان جانشین سوخو ۲۴ یعنی به عنوان یک بمب‌افکن ضربتی با توانایی اضافی درگیری هوایی طراحی شده بود.
http://www.8pic.ir/images/1y7r0sn056fnt7q2pnu.jpg
SU-34 نیروی هوایی روسیه

جالب آنکه میخائیل سیمونو طراحی این مدل را با هدف ساخت یک هواپیمای آموزشی ناو‌نشین شروع کرد اما لغو برنامه ناوهای هواپیمابر در میانه راه او را ناچار کرد تا منظور جدیدی برای هواپیمایش پیدا کند.سوخو ۳۴ به عنوان ترکیبی از مانور‌پذیری رهگیرهای سوخو ۲۷ و زره یک بمب‌افکن ضربتی طراحی شده است برای همین چیزی بیش از ۵/۱ تن از وزن هواپیما را تنها تیتانیومی تشکیل می‌دهد که به‌عنوان محافظ کابین و مخازن سوخت استفاده شده است. از این جهت می‌شود این جنگنده بزرگ را از خیلی جهات زیبا و از بعضی جهات بسیار زمخت و زشت تصور کرد. وزن اضافی و ابعاد متفاوت این نمونه موجب شده تا به نسبت دیگر گونه‌ها سرعت کمتری داشته باشد.



ببر شمالی :

سوخو ۳۵ آخرین عضو طراحی شده در خانواده فلانکر و مدرن‌ترین جنگنده عملیاتی نیروی هوایی روسیه به شمار می‌رود. از‌‌ همان آغاز ورود به خدمت سوخو ۲۷، سوخو به دنبال توسعه نمونه‌ای مدرن‌تر با برد و تجهیزات بیشتر بود؛ نمونه‌ای که بعد‌ها تحت عنوان سوخو۲۷‌ام یا به صورت دقیق‌تر سوخو ۳۵ اس مصادف با اوایل ۱۹۹۰ طراحی شد.
http://www.8pic.ir/images/9fcwb1sooha22wwfhfkj.jpg
SU-35 نیروی هوایی روسیه

برنامه سوخو۳۵ در آن زمان خیلی پیشرفت نکرد؛ اما زمینه‌ای شد برای تکمیل نمونه پیشرفته‌تر سوخو ۳۷ که در سال‌های بعد به‌عنوان ‌‌نهایت کارایی یک جنگنده نسل چهار نیمی در برابر تمامی جنگنده‌های غربی خودی نشان داد. اما سوخو ۳۷ در عمل بیش از حد گران و رویایی به نظر می‌رسید و عملا راهی به دنیای واقعی نداشت.
این شد که در سال ۲۰۰۹ نمونه‌ای ارزان‌تر از سوخو ۳۵ موسوم به بی‌ام با استفاده از جنبه‌های تکنیکی طرح سوخو ۳۷ به بهره‌برداری رسید و نیروی هوایی روسیه هم سرانجام جنگنده جدید را سفارش داد. سوخو۳۵ همانند فلانکرهای مورد استفاده هند از نازل‌های تغییر بردار رانش استفاده می‌کرد. همچنین به جای موتور قدیمی از نمونه بهسازی شده آ ‌ال ۴۱ اف نیرو می‌گرفت.
http://www.8pic.ir/images/sk2ycrlk4rgttilvdfcz.jpg
SU-35 نیروی
هوایی روسیه

این جنگنده نخستین جنگنده شرقی بود که توان پرواز ابر پیمایشی (سوپر کروز) را داشت؛ آن هم در‌حالی‌که حتی در غرب هم تعداد کمی از جنگنده‌ها چنین توانی را دارند. جنگنده از اویونیک تمام دیجیتال استفاده می‌کرد که در قلب آن یک رادار آرایه فازی چند حالته با توان استفاده از موشک‌های دوربرد آر ۱۷۲ جای گرفته بود؛ امکانی که از جنگنده یک رهگیر دوربرد می‌ساخت؛ آن هم در دورانی که میگ۳۱ و تامکت‌های ایرانی آخرین بازمانده‌های شکوه رهگیرهای دوربرد هستند. با وجود پنهانکار نبودن سوخو ۳۵ بسیاری این جنگنده را رقیب می‌دانی اف۲۲ آمریکایی می‌دانند.

بدنه هواپیما ترکیبی است از کامپوزیت‌های مقاوم مرکب از آلومینیوم و لیتیوم که وزن هواپیما را تا حد قابل قبولی کاهش داده است. استفاده از ترکیب کاناراد با موتورهای تغییر بردار رانش به جنگنده امکان می‌دهد تا در یک مانور کبرای کامل تا زاویه حمله ۱۲۰ درجه در شرایط واماندگی تغییر موقعیت دهد که این سیستم به خوبی تحت کنترل یک سیستم کنترل پرواز سیمی در آمده است. در‌‌نهایت می‌توان سوخو۳۵ را نمایشی کامل از توانایی جنگنده‌های خانواده فلانکر دانست.


http://www.8pic.ir/images/r4h3837upqkz0ukuuhf.jpg
انجام مانور کبرا سوخو-27

چه وسایلی همراه صندلی خلبان است؟


http://www.8pic.ir/images/ld7r15ovw4i4nj0phbdb.jpg

آیا می‌دانید وقتی خلبان بیرون می‌پرد چه چیزهایی با او به بیرون پرتاب می‌شوند؟

به گزارش بلك ارمی به نقل از مشرق این وسایل به این قرار است:


1- غذا به اندازه سه روز

2- شکلات

3-یک کلت جنگی

4-یک کلت منور

5- یک قایق بادی مخصوص سقوط در آب

6-یک قلاب ماهی گیری

7-یک دستگاه شبیه کباب پز برای طبخ غذا

8-یک پودر مخصوص که اگر خلبان در آب سقوط کند با آن ریختن آن پودر کوسه ها دور می شوند

9-بسته کمک های اولیه

10-چاقوی معروف و بسیار تیز MC 1 که حتی قادر به بریدن مفتول فلزی می باشد

11-آینه برای علامت دادن در روز

12-یک تشک بادی که اگر خلبان بالای جنگل سقوط کند. این تشک اطراف بدن او را می پوشاند تا به خلبان آسیبی نرسد

13-قرص تصفیه آب


منبع : به گزارش مشرق به نقل از جام نیوز

در مورد طراحی جنگنده جدید ایران

  در مورد طراحی جنگنده جدید ایران

به گزارش گروه دفاع و امنیت مشرق، هر چند طرح های پیشین ایران در زمینه هواپیماهای جنگنده روندی عادی را در توسعه این محصول نشان می داد اما رونمایی از نمونه هواپیمای جنگی جدید ایران با نام «قاهر313» در 14 بهمن ماه حقیقتاً شوک عجیبی در پیش بینی وضعیت طراحی جنگنده ها در ایران به وجود آورد.

با توجه به ظاهر نامتعارف این هواپیما و مطالب مطرح شده پیرامون آن بر آن شدیم تا در گزارشی در قالب نکته گویی به برخی از ویژگی های قابل استنباط و البته قابل بیان از ظاهر این هوپیما و اطلاعات اعلام شده بپردازیم.

ویژگی های پنهانکاری(رادارگریزی)

طراحی یک هواپیما به نحوی که کمترین بازتاب راداری و حرارتی را داشته باشد از اصول مهم برای

به تأخیر انداختن شناسایی هواپیمای خودی توسط سامانه های دشمن است که منجر به افزایش بقاپذیری رزمی می شود.

1- در این هواپیما با استفاده از سطوح تخت و کمی هم سطوح منحنی در بالای بدنه بر مبنای اصول طراحی هواپیماهای پنهانکار اقدام شده است. به عنوان مثال شکل دماغه و زوایای پهلوهای بدنه مطابق اصول پنهانکاری راداری انتخاب و طراحی شده است و می توان گفت از این لحاظ قاهر 313 هواپیمای رزمی نسل پنجمی(با تعاریف مرسوم دنیا) است.

2- شکل شکسته بال که جالب و عجیب ترین نکته ظاهری قاهر313 است به کاهش اثرات راداری و حرارتی کمک می کند هر چند که مأموریت اصلی آن چیز دیگری است.

3- به احتمال زیاد، عمده تسلیحات قاهر در محفظه داخلی بین دو ارابه فرود اصلی حمل می شود که برای کاهش بازتاب راداری ناشی از نصب تسلیحات زیر بال و بدنه روش مطمئنی است

4- ورودی هوای موتور بالای بدنه قرار گرفته است که باعث کاهش بازتاب راداری در برابر رادارهایی که از پایین به هواپیما نگاه می کنند می شود.

قاهر 313 دارای شکل ظاهری پنهانکارانه است

5- استفاده از دو ورودی که از دو مجرا هوا را به موتور می رسانند به دلیل ایجاد زاویه غیر مستقیم از موتور تا ورودی هوا، باعث کاهش بازتاب راداری می شود ضمن اینکه احتمال طراحی خود مجرا با سطوح زاویه دار برای گرفتن انرژی امواج رادار مانند شیوه استفاده شده در جنگنده اف-35 وجود دارد.

6- زائده های اطراف خروجی موتور می تواند برای کاهش اثرات حرارتی و راداری و نصب خروجی بردار متغیر در آینده مفید باشد.

7- استفاده از زاویه حمله و فرارهای یکسان در بیشتر سطوح بدنه به علاوه خطوط شکسته در لبه دریچه های ارابه های فرود برای پنهانکاری یکی از روش های لازم است که در قاهر313 دیده می شود.

8- سکان های عمودی V شکل به پنهانکاری یک هواپیما کمک شایانی می کنند که در این جنگنده مورد استفاده قرار گرفته اند.

9- باید دید برای کاهش اثرات بازتاب راداری کلاه و صندلی خلبان و خود خلبان با توجه بزرگ بودن کانوپی (طلق کابین) چه تدبیری اندیشیده شده است.

10- گازهای داغ خروجی موتور، پیش از خروج از هواپیما با هوای سرد از طریق دو مجرای بالای بدنه ترکیب شده و با دمای پائین از هواپیما خارج می شوند تا اثرات حرارتی کاهش یابد.

 
بخش انتها و خروجی موتور قاهر313

11- استفاده از مواد جاذب امواج راداری در بدنه برای جذب انرژی امواج رادار و کاهش بازتاب راداری از دیگر روش های استفاده شده در قاهر برای افزایش پنهانکاری است.

ویژگی های پروازی

12- تمرکز جرم حول محور طولی جنگنده قاهر313 موجب افزایش مانور پذیری می شود.

13- با توجه به ابعاد هواپیما که طول آن کمتر از 16 متر تخمین زده می شود، محفظه حمل جنگ افزار آن می تواند دست کم دو بمب 2هزار پوندی یا تعداد بیشتری بمب های کوچک نقطه زن هدایت شونده، یا دست کم 6 موشک هوا به هوا در رده R-73 یا PL-12 را در خود جای دهد.

14- وجود پیشبال (Canard) برای افزایش مانورپذیری، تولید برآی مثبت، وجود سطوح کنترلی روی آن، کاهش دهانه بال با بزرگ در نظر گرفتن پیشبال از مزیت های استفاده از آن است.

15- وضعیت بال و بدنه قاهر نشان می دهد طرح آن نزدیک به طرح های «ترکیب بال و بدنه» است که دارای مزیت های آیرودینامیکی بسیار خصوصاً در کاهش تداخلات نامناسب جریان بال و بدنه است.

16- مزیت های پیشبال در زوایای حمله بالا بیشتر است زیرا با تولید جریان گردابه ای و ریختن آن روی بال باعث تولید بهینه برآ با نیاز به سرعت خطی و نیروی رانش کمتر و در نتیجه مصرف سوخت کمتر می شود.

17- با توجه به وجود پیشبال، احتمالاً این هواپیما برای مانورپذیری بیشتر با حاشیه پایداری کم و یا ناپایدار طرحی شده (در اینصورت نیاز به نرم افزار کنترل پرواز پیشرفته است که بیشتر با سامانه کنترل پرواز با سیم تطابق دارد)

18- ارابه های فرود اصلی در کنار بدنه رو به جلو جمع می شوند که باعث ایجاد فضای مفید بیشتر در داخل بدنه می شود.

19- سطح دم عمودی نسبتاً بزرگ است که پایداری سمتی مناسبی ایجاد کرده و با بخش متحرک (رادر) بزرگ، مشخصات مانوری جانبی مناسبی ایجاد می کند. با توجه به این سکان عمودی، ارتفاع قاهر کمتر از 4 متر تخمین زده می شود.

20- بال ضخیم (نسبت ضخامت بالا) در قاهر313 برای تولید برآی زیاد مناسب است البته این نوع بال ها برای سرعت های نه چندان بالا بهینه هستند. به نظر دهانه بال این جنگنده کمتر از 8 متر باشد.

21- شکل و محل ورودی هوا خطر جدایش جریان در زوایای حمله بالا دارد که با توجه به قابلیت پرواز قاهر در زوایای حمله بیش از 20 درجه باید به نحوی این مشکل مرتفع شده باشد.

22- جلوی ورودی هوای موتور حالت ریشه کشیده LERX دارد که مزیت های آیرودینامیکی بالایی دارد.

23- کانوپی بسیار بزرگ این هواپیما منجر به ایجاد دید عالی و 360 درجه به اطراف می شود که برای پروازهای ارتفاع پائین لازم است و البته در مأموریت های تهاجم زمینی بسیار کمک کرده و در نبرد هوایی نزدیک هم بسیار مفید است.

 
به کانوپی قاهر313 در این تصویر توجه نمایید

24- همه هواپیماها با پرواز در ارتفاع نزدیک به زمین از اثر سطح بهره مند می شوند اما شکل شکسته بال در قاهر313 به استفاده بهینه از اثر سطح  برای پروازهای طولانی تر در ارتفاع پائین و نشست و برخاست از باندهای کوتاه کمک می کند.

25- شکل شکستگی بال ها همانطور که در گزارش مربوط به قایق پرنده باور-2 اشاره کردیم که نمونه کامل یک هواپیمای اثر سطحی بومی است، در نمای روبرو دارای شکل شبیه به M است که در کنار شکل W از بهترین فرم ها برای استفاده از اثر سطح است.

26- شکستگی بال ضمناً به عنوان یک بالچه نوک بال هم عمل می کند که به کاهش پسای القایی و کاهش مصرف سوخت و افزایش مداومت پروازی منجر می شود خصوصاً در پروازهای نزدیک به سرعت صوت که احتمالاً این هواپیما برای آن رژیم پروازی بهینه شده است.

27- طراحی ویژه بال و پیشبال(کانارد) اصلی ترین عوامل ایجاد توانمندی پرواز و نشست در باندهای کوتاه است که این هواپیما را برای استقرار در پایگاه های کوچک یا باندهای فرعی در راستای نبرد نامتقارن مناسب می سازد.

28- ارابه فرود این هواپیما کپی شده از هیچ یک از جنگنده های فعلی ایران نیست و طراحی جدیدی ضمن شباهت به طرح کلی ارابه فرود هواپیمای سوخو-25 دارد.

 
ارابه های فرود قاهر313

29- تک موتوره بودن هواپیما ضمن کاهش مصرف سوخت کلی و سهولت تعمیر و نگهداری، نشان از سبک وزن بودن این هواپیما دارد.

30- تک چرخه بودن ارابه های فرود گواه دیگری بر سبک وزن بودن این هواپیما با وزن برخاست در حدود 12تا 14 و بیشینه وزن احتمالاً کمتر از 20 تن است.

سامانه ها

31- با توجه به طول و عرض کم دماغه قاهر313 به نظر می رسد بخشی تجهیزات راداری زیر محل استقرار خلبان جای داده شده باشد.

32- فرم دماغه قاهر313 با شکل آنتن رادارهای هوایی موجود در جنگنده های کشور تطابق ندارد بنابراین به احتمال زیاد یک رادار جدید و متفاوت یا راداری موجود با آنتن جدید برای آن در نظر گرفته شده است.

33- استفاده از دو نمایشگر چند منظوره یا MFD بزرگ در وسط کابین و سه نمایشگر کوچکتر نشان از تلاش و حرکت به سمت استفاده از سامانه های جدید و پیشرفته است که منجر به کاهش هزینه و زمان تعمیرات، افزایش چشمگیر قابلیت اطمینان و مزیت های دیگری دارد که در گزارش بالگرد طوفان-2 به آن پرداخته بودیم.

34- استفاده از 8 نمایشگر آنالوگ در کابین در کنار نمایشگرهای فوق نشان دهنده نهایی نشدن فناوری MFDها از نظر طراحان قاهر 313 دارد.

 
کابین نمونه رونمایی شده از قاهر313

35- تجهیزات مخابراتی و کنترل های سامانه های جانبی در کنار دست خلبان جای گرفته که طراحی مرسومی است. هرچند که دسته گاز موتور در تصاویر منتشره از کابین دیده نمی شود.

36- در این جنگنده از رادیوهای بومی ساخت صنایع الکترونیک وزارت دفاع با قابلیت های جهش فرکانسی و مقاوم در برابر اختلال و برخوردار از رمز کننده های خودکار با الگوریتم های پیشرفته استفاده شده است.

37- صندلی پرتاب شونده این هواپیما شباهت ویژه ای به نمونه های موجود نداشته و احتمالا همان نمونه بومی باشد که چندی پیش آزمایش آن از هواپیمای بستر آزمایش "آرمیتا" با موفقیت کامل انجام شد.

38- با توجه به اهرم هدایت از نوع معمولی احتمالاً سامانه کنترل سطوح متحرک بال و پیش بال و سکان عمودی و پروازی قاهر313 از نوع هیدرولیکی است نه سامانه پرواز با کنترل الکتریکی(FBW) زیرا نمونه های موجود این سامانه در دنیا از «اهرم هدایت کناری» استفاده می کند.

39- در نمونه فعلی قاهر، نمایشگر سربالا(HUD) دیده نمی شود و کلاه پروازی ساده است و بدیهی است در نمونه های تولیدی شاهد HUD خواهیم بود.

40- بر اساس برخی شواهد تصویری، نمونه نمایش داده شده ماکت در مقیاس واقعی یا «ماک آپ» است که یکی از مراحل مهم ساخت جنگنده پیش از نمونه های آزمایشی است.

نکات دیگر

41- در تصاویر منتشره از مراحل طراحی و توسعه قاهر313 نرم افزاری برای محاسبه سطح مقطع راداری دیده می شود که پیشرفت بسیار مهمی برای بهبود محصولات دفاعی کشور است.

 
محاسبات سطح مقطع راداری و تحلیل آیرودینامیکی قاهر313

42- مدلسازی قاهر313 در نرم افزارهای پیشرفته طراحی رایانه ای (CAD) نظیر CATIA که امکان اتصال به رایانه و ماشین های تولید پیشرفته برای کارهای ساختی را دارد، تحلیل های آیرودینامیکی با روش های عددی (cfd) با استفاه از نرم افزار تولید شبکه عددی GAMBIT و نرم افزار تحلیل جریان FLUENT، محاسبات طراحی با نرم افزار انجام شده که نشان از کار کامل علمی در حوزه های مختلف طراحی این جنگنده بومی دارد.

43- از ابتدای طراحی تا ساخت نمونه فعلی، 2.5 تا 3 سال طول کشیده، نشانه مدیرت قوی و عزم جدی برای تولید این محصول جهت نوسازی و افزایش توان هوایی کشور است.

44- آزمایشات پروازی فراوانی با نمونه پروازی مقیاس کوچک قاهر انجام شده که روشی مرسوم برای استخراج خصوصیات پروازی هواپیمای در حال طراحی با هزینه  و زمان کمتر است.

45- آزمایشات تونل باد نمونه های قاهر برای رسیدن به فرم بهینه آیرودینامیکی انجام شده است. به عنوان مثال در تصویر زیر در بخش های مانند پیشبال، سکان عمودی و خروجی موتور تفاوت هایی با نمونه رونمایی شده دیده می شود.

 
آزمایش تونل باد نمونه ای از قاهر

46- از موتور قاهر313 صحبتی به میان نیامده و احتمال دارد از موتور توربوفن بومی در آن استفاده شود که با نیازهای روز و البته پنهانکاری حرارتی و شکل حجیم بدنه تطابق دارد.

47- در نمونه فعلی قاهر سامانه های ردگیری فروسرخ، توپ و برخی سامانه های جانبی مانند آنتن های فرستند و گیرنده دیده نمی شود که شاید به دلیل ماک آپ بودن آن است.

48- آزمایشات تونل باد، کارهای نرم افزاری و پرواز مدل مقیاس کوچک راه هایی برای رسیدن به نتیجه بهتر و قابل اطمینان قبل از ساخت نمونه های پروازی است که هزینه بالاتری از آزمایشات فوق دارد. در نتیجه می توان انتظار داشت نمونه های عملیاتی قاهر با تغییرات کمتری نسبت به نمونه رونمایی شده تولید شوند.

49- نمونه رونمایی شده از قاهر313 هواپیمایی تک نفره است که با توجه به ویژگی های اعلام شده دارای نقش چند منظوره یعنی هم عملیات های هوا به هوا و هم هوا به سطح خواهد بود.

50- طراحی این هواپیما که کمترین شباهتی به نمونه های موجود در داخل کشور نداشته و شباهت اندکی با برخی هواپیماهای پنهانکار دنیا دارد نشان از جسارت و ریسک پذیری بالای مدیران صنایع هوایی وزارت دفاع است.

با توجه به فروض فوق، مراحل بعدی توسعه قاهر313 برای رسیدن به نمونه عملیاتی شامل ساخت نمونه هایی برای آزمایشات ایستا(استاتیک) زمینی، ساخت نمونه های پروازی، نمونه هایی برای آزمایشات سامانه های راداری و سلاح در پرواز، پیش نمونه های تولیدی و نمونه های تولیدی اصلی است که انشاالله به همت متخصصان توانمند داخلی و با پشتیبانی و همگرایی مسئولان در چند سال آینده به نتیجه نهایی و تولید انبوه برسد. ضمن آنکه قول سردار وحیدی وزیر دفاع کشورمان که از مسئولان خوشنام و صاحب ایده و تجربه مدیریتی بالا در نیروهای مسلح کشورمان است نیز نباید غافل شد که سخن از آینده نزدیک برای تولید انبوه این جنگنده داده اند.

سامانه ی دفاع هوایی مصباح1


سامانه ی دفاع هوایی مصباح1

   نوشته شده توسط: حسین اکبری در سه شنبه 18 مهر 1391


بسم الله الرحمن الرحیم

در جنگ، یکی از اهداف نابودی توان اقتصادی، صنعتی و نظامی دشمن است و این کار معمولا با حملات هوایی و موشکی انجام می پذیرد. ایران تا سال 89 برای مقابله با این تهدیدات به ویژه تهدید موشک های کروز و هوا به زمین، توان مناسبی نداشت. تنها سامانه ی روسی تور ام-1 آن هم به تعداد محدود وظیفه ی دفاع از سایت های اتمی و مراکز حساس نظامی را بر عهده داشتند. در سال 89 سامانه ای به نام مصباح 1 برای مقابله با تهدید موشک ها رونمایی شد که بحث های زیادی را بر انگیخت. در این جا پیرامون کارآمد بودن آن صحبت می کنیم.

مصباح 1، یک توپ ضد هوایی کششی است که به وسیله ی یک سیستم هدایت، هدف را شناسایی، رهگیری و منهدم می کند. اجزای این سامانه به شرح است:

تصویر
1:شاسی و پایه ها
شاسی این سامانه مشابه سامانه ی سماوات (اورلیکن) است که قادر به چرخش 360 درجه در اطراف و چرخش بین زوایای منفی 5 درجه تا 92 درجه به سمت بالا و پایین است. پس از جمع شدن می توان آن را توسط کامیون روی 4 چرخ کشید.

2:توپ ها و خشاب های آنها
مصباح-1 از 4 توپ دو تایی Zu-23-2 استفاده می کند. هر کدام از توپ ها توانایی شلیک 1000 گلوله در دقیقه را دارند و با اندکی محاسبه عدد 8000 گلوله در دقیقه برای تمام سامانه محاسبه می شود. اما نرخ آتش مصباح 1 نصف این عدد یعنی 4000 گلوله در دقیقه اعلام شده است که می تواند صرفا برای ذخیره ی مهمات باشد. جمعا 8 خشاب در وسط و کناره ها قرار می گیرند. ظرفیت هر خشاب 200 گلوله است. این یعنی گلوله ها ظرف 24 ثانیه شلیک مداوم به اتمام خواهند رسید. برد و ارتفاع توپ ها به ترتیب 2.5 و 2 کیلومتر است. سرعت دهانه ی گلوله ها 970-980 متر بر ثانیه است.

3:سیستم کنترل آتش
یکی از نکات مصباح 1 که اطلاعات کمی در مورد آن داریم سیستم کنترل آتش آن است. این سیستم از یک رادار و یک سامانه ی الکترواپتیکی و حرارتی تشکیل شده است که هر یک روی یک کانتینر نصب شده اند. مرکز کنترل و هدایت درون خود کانتینرهاست. مشخصات سیستم الکترواپتیکی ساخت صاایران، که بعضی منابع از آن به عنوان صافات نام برده اند، در دسترس نیست. اما با توجه به سامانه های مشابه ایرانی می توان بردی بین 15 تا 25 کیلومتر برای آن در نظر گرفت.
تصویر
رادار سامانه ی مصباح از نوع آرایه ی صفحه ای است و به احتمال زیاد تنها وظیفه ی جست و جو و کمک در هدف گیری را بر عهده دارد. تقریبا هیچ اطلاعاتی در مورد این رادار در دسترس نیست. تنها راداری که به آن شباهت دارد رادار ارتفاع پست سامانه ی HQ-9 چینی است که البته بسیار بزرگتر از رادار مصباح است. در هر حال به علت شباهت ساختاری دو رادار بعید نیست که ایران برای ساخت آن از چینی ها کمک گرفته باشد.
احتمالا هدفگیری اصلی بر عهده ی سیستم الکترواپتیکی است و رادار تنها نقش جست و جو و تا حدی کمک در هدف گیری را بر عهده دارد. مطمئنا سیستم کنترل آتش توانایی هدایت چندین توپ را به طور همزمان دارد.
تصویر

جوانب مثبت
ارزان قیمت بودن: توپ ها و شاسی از قبل در ایران تولید می شدند و قیمت چندانی ندارند بنابراین میتوانند به تعداد زیاد استفاده شوند.
نرخ آتش بالا: 4000 گلوله در دقیقه نرخ آتش کمی محسوب نمی شود. این مقدار برابر سیستم فالانکس آمریکایی است.
اتوماتیک بودن: این ویژگی نیاز به اپراتور برای هدفگیری را برطرف می کند و تنها یک نفر می تواند دستور شلیک را صادر کند.
استفاده از چندین سیستم برای کشف و رهگیری هدف: در این صورت بقاپذیری سامانه به شدت افزایش می یابد.
نیمه متحرک بودن: می شود به راحتی با کامیون قسمت های مختلف مصباح را به نقاط دیگر منتقل کرد که این یک قابلیت بسیار ارزشمند محسوب می شود.

جوانب منفی
برد و ارتفاع کم توپ: برد 2.5 کیلومتر و ارتفاع 2 کیلومتر برای مقابله با همه ی تهدیدات کافی نیست و زمان واکنش را نیز کم میکند
پراکندگی گلوله ها: توپ ها با فاصله از هم قرار گرفته اند بنابراین نابودی اهداف کوچک سخت تر می شود. این اهداف کوچک شامل موشک های کروز نیز می شود.
تصویر
سخت بودن تعویض خشاب ها: تعویض 8 خشاب که بعضی ها در نقاط با دسترسی کم قرار دارند کار آسانی نیست. هر شاسی پس از اتمام خشاب ها تا چند دقیقه غیر قابل استفاده می شود.
سرعت دهانه ی کم گلوله ها: 970 متر بر ثانیه سرعت زیادی نیست و میتواند باعث کم شدن دقت نیز بشود.

راهکارهایی برای ارتقای این سیستم
همه ی تجهیزات نظامی قابلیت ارتقا دارند و مصباح 1 هم از این قاعده مستثنی نیست. شاید دلیل این که نام آن مصباح "1" است نیز همین باشد.

توپ های این سامانه یکی از نقاط ضعف آن محسوب می شوند. برد آنها بسیار کم است. عمده ترین دلیل آن نیز کم بودن طول لوله نسبت به قطر آن است. همچنین سیستم تغذیه ی آنها از نوع خشابی است که تعویض آن بسیار وقت گیر می باشد. می توان با ساخت یک توپ جدید که سیستم تغذیه اش نواری و طول لوله اش بیشتر است این مشکلات را تا حدی برطرف کرد. همچنین می توان از شعله پوش های مدرن تر نیز در آن استفاده کرد. در بهترین حالت کالیبر توپ ها نیز افزایش می یابد که قدرت تخریب، برد و سرعت گلوله ها را زیاد می کند.

محل قرارگیری توپ ها مشکل پراکندگی گلوله ها را به وجود آورده. عمده ترین دلیل آن نیز ایجاد فضا برای خشاب ها است. در صورتی که روش تغذیه نیز عوض شود می توان توپ ها را به هم نزدیک تر کرد تا این مشکل نیز برطرف شود. شاسی و پایه ی این توپ در حال حاضر بزرگ و جاگیر است. در صورت تعویض توپ بهتر است این قسمت نیز تغییر کند.

اگر به جای توپ، از یک گاتلینگ استفاده شود می توان از این سامانه در ناوها نیز استفاده کرد. یکی از مشکلات ناو های ایرانی نبود سیستم های دفاع نزدیک است که با ساخت چنین سامانه ای توان آنها به شدت افزایش می یابد.

در صورتی که این سامانه به همراه موشک های زمین به هوای میثاق یا شهاب ثاقب بر روی یک خودروی زرهی شنی دار نصب شود می توان از آن برای پشتیبانی نزدیک نیروهای زرهی و پیاده استفاده کرد که توان قابل ملاحظه ای به نیروی زمینی خواهد داد.

به هر حال مصباح 1 در شکل کنونی هم می تواند برای دفاع از مراکز مهم نظامی و هسته ای استفاده شود و به همین شکل فعلی نیز توان دفاعی ایران را افزایش خواهد داد

با تشکر از دوست خوبم جناب امید.د

بر گرفته شده از میلیتاری

A300-600ST بلوگا

A300-600ST

كمپاني ارباس هواپيماي ‏A300-600ST‏ بلوگا را به عنوان جانشيني براي هواپيماي ‏سوپرگوپي به پرواز درآورد . بلوگا از هواپيماي ‏A300-600R‏ برگرفته شده است . اين ‏هواپيما در اصل براي پاسخگويي به نيازهاي خود كمپاني ارباس جهت جابجايي ‏قطعات حجيم هواپيماي توليدي كمپاني ارباس مانند بال ها و بخش هاي بدنه بين ‏كمپاني هاي مختلف زيرمجموعه ارباس توليد شد .‏

تاكنون 5 فروند از هواپيماي بلوگا ساخته شده است كه ارباس پنجمين فروند را به ‏عنوان هواپيماي پشتيبان و نيز براي جابجا كردن بارهاي سفارشي از خارج كمپاني در ‏نظر گرفته است . براي به وجود آوردن يك بازار پرسود كمپاني ارباس شركت ‏زيرمجموعه اي را با نام ‏ATI‏ (حمل و نقل بين المللي ارباس) بنيان گذاري كرده است ‏كه تاكنون اين شركت بارهاي حجيم و غيرمعمول مانند قطعات بزرگ ماهواره ‏ها،هواپيماهاي كلاسيك و حتي تابلوهاي نقاشي گرانبها را به نقاط مختلف جهان ‏حمل كرده است .‏

A300-600ST‏ يا همان ‏Super Transporter‏ براي اولين بار در سال 1996 وارد خدمت ‏شد . قابل ذكر است پنجمين و آخرين فروند از اين هواپيما در سال 2000 وارد خدمت ‏شد .‏

علاوه بر كمپاني ارباس شركت ‏SATIC‏ (كنسرسيومي متشكل از ايرواسپسيال از فرانسه و دايملر-بنز ايرواسپيس،اكنون ‏EADS‏ )در طراحي اين هواپيما نقش داشت . ‏ناگفته نماند قسمت هاي مختلف اين هواپيما را شركت هاي مختلف اروپايي توليد ‏كرده و در نهايت شركت سوژرما از فرانسه مونتاژ نهايي اين هواپيما را بر عهده گرفت . ‏

عرشه پروازي بلوگا در زير عرشه اصلي قرار گرفته است . در عرشه اصلي يا همان ‏بخش بار به صورت يك تكه ساخته شده و با حركت مختصر به سمت جلو در نهايت به ‏طرف بالا باز شده و دسترسي وسيعي را براي بخش بار ايجاد مي كند بطوريكه ‏طراحي ويژه عرشه هندلينگ بار را آسانتر كرده است . بلوگا توانايي حمل بارهايي به حجم 1500 مترمكعب و وزن 42 تن را تا برد 900 ناتيكال مايل دارد كه با سبكتر شدن ‏بار اين مسافت نيز افزايش مي يابد . براي مثال بار 40 تني تا 1500 ناتيكال مايل و بار
‏26 تني تا 2500 ناتيكال مايل .‏

بخش بار داراي ارتفاع و پهنايي برابر با 7 متر بوده و طول قابل استفاده اي تا نزديك به ‏38 متر دارد بطوريكه اين هواپيما با داشتن محفظه باري با اين ابعاد توانايي حمل 2 ‏هليكوپتر شينوك با روتورهاي تا شده بدون نياز به دمونتاژ و مونتاژ را دارد.‏

به دليل قرار گرفتن عرشه اصلي بار در ارتفاع 5.5 متري بلوگا به تجهيزات ويژه ‏فرودگاهي جهت بارگيري و تخليه بار نياز دارد كه اين امر با طراحي پلتفورم 100 تني ‏بارگيري و تخليه حل شده است . البته يك رمپ ويژه نيز براي اين هواپيما طراحي ‏شده كه در فرودگاه هاي بدون تجهيزات مورد استفاده قرار مي گيرد .قابل ذكر است ‏اين رمپ از جنس كربن كامپوزيت بوده و توسط يك نفر كاربر در عرض 20 دقيقه باز يا ‏جمع مي شود. رمپ كامپوزيت ، نيروي خود را از ژنراتور داخلي هواپيما مي گيرد .‏

بلوگا داراي دو موتور توربوفن جنرال الكتريك ‏CF6-80C2A8‎‏ بوده كه سرعت پيمايشي ‏برابر 0.7 ماخ رادر حداكثر ارتفاع 35000 پا امكان پذير مي سازد .


منبع : ماهنامه نوآور شماره ۲۸

قوی ترین بمب جهان(پدر بمب ها)

قوي ترين بمب خلاء‎ (Vacuum Bomb) ‎در جهان سه شنبه 11 سپتامبر در روسيه آزمايش شد ‏‎.‎‏ اين بمب که با هواپيما حمل مي شود قابليت ايجاد خلاء دارد‏‎ ‎و قابل ‏مقايسه با قدرت و کارايي يک بمب هسته اي ولي بدون ايجاد خسارات‎ ‎زيست محيطي ناشي از يک بمب هسته اي است ‏‎.‎‏ اين بمب که به طور مخفيانه ساخته ‏شده قدرتى بيش از بمب هاى هسته اى داشته و ارتعاش هاى ناشى از انفجار آن به ‏مراتب شديدتر از ارتعاش هاى هسته اى است . اين بمب موسوم به "پدر تمام بمب ‏ها " است و قدرت آن چهار برابر بيشتر از پرقدرت ترين بمب هاى فعلى جهان است ‏که در اختيار آمريکا قرار دارد زيرا از يك نوع جديد و بسيار كارآمد مواد منفجره كه به آن ‏اشاره اي نشده است، بهره مي‌برد .‏‎ ‎‏ ‏MOAB‏ يا مادر تمام بمب ها كه پيش از اين به ‏عنوان قوي ترين بمب خلاء  شناخته مي شد و در سال 2003 آزمايش شده بود، يك ‏بمب هدايت شونده‎ ‎ماهواره‌اي دوربرد است و امريكا از آنها در جنگ با طالبان در ‏افغانستان استفاده کرد .‏بمب روسي اولين بار توسط هواپيماهاى توپولف مدل ‏Tu-160‎‏ در محل آزمايش فرو ‏ريخته شد . قدرت اين بمب ها که با شدت زيادى منفجر شدند، بيش از حد تصور ‏است . اين بمب از لحاظ اندازه از بمب هاى ‏MOAB‏ آمريکايى کوچکتر است، اما به ‏دليل استفاده از فناورى نانوتکنولوژى در ساخت آن و با توجه به حرارتى که در زمان ‏منفجر شدن در مرکز انفجار توليد مى شود قدرت آن بسيار بيشتر از بمب هاى ‏آمريکايى است . بمب خلاء جديد مي تواند جايگزين يک سري از ابزار هسته اي با ‏قدرت ضعيف تر شود که قبلا ساخته شده بود . در همين زمينه وزارت دفاع روسيه ‏اعلام كرد اين طرح نظامي هيچکدام از توافقات بين المللي را نقض نمي کند و به ‏ايجاد‎ ‎رقابت تسليحاتي تازه اي در جهان منجر نخواهد شد . ‏بمب روسيه حاوي ‌8/7 تن ماده منفجره قوي است ولي بمب آمريكا بيش از‏‎ ‎هفت تن ‏ماده منفجره دارد‎ ‎در حالي كه بمب آمريكا معادل ‌11‏‎ ‎تن تي.ان.تي است ولي بمب ‏روسيه معادل ‌44 تن از اين ماده منفجره است. همچنين شعاع‎ ‎انفجار بمب روسيه ‏‏‌990 فوت يا 300 متر و دو برابر شعاع انفجار بمب آمريكا است ‏‎.‎‏ اين  بمب روسي در ‏ابتدا يک توده اي از مواد آتش زا را در شعاع انفجاري خود ايجاد ميکند که با اکسيژن ‏موجود در جو مخلوط ميشود سپس درمرحله بعد ، اين توده آتش مي گيرد بطوريکه ‏تمام منطقه آتش گرفته شده را نابود مي کند .‏آزمايش اين بمب با توجه به تنش هاى به وجود آمده ميان مسکو و واشنگتن به دليل ‏مسائلى چون استقرار سپر موشکى آمريکا در اروپاىشرقي، پرواز مجدد هواپيماهاى ‏استراتژيک روسيه و امکان تعليق حضور در پيمان نيروهاى متعارف از سوى روسيه، ‏مى تواند بيش از گذشته، روابط دو کشور را به دوران جنگ سرد نزديک کند . آزمايش ‏بمب خلاء توسط روسيه نشان دهنده توان نظامي اين کشور در پاسخ به طرح آمريکا ‏براي استقرار تجهيزات ضد موشکي خود در شرق اروپاست.

رکورد بلندترین، سریع‌ترین و طولانی‌ترین سقوط آزاد جهان شکسته شد

فلیکس باوم‌گارتنر با پرش از یک بالن از ارتفاع ۳۹ کیلومتری زمین توانست به عنوان نخستین انسان در سقوط آزاد دیوار صوتی را بشکند. پرش وی در مجموع ۲۵۹ ثانیه به طول کشید و سه رکورد بر جا گذاشت.
فلیکس باوم‌گارتنر، وزرشکار ماجراجو اتریشی، موفق شد به مدت ۴۰ ثانیه سرعتی بیش از سرعت صوت داشته باشد. دستگاه‌های اندازه‌گیری نشان می‌دهند که وی در این پرش متهورانه سرعتی بالغ بر ۱۳۴۲ کیلومتر در ساعت داشته است.

بدین‌ترتیب باوم‌گارتنر ۴۳ ساله نخستین انسانی است که حین سقوط آزاد توانسته است دیوار صوتی را بشکند. دستگاه‌های اندازه‌گیری همچنین نشان می‌دهند که ورزشکار اتریشی این پرش را از ارتفاع ۳۹ کیلومتری زمین انجام داده است.

سرعت باوم‌گارتنر حدود ۲۶۵ کیلومتر در ساعت بیش از سرعت صوت بوده است. باوم‌گارتنر دقایقی پس از آنکه زمین را زیر پا‌های خود احساس کرد، گفت: «ابداَ نمی‌دانم که آیا توانسته‌ام دیوار صوتی را بشکنم یا نه. تصوری هم ندارم که در چه زمان بیشترین سرعت را داشته‌ام، چون فشار ناگهانی ناشی از سرعت را احساس نکردم. در تمام مدت پرش سرگرم کارهای دیگر بودم.»

باوم‌گارتنر پس از این پرش منحصر به فرد در ایالت نیومکزیکوی آمریکا با چتر نجات بر زمین فرود آمد. باوم‌گارتنر در لحظه فرود به نشانه پیروزی مشت خود را بلند کرد. این امر نشان می‌دهد که وی دچار بی‌هوشی یا از دست دادن تمرکز حواس خود نبوده است. یکی از خطرات ممکن به هنگام چنین پرشی تشکیل بلور در مجرای تنفسی است که به “کریستاله شدن تنفس” معروف است.

 

*      لغو چندباره پرواز و پرش

ارتفاع ۳۹ کیلومتری حدوداَ سه برابر ارتفاعی است که هواپیماهای مسافربری معمولاَ بدان دست می‌یابند. پرواز و پرش باوم‌گارتنر در مجموع حدود سه ساعت به طول انجامید. تیم وی چندین بار پرواز را لغو کرد.آخرین بار به دلیل باد شدید امکان پرواز بالن ممکن نشد. بالن باوم‌گارتنر کپسولی بود که او را به آرامی به سوی فضا برد. به لحاظ تقسیم‌بندی جوی ارتفاع ۳۹ کیلومتری در لایه استراتوسفر زمین قرار دارد.

به گفته باوم‌گارتنر، تدارکات لازم برای انجام این پروژه پنج سال زمان برد. بالن باوم‌گارتنر در یک کیلومتر نخست با سرعت ۶ متر در ثانیه اوج گرفت. بالن او با گاز هلیوم پر شده بود. قرار بر این بود که باوم‌گارتنر از ارتفاع ۳۶ کیلومتری پرش خود را انجام دهد، اما بالن وی ۳ کیلومتر بیشتر اوج گرفت.

وی پس از ورود به ارتفاع مورد نظر با تیم مستقر بر روی زمین بار دیگر گام به گام مراحل پرش و دستگاه‌های خود را کنترل کرد. به لحاظ پزشکی این پرش بسیار خطرناک تلقی می‌شود.

 

*      سه رکورد و یک ناکامی

جو کیتینگر، افسر نیروی هوایی آمریکا و رکورددار پیشین پرش از ارتفاع زیاد (از ارتفاع ۳۱ کیلومتری)، عضو تیم باوم‌گارتنر بود و با تجربه خود راهنمایی و هدایت وی را برعهده داشت.

زمانی که باوم‌گارتنر می‌خواست بالن را ترک گوید، گفت: «ارتفاع بسیار بسیار زیاد است. حال به خانه باز می‌گردم.»

مجموع زمان پرش باوم‌گارتنر ۴ دقیقه و ۱۹ ثانیه بود. او حین پرش دچار تکان‌های شدیدی شد، اما به سرعت توانست حرکت خود را یک‌نواخت کند. وی اعتراف کرد که در این لحظه ترس از بی‌هوشی داشته است.تنها پس از آنکه چتر نجات باوم‌گارتنر طبق زمان و ارتفاع تعیین شده باز شد، فریاد شادی تیم وی از اتاق کنترل برخاست.

به گفته شرکت “رد بول”، این پروژه در مجموع ۵۰ میلیون یورو هزینه در بر داشته است. فلیکس باوم‌گارتنر در مجموع سه رکورد برجای گذاشت، اما در یک مورد ناموفق بود. مرتفع‌ترین پرواز با یک بالن، بلندترین پرش و شکستن دیوار صوتی رکوردهای او به شمار می‌آیند، اما باوم‌گارتنر درست به خاطر سرعت بالایی که داشت نتوانست بیشترین مدت سقوط آزاد را از آن خود کند.

هاینتس فیشر، رئیس‌جمهور اتریش، با ارسال پیامی اینترنتی به باوم‌گارتنر تبریک گفت. وی در این پیام چنین نوشت: «اتریش به خاطر موفقیت وی به خود می‌بالد.» ورنر فی‌مان، صدراعظم اتریش، نیز این دستاورد را استثنایی خواند و گفت: «با این پرش مرزهای توانایی‌های انسانی و علم فیزیک به چالش کشیده شده‌اند.»

غول پیکرترین هواپیمای جهان

An-225

آيا غول پیکرترین هواپیمای دنیا را مي شناسيد؟ آنتونف 225 بزرگترین هواپیمای حال حاضر جهان می باشد،زمانیکه این هواپیما ساخته شد ، 50 % از بزرگترین هواپیماهای آن زمان بزرگتر بود ؛ هنگامی که در مقابل آن ایستاده اید احساس ترس خواهید کرد ، در مورد بزرگی آن همین بس که بوئینگ 747 در مقابل آن کوچک به نظر میرسد این هواپیما برای حمل شاتل فضایی "بوران"  توسط دفتر طراحی آنتونوف در اوکراین طراحی شد. دفتری که قبلا هم هواپیمای خوب و بزرگ ترابری آنتونوف 124 را ساخته بود.در هنگام فرود اصلا احساس نمیکنید که یک هواپیما  میخواهد بنشیند بلکه بیشتر شبیه فرود یک کشتی غول پیکر ازآسمان به زمین است.در لحظه فرود صدای غرش ان واقعا ترسناک است. وجود 30 چرخ در ارابه فرود آن انسان را متحیر میکند.اگر نگاهی به سالن داخل آن بیاندازید متوجه میشوید که  براحتی میتواند تانک واتوبوس حمل کند،براستی که روسها با ساخت این هواپیما قدرت صنعت هواپیماسازی خود را به رخ دنیا کشیدند.

پیکر بندی  آنتونف 225 همانند آنتونوف 124 بوده ولی در آنتونوف 225 بدنه درازتر بوده و در تا شو قسمت عقب را ندارد.بلکه این در در قسمت جلوی آن قرار دارد.برای این هواپیما 6 موتور توربو فن در نظر گرفته شده است. حداکثر وزن برخاست آن 600 تن می باشد. طول این هواپیما 84 متر ، طول بالهای آن 84.4 متر و ارتفاع آن 18.10 متر می باشد . آنتونف 225 قابلیت حمل 250 تن بار را دارد،حداکثر سرعت آن 850 کیلومتر بر ساعت می باشد و مداومت پروازی آن با حداکثر بار 4500 کیلومتر می باشد که البته بدون بار این مقدار به 15400 کیلومتر می رسد.آنتونوف 225 امریا (به معنی رویا) یک هواپیمای نظامی نیست ولی به خاطر قابلیتهای کم نظیری که دارد می تواند در امور نظامی نیز بکار گرفته شود.

این هواپیما برای اولین بار در اوایل 1988 به پرواز درآمد و در سال 1989 وارد خدمت شد.اولین پرواز آن 75 دقیقه بطول انجامید. بعد از لغو برنامه فضایی بوران تنها آنتونف 225 ساخته شده در سال 1994 نگهداری شده و موتور های آن در آنتونف 124 استفاده  شد. در سال 2001 این هواپیما برای انجام عملیات هوایی دوباره مهیا شد و اولین پرواز خود را در هفتم می همان سال انجام داد. شایعه هایی وجود دارد مبنی بر اینکه آژانس فضایی اروپا نقشه هایی برای شروع ساخت هواپیمای بدون سرنشین )Hotolفرود و برخاست افقی) از روی آنتونف 225 دارد، با اینکه بنظر می رسد این شایعه ها بی اساس باشند.دومین آنتونف 225 نیز تا حدی ساخته شد ولی قبل از اتمام آن انبار شد. در اوایل 2002 آنتونوف بر روی دومین نمونه این هواپیما نیز  کار می کرد تا آن را به وضعیت پروازی برساند که این کار اکنون نیز ادامه دارد. این امکان  وجود دارد که در آینده شاهد گونه های بیشتری از این نوع هواپیماها با توجه به نیاز بازار داد و ستد هواپیما باشیم.

موتورهاي سوخت مايع

موتورهاي سوخت مايع

مقدمه

موتور پيشران مايع، موتوري است كه عمل احتراق شيميايي در آن با استفاده از يك يا چند ماده اكسيدكننده و احياشونده مايع، انجام مي‌پذيرد. مجموعه اين احياشونده (سوخت) و اكسيدكننده، در اصطلاح پيشران ناميده مي‌شوند. اين پيشران به صورت تفكيك‌شده، در مخازني در موشك پرتابگر ذخيره و نگهداري مي‌شود و هنگام روشن شدن راكت، به محفظه احتراق تزريق شده و باعث ايجاد احتراق و توليد نيروي رانش مي‌شود [1]. كنستانتين تسيلكوفسكي روسي، پدر علوم راكتي، اولين كسي بود كه اصول راكت‌هاي پيشران مايع را در كتاب خود تحت عنوان تحقيق و بررسي پيرامون فضاي بين‌سياره‌اي با استفاده از وسايل عكس‌العملي، در سال 1896، مطرح كرد.

سال‌ها بعد و بر پايه همين تئوري‌ها براي اولين بار رابرت گودارد آمريكايي در 16 مارس 1926، يك راكت سوخت مايع را آزمايش كرد كه توانست طي 5/2 ثانيه پرواز، حدود 40 پا از زمين بلند شود [2،3]. موشك وي2 ارتش آلمان (تصوير2) در جنگ جهاني دوم اولين نمونه عملياتي و كاربردي يك راكت پيشران مايع به عنوان موتور يك موشك بود. سوخت اين راكت ساده، الكل و ماده اكسيدكننده آن، اكسيژن مايع بود [4].
آغاز عصر فضا را مي‌توان ثمره پيشرفت بشر در طراحي و ساخت راكت‌هاي سوخت مايع دانست. اولين پرتابگرهاي قدرتمند تاريخ مانند ساترن-5 آمريكايي و انرگياي روسي با سامانه راكتي پيشران مايع كار مي‌كردند. در اين سامانه‌ها معمولاً از كروسين يا هيدروژن به عنوان سوخت و از اكسيژن مايع به عنوان اكسيدكننده استفاده مي‌شد. موتور‌هاي سوخت مايع در دهه‌هاي 60، 70 و 80 پيشرفت بسيار زيادي كردند و نوع پيشران آنها دچار تغيير و تحولات عمده‌اي شد. اما امروزه با پيشرفت فناوري، موتورهاي پيشران جامد توانسته‌اند به دليل مزاياي نسبتاً زيادي كه دارند، تا حد زيادي جاي موتورهاي پيشران مايع را در صنايع فضايي بگيرند
اجزا و نحوه عملكرد
 
موتورهاي پيشران مايع از 5 بخش اصلي تشكيل شده‌اند كه عبارتند از:

مخازن سوخت و اكسيدكننده

مخازني هستند تعبيه شده در خارج از موتور كه پيشران‌هاي مايع در داخل آنها نگهداري مي‌شوند. در واقع اين مخازن را بيشتر مي‌توان جزئي از موشك پرتابگر به حساب آورد تا خود موتور پيشران مايع. از آنجايي كه معمولاً پيشران‌ها فشار بسيار بالا و دماي خيلي پاييني دارند، و از طرفي وزن اين مخازن لازم است تا حتي‌الامكان كمتر باشد، طراحي آنها بسيار مشكل و با ملاحظات فراواني همراه است. معمولاً يك نوع گاز كه با مايع سوخت يا اكسيدكننده به هيچ‌وجه واكنش نمي‌دهد، با فشار بالا به داخل اين مخازن تزريق مي‌شود تا نوعي فشار پشت‌دستي را براي هدايت هرچه بيشتر پيشران‌ها پديد آورد.
 
توربوپمپ

اين زيرسامانه پيشران‌هاي مايع را از مخازن مكيده و با فشار و دبي مناسب به سمت محفظه احتراق هدايت مي‌كند. به تعبيري مي‌توان توربوپمپ را قلب يك موتور پيشران مايع دانست. براي هر يك از اكسيدكننده و سوخت، توربوپمپ‌هاي جداگانه‌اي به كار مي‌رود. انرژي توربوپمپ‌ها معمولاً از يك مولد گاز و توربين تامين مي‌شود. بخشي از سوخت و اكسيدكننده درمسير محفظه احتراق وارد اين مولد گاز مي‌شوند و با پس از واكنش گازهايي را حاصل مي‌كنند كه باعث كار توربين و به تبع آن توربوپمپ‌ها مي‌شود. البته لازم به ذكر است در برخي از موتورهاي پيشران مايع كوچك‌تر (كه البته در صنعت فضايي كاربرد ندارند)، پيشران‌ها با همان فشار پشت‌دستي مخازن به داخل محفظه احتراق تزريق مي‌شوند و نيازي به توربوپمپ نيست .در موتورهاي پيشران مايع كه در مراحل بالايي پرتابگرها استفاده مي‌شوند و همچنين در موتورهاي پيشران مايع فضايي، كه در ماهواره‌ها و فضاپيماها براي كنترل و تغيير مسير استفاده مي‌شوند، نيز به دليل فشار كمتر محفظه احتراق، در بسياري موارد توربو‌پمپ وجود نداشته و سامانه با فشار پشت‌دستي محفظه‌هاي پيشران كار مي‌كند. به لحاظ مهندسي اگر فشار محفظه احتراق كمتر از 30 بار باشد، استفاده از توربوپمپ توجيهي ندارد.

تزريقگر

تزريقگرها در ورودي محفظه احتراق قرار مي‌گيرند و وظيفه دارند تا پيشران‌هاي مايع (سوخت و اكسيدكننده)‌ را به صورت ذراتي بسيار كوچك با زاويه، سرعت و قطر كاملاً معين به داخل محفظه احتراق بپاشند. تزريقگرها انواع مختلفي دارند و يكي از پيچيده‌ترين و حساس‌ترين قسمت‌هاي يك موتور پيشران مايع هستند.

محفظه احتراق

محفظه احتراق محلي است كه در آن سوخت و اكسيدكننده پس از عبور از تزريقگر با يكديگر مخلوط شده و طي يك واكنش شيميايي مشتعل مي‌شوند. محفظه‌هاي احتراق موتورهاي پيشران مايع دما و فشارهاي بسيار بالايي را تحمل مي‌كنند. محفظه‌هاي احتراق پيشرفته امروزي تا فشار 400 بار را هم تحمل مي‌كنند [1]. در حالي كه در دهه 50 و 60 حداكثر اين مقدار حدود 110 بار بود [4]. فشار محفظه احتراق، پايه‌اي‌ترين عامل در طراحي و تعيين ويژگي‌هاي ساير قسمت‌هاي يك موتور پيشران مايع است.   

نازل (تصوير5)

بخش انتهايي موتور پيشران مايع است كه گازهاي بسيار داغ و پر سرعتي كه از محفظه احتراق خارج مي‌شوند را به فضاي بيرون هدايت مي‌كند. انتقال مومنتوم اين گازهاي داغ خروجي بخشي از نيروي رانش راكت را ايجاد مي‌كند. نازل نيز به لحاظ طراحي و فناوري ساخت يكي از قسمت‌هاي بسيار پيچيده موتور پيشران مايع محسوب مي‌شود.

تصوير شماره 6، نمايي از نحوه ارتباط اين پنج بخش را نشان مي‌دهد. بايد توجه داشت كه ده‌ها زيرسامانه ديگر در كنار اين پنج بخش وجود دارند كه ارتباط بين بخش‌ها و همچنين كنترل كل سامانه را بر عهده دارند. برخي از اين زيرسامانه‌ها عبارتند از: لوله‌كشي‌ها، تامين‌كننده فشار پشت‌دستي مخازن، تخليه‌كننده پسماند پيشران، آتشزنه، روغن‌كاري‌كننده (براي توربو پمپ)، تامين‌كننده توان براي توربوپمپ، خنك‌كننده‌ها، پايداركننده‌ها، تثبيت‌گرها، كنترل‌كننده سرعت و جهت بردار رانش، كنترل سامانه و غيره [5].
عملكرد هر يك از اجزاي يك موتور پيشران مايع، تاثيرات بسيار زياد و پيش‌بيني‌نشده‌اي بر ساير قسمت‌ها دارد و همچنين عملكرد كلي سامانه، تاثيرات ويژه‌اي را بر هر يك زيرسامانه‌ها دارد. لذا طراحي و ساخت يك راكت سوخت مايع جديد نيازمند تعداد بسيار زيادي آزمايش و داده‌برداري است كه موتور پيشران مايع را به يكي از پيچيده‌ترين مصنوعات ساخت بشر تبديل كرده است.
 
تصوير 6- نحوه ارتباط بخش‌هاي يك موتور راكتي پيشران مايع
تصوير 6- نحوه ارتباط بخش‌هاي يك موتور راكتي پيشران مايع
 

انواع موتور‌هاي پيشران مايع

موتورهاي پيشران مايع را مانند هر سامانه مهندسي ديگر، مي‌توان بر اساس معيارهاي مختلفي دسته‌بندي كرد. معيارهاي از قبيل: نوع پيشران، نسل، مرحله مورد استفاده در پرتابگر، مقدار نيروي رانش و غيره. اما پايه‌اي‌ترين و دقيق‌ترين دسته‌بندي به لحاظ طراحي- مهندسي، تقسيم اين موتور‌ها به دو دسته سيكل باز و سيكل بسته است. همان‌گونه كه پيشتر ذكر شد، توربوپمپ‌ها انرژي خود را از يك مجموعه مولد گاز و توربين دريافت مي‌كنند. اساس اين نوع تقسيم‌بندي، نحوه استقرار اين مولد گاز و توربين در سامانه است:

  • موتور‌هاي پيشران مايع سيكل باز

در اين نوع موتور‌ها مولد گاز بخش كوچكي از سوخت و اكسيدكننده را دريافت كرده، توربين را به گردش واداشته و در نهايت محصولات احتراق آن از يك نازل كوچك فرعي خارج مي‌شوند.

  • موتور‌هاي پيشران مايع سيكل بسته

در اين نوع موتور، بخش بزرگي از سوخت يا اكسيدكننده وارد مولد گاز شده و توربين را به حركت در مي‌آورند. سپس گازهاي خروجي از توربين كه هنوز داراي مقدار زيادي سوخت يا اكسيدكننده هستند، از يك مسير خاص وارد محفظه احتراق اصلي راكت مي‌شوند.

اصولاً سامانه‌هاي سيكل بسته بازده بيشتري دارند و موتور‌هاي پيشران مايع پيشرفته‌تر از اين نوع استفاده مي‌كنند.
 

مزايا و معايب موتور‌هاي پيشران مايع در مقايسه با موتور‌هاي پيشران جامد

پايه‌اي‌ترين تفاوت به لحاظ طراحي- مهندسي بين موتورهاي پيشران مايع و جامد در اين است كه در موتور‌هاي پيشران مايع، نيروي رانش كمتر اما در مدت زمان بيشتر توليد مي‌شود. اما در موتورهاي پيشران جامد، نيروي پيشران بيشتري در مدت زمان كمتري توليد مي‌شود. به همين دليل است كه در بسياري از پرتابگرهاي معروف (به‌ويژه در غرب)، معمولاً موتور‌هاي پيشران جامد به صورت بوسترهايي هستند كه در مرحله اول پرتاب به كمك پرواز پرتابگر مي‌آيند. در اين پرتابگرها موتور اصلي در واقع موتور پيشران مايعي است كه بعد از بوسترها به صورت كامل و با تمام توان روشن مي‌شود و پرتابگر را در طول مسير خود مي‌راند. سامانه پرتاب شاتل فضايي نمونه‌اي از اين مورد است.

يكي از مزاياي اصلي موتورهاي پيشران مايع نسبت به پيشران جامد، قابليت كنترل به نسبت راحت نيروي رانش در آنهاست. به بيان ديگر، در موتور‌هاي پيشران مايع، نيروي رانش را مي‌توان با تغيير نسبت اختلاط اجزاي پيشران، تقريباً مشابه تغيير سرعت با استفاده از پدال گاز در اتومبيل، كنترل كرد؛ امري كه در موتور‌هاي اوليه پيشران جامد امكان‌پذير نبود. البته در سال‌هاي اخير با پيشرفت فناوري كنترل نيروي رانش در موتور‌هاي پيشران جامد، اين ويژگي موتور‌هاي پيشران مايع قدري كم‌رنگ شده است.

يكي ديگر از مزاياي موتور‌هاي پيشران مايع، فناوري به نسبت قابل اعتماد آنهاست. اين بدين معنا نيست كه سامانه آنها از پيچيدگي و حساسيت كمتري نسبت به موتور‌هاي پيشران جامد برخوردار است. اين مزيت را فقط به دليل قديمي‌تر بودن و آزمايش پس‌داده‌تر بودن انواع شناخته‌شده آنها مي‌توان به موتور‌هاي پيشران مايع نسبت داد. همان‌گونه كه اشاره شد، موتور‌هاي پيشران مايع با آغاز عصر فضا به كار گرفته شدند و تا سال‌هاي متمادي، بيشتر پرتابگرها از اين نوع پيشران استفاده مي‌كردند. امروزه، اين ويژگي موتور‌هاي پيشران مايع نيز ديگر منحصر به‌فرد محسوب نمي‌شود.

عيب بزرگ موتور‌هاي پيشران مايع، بازرسي، نگهداري و عمليات آماده‌سازي بسيار مشكل آنهاست كه هزينه‌هاي آنها را بالا مي‌برد. همچنين پيچيده‌تر بودن زيرسامانه‌هاي اين نوع موتور باعث افزايش هزينه و قيمت آنها مي‌شود. از اين رو، دنياي صنعت فضايي در طي چند دهه اخير بيشتر به سمت موتور‌هاي پيشران جامد روي آورده است كه عموماً كم‌هزينه‌تر و داراي عملياتي بسيار ساده‌‌تر هستند.
 

مثالي از نحوه عملكرد يك موتور پيشران مايع

موتور سوخت مايع آردي- 107، يكي از اولين موتورهاي موشكي اتحاد جماهير شوروي است كه كار طراحي آن از سال‌هاي اوليه دهه 50 ميلادي شروع شد و در سال 1957، به صورت كاملاً عملياتي درآمد [2]. اين شاهكار مهندسان صنعت هوافضاي شوروي از نوع سيكل باز و داراي قابليت ‌اطمينان و كارآيي بسيار بالايي بود، به طوري كه انواعي از آن تا اوايل دهه 90 نيز در پرتابگرهاي مختلف مورد استفاده قرار مي‌گرفت. اين موتور پيشران مايع، داراي چهار مجموعه مستقل محفظه احتراق و نازل اصلي و همچنين دو مجموعه محفظه و نازل فرعي (جهت كنترل وضعيت موشك) بود كه هر شش مورد از يك توربوپمپ تغذيه مي‌شدند.

نوع بهينه‌سازي شده اين موتور، آردي- 108 نام داشت. اين موتور دو مجموعه نازل و محفظه احتراق فرعي از نوع اوليه خود بيشتر داشت كه البته آنها هم از يك توربوپمپ واحد تغذيه مي‌شدند. اين نوع بهينه‌سازي شده معمولاً در مرحله دوم پرتابگرها استفاده مي‌شد، لذا نازل‌هاي آن به لحاظ ابعاد و اندازه قدري از آردي- 107 بزرگ‌تر بود. به واقع مي‌توان گفت عصر فضا با ساخت اين خانواده موتور آغاز شد. نقشه ساده‌ شده اين موتور در تصوير شماره 7 آمده است.
با توجه به تصوير 7، مراحل و نحوه كار موتور، در ادامه ارائه مي‌شود:

1- با صدور سيگنال روشن شدن، شير شماره 1 باز مي‌شود و گاز هليوم تحت فشار پس از عبور از رگلاتورهايR2  و R3 به مخازن سوخت و اكسيدكننده وارد مي‌شود و با ايجاد فشار پشت‌دستي بالا، مايعات پيشران را به سمت توربوپمپ‌ها روانه مي‌كند.

2- شيرهاي ديافراگمي 3 و 4 باز شده و سوخت و اكسيدكننده به پمپ‌ها وارد مي‌شوند.

3- مولد گاز پيشران جامد، توربين را راه مي‌اندازد و بدين‌وسيله پمپ‌ها شروع به كار مي‌كنند.

4- شيرهاي 5، 6، 7 و 8 باز مي‌شوند.

5- قسمتي از سوخت و اكسيدكننده به طرف محفظه احتراق رفته و آتش‌زنه محفظه احتراق عمل مي‌كند. همزمان قسمتي از آن پس از عبور از شيرهاي 7 و 8 و تثبيت‌كنندهRf  و پايداركننده Sgg  وارد مولد گاز مي‌شود.

6- پس از مدت بسيار اندكي و با تمام شدن خرج جامد مولد گاز سوخت جامد، محصولات احتراق مولد گاز كه حالا فعاليت خود را آغاز كرده است، توربين را به حركت در مي‌آورند. در اين مرحله مولد گاز سوخت جامد از دور خارج شده است.

7- به طور همزمان، شيرهاي 13 و 14 باز شده و مولد گاز كوچكي (غير از مولد گاز اصلي كه توربين را پشتيباني مي‌كند)، محصولات احتراق غني از سوخت پرفشار خود را جهت تامين فشار پشت‌دستي و همچنين حرارت دادن به سوخت، به مخزن سوخت مي‌فرستد. در محصولات احتراقي كه به پشت‌دست مخزن اكسيدكننده وارد مي‌شوند، بايد مقادير بسيار بسيار اندك و بي‌اثري از اكسيدكننده وجود داشته باشد. از اين رو، در اصطلاح طراحي به آن غني از سوخت گفته مي‌شود.

8- به منظور بالا بردن دماي اكسيدكننده، قبل از رسيدن به محفظه احتراق، اكسيدكننده از طريق شير 11 وارد يك مبدل حرارتي كه در مسير گازهاي خروجي توربين قرار دارد مي‌شود، حرارت گرفته و مجدداً به مخزن باز مي‌گردد. گازهاي خروجي توربين از طريق اگزوز خارج مي‌شوند.

9- پايداركننده‌هايScc  وSgg  براي پايدارسازي جريان‌هاي سوخت و اكسيدكننده قبل از ورود به محفظه احتراق و مولد گاز به كار مي‌روند. پايداركنند‌ه‌ها معمولاً فقط در مسيرهايي تعبيه مي‌شوند كه دبي جرمي كمتري از آنها عبور مي‌كند.

10- تثبيت‌كننده جريان Rf  كه قبل از مولد گاز توربين قرار دارد، با تنظيم مقدار سوخت وارد شده به مولد و به تبع آن، تنظيم توان توربوپمپ، عملاً نقش تنظيم‌كننده نيروي پيشرانش (يا در اصطلاح عاميانه، دسته گاز) را در كل موتور ايفا مي‌كند.

11- سوخت قبل از ورود به تزريقگر، با عبور از جداره نازل، حرارت گرفته و به خنك‌كاري نازل نيز كمك مي‌كند.

12- پس از اتمام كار موتور و افت مشخص فشار محفظه احتراق، شير شماره 2 باز مي‌شود و نيتروژن مايع به داخل لوله‌هاي سوخت و اكسيدكننده جاري مي‌شود و باقي‌مانده آنها را از طريق شير شماره 12 خالي مي‌كند. خاموش شدن موتور، عملياتي كاملاً كنترل شده است و تصور اينكه موتور با تمام شدن سوخت و اكسيدكننده به طور خودبه‌خود خاموش شود، كاملاً اشتباه است. هر قدر خاموش شدن موتور (به‌ويژه در موتورهاي چندمرحله‌اي) كنترل‌شده‌تر باشد، كنترل و دقت مراحل بعدي موشك پرتابگر بهتر صورت خواهد گرفت.

13- برخي مشخصات اين موتور عبارتند از:

فشار كاري محفظه احتراق: 5/58 اتمسفر، زمان كاركرد: 140 ثانيه، ايمپالس ويژه در سطح دريا/خلاء: 255 ثانيه/310 ثانيه، ايمپالس ويژه نازل خروجي مولد گاز: 45 ثانيه، دبي جرمي مولد گاز: 8/8 كيلوگرم بر ثانيه، نيروي پيشرانش در سطح دريا/خلاء: 1/82 تن/100 تن، سوخت: كروسين، اكسيدكننده: اكسيژن مايع

مراجع
[1] - Sutton G.P., "Rocket Propulsion Elements", John Wiley & Sons Inc., Sixth Edition, 1992.
[2] - inventors.about.com/SolidPropellant_2.htm
[3] - www.wikipedia.org/Liquid_rocket_propellants
[4] - Baker D., "The Rocket", New Cavendish Books, London, First Edition, 1978.
[5] - Rycroft M., "The Cambridge Encyclopedia of Space", Cambridge University Press, First Edition,1990

 

منبع :  دانشنامه فضايي www.isa.ir

Copyrights©Moshaki-nezami.blogfa.com


شليك موفق سامانه‌هاي موشكي راپير و FM80

شليك موفق سامانه‌هاي موشكي راپير و FM80

به گزارش خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، امير حميد ارژنگي در ادامه مرحله دوم رزمايش مدافعان آسمان ولايت 3 با حضور در جمع خبرنگاران اظهار داشت: سيستم پدافند هوايي كشور به خصوص سيستم‌هاي برد كوتاه كه شامل سيستم‌هاي موشكي و سيستم‌هاي توپخانه‌اي است در سراسر كشور مستقر شده‌اند.

ارژنگي با بيان اينكه سامانه‌هاي موشكي برد كوتاه راپير و سامانه پدافندي FM80 پس از بهينه‌سازي امروز با موفقيت شليك شدند، تصريح كرد: موشك‌هاي برد كوتاه تا ارتفاع بيش از 10 هزار پا كه بخشي از برد متوسط را نيز شامل مي‌شود، تست خواهند شد.
 
پدافند FM80


سخنگوي رزمايش مدافعان آسمان ولايت 3 همچنين گفت: اين 2 سامانه كاملا بهينه‌سازي شده و مجهز به فاصله‌ياب ليزري و سيستم الكترواپتيك هستند.

وي تاكيد كرد: اين 2 سامانه پس از بررسي‌ها و تلاش‌هاي متخصصين كاملا متحول شده‌اند و از لحاظ توانمندي، قابل مقايسه با سامانه‌ راپير و FM80 معمولي نيستند.
 
FM80


ارژنگي در بخش ديگري از سخنانش با بيان اينكه در اين رزمايش از سيستم‌هاي مخابراتي ليزري‌ هم استفاده كرده‌ايم، افزود: اين سيستم‌ها در صنايع دفاعي داخل كشور ساخته شده و در اختيار نيروهاي مسلح قرار گرفته است.

سخنگوي رزمايش مدافعان آسمان ولايت3 در پايان خاطرنشان كرد: امكان جمينگ بر روي اين سيستم‌ها وجود ندارد زيرا اين سيستم‌ها به صورت ليزري عمل مي‌كنند.

موشک kh-31 Krypton


موشک kh-31 Krypton

به نام جاودانی که هیچ چیز را جاودان نیافرید

 

موشکی به نامkh-31

 

نویسنده و گرداوری کننده: ادیب نوروزی / ارنستو رومل

 

در این مطلب قصد داریم شما رو با موشک kh-31 ساخت اتحاد جماهیر شوروی سابق آشنا بنمائیم.

این موشک که در دو نوع ضد رادار و ضدکشتی ساخته شده است جز یکی از معروفترین موشک های در حال خدمت در روسیه و چین و هند از نوع ضدرادار و ضدکشتی میباشد که شایعاتی (هرچند تائید نشده) از وجود آنها در ایران خبر می دهد.

این موشک یکی از موفقترین موشکهای روسی است که میتواند روی جنگنده های میگ29 و 31 و سوخو27 و.... لود شود ، مدل ضدکشتی این موشک اولین موشک مافوق صوت است که از روی هواپیمای تاکتیکی نیز میتواند مورده استفاده قرار بگیرد و مدل ضدرادار ان نیز که توانائی بالایی در عبور از سپرهای موشکی ضدموشک دارد.این موشک را با یک سری تغییرات به یک سلاح مناسب ضداواکس نیز تبدیل نموده اند که باعث شهرت ان به قاتل اواکس شده است! اما چگونه این چنین سلاحی ساخته شد و چگونه گسترش یافت؟!

 
http://www.airforceworld.com/fighter/gfx/su27/su27_ah31.jpg
 

همانطور که میدانید با توسعه هرچه بیشتر موشک های هوا به زمین ، زمین به زمین ، جنگنده و هلیکوپتر و... احتمال تهاجم از راه های سریع و مخرب به هرکشوری افزایش یافت ، کشورهای مختلف برای مقابله با این مورد چاره را در ساخت پدافند دیدند ، پدافند وظیفه داشت که از ورود هر نوع جنگنده به داخل کشور اطلاع حاصل نموده و سپس در صورت لزوم جلوگیری نماید ، پدافندهای اولیه بیشتر به  صورت مسلسل با کالیبرهای  بالا بودند یا به شکل توپ های ضدهوائی که بیشترین کارائی خود را در جنگ جهانی دوم ارائه داد هرچند بعد از آن با پیشرفت تکنولوژی از هرجهت مشخص شد که دیگر عمر پدافندهای هوائی بدون تجهیزات دقیق کنترلی و نظارتی به پایان رسیده است زیرا دیگر عصر هواپیماهای ملخی با سرعت کم به پایان رسیده بود و زمان جنگنده هایی با موتور جت و... بود ، به همین سان پدافندها دیگر فرصت عکس العمل بسیار پائینی برای دفاع از کشور در مقابل هواپیمای مهاجم احتمالی میداشتند به دلیل سرعت بالای جنگنده هایی چون اف 86 و اف5 و... ،بنابراین چاره را در ساخت رادار و تجهیزات شنود که توانائی اطلاع رسانی به هنگام را داشت دیدند و به همین خاطر انواع و اقسام رادارهای مراقبت هوائی ساخته شد تا بتوان دفاعی مناسب از کشور نمود(که البته در زمان جنگ جهانی کار گسترده بر روی ساخت رادار شروع شد اما بعد از جنگ جهانی و در پی نیاز شدید نیروهای دو طرف رادارهای قدرتمندتری ساخته شدند) ، خوب مشخصا مانند ساخت جنگنده با موتور جت که کشورهایی چون امریکا را در مقابل دیگر کشورها برتری میداد(به خصوص مقابل دشمن ان زماشن یعنی شوروی) با ساخت رادارهای قدرتمتند این برتری کاهش می یافت در نتیجه باید از طرف دیگر کشور مدافع یا مهاجم به فکر ساخت سلاحی می افتاد که بتواند از پس رادار و کلا پدافند بر بیاید ، این سیر تکامل همه سلاح ها بوده است ، هروقت که سلاحی توانائی ایجاد برتری را ندارد و قوا متوازن است باید به فکر ساخت سلاحی بود که خلا این برتری را پر نماید و تاریخ نظامی همیشه شاهد این موضوع بوده است ، در این زمان رادار به مثابه چشم برای انسان کار میکرد ،  انسان برای راه رفتن نیاز به حواسی چون بینائی دارد و در غیر این صورت سریع راه رفتن و درست راه رفتن برایش بسیار سخت میگردد ، رادار همان نقش چشم را داشت که در صورت عدم وجودش مرزهای هوائی کشور به راحتی در اختیار دشمن قرار میگرفتند (مثال عینی: نبرد ایران و عراق که در ان عراق بارها تلاش نمود تا رادارهای همدان و .. را از کار بیاندازد تا بتواند بدون ترس از اسکرامبل های نیروی هوائی وارد مرزهای کشور شده و دست به بمباران بزند ، هدفی که نهایتا در اواخر جنگ با اوردن جنگنده سوخو 24 که توانائی جنگ الکترنیک بسیار قوی تری نسبت به رادارهای ایرانی داشت به ان دست یافت و شدت بمبارانها را بدون اینکه از قبل نیروی هوائی در اماده باش کامل فرو برود به دست اورد و خسارات بسیاری به بار اورد )

 

خوب شاید با این مقدمه به اهمیت رادار و نیز تسلیحات ضدرادار ! پی برده باشید حال به معرفی موشک روسی kh-31 کریپتون میپردازیم.



با گسترش هرچه بیشتر موشک های پدافندی که از پایگاه های زمینی با دقت بسیار بالا (با برد زیاد) به سمت انواع هواپیماهای نظامی و... مهاجم پرتاب میشد لزوم ساخت موشکی که توانائی ضدرادار داشته باشد در هر دو قدرت شرقی و غربی جهان احساس شد ، زیرا وقتی دیگر راداری نباشد موشک هرچه قدر هم قدرتمند اثری ندارد ، زیرا نه هدف شناسایی میشود نه میتوان هدفگیری کرد !

 امریکا سالها به دنبال ساخت این نوع موشک ها بود که نتیجه آن ساخت دو نوع موفق موشک ضدرادار به نام های شرایک و هارم بود (شرایک بازنشست شده اما هارم کماکان عملیاتی ست) و در عملیات های گوناگونی چون خلیج 1 و 2 بارها برای از کار انداختن رادارهای قدرتمند عراقی که توسط شرق(شوروی) و غرب (فرانسه) تجهیز شده بود استفاده شد و بسیار موفق هم عمل کرد ، امریکا به راحتی توانست با زدن رادارهای عراقی چشم پدافند قدرتمند عراق را کور کند و آنگاه بود که دیگر هزاران موشک سام هم  قدرتی نداشت زیرا موشک سام بدون هدایت زمینی و بدون رادار یعنی هیچ ! و علاوه بر آن دیگر جنگنده های عراقی نمیدانستند کی باید به پرواز دربیایند و یا دشمن در چه منطقه ایی از انها است ؟!

از طرف دیگر رقیب سرسخت امریکا یعنی شوروی سالها دست به ازمایش موشک های گوناگونی در این رده زد  تا به موشکی دست یابد که توانائی برابری با شرایک و بعدها هارم و از طرف دیگر سیستم های پدافندی امریکایی را داشته باشد. نام این موشک kh-31 بود.

روسها برای ساخت چنین موشک دست به دامان شرکتی شدند که در ساخت موشک برای هواپیماهای بمب افکن سنگین شوروی دستی بر اتش داشت ، نام این شرکت Raduga OKB بود.این شرکت برای ساخت موشک مورده نظر سردمداران روسی از روی موشک  Kh-22 یک نمونه ضدرادار با نام kh-22P ساخت که اولین گام شوروی برای ساخت موشکی پویا و فعال در مقابل موشکهای هم رده غربی اش محسوب میشد.روس ها با استفاده از تجاربی که در ساخت این موشک پیدا کرده بودند راه پر پیچ و خم خود را برای ساخت موشکهای قدرتمندتر به سرعت میپیمودند. روسها به زودی موشک دیگری با نامKh-28  را با نام ناتو As-9 Kyle ساختند که بر روی جنگنده های سوخو 24 و 17 و سوخو 7 بی سوار شد. این موشک سرعت 3 ماخ و برد 120 کیلومتری داشت که از موشک استاندارد ساخته شده توسط امریکا برد بیشتری داشت.

SUKHOI SU-30MKK روسی لود شده با موشک های kh-59  و kh-31


همانطور که در مقدمه اشاره کردم ساخت هرسلاحی که توزان قوا را بر هم زند باعث میشود که دول مختلف به دبنال ساخت سلاحی بالاتر که باز هم توازن را به سمت انها بچرخاند خواهند رفت ، غرب به سردستگی امریکا در جنگ سرد بعد از اطلاع از چند و چون ساخت چنین موشکی در شوروی دست به ارتقا تسلیحات پدافندی خود زد ، حاصل تلاشهای انها مجموعه موشکی بسیار معروف پاتریوت بود (که در جنگ خلیج در کویت برای مقابله با موشکهای پرتابی از عراق مستقر شد و عملکرد تقریبا قابل قبولی از خود برجای گذاشت هرچند این جنگ باعث شد تا امریکا به فکر ارتقای بیشتر این مجموعه موشکی ضدموشک همت گذارد زیرا قدرت ان از انچه که برایش خرج شده بود ! و در نظر گرفته شده بود کمتر بود  )


با ساخت پاتریوت و امثال ان در غرب طبیعتا موشک kh-28 یارای برابری با تجهیزات الکترونیکی پیشرفته تر و موشک های ضدموشک انها را نداشت پس باید شوروی باز هم دست به کار میشد تا موشک ضدرادار بهتری میساخت ، برای این کار باید شرکتی انتخاب میشد که هم تجربه قبلی هم انگیزه و طرح اماده را میداشت ، بعد از مدتی این شرکت با نام zvezda –strelaبود ، این شرکت قبلا کمکهایی را به شرکتRaduga برای ساخت یک موشک کوتاه برد به نامkh-25P هوا به سطح نموده بود ، این شرکت بعد از تحقیقات تکمیلی دست به ساخت موشکهایی با برد بلند را در دستور کار خود قرار داد.باید توجه داشت به مانند زمانیکه تسلیحات ضدهلیکوپتر مانند سامانه های موشکی میسترال وارد سازمان رزم کشورهای مختلف شد افراد زیادی به این نتیجه رسدند که دیگر عصر هلیکوپترها تمام شده زیرا میسترال و امثال ان توانائی زدن این هلیکوپترها را دارند اما سازندگان هلیکوپترها و البته فرماندهان کشور دست به دامن صنایع پیشرفته موشکی هوا به سطح کشورهای خود شدند که نتیجه ان ساخت موشکهایی برای هلیکوپترها بود که میتوانستند از فواصل بسیار دورتر از برد موشکهای ضدهوائی میسترال و.. عمل کنند و این نقطه حیات مجدد هلیکوپترهای رزمی بود ، در بحث موشکهای ضدرادار نیز تقریبا این چنین حالتی حاکم بود ، برای اینکه از دست جنگال (جنگ الکترونیک) و نیز سپرموشکی پاتریوت رهایی یابی مجبوری موشکی با برد بلندتر و دقیقتر بسازی ، کاری که روس ها موفق با آن شدند. (البته لازم به ذکر نیست که بعد ساخت این چنین موشکی انوقت حریف به فکر توسعه نوع دیگری از موشکها همت میگمارد! و این چنین رقابت کماکان نفسگی ادامه می یابد تا بدانجا که کمر اقتصادهای ضعیف را میشکند تجربه ایی که شوروی به سختی به ان دست یافت!)

در سال 1977 تحقیقات اولیه برای ساخت یک موشک جدیدتر و بهینه سازی شده اغاز شد که نهایتا در سال 1982 نتایج خود را اشکار کرد ، نام موشک جدید را kh-31 نهادند و این چنین بود اغاز موشکی که توانست موفق ترین موشک روسی در نوع خود لقب بگیرد.برای ورود به خدمت ان باید ارتش روسیه 6 سال منتظر میماند ، 6 سالی که میشود گفت دیگر اواخر حیات حکومتی بود که مسابقه تسلیحاتی خود با دشمنانش دنیایی از تکنولوژی و پیشرفت را به جهانیان عرضه نموده بود به همراه امریکا و... اما به هرجهت موشک کریپتون در سال 1988 وارد خدمت ارتش روسیه شد.

نکته بسیار جالب این موشک این است که برای اولین بار در نوامبر سال 1991 و آن هم در امارات متحده عربی و در پایتخت ان یعنی دبی برای عموم مردم نمایش داده شد ! و نمونه ضدشکتی ان نیز در شهر مینسک.

شاید مهمترین و مهیج ترین قسمت این موشک سیستم نیروی محرکه ان است که توسط شرکت سایوز مستقر در Turayevo در نزدیکی مسکو ساخته شده است میباشد.

این قسمت موشک دارای دو مرحله است که در مرحله اول سوخت جامد ان توانائی دادن سرعتی مطابق با 1.8 ماخ به این موشک را داراست و پس از اتمام مرحله اول این قسمت از موشک جدا میشود و مرحله دوم شروع به کار میکند که سرعت موشک را به سرعت 4.5 میشود. دلیل این سرعت بالا را میتوان در 4 ورودی هوای کنار موشک دانست که وظیفه خارج ساختن گازهای حاصل از مواد سوختی را به بیرون برعهده دارند.

از روی موشکkh-31P نمونه موشکی با هدایت  فعال راداری به نامkh-31A ساخته شد که بر روی میگ 31 نصب و ازمایش گردید.(مدل ضدکشتی)

این موشک را شاید به دلیل داشتند 4 ورودی هوایش نمونه کوچک شده موشک سان برن میدانند (سان برن موشک ضدکشتی بسیار قدرتمندی است که البته برای جنگهای کنونی دیگر کارائی سابق خود را ندارد و به جایش موشک پیشرفته تر یاخونت وارد کارزار گشته است)
http://bop.agria.hu/ht/ht_kh31_4.jpg


kh-31p
این موشک بعد از ساخت موفق مدل ضدرادارش برای مقاصد ضدکشتی نیز مورده استفاده قرار گرفت ، مدل ضدرادار را با نامkh-31P  و مدل ضدکشتی را با نام kh-31A نشانه گذاری نمودند و انرا به خدمت ارتش روسیه فرستادند.تحویل به ارتش شوروی در سال 1989 بود ، زمانی که ارتش قدرتمند روس داشت نفسهای اخر خود را میکشید اما میشود گفت از طرف دیگر ارتش شوروی به اوج پختگی خود در ساخت جنگ افزار الات رسیده بود ولی فروپاشی اتحاد شوروی مجال پیشرفتهای بیشتر را از انان گرفت.(که البته بعدها با روی کار امدن دولت پوتین این پیشرفتها هرچند در مقیاس محدودتر ادامه یافت)
http://www.military.cz/russia/air/weapons/rockets/agm/ch31/Ch-318.jpg


موشک kh-31 به نوعی طراحی گشته بود که روی تمامی جنگنده های عملیاتی و مهم روسی نصب گردد و مشکلی برای شلیک ان نداشته باشند ، این جنگنده ها شامل طیف گسترده ایی از برترین جنگنده های روسی مانند میگ 31 و فلانکر و خانواده اش بود (قابل توجه انکه در زمان جنگ سرد برخی مدعی شدند که برترین جنگنده ان زمان سوخو 27 فلانکر میباشد)


از طرف دیگر مطابق رسم ان زمان شوروی به خاطر روابط سیاسی که با کشور چین داشت(و البته در اواخر دهه 60 و تا اواخر دهه 70 بین انها روابط سردی حاکم بود اما انتقال تکنولوژی به وفور بین انها در جریان بود) موشک Kh-31P/KR-1 را به چینی ها فروخته بود که البته مثل همیشه نکات امنیتی  رعایت شده بود و فروش این سلاح رو به صورت محدود تنها برای ازمایش ان شایعه انداخته بودند هرچند حقیقت چیز دیگری بود اما رعایت مسائل امنیتی ارجح تر از این چنین دروغ هایی بود که بعدها دروغ بودنشان اثبات میشد! هدف روسها از اول فروش به چین بود ، ولی ابتدا تعدادی را به صورت ازمایشی به چینی ها دادند و سپس چین اقدامن به خرید گسترده نمود.

این قضایا در سال 1997 پیشامد نموده بود ولی تا سال 2002 و 2003 که چین به صورت کاملا رسمی سفارش خرید 200 موشک کریپتون را برای جنگنده های سوخو 30 ام کا خود به روسیه سفارش داد ، چین توانائی انچنانی برای استفاده از این سلاح نداشت که به لطف روسیه تا سال 2005 به توانائی قابل توجهی در جنگ ضدرادار دست پیدا کرد به خصوص که جنگنده su-30Mkk جز جنگنده های بسیار قدرتمند شناخته میشود.


http://pds11.egloos.com/pds/200901/05/89/f0060489_4960d46d196ab.jpg


موشک نمونه چینی kh-31


البته باید ذکر کنیم که مانند  روال کاری همیشگی روسها موشکهای فروخته شده رو با یه سری تغییرات به کشورهای دیگه من جمله چین فروختند که لفظ صادراتی برای تجهیزات روسی کاملا در اینجا معنا پیدا میکند ، موشک kh-31 به چین با نامKR-1 فروخته شد که تغییراتی در سیستم رانش و برد اون داده بودند که البته بعدها چینی ها اون رو مجددا ارتقا دادند تا عملکرد بهتری داشته باشه و نام موشک جدید خودشون رو که بهینه سازی شده از روی kh-31 بود yj-91 نهادند که  از برد و طول بیشتری برخوردار بود که میتونست اهداف دریایی رو با رادار فعال خودش به نحو بهتری مورده حمله قرار بده.


موفقیتها برای موشک kh-31 کماکان ادامه داشت و هند نیز به جرگه کسانیکه متمایل به خرید این موشک هستند پیوست و البته باز هم برای جنگنده قدرتمند  su-30MKI (یه مدل پیشرفته تر و جدیدتر که اختصاصا هند سفارش داده بود به خوده روسیه و روسها هم این جنگنده رو تحویل هند ،البته هند قراره تعدادی از اونا رو مونتاژ کنه در کشور خودش)

طبق اخبار منتشر شده کشور هند از مدل ضدکشتی این موشک 60 فروند خریداری نموده و  از مدل ضدرادار ان نیز به تعداد 90 عدد که تقریبا توازن را بین چین و هند برقرار مینماید.(همانطور که میدانید چین و هند سالهای سال با یکدیگر مشکلات مرزی و... دارند که همین عامل سبب میشود هریک به دنبال خرید یا ساخت سلاحی بهتر باشد تا توازن قوا را به نفع خود عوض نماید و البته در این بازار هم ، چشم و دل کشورهای فروشنده تسلیحات روشن میشود! هرچند معمولا این دو کشور از توانائی چانه زنی بالائی برخوردار میباشند تا بدانجا که میتوانند بسیاری از تسلیحات خریداری شده را بعدا با اجازه کشور فروشنده در کشور خود تولید نمایند مضاف براینکه هند و چین با این راهکار هم قدرت واکنش سریع خود را افزایش دادند هم توانستند با بهره گیری از تجارب مونتاژ این تسلیحات و خرید نقشه ساخت ان خود را به دانش روز مجهز نمایند و به تدریج تا بدانجا پیش بروند که خود جز صاحب سبک های ساخت موشک شناخته میشوند با موشک هایی چون براهموس و سی 801 و... )

اما شاید جالبترین نکته برای موشکkh-31 خرید ان از سوی نیروی دریای امریکا ! محسوب شود.

کشور امریکا یکی از مدلهای kh-31 یعنی MA-31 را از روسیه به تعداد 18 عدد خریداری نمود  که البته سیزده فروند را بین سالهای 1996 تا 2003 استفاده نمود.این موشک روی جنگنده اف4 فانتوم لود گشته بود که بعد از بازنشسته شدن این سلطان اسمان ها(F-4) وظیفه شلیک ان برعهده جنگنده سبک بال و مانورپذیر اف16 قرار گرفت.
 http://www.military.cz/russia/air/weapons/rockets/agm/ch31/MA-31_2.jpg


اف 4 فانتوم نیروی دریایی امریکا در حال شلیک موشک MA-31 برگرفته از kh-31

به هرصورت بازار فروش این موشک با وجود رقبای قدرتمندی چون هارم و.. کافی و مناسب به نظر میرسد و کلا میتوان گفت ساخت این موشک برای روس ها بسیار موفق از اب درامد. از روی این موشک مدلهای مختلفی ساخته شده که به انها اشاره ایی هرچند سریع و کوتاه مینمائیم:

 
http://www.military.cz/russia/air/weapons/rockets/agm/ch31/Ch-35_Ch-31_Ch-25MP.jpg

موشک های kh-31,kh-35,kh-25 



(Kh-31A (mod1 & mod2 (نمونه ضد کشتي) : موشک Kh-31A Mod 1 داراي طول 4.7 و قطر 0.36 متر با وزن 610 کيلوگرم مي باشد در حالي که Kh-31A Mod 2 داراي طول 5.23 قطر 0.36 متري و وزن 700 کيلويي است.سيستم هدايت هر دو نوع شامل سيستم ناوبري داخلي (تا ميانه مسير) و سيستم رادار فعال (در فاز پاياني ) مي باشد.Mod 1 قادر به حمل کلاهکي به وزن 95 کيلو است در حالي که  Mod 2 مي تواند کلاهکي سنگين تر (به وزن 110 کيلوگرم) را حمل کند.کمينه برد هر دو نوع 5 کيلومتر است در صورتي که بيشينه برد Mod 1 70 کيلومتر و Mod 2 100 کيلومتر است.موشک Kh-31A داراي دقتي (CEP) در حدود 8 متر مي باشد.


(Kh-31A Mod 2 که با کد Kh-31AD نيز شناخته مي شود در واقع نمونه ارتقا داده شده  Mod1 مي باشد که دچار تغييراتي از لحاظ برد و قدرت تخريب شده است)

اين نمونه از موشک Kh-31 براي حمله به اهداف خود از روش Sea Skimming بهره مي جويد .

(Kh-31P ( mod1 & mod2 (نمونه ضد راداري): موشک Kh-31P Mod 1 داراي طول 4.7 و قطر 0.36 متر با وزن 599 کيلوگرم مي باشد. نمونه Mod 2 به طول 5.23 و قطر 0.36 متر مي باشد که داراي وزن 625 کيلوگرم است.سيستم هاي هدايتي هر دو نمونه شامل ناوبري داخلي و راداري غير فعال مي باشد .کمترين برد اين مدل 15 و بيشترين برد انها به ترتيب 110 و 200 کيلومتر است.Kh-31P داراي دقت 8 متري مي باشد

(Kh-31P Mod 2 که با کد Kh-31PD نيز شناخته مي شود نمونه ارتقا يافته  شده در سيستم هاي

الکترونيکي  برد و ميزان تخريبي Mod 1 است )

هر دو مدل نمونه هاي Kh-31A و Kh-31P  داراي سرعت کروز 2.5 ماخ در پايين ترين مرحله پروازي و 3 ماخ در بالاترين مرحله مي باشند



تصویری موسوم به موشک kh-31p


Kh-31AM/Kh-31PM : يک بروز رساني اساسي در سيستم هاي الکترونيکي و نيرو محرکه نمونه هاي A و P که براي سال هاي 2005-2006 برنامه ريزي شده بود.اين بهبود ها را مي توان در تعويض فيوزها  رادارها و نيرو محرکه موشک بررسي کرد.Kh-31AM از ارتقا سيستم جستجوگر Kh-31A با سيستم جديد RGS-31 و Kh-31PM از جانشيني سيستم هاي جستجوگر L-111, L-112 و L-113 با يک جستجو کننده چند باند L-130 کامل شدند.

MA-31: نمونه ايي از موشک Kh-31 که به عنوان يک نوع هدف مافوق صوت براي آموزش دفاع از کشتي در سال 1994 توسط روسيه طراحي و ساخته شد.اين موشک چند سال بعد براي ارزيايي توسط نيروي دريايي امريکا انتخاب شد و همين امر باعث ايجاد مسيرهاي مشترک بر پايه يک برنامه ارزيابي بين شرکت هاي Zvezda-Strela (دفتر موشک هاي تاکتيکي  ) و شرکت امريکايي McDonnell Douglas (بويينگ) گرديد.

KR-1 : .نمونه صادراتي موشک Kh-31P که در سال 1997 به چين فروخته شد.
 
YJ-91 : .نمونه چيني موشک Kh-31 که نسبت به نمونه اصلي داراي طول و سرعت بيشتر بود که براي هدف قرار دادن اجسام دريايي از يک رادار فعال بهره مي برد.

در سال 1992روسيه خبر يک نمونه هوا به هوا با رادار فعال \غيرفعال و برد 200 کيلومتر از Kh-31  که براي مقابله با هواپيماهاي پشتيباني (اواکس) مدنظر بود( ملقب به قاتل اواکس ) را در نمايشگاه هوايي مسکو اعلان کرد.  اين موشک داراي برد کمتري در مقايسه با  موشک هاي 300و 400 کيلومتري R-37 و R-172 مي بود ولي قادر بود بر اغلب جنگنده هاي تاکتيکي روسيه بارگذاري شود. به هر حال از ساخته شدن چنين موشکي هنوز مدرکي بدست نيامده است ولي مي توان متصور بود که اين خبر در حد يک شايعه باقي بماند.

البته قابل توجه انجاست که شایعات گسترده ایی مبنی بر خریداری این موشک توسط ایران بیان شده به خصوص با توجه به قرارداد خرید سوخو 27 فلانکر این احتمال قوت بیشتری یافت اما با توجه به اینکه هیچ اعلام رسمی از سوی ایران نه برای این موشک و نه برای ورود سوخو27 به ناوگان هوائی ایران گفته نشده است این موضوع نیز به مانند خرید موشک سان برن و.. توسط ایران در پرده ی ابهام قرار دارد، البته از صمیم قلب امیدواریم ایران توانسته باشد به این موشک و نیز جنگنده سوخو27 دست پیدا نماید(هرچند سوخو27 جوابگوی تهدیدات حال حاضر دنیا نیست اما از فانتوم های متعلق به 4دهه قبل به مراتب بهتر میباشد)

 

 

منابع:

http://en.wikipedia.org

http://www.fas.org/man/dod-101/sys/missile/row/as-17.htm

http://www.missilethreat.com

تاریخچه تکامل موشک های تاکتیکی هوا به سطح


تاریخچه تکامل موشک های تاکتیکی هوا به سطح

قسمت دوم

AS-20/AS-30/AS-30L

نویسنده : محمدحسین جهان پناه


بازنویسی و تصاویر: ادیب نوروزی /ارنستو رومل


http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/1/1a/AS.30.jpg




AS-20 / AS-30 / AS-30L

هنگامیکه امریکایی ها سرگرم برنامه بول پاپ بودند فرانسوی ها نیز بر روی خانواده ای مشابه از تسلیحات هوا به سطح کار میکردند.زمانیکه جنگ جهانی به پایان رسید موسسه ملی هوافضای فرانسه (اکنونAerospatiale) بر روی نمونه ای از موشک هوا به هوای کنترل رادیوئی با کد AA-20 کار میکرد ، پس از بررسی ها مشخص شد که طرح حاصل بیشتر هوا به سطح است تا هوا به هوا در نتیجه طرح AS-20 شکل گرفت.


Picture of AS20

موشک AS-20

منابع مختلف این مدل موشک را بسیار شبیه به موشک AGM-12 Bullpup امریکایی میدانند، توسعه و طراحی این موشک را به اواخر سال 1950 میلادی نسبت میدهند که تنها 5 سال از جنگ خانمان سوزی که فرانسه یکی از قربانیان اصلی آن بود میگذشت و کشور فرانسه به رهبری کسانی که سابقه بسیار زیادی در زمان جنگ جهانی دوم برای مبارزه با المان نازی داشتند تلاشی جدید را آغاز نموده بود تا باز هم فرانسه را به دوران اوج خود که مدتهای مدیدی بود که غروب نموده بود برسانند.

فرانسه ازنظر نظامی جز بزرگترین و قدرتمندترین کشورهای جهان از سالهای بسیار دورتر از جنگ جهانی دوم قرار داشت ، هرچند میشود گفت اوج عظمت و افتخار این کشور در زمان ناپلئون بناپارت کبیر این مغز نظامی و استراتژیست یکه تاز تاریخ فرانسه حاصل شده بود که برای سالهای متمادی فرانسه را به عنوان کشور پیشرو و مترقی نظامی و اقتصادی و سیاسی مطرح نموده بود.
در زمان جنگ اول جهانی فرانسه با رقیب دیرین خویش یعنی آلمان وارد مبارزه ایی سهمگین شد که سرانجام ان پیروزی فرانسه و کشورهای همراهش با کمک های لجستیکی و مالی امریکا بود و باعث شد تا سال 1940 که المان مستقیما وارد مصاف با فرانسه شد به عنوان یکی از قدرتمندترین نظام های حاکم بر جهان باقی بماند.
این کشور قرون متمادی دارای کارخانه های ساخت سلاح و توپ و مهمات به صورت پیشرفته بود (به نحویکه در مقابل فرانسه کشوری چون روسیه تزاری و بعدها شوروی همیشه کشوری از نظر کیفیت سلاح ها دست دوم محسوب میشد! با فاصله تکنولوژیکی حداقل 20 ساله)
اما این کشور در زمان جنگ جهانی دوم به خاطر اشتباهات فرماندهی و نیز تکیه زیاد بر خط دفاعی ماژینو که از نظر انان عاملی برای شکست هرنوع حمله به خاک فرانسه از سوی مهاجمین به خصوص المان بود باعث شد تا به سختی و در عرض تنها 45 روز بازنده میدان باشند و کشور تحت اشغال المان قرار گرفت با توجه به صلحی که بین رهبران فرانسه و المان صورت گرفت.
در طی جنگ جهانی دوم آلمان نازی با فرانسه و کارخانه جات پیشرفته آن به مانند دیگر کارخانه جات کشورهای دیگر برخورد نمود و از ظرفیت عظیم این کارخانه جات برای تامین تسلیحات و مواد مورده نیاز جبهه نبرد استفاده کرد هرچند بعد از افول قدرت المان به خاطر درگیر شدن در چندین جبهه و قدرت گیری متفقین و رسیدن برد هواپیماهای متفقین به مناطق اشغال شده فرانسه و افزون شدن شدت بمباران ها بیشتر این کارخانه جات یا مستقیما مورده حمله قرار گرفتند یا مواد اولیه مورده نیاز آنها به دستشان نرسید که باعث شد المان از این نعمت بزرگ محروم شود (به عنوان مثال المان اغلب ضدتانک های خود را براساس مدلهای تانک چکسلواکی و در کارخانه جان این کشور میساخت و به همینگونه براساس نوع کارکرد هرکارخانه نوعی سلاح در آن میساخت)

نتیجه این نبرد و جنگ جهانی دوم با وجود برگشتن ورق به نفع آنان زیاد خوب تمام نشد زیرا به مانند بریتانیا باعث شد که فرانسه به تدریج دست از بسیاری از مستعمرات خود بکشد زیرا توان اقتصادی و نظامی و سیاسی خود را به مرور از دست داده بود و اکثر کارخانه جات این کشور هرکدام به نحوی اسیب دیده بودند و برای تجدید قوا فرانسه باید نفسی تازه میکرد.


3 female members of the French resistance

زنان و مردان فرانسوی مسلح شده در جنگ جهانی دوم

همین زمان برای کشور امریکا زمینه ایی را فراهم کرد تا هرچه سریعتر و زودتر خود را به عنوان ابرقدرت و قدرت بلامنازع جهان همراه با شوروی مطرح نماید و فرانسه و بریتانیا از این چرخ گردون خارج شدند.

اما فرانسه چشم به آینده داشت و به همین خاطر فرانسه با بررسی اوضاع نظامی جنگ سرد و شرائط کشور خویش تصمیم به امر ارتقای زیرساخت هایی که از گذشته برایش باقی مانده بود کرد و یکی از مهمترین زمینه هایی که به آن پا گذاشت زمینه تسلیحات موشکی هوائی و نبرد الکترونیک بود ، که نشان از اینده نگری بسیار خوب فرانسوی ها داشت.
حقیقت این بود که دنیا به سمت نبرد تکنولوژی جدید و الکترونیکی و... با تمام سرعت پیش میرفت ، اگر یادتان باشد در مقاله kh-31 کریپتون نیز اشاره داشتم به این مورد که وقتیکه کشوری اقدام به ساخت سلاح هدایت شونده میکند کشوری که از این کار احساس هراس میکند دست به تولید ضد ان سلاح میزند ، فرانسه با درک اهمیت موشک و نیز ضد موشک و.. وارد کارزار تکنولوژیکی شد تا بتواند برای خود نامی دست و پا کند تا به تدریج قدرت از دست رفته خویش را بازستاند.

با توجه به اینکه فرانسه چندین قرن جز پیشرفته ترین کشورها و علمی ترین ها محسوب میشد و زیرساخت های لازم را با وجود تخریب بخشی از آنها داشت خیلی سریع توانست خود را پا به پای امریکا و شوروی که بودجه های هنگفت برای طرح های موشکی و... خرج میکردند برساند و در مواردی از آنها از نظر تکنولوژیکی کاملا پیشی بگیرد به خصوص در امر موشک های هوائی و نبرد الکترونیک

خوب به مبحث اصلی بازگردیم ، همانطور که اشاره شد فرانسه توانست در سال 1950 به موشک As-20 دست یابد ، AS-20 بسیار شبیه طرح اولیه AA-20 بود به جز اینکه طرح اولیه برای سرجنگی بزرگتری طراحی شده بود ، AS-20 موشکی بود با طول 2.59 متر و سرعت 1.3 ماخ به همراه سرجنگی 33 کیلوگرمی ، سیستم پیشرانش آن از دو قسمت بوستر و موتور اصلی تشکیل میشد، هدایت موشک رادیوئی و با اصلاح دستی توسط خلبان صورت میگرفت.
بیش از 8 هزار تیر موشک AS-20 تولید شد و به جز فرانسه به سه کشور آلمان غربی ، ایتالیا و آفریقای جنوبی صادر گردید.AS-20 تا اوائل دهه 70 در خدمت باقی ماند ، پس از ورود مدل جدید AS-30 به عنوان سلاح استاندارد آموزشی نیروی هوائی استفاده می گردید.از اواسط دهه 50 کار بر روی موشک هوا به سطح پیشرفته تر از AS-20 موسوم به بانوردا 540 یا AS-30 آغاز شد.AS-30 موشکی میانبرد و سنگین بود که از نظر طرح بسیار به طرح اصلی AS-20 شباهت داشت با این تفاوت که هم سنگین تر بود و هم طول آن از مدل قبلی بیشتر بود.

http://www.fas.org/man/dod-101/sys/missile/row/as30_1.jpg


طول AS-30 به 3.84 متر می رسید و مساحت بال آن به یک متر بالغ میشد.سرجنگی ان یک سرجنگی انفجاری شدید به وزن 240 کیلوگرم بود ، پیشران دو مرحله ایی سوخت جامد آن بیشینه سرعتی تا 1.4 ماخ تا برد 11 کیلومتر را به موشک می بخشید.
این موشک به دلیل نوع خاص هدایت خویش باید توسط خلبان به صورت چشمی تا رسیدن به هدف هدایت میشد و خلبان مجبور بود هدف را در مسیر دید خود تا برخورد موشک به ان حفظ کند.
سیستم هدایت موشک رادیوئی و در ابتدا از نورهای رهگیری و بعدها با استفاده از سیستم مادون قرمز انجام می گرفت ، خلبان برای کنترل موشک کافیست انحراف آن را از مسیر نشانگر روی هاد خود اصلاح نماید ، بیش از 3870 فروند از این مدل موشک تولید شد و به شش کشور دیگر هم صادر گردید، اما تنها فرانسه از کلاهک های نیمه اتوماتیک استفاه نمود.


Picture of AS30


موشک AS-30

در اواسط دهه 70 Aerospatiale با همکاری شرکت Thimsin-CSF کار بر روی یک نمونه از AS-30 مجهز به جستجوگر لیزری موسوم به as-30l با استفاده از تکنولوژی تحت لیسانس شرکت مارتین ماریتای آمریکا آغاز کردند.شرکت Thommson-CSF به همین منظور یک غلاف لیزری نشانه روی با عنوان ATLIS و یک کلاهک جستجوگر لیزری همساز شده با غلاف فوق برای موشک طراحی و تولید نمود .


http://www.fas.org/man/dod-101/sys/missile/row/as30-2.jpg


سمت راست بال موشک AS-30 به وضوح مشخص میباشد

با طراحی این نسل از موشک ها دیگر خلبان مجبور نبود مدت حضور در منطقه خطر را به خاطر نگه داشتن هدف در میدان دید خویش تا لحظه برخورد موشک به هدف را بر خود تحمیل کند و فاصله خود را از میدان درگیری نیز به نحو قابل قبولی افزایش میداد.


موشک AS-30L به حق نسل سوم و کاملا پیشرفته این مدل موشک های هوا به سطح جهان و کشور فرانسه بود که با کمک شرکتهای تسلیحاتی پیشرفته فرانسوی و امریکایی توانست موشکی مناسب برای ارتش فرانسه تولید نماید.

در موشک نسل جدید فرانسوی تجهیزاتی همچونATLIS 2 که مخفف Automatic Tracking Laser Iluminating System میباشد به معنای سیستم ردیاب خودکار لیزری میباشد نصب شده تا دیگر عصر تجهیزات رادیوئی و دید چشمی که احتمال خطر را بالا میبرد و دقت را کاهش میداد به پایان راه خویش هرچه بیشتر نزدیکتر گردد،به تجهیزاتی که بر روی مدل های توسعه نیافته تر موشکAS-30L نصب شد غلاف LDP میگفتند (Laser Designator Pod)

شرکت thomson-CSF به این مقدار نیز قانع نشد و برای هرچه بهتر نمودن شرائط عملیاتی این موشک دست به توسعه سیستم های جدیدی برای عملیات در شب و روز برای این موشک زد که آنرا قادر میسازد در شب به وسیله دوربین تلویزیونی(multispectral ) مادون قرمز یا در روز به صورت عادی استفاده نماید که حاصل آن دقتی زیاد موشک میباشد. به این غلاف اضافه شده بر روی مشوک اصطلاحا CLDP میگویند و مدل توسعه یافته تر غلاف LDPموشک AS-30L میباشد که همانطور اشاره شد دارای دوربین تلویزیونی برای عملیات در شرائط گوناگون میباشد.(Convertible Laser Designation Pod که مخففش CLDP میشود)


File:Missile AS 30 L.png

موشک AS-30L

توسعه این مدل موشک از سال 1974 آغاز گشت و با چک موفقیت امیز تجهیزات ATLIS 2 در سال 1977 روند آزمایش عملی موشک با شلیک یک فروند از ان در سال 1980 سرعت بیشتری گرفت اما ازمایشها بدانجا ختم نشد و 7 فروند موشک دیگر برای یقین حاصل کردن از صحت عملکرد آن در سالهای 1980 الی 1983 شلیک شد که نتایج آن رضایت بخش بود و سرانجام در سال1983 سازمان Aerospatiale پروژه موشک AS-30L را با 14 لانچر به پایان بردند.

نکته جالب اینجاست که کار طراحی و توسعه مدل موشک های هوا به سطح فرانسه با وجود داشتن زیرساخت های بسیار قوی فرانسه چندین سال طول کشید اما نیروی هوائی فرانسه با وصف این موضوع باز هم خود دست به کار ازمایش این موشک شدند که از سال 1984 الی 1987 نیروی هوائی فرانسه ارزیابی خود را از این موشک انجام داد که سرانجام ان در سال 1988 وارد خدمت عملیاتی نیروی هوائی فرانسه شد.


کشور پیشرفته فرانسه برای توسعه یک سلاح سالهای بسیاری مبادرت به آزمایش و تحقیق یک سلاح می نماید تا حاصل کارش چنان موفقیت امیز باشد که توانائی رقابت در عرصه های مختلف جهانی را داشته باشد و بتوان انرا حاصل تحقیقات مهندسین فرانسوی و مایه افتخار فرانسه دانست ، حال باید پرسید دیگر کشورهای نه چندان پیشرفته اما پرمدعا در این زمینه ها حقیقتا چقدر تلاش نموده اند ؟ که حال مدعای سلاحی را دارند که مهندسی معکوس ضعیفی است از مدل اصلی ، جالب آنجا که با همان سلاح ادعای برتری سلاح خویش را دارند برای سلاح اصلی !

نمونه این کشورها در جهان امروزی بسیار است هرچند بیشتر این کشورها بعد از رهائی یافتن از عقب ماندگی تکنولوژیکی حال خود به سمت جهانی پیش میروند که خود سازنده اصلی باشند به مانند کشور جمهوری خلق چین که زمانی تنها تولید کننده سلاح دیگر کشورها با کیفیت پائین تر بود اما با تلاش روزافزون توانست سطح تسلیحاتی خویش را بالاتر از مهندسی معکوس ضعیف ببرد.

فرانسه در سال 1994 این موشک ها را بر روی جنگنده های نام اشنای سوپراتاندارد خود لود نمود و در سال 1996 به خدمت نیروی دریایی فرانسه درامد.

اما سابقه خدمت این موشک به سال 1985 توسط جنگنده های جاگوارد فرانسوی برمیگردد هرچند روند فروش این موشک بسیار سریع تر از آنچه که فکر میشد بود.

در سال 1986 نسخه صادراتی آن بر روی هواپیماهای میراژ F1 و میراژ 2000 راه اندازی شد که در جنگ ایران و عراق توسط عراق علیه ایران به کار برده شد هرچند با توجه به عدم اموزش مناسب خلبانان عراقی با وجود استفاده گسترده از این موشک کشور ایرانخساراتی به مراتب کمتر از آنچه که ممکن بود توسط یک خلبان کارکشته متضرر شود برایش به بار آمد (خوشبختانه)

اما موشک فرانسوی AS-30L راه خود را به سمت جنگنده های امریکایی نیز باز نمود با لود نمودن آن بر روی جنگنده پرآوازه اف16 و پس از آن میراژ2000 دی و تورنادو و رافائل و سوپراتاندارد و....

البته در جنگنده اف16 فالکون توانائی شلیک شب با استفاده از Sharpshooter pod شرکت مارتین ماریتا(لاکهید مارتین کنونی) نیز نصب شده است.


به طور خلاصه میتوان گفت :با آغاز دهه 80 اولین نمونه های موشک مذکور توسط جاگوارهای نیروی هوائی فرانسه آزمایش گردید ، بعدها با غلاف های ATLIS II که به یک دوربین برای افزایش توانائی هدف گیری مجهز شده بودند نیز وارد خدمت گردید و این دقت عمل بسیار بهتری به موشک های AS-30L می بخشید.فرانسوی ها معتقدند در طول دوران عملیات ها AS-30L ضریب موفقیتی برابر با 80 درصد اهداف نشانه روی شده را به دست آورده است.
مهمترین حضور عملیاتی این موشک ها به دهه 80 میلادی باز میگردد ، این موشک ها به صورت عمده همراه با جنگنده های میراژ به عراق صادر شدند و عراق به صورت گسترده علیه ایران در طول جنگ 8 ساله استفاده نمود.
گویا عراق با کشور فرانسه طی مذاکراتی امتیاز ساخت موشک AS-30L با غلاف ATLIS را گرفته بوده است علاوه بر تحویل 240 فروند موشک مابین سالهای 1987 -1988 میلادی ولی نکته جالب این است که کشور فرانسه در جنگ خلیج فارس اول از همین موشک 60 فروند علیه عراق استفاده نمود با استفاده از جنگنده های جاگوارد خود !


مشخصات کلی موشک AS-30L


طول : 3.65 متر

قطر بدنه :342 میلی متر

دهانه بال: 1 متر

وزن پرتاب: 520 کیلوگرم

کلاهک: 240 کیلوگرم

پیشرانش: سوخت جامد

برد: 12 کیلومتر

نحوه هدایت: نیمه فعال لیزری


جنگنده های حمل کننده موشک :

Jaguar
Mirage 2000-5
Mirage 2000D
Rafale B
Rafale C
Rafale M
Super Etendard


کشورهای استفاده کننده از موشک AS-30:

فرانسه ، مصر، پاکستان، اسرائیل، هند، امارات،آلمان، افریقا جنوبی، بریتانیا،سوئیس و پرو

در پایان امیدوارم هرچه بیشتر با تکنولوژی روز دنیا و واقعیات ساخت و طراحی یک موشک پیشرفته که توانائی اثرگزاری به موقف و مناسب را دارد اشنا شده باشید و بدانید که فاصله شعار تا عمل چقدر بسیار است!

http://www.pakdef.info/pakmilitary/a.../asm/as30.html

http://www.fas.org/man/dod-101/sys/missile/row/as30.htm

موشک های هوا به هوای موجود درایران

موشک هوا به هوای AIM-۷ Sparrow
این موشک، یک موشک هوا به هوا از نوع هدایت شونده راداری با برد تقیریبی ۴۰ کیلومتر و یک کلاهک انفجاری بسیار قوی است.ویژگی های عملیاتی مختلفی دارد از جمله : قابلیت استفاده در هر نوع آب و هوا و هر ارتفاعی و قابیت حمله به انواع هواپیماها و موشکهای پیشرفته از هر جهتی. سری این موشک ها دارای هدایت نیمه فعال راداری می باشد.

 

امواج راداری و بهره بردن از سیستم کنترل هیدرولیکی سطح، این موشک را در جهت هدف خود تثبیت و هدایت میکند نیروی محرکه ان توسط سوخت جامد فراهم می شود.اسپارو دارای محدودیت هایی نیز هست از آن جمله این که هواپیمایی که آن را شلیک می کند باید هواپیمای مورد نظر را در رادار خود نگه دارد و برای این منظور باید مستقیم به سمت هدف حرکت کند.
این موشک بر روی F-۱۴ , F-۱۵ ,F-۱۸, F۱۶ نیز نصب میشود.

این موشک در طول جنگ نیز با کمک جنگنده های اف-۴ و اف-۱۴ انواع مختلف جنگنده های عراقی از جمله میراژ اف-۱، میگ-۲۱ و ۲۳، سوخو-۲۲، **** اتاندراد، بمب افکن توپولف-۲۲ و چند هلیکوپتر عراقی و احتمالا یک موشک ضد کشتی اگزوست (بوسیله جنگنده اف-۱۴ تامکت) را از بین برد، از این موشک نیز در حال حاضر تعدادی باقی مانده است و همچنین به پایان عمر عملیاتی خود رسیده است، گفته امیر عطا الله بازرگان از بنیانگذاران جهاد خودکفایی ارتش در شماره ۱۸۵ آبان ۸۵ (پروژه سجیل – صفحه هفت) مجله صنایع هوایی در مورد نصب موشک روسی R-۲۷ Alamo برروی اف-۱۴ تامکت نیز خود گواهی بر این مدعا است.

● موشک هوا به هوای AIM-۹ Sidewinder :
موشک سایدوایندر با بیشینه بردی حدود نه کیلومتر، یک موشک حرارت یاب ساخت ایالات متحده است که در جنگ های مختلفی حضور داشته و کارنامه موفقی از خود بجای گذاشته است.این موشک دارای بدنه ای استوانه ای شکل است دارای بال های تثبیت کننده غلتان و همچنین دارای ۲ بالچه جداشدنی است که مسئولیت کنترل سطح را بر عهده داشته و همچنین باعث افزایش مانورپذیری موشک می شود.این بالچه ها به حالتی عمود بر بال های عقب و پشت دماغه آن قرار می گیرند. اجزای اصلی موشک عبارتند از : هدایت گر مادون قرمز ، هدف یاب نوری فعال ، کلاهک انفجاری و موتور موشک.

سیستم هدایت مادون قرمز موشک را قادر می سازد تا اگزوز موتور هواپیما را مورد هدف قرار دهد. این سیستم از سایر سیستم های هدایتی ارزان تر است و می توان آن را در روز یا شب و یا در حالت های جنگ الکترونیکی مورد استفاده قرار داد. این سیستم همچنین شرایطی برای خلبان ایجاد می کند تا موشک را شلیک کند و از منطقه خارج شود ویا حات تدافعی – فرار به خود بگیرد در حالی که موشک خود را به سمت هدف هدایت می کند. این موشک دارای ۱۱ گونه است در طی فرایند تکمیل آن ساخته شده اند و سعی شده در هر گونه نواقص موارد قبلی رفع شود.

در طول جنگ تحمیلی نیز این موشک بوسیله جنگنده های ایرانی استفاده شد و دهها جنگنده عراقی را بکام مرگ کشاند، در شمار جنگنده های عراقی که توسط سایدوایندر شکار شدند می توان به یک فروند MiG-۲۵RB (به وسیله F-۵E و به خلبانی کاپیتان جوادپور)، و چندین میگ-۲۱، ۲۳ و ۲۷،سوخو-۲۰ و ۲۲ ، چندین میراژ اف-۱ و دست کم دو میراژ ۵ اجاره شده از نیروی هوایی مصر اشاره کرد، در حال حاضر نیز تعدادی از این موشک ها باقیمانده است، اما تلاش برای نصب موشک روسی R-۷۳ و موشک چینی PL-۷ برروی جنگنده های غربی نیروی هوایی و همچنین تلاش برای ساخت موشک فاطر بر پایه موشک سایدوایندر گواهی بر این مدعا است که تعداد کمی از این موشک ها باقیمانده و همچنین آنها به پایان عمر عملیاتی خود رسیده اند.

● موشک هوا به هوای AIM-۵۴A Phoenix :
ترکیب جنگنده اف-۱۴ و موشک فونیکس یکی از کشنده ترین ترکیب های جهان است که می تواند برای هر جنگنده ای خطرناک باشد، این موشک که بردی حدود ۱۵۰ کیلومتر دارد، تنها برروی جنگنده اف-۱۴ تامکت قابل نصب است و هر فروند اف-۱۴ در آن واحد می تواند شش فروند موشک فونیکس را حمل کرده و به کمک آنها بطور همزمان با شش هدف درگیر شود و آنها را از بین ببرد، این موشک در جریان جنگ هشت ساله کارنامه فوق العاده موفقیت آمیزی از خود برجای گذاشت و شکار دهها جنگنده عراقی به مانند بمب افکن های سنگین توپولف Tu-۲۲، انواع مختلفی از میگ ها، سوخوی Su-۲۲، میراژ اف-۱ و **** اتاندارد و حتی موشک های کروز چینی C-۶۰۱ را بنام خود ثبت کردند. تخمین زده می‏شود که در طی جنگ ایران و عراق تعداد ۱۳۰ شکار قطعی به نام اف۱۴ های نیروی هوایی ایران به ثبت رسیده است و برای ۲۳ نبرد هوایی دیگر نیز احتمال داده می‏شود پیروزی از آن تامکت بوده باشد. بدین ترتیب حدود ۱۵۳ شکار هوایی را می‏توان به نام تامکتهای ایرانی به ثبت رساند.

نیروی هوایی ایران (IRIAF)، بین ۱۷۰تا ۱۹۰موشک AIM-۵۴A را در طول جنگ ۸ ساله شلیک کرده است، که حدود ۷۰ درصد آنها موفق به ساقط کردن هدف خود شده‏اند.

تعداد کمی از این موشک ها پس از جنگ باقی ماندند که قابل استفاده نیستند، بهمین دلیل نیز نمونه هواپرتاب موشک هاوک تحت عنوان سجیل که گاها بعنوان AIM-۲۳B SkyHawk نیز شناخته می شوند جایگزین آنها شد، از جمله مشکلات موشک سجیل وزن بسیار زیاد آن و همچنین تعداد قابل حمل کم برای هر فروند (هر فروند اف-۱۴ تنها می تواند دو فروند موشک سجیل را بطور همزمان حمل کند) است.

البته در سالهای اخیر، گفته می‏شود تعدادی از موشکهای AIM-۵۴C از طریق دلالان بازار سیاه به دست ایران رسیده اند و ایرانیان توانسته اند گونه های قدیمی AIM-۵۴A را به نوع C تبدیل نمایند؛ ضمن اینکه گزارشاتی دال بر ساخت نوعی بومی موشک فونیکس توسط صنایع نظامی ایران رسید است که توانی مشابه AIM-۵۴C را دارد. همچنین پس از بازنشست کردن تامکت و فونیکس در نیروی دریایی، حدس زده می‏شود به تاریخ ژانویه ۲۰۰۷، حدود ۲۰۰ میلیون دلار از قطعات حساس، موشکهای AIM-۵۴C و رادارهای موجود در انبار نیروی دریایی ایالات متحده، از طریق قاچاقچیان بازار سیاه اسلحه، توسط ایران خریداری گشته است.

‌● موشک هوا به هوای: R-۶۰ Aphid
در سالهای پایانی دهه ۱۹۶۰، دفتر طراحی مولنیا (Molniya)، کار طراحی اولین موشک تاکتیکی هوا به هوا را آغاز نمود، نام آن K-۶۰ یا (R-۶۰ یا Object ۶۲) بود. این موشک مجهز به یک هدفیاب مستقل از نوع حرارتی (Infrared) بود. (یعنی مستقل از هواپیمای شلیک کننده، هدف خود را پیدا می‏کرد) تولید انبوه این موشک به سال ۱۹۷۳ آغاز شد و بر روی جنگنده‏های مختلفی نصب و به کار گرفته شد.

R-۶۰ یک موشک حرارت یاب برای نبردهای هوایی بوده که به طور فوق‏العاده‏ای کوچک است و نصف سبک‏ترین موشک هوا به هوای غربی وزن دارد و آن را می توان با موشک آمریکایی سایدوایندر مقایسه کرد، موشک آفید دارای برد ۱۰ کیلومتر است. سیستم هدایت این موشک بر اساس حرارت یابی گازهای خروجی موتور (Infrared) است و سر جنگی ۶ کیلوگرم که ۱.۶ کیلوگرم آن، اورانیوم ضعیف شده است زیرا اورانیوم چگالی بالایی دارد و به راحتی در فلزات نفوذ می‏کند.

این موشک امروزه در نیروی هوایی فقط برروی Su-۲۴ ها و Su-۲۵ ها استفاده می شود و در مورد MiG-۲۹ جای خود را به موشک پیشرفته تر R-۷۳ Archer داده است. همچنین با تغییرات جزئی می توان این موشک را بجای موشک ناتوان PL-۷ برروی جنگنده های چینی اف-۷ نصب نمود، از تعداد موشک های آفید نیروی هوایی اطلاع دقیقی در دست نیست.

موشک R-۶۰ موشکی بود که در جریان جنگ یوگوسلاوی توسط میگهای۲۹ آن کشور شلیک شده و باعث سرنگونی یک فروند F/A-۱۱۷ ایالات متحده شد.خلبان یک MiG-۲۹A نیروی هوایی یوگسلاوی، با استفاده از سیستم IRST (هدفیاب حرارت موتور) توانست با رادار خاموش، خود را از دید جنگنده‏های ناتو مخفی کرده و سپس با موشک R-۶۰ جنگنده‏ی ۱۲۰ میلیون دلاری اف۱۱۷ را سرنگون سازد.

● موشک هوا به هوای: R-۲۷ Alamo
موشک هوا به هوای میان‏برد R-۲۷ یکی از تسلیحات اصلی جنگندهء میگ-۲۹ به شمار می‎‏رود. این موشک در سازمان ناتو با نام AA-۱۰ ALAMO (آلامو) شناخته می‏شود. موشک R-۲۷R یکی از گونه‏های R-۲۷ است که از نظر مشخصات فنی، بسیار به مشابه آمریکایی خود یعنی AIM-۷M (اسپارو) شباهت داشته و برابری می‏کند، هرچند که در بسیاری موارد (مانند برد بیشتر و سرجنگی قوی‏تر)، از رقیب آمریکایی خود برتر می‏باشد.

موشک R-۲۷ در نمونه های مختلفی و با انواع سیستم های هدایتی تولید شده است، انواع اولیه آن R-۲۴R با هدایت نیمه فعال راداری و حد اکثر برد ۸۰ کیلومتر و R-۲۷T با برد ۴۵ کیلومتر و هدایت مادون قرمز می باشند تمام موشک های آلامو نیروی هوایی از این نوع اند.R-۲۷ می‏تواند در نبردهای نزدیک و سنگین هوایی یا نبردهای دوربرد هوایی که هواپیمای دشمن دیده نمی‏شود (BVR) به کار رود. این موشک می‏تواند اهدافی را که از جهت‏های مختلف هوایی می‏آیند یا اهدافی را که در نزدیکی سطح زمین یا سطح دریا پرواز می‏کنند، در هر شرائط آب و هوایی، ساقط کند. همچنین می‏تواند بر ضد پرنده‏های بدون سرنشین یا موشکهای کروز نیز به کار رود. انواع جدید تر موشک آلامو نیز R-۲۷RE، R-۲۷TE و نوع هدایت فعال راداری R-۲۷AE با بیشینه برد ۱۷۰ کیلومتر می باشد. با وجود اینکه موشک آلامو موشکی خوب و با مانور پذیری بالا است، لیکن MiG-۲۹ های ایران که تماما از نوع اولیه اند (بعنوان تنها جنگنده نیروی هوایی که بطور استاندارد توانایی حمل این موشک را دارند) در هدایت این موشک آنگونه که باید موفق نیستند و گاها این موشک ها را به خطا می دهند.

البته در صورت وجود جنگنده SU-۲۷ در نیروی هوایی ایران این جنگنده نیز توانایی شلیک این موشک را داراست.

● موشک هوا به هوای :R-۷۳ Archer
موشک هوا به هوای R-۷۳ ساخت «ویمپل» که در سازمان ناتو با نام AA-۱۱ Archer شناخته می شود، توسط «دفتر طراحی کارخانجات ماشین سازی ویمپل» طراحی و ساخته شده است. این موشک، پیشرفته ترین موشک بردکوتاه هوا به هوای ساخت روسیه می باشد. این موشک، عمومن به عنوان ترسناک ترین سلاح در نبردهای نزدیک هوایی (داگ فایت) معرفی می شود.
به منظور جایگزینی مدلی قدیمی R-۶۰ (نام ناتو: AA-۸ Aphid) به عنوان سلاحی جهت فواصل نزدیک، برای هواپیماهای جنگی اتحاد شوروی، طراحی و ساخته شد. کار طراحی این موشک به سال ۱۹۷۳ باز می گردد و اولین سری این موشکها، به سال ۱۹۸۵ وارد خدمت در نیروی هوایی اتحاد شوروی شدند.


R-۷۳ دارای هدایتگر حساس به مادون قرمز یا حرارت، خنک کننده سنسور جستجوگر با قابلیت مهم «زاویهء بسته» می باشد: یعنی جستجوگر موشک می تواند اهدافی را که در ۶۰ درجه نسبت به محور طولی موشک، قرار دارند، تشخیص دهد و ببیند. حداقل فاصلهء مورد نیاز جهت شلیک این موشک، در حدود ۳۰۰ متر و حداکثر فاصلهء آئرودینامیکی (فاصله ای که موشک در هوا و با انجام مانور به سمت هدف طی می کند) حدود ۳۰ کیلومتر می باشد.

R-۷۳ مانورپذیرترین موشک در بین موشکهای مشابه می باشد و اغلب کارشناسان بر این اعتقادند که در قیاس با موشک آمریکایی AIM-۹M Sidewinder، در مرتبهء بسیار بالاتری قرار می گیرد. R-۷۳ یکی از بهترین گزینه ها برای نبرد های نزدیک هوایی است و ترکیب جنگنده فوق العاده مانور پذیر میگ-۲۹ و موشک R-۷۳ می تواند یکی از خطرناک ترین ترکیب ها برای نبرد های هوایی باشد. همچنین در صورت بهسازی جنگنده های Su-۲۴ و Su-۲۵ بمنظور حمل این موشک توانایی آنها در دفاع از خود در حین عملیات تا حد زیادی افزایش می یابد.

با توجه به بهینه سازی های انجام گرفته بر روی جنگنده های S-۲۵,SU-۲۴ احتمالا این جنگنده ها قادر به استفاده از این موشک خواهند بود.

● موشک هوا به هوای: PL-۷
موشک هوایی کوتاهبردPL-۷ توسط کارخانه ی موتور هوایی ژوژ و توسعه یافته و در واقع نمونه ی مهندسی معکوس از موشک فرانسوی ماژیک R-۵۵۰می باشد و توسعه موشک از سال ۱۹۸۲ شروع و نخستین شلیک آزمایشی آن در اواخر سال ۱۹۸۴ انجام شد.تولید رسمی از این موشک در سال ۱۹۸۷آغاز گردید.

موشک PL-۷ یک کپی ناقص از موشک حرارت یاب فرانسوی R-۵۵۰ Magic (ماژیک) است که توسط چین تولید شده و بهمراه جنگنده های ناتوان F-۷ به ایران وارد شد، این موشک دارای برد محدود ۳ تا ۵ کیلومتر می باشد.نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۹۹۲ پروژه ای را برای نصب موشک های چینی حرارت یاب PL-۷ که خود کپی ناقصی از موشک ماژیک بودند بر روی هواپیماهای F-۴ و F-۵ راه اندازی کرد. در نمایشی در پایگاه یکم شکاری یا فرودگاه مهرآباد در سال ۱۹۹۵ هواپیماهای F-۵ با ریل های جدید موشک های چینی به پرواز درآمدند. این هواپیماها همگی مجهز به موشک های تقریباً بی مصرفPL-۷ در موقعیتی عجیب در نوک بال ها نصب شده بودند. این پروژه که با هزینه ای چند میلیون دلاری راه افتاده بود، ابتدا به کمک تکنسین های چینی شروع شد، اما نتایج چندان رضایت بخش نبود. با صدای اعتراضاتی که از پرسنل نیروی هوایی شنیده شد، سرانجام انجام پروژه به کمک چینی ها لغو گردید و پروژه به مجتمع تجهیزات الکترونیکی نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران واگذار شد. این بار موشک PL-۷ روی هواپیماهای MiG-۲۹ و F-۴,F-۵ نصب شد اما نه خلبانان جنگنده میگ-۲۹ حاضر بودند بجای موشک توانمند R-۷۳ از موشک های ناتوان PL-۷ استفاده کنند و نه خلبانان اف-۴ و اف-۵ حاضر بودند سایدوایندر را با PL-۷ جایگزین کنند، در حال حاضر این موشک ها تنها برروی جنگنده های چینی F-۷ و میراژ های فرانسوی که از نبود موشک R-۵۵۰ رنج می برند استفاده می شوند.. با اینکه موشک PL-۷ به تعداد زیاد و البته با قیمت ارزان در اختیار ایران بود، اما هرگز نیروی هوایی این موشک را اسلحه ای واقعاً قابل عملیات روی هواپیماهای ذکر شده به حساب نیاورد.

● موشک هوا به هوای فاطر:
موشک فاطر موشکی ساخت ایران است که بر پایه موشک AIM-۹P ساخته شده است.این موشک از بدنه و سرجنگی قوی موشک امریکایی سایندروز بهره می برد و طراحی مجدد سیتم های هدایت و ... توسط ایران انجام رفته است.

در زمینه این موشک اطلاعات زیادی در دست نیست برخی منابع از کپی برداری این موشک از AIM-۹P سایندروز خبر میدهند که از ایونیک جدیدی بهره می برد و برخی منابع دیگر از ارتقاع سایندروز های موجود در انبار نیروی هوایی و نامگذاری آن با نام فاطر خبر می دهند.البته با توجه به شواهد موجود به نظر می اید که ایران موفق به کپی کردن این موشک با ایونیک جدید شده باشد.

● موشک هوا به هوای سجیل :
موشک سجیل که AIM-۲۳C هم خوانده می شود، نمونه ای از موشک ضد هوایی زمین به هوای هاوک یا MIM-۲۳B آمریکایی است. گفته می شود که کوشش برای ساخت چنین موشکی در حقیقت از جایی شروع شد که ******* دست به استارت پروژه ی Distant Thunder یا Distant Reach کرد. در این پروژه، نیروی هوایی ******* و صنایع هواپیماسازی این رژیم تلاش هایی را برای تبدیل موشک ضد رادار AGM-۷۸ به یک موشک هوا به هوا برای رهگیری هواپیماهای سریع السیر MiG-۲۵ انجام دادند. ظاهراً ایران کار تبدیل موشک های زمین به هوای MIM-۲۳B را به موشک های هوا به هوا از سال ۱۹۸۶ شروع کرده بود. پروژه تبدیل موشک های هاوک به موشک هایی که از هواپیماهای جنگنده قابل پرتاب باشد، پروژه «قوش آسمان» نامیده شد. تست های اولیه این موشک بسیار نا امید کننده بود. ظاهراً خطوط ارتباطی رادار AN/AWG-۹ برای موشک هاوک کافی نبود و سیستم هدف گیری موشک هاوک نیز در برقراری ارتباط با این رادار دچار مشکل بود. در جنگ ایران و عراق هم بیش از یکی دو موشک هاوک شلیک نشد چرا که این پروژه با مشکلات بسیاری مواجه بود. اگرچه در سال های اخیر گفته می شود که مشکلات این موشک به کلی رفع شده و موشک هاوک هواپرتاب به طور محدود در خدمت نیروی هوایی است. تعداد زیادی از تامکت های نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران به منظور توانایی حمل موشک هاوک دستخوش تغییراتی شدند.

تامکت های ایرانی می توانستند در آن واحد دو موشک هاوک را در پایلون های ۱B و ۸B، یعنی محل نصب موشک های فینیکس در نزدیکی ورودی موتورها، و یک موشک دیگر را در فضای بین موتورها که اصطلاحاً تونل نامیده می شد حمل کنند.

منابع غیر موثق از برد ۶۰ تا ۹۰ کیلومتری موشک سجیل سخن می گویند.با این تفاسیر این موشک تا حدودی کمی می تواند خلاء نبود موشک فونیکس را بپوشاند.

آشنایی با کمپانی سوخو

سوخو یک شرکت هوافضای روسی است. این شرکت در سال ۱۹۳۹ توسط پاول سوخو بنیان گذاشته شد، و در زمینه ساخت هواپیماهای جنگنده تخصص دارد.


شرکت سوخو بزرگترین تشکیلات هواپیماسازی روسیه است: این شرکت مالکیت سهام‌های تمامی شرکت‌هایی را که برای هواپیمای سوخو قطعه تولید می‌کنند در اختیار دارد، و به همین علت بر چرخهٔ تولید، از طراحی گرفته تا ساخت و کنترل کیفیت، نظارت کامل ایفا می‌کند.

هواپیماهای سوخو نه تنها خط مقدم نیروی هوایی روسیه را تشکیل می‌دهند، بلکه بخش عمده‌ای از نیروی هوایی کشورهای دیگری مانند هند، ایران، آلمان، چین، و مصر نیز هستند.

شرکت سوخو پیشتر با نام «دفتر طراحی شماره ۵۱» یا به زبان روسی به «او کا ب-۵۱ (ОКБ-51)» نامیده می‌شده است.


سوخو47 برکوت با بالهای پیشگرا شاهکار شرکت سوخو

درباره شرکت :

  • نوع شرکت : سهامی عام
  • تاسیس :1939
  • بنیانگذار : پاول سوخو
  • دفتر مرکزی : مسکو روسیه
  • مالک : شرکت هواپیمایی متحد
  • محصولات : هواپیماهای نظامی، آموزشی، مسافربری،ترابری و آزمایشی
  • درآمد سال 2008: 37.77 میلیارد روبل
  • تعداد کارکنان : 31000 نفر

قرارداد با ایران:

در اوت سال ۲۰۰۶، شرکت سوخو به همراه شرکت دولتی صادرات ابزار دفاعی روسیه مورد تحریم دولت آمریکا قرار گرفتند. شرکت سوخو با نیروی هوایی ایران برای مدرنیزه کرده ۳۰ فروند هواپیمای سوخو-۲۴ قراردادی منعقد کرده بود. دولت آمریکا علت این تحریم را نقض قانون عدم گسترش [تسلیحات کشتار جمعی] در مورد ایران (مصوب سال ۲۰۰۰ در مجلس نمایندگان آمریکا) ذکر کرد، به این بهانه که هواپیمای سوخو-۲۴ بالقوه قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای را دارا است. وزارت امور خارجه روسیه در این زمینه اظهار داشت که تمامی فعالیت‌های نظامی بین ایران و روسیه منطبق بر قوانین روسیه و قوانین بین‌المللی است، و دولت آمریکا را متهم کرد که سعی دارد کشورهای دیگر را وادار به پیروی از قوانین داخلی خود کند.

هواپیمای لایتنینگ


تاریخچه

پروژه و طرح هواپیمای لایتنینگ اولین بار در سال 1946 توسط تدی پیتر مورد بررسی قرار گرفت.ساخت مدلهای آزمایشی این هواپیما توسط کمپانی ((انگلیش الکتریک اویشن)) English Electric Aviation صورت گرفت. این کمپانی حال به قسمت صنایع هواپیمایی نظامی شرکت بریتیش ایر کرافت کورپریشنBritish AirCraft Corporation (BAC) تبدیل شده است.

اولین پرواز

اولین مدل آزمایشی لایتنینگ در سال 1947 نخستین پرواز آزمایشی خود را انجام داد. در طی این پرواز هواپیما به سرعتی معادل 1ماخ در ارتفاع 11088 متری (36000 پایی) دست یافت. پس از رفع نقایص و در خط تولید قرار گرفتن لایتنینگ ((تدی پیتر)) طرح یک نوع تکمیلی موسوم به ER-103 مدل تحقیقی آزمایشی این هواپیما را آغاز کرد. این مدل پس از ساخت در اولین پرواز توانست به حد نصاب سرعت 5/1 ماخ برسد.

بال هواپیما

فرم و شکل بالهای لایتنینگ به هواپیما امکان عملیات و قابلیت مانور بیشتری را در ماموریتهای ضربتی میداد. در مدلهای تکامل یافته تر این هواپیما تغییراتی در لبه های حمله بال و فلاپها داده شد که بتواند از بال تقریبا دلتا شکل خود (با یک سوم فضای خالی) حداکثر استفاده را بدست آورده کارایی خود را در ماموریتهای ضربتی به اثبات برساند. در سال 1947 هواپیمای شکاری لایتنینگ در نمایشگاه هوافضایی فارن برو Farnborough شرکت داده شد و طی یک پرواز نمایشی نشان داد که میتواند به عنوان یک هواپیمای ضربتی برای ماموریتهای طولانی با حداقل سوخت به خدمت گرفته شود. این هواپیما در انجام مانور و عملیات توانایی تحمل فشاری معادل 7جی را دارد.
مدلهای مختلف این هواپیما

در سال 1954 کمپانی سازنده این هواپیما شروع به ساخت مدل تکمیلتری بنام WG-760 نمود که این مدل در 18 جولای 1955 اولین پرواز آزمایشی خود را با رسیدن به سرعتی معادل 53/1 ماخ انجام داده و تمام آزمایشات مربوطه را با موفقیت به پایان رسانید. کمپانی مزبور سپس شروع به تولید چندین مدل دیگر از این سری هواپیما نمود که از آن جمله P-1B بود که در آوریل 1957 به پرواز درآمد و آزمایشات روی آن تا 25نوامبر 1958 بطول انجامید. هواپیمای نامبرده توانست در پروازهای آزمایشی بسرعتی معادل 2ماخ دست یابد. پس از آن کارخانجات مزبور مدل دیگری از این هواپیما بنام XG-307 را ساخت که در تاریخ سوم آوریل 1958 به پرواز ذر آمد و بعدها بنام اف-1 تغییر نام داد. تولید مدلهای دیگر لایتنینگ تا سال 1960 ادامه یافت که آخرین مدل آن اف-3 میباشد.این جنگنده در منطقه خاورمیانه توسط کشورهای کویت و عربستان خریداری شد.

مشخصات
موتور
آخرین موتور نصب شده روی این هواپیما رولز-رویس آون 302 میباشد.

وزن

وزن خالی هواپیما 13426 کیلوگرم 29600پوند. حداکثر وزن هواپیما هنگام بلند شدن (همراه تسلیحات) 18914 کیلوگرم 41700پوند. وزن کامل هواپیما تقریبا 20412 کیلوگرم (45000پوند). وزن مقدار سوخت مصرفی 2041 لیتر 450گالن.
ابعاد
طول (بانضمام لوله پیتوت) 84/16 متر (3/55فوت). ارتفاع هواپیما 97/5 متر (7/19فوت). فاصله دو نوک بال 39/10 متر 10/34فوت
مساحت بال 7/42 متر مربع (460فوت مربع). زاویه عقبرفتگی بال 60 درجه. حداکثر باند برای نشستن 1097 متر (3600فوت). حداکثر باند برای بلند شدن 1371 متر 4500فوت

تسلیحات
دو توپ 30 میلیمتری آدنAden  که با تانکهای اضافی سوخت قابل تعوبض است. دو مقر حمل راکت که جمعا قادر به حمل 24 راکت میباشد. موشکهای هدایت شونده فایر استریک Fire Strike و همچنین توانایی حمل بمبهای تخریبی برای ماموریتهای هوا به سطح دارد.این هواپیما سالهاست که از رده عملیاتی خارج شده است.

چرا رهبر انقلاب از "تحرک پدافند" سخن گفتند

چرا رهبر انقلاب از "تحرک پدافند" سخن گفتند 

  

با شروع حملات برق آسای آلمان در ابتدای جنگ دوم جهانی نکته مهمی در ذهن فرماندهان و استراتژیستهای دفاعی جهان نقش بست و آن هم بحث تحرک در میدان نبرد بوده است. این اصل تا به امروز نیز به عنوان یکی از اصلی ترین عناصر بقاء و پیروزی در جنگ شناخته می شود.

به گزارش گروه دفاع و امنیت مشرق، سخنان اخیر امیر اسماعیلی فرمانده قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیاء در خصوص تاکیدات فرمانده مظعم کل قوا مبنی بر اهمیت تحرک و لزوم حرکت نیروهای مسلح به بحث تحرک پذیری سامانه ها، یک بار دیگر تیزبینی و اشراف معظم له به موضوعات مهم و حساس در موضوعات مختلف نیروهای مسلح را نشان داد. اما تحرک سامانه ها و یگانهای دفاعی از کجا شکل گرفته و چگونه وسعت یافته است؟ 

جنگ دوم جهانی به معنای واقعی کلمه نبردی در تاریخ بشریت بود که مفاهیم زیادی را برای نخستین بار وارد الفبای نظامی جهان کرد. یکی از مهمترین این مسائل، بحث "تحرک" بود. 

واحدهای پیاده نظام مکانیزه، توپخانه خودکششی و زرهی آلمان در مراحل اولیه جنگ دوم جهانی به دلیل قابلیت تحرک و انعطاف پذیری بالا توانستند تا در برابر سیستم دفاعی متفقین بسیار موفق عمل کنند و پیروزی های درخشانی را بدست آورند. حوادثی که در این جنگ رخ داد تا به امروز به عنوان راهنمای بسیاری از استراتژیستهای نظامی در جهان در تبین دکترین های نظامی به کار می رود. 

نیروهای پیاده ، زرهی و توپخانه

تا قبل از از آغاز جنگ دوم جهانی، سربازان پیاده نظامی عمدتا با پای پیاده و یا نهایتا به وسیله وسایل نقیله سنگین مثل کامیون به میدان نبرد منتقل می شدند. در جنگ اول جهانی و خصوصا در جبهه غربی، نبردی با عنوان "جنگ خاکریزها" در گرفت. این بدین معنا بود که دو طرف در خاکریزهای خود مستقر شده و معمولا پس از اجرای یک آتش سنگین توپخانه ای به سمت خاکریز مقابل حمله می کردند. حال کافی بود تا یک یا چند آشیانه مسلسل دشمن از کار نیافتاده باشد تا قتل عام مهاجمین آغاز شود. 

در اواخر جنگ اول جهانی بود که انگلیسی ها اولین تانکها را به میدان نبرد وارد کردند. ظهور این هیولاهای آهنی در میدان نبرد که عمدتا سلاحی برای متوقف کردن آنها وجود نداشت باعث شد تا تغییری بنیادین در تاکتیک های پیاده نظام صورت گیرد و از آن بعد تا پایان جنگ اول جهانی نیروهای پیاده در سایه پشتیبانی تانکها به حرکت در می آمدند. در همین زمان از تعدادی تانک " مارک 4" انگلیسی به منظور حمل نفرات استفاده شد و به نوعی اولین نفربرهای زرهی در دنیا متولد شدند. این نفر برها با عنوان " مارک 9" شناخته می شدند. 



"نفربر زرهی مارک 9"


در این میان واحدهای توپخانه نیز با مشکلات فراوانی مواجه بودند. در جنگ اول جهانی اکثر توپها بسیار بزرگ بودند و حمل و نقل آنان بسیار مشکل بود و در صورتی که حمله ای سریع از جانب دشمن صورت می گرفت امکان نجات توپها وجود نداشت و اکثرا این توپها بایستی یا نابود شده و یا تسلیم دشمن می شد.

 در این جنگ بود که برای اولین بار از توپها در واگن های قطار استفاده شد. بدین معنی که توپ و مهمات آنان به همراه نفرات فنی بر روی قطار قرار می گرفتند و عمل شلیک را از آن محل انجام می دادند. ناگفته پیدا است که این تاکتیک هم مشکلات خود را داشت و باعث می شد که توپها در مناطق نزدیک به خط آهن ها در دسترس باشد و در سایر مناطق همچنان از توپهای قدیمی استفاده میشد. 

در میانه دو جنگ جهانی و با روی کار آمدن آدولف هیتلر در آلمان برنامه مسلح سازی دوباره این کشور آغاز شد. در این میان یکی از مهمترین و اثرگذارترین افراد در بحث مشخص سازی تاکتیکهای آینده ارتش آلمان ژنرال "هاینز گودریان" بود. این ژنرال آلمانی را به حق باید به عنوان یکی از پایه گذاران اصلی تاکتیک "نبرد برق آسا" معرفی کرد.  



"ژنرال گودریان؛بنیانگذار تاکتیک حمله برق آسا"


وی در ابتدا لشگرهای زرهی مستقلی را برای ارتش آلمان تاسیس کرد. تا قبل از این واحدهای زرهی به عنوان توابع یگانهای پیاده وارد عمل می شدند و بایستی خود را با سربازان پیاده نظام هماهنگ می کردند. اما در تاکتیک جدید تانکها به عنوان خط شکن عمل کرده و پیشاپیش سایر نیروهای مهاجم به خطوط دشمن حمله می کردند و در پشت سر آنها واحد های پیاده که سوار بر خوردوهای شنی دار بودند وارد عمل می شدند. این عمل تحرک واحدهای پیاده را افزایش می داد و در عین حال باعث می شد تا تانکها نیز بتوانند به سرعت حرکت کرده و از تمامی توان خود بهره ببرند.



نفربر آلمانی مدل " Sd.Kfz. 251/1 Ausf. A "


سپس به منظور پشتیبانی از این واحدها نیز آلمانها از دو تاکتیک استفاده شد. یکی نصب کردن انواع توپ ها بر روی شاسی های زرهی و شنی دار و معرفی اولین واحدهای توپخانه "خودکششی" به سبک امروزی بود که می توانست با سرعت و تحرک بالا در نقاط مختلف حاضر شده و به اجرای آتش پردازند. فاز دوم مورد نظر آلمانها معرفی بمب افکن های شیرجه رو موسوم به "اشتوکا" بود که به وسیله هدایت گران نیروی هوایی آلمان که در خط مقدم حضور داشتند می توانستند با دقت و سرعت بالا به اهداف خود حمله کنند. 



توپهای خودکششی آلمانی مدل " Hummel "


ترکیبی از این اقدامات بود که در سالهای اولیه جنگ جهانی دوم ارتش آلمان را به نوعی شکست ناپذیر جلوه داد و باعث شد تا بسیاری از کشورهای اروپایی توسط آلمانها فتح شوند. با پایان جنگ دوم جهانی بسیاری از ارتش های پیروز در جنگ نیز به تاکتیکهای آلمانی ها روی آورده بودند و سعی می کردند تا در برنامه ریزی برای ارتش های خود از این روش ها پیروی کنند. اما هنوز هم کارهای زیادی بود که در این میان صورت نگرفته بود و بایستی تکمیل می شد. با ظهور سلاح های کشتار جمعی و همچنین افزایش قدرت تخریبی سلاح های متعارف بحث افزایش تحرک ، حفاظت و قدرت آتش پشتیبانی نیروهای پیاده بیش از پیش در نظر آمد. 



"BMP_1 " آغازگر انقلابی در تاکتیکهای پیاده نظام


در سال 1966 میلادی روسها وسیله را در ارتش خود وارد خدمت کردند که به معنای واقعی کلمه یک انقلاب در تاکتیکهای پیاده نظام بود. خودروهای زرهی " BMP-1 " با قابلیت حمل 8 سرباز کاملا مسلح، توانایی عبور از رودخانه ها و انجام عملیات آبی- خاکی، مسلح بودن به یک توپ 73 میلی متری و موشک ضد تانک و همچنین قابلیت تصفیه کامل عوامل مربوط به جنگهای نوین یک گام پرش گونه در تاکتیکهای پیاده نظام محسوب می شدند. 

این خودرو می تواند سربازان را از تهدیدات بسیاری همچون: ترکش ها، گلوله مستقیم سلاح های کالیبر کوچک و متوسط و همچنین عوامل جنگهای نوین حفظ کرده و در عین حال به مدد تسلیحات موجود بر روی خود پشتیبانی موثری را از آنان به عمل آورد. ظهور این خودرو باعث به وجود آمدن تغییرات گسترده ای در تاکتیکهای نظامی در جهان شده و باعث شد تا خودروهای مشابهی همچون سری " ماردر"، "ام -113 " و "بردلی" بوجود آیند. این خودروهای زرهی همگی بر روی یک نکته اشتراک دارند و آن هم بحث افزایش توان تحرک نیروهای پیاده در عین حفاظت و همچنین داشتن پشتبانی مناسب آتش است. 

اهمیت این گونه از خودروهای زرهی تا آنجا مشخص و تاثیر گذار بود که روسها به منظور به وجود آوردن نوعی تحرک، حفاظت و همچنین قدرت آتش برای نیروهای چترباز خود نیز دست به تولید نفربرهای سری "BMD " زدند که قابلیت پرتاب از هواپیما با چتر را دارد. این خودرو زرهی به نوعی در کلاس خود در جهان بی همتا است.

باید گفت که نفر برها توانستند یک لقب جالب برای خود پیدا کنند و آن " تاکسی میدان نبرد" بود. وسیله ای که به مانند یک تاکسی که در شهر عابرین پیاده را سوار کرده و به نقاط مختلف می برد ، سربازان پیاده را سوار کرده و به نقاط مختلف میدان نبرد منتقل می کند. اما نقش نفربرها به بحث حمل نیروهای پیاده نظام و حمایت از آنان محدود نماند. گونه های بسیار مختلفی از نفربرها با کارایی مختلف طراحی و ساخته شده اند. در این میان می توان به گونه حامل خمپاره انداز،  حامل موشکهای ضدتانک، خودروی فرماندهی، آمبولانس زره پوش و حامل سامانه های پدافند هوایی اشاره کرد. در این جا نیز باید به این نکته اشاره کرد که تحرک داشتن مهمترین دلیل استفاده از زره پوش ها در نقش های ذکر شده است. 



شلیک خمپاره از نفربرهای کلاس "LAV"


 تانکها نیز در سالهای پس از جنگ دوم به سمت افزایش سرعت و قدرت تحرک خود رفتند. البته باید این نکته را متذکر شد که تانکها به دلیل وزن بسیار بیشتر نیازمند موتورهای نیرومندتری هستند تا بتوانند به سرعتهای بیش از 50 تا 60 کیلومتر دست پیدا کنند. البته این سرعت برای این هیولاهای 70 تنی بسیار عالی بوده و آنها را قادر می سازد تا به سرعت موقعیت خود را تغییر دهند. فراموش نکنیم که تانکهای بسیار نیرومندی همچون سری "تایگر" در جنگ دوم جهانی به دلیل نداشتن تحرک و سرعت کافی به شکارهایی آسان برای واحدهای ضد زره متفقین و هواپیماهای آنان تبدیل شده بود.



"تایگر" تانکی نیرومند اما بی تحرک
در دنیای تانکها نیز همین حادثه رخ داد. همانگونه که گفته شد تانکهایی به مانند سری تایگر در جنگ دوم جهانی به دلیل نداشتن تحرک بالا به راحتی توسط یگان های ضد تانک و یا تانکهای سبک تر شناسایی شده و مورد اثبات قرار می گرفتند. در سالهای جنگ سرد همیشه در بین طراحان بحثها و جدلهای زیادی در مورد برقراری توازن بین 3 اصل:حفاظت، قدرت آتش و تحرک در تانکها وجود داشت و می توان گفت که این بحثها تا به امروز نیز ادامه پیدا کرده است. پیشرفت سریع سامانه های ضد تانک و از طرفی عدم امکان افزایش زره تانکهای امروزی سوالات فراوانی را در ذهن طراحان به وجود آورده است. 

باید گفت که این مسئله در خصوص تانکهای غربی پیچیده تر است. برای نمونه تانکی مثل آبرامز که ستون فقرات نیروی زرهی ارتش آمریکا را تشکیل می دهد چیزی نزدیک به 75 تن وزن دارد و از یک موتور با توان 1500 اسب بخار نیرو می گیرد. این تانک می تواند با استفاده از نیروی تولیدی توسط موتور نیرومند خود به سرعتی بالای 60 کیلومتر در ساعت نیز دست پیدا کند که تحرک مناسبی را برای این تانک به وجود می آورد.
اما در سالهای اخیر و با پیشرفتهای گسترده ای که در زمینه سلاح های ضد زره صورت گرفته است این تانک و بسیاری دیگر از تانکها دیگر از حاشیه امنیت آنچنانی برخوردار نیستند. 

حال برای مقابله با تهدید جدید چه باید کرد؟ یکی از راه ها بحث افزایش زره است که بسیاری از کارشناسان و طراحان آن را به راحتی رد کرده اند. افزایش زره به معنای افزایش وزن بوده که خود باعث تنبلی و کاهش توان تحرک تانک می شود. در صورتی که بخواهند این کاهش را جبران کنند باید توان موتور را افزایش دهند که هر اسب بخار افزایش به معنای افزایش مصرف سوخت و افزایش فشار به واحد های تدارکاتی و پشتیبانی است. 

همین نظریه در ارتش آمریکا باعث شده است تا طرح یک خودروی چند منظور با نام "استرایکر" به عنوان طرح آینده ارتش آمریکا مطرح شود که بسیار سبک تر بوده و از سیستم های پیشرفته الکترونیکی هشداردهنده و منحرف کننده برای مقابله با تهدیدات بهره می برد. همین تغییر خود نشان دهنده این نکته است که عامل تحرک و همچنین قابلیت حمل و نقل از طریق هوا همچنان به عنوان یکی از اصلی ترین فاکتورها در این میان خودنمایی می کند. 


خودروی رزمی "استرایکر"


واحدهای توپخانه نیز در سالهای پس از جنگ دوم جهانی با سرعت به سمت بحث افزایش تحرک پیش رفتند تا بتوانند بسیار سریع در میدان نبرد جای خود را تغییر داده و از مواضع مختلف به اجرای آتش بپردازند. نسل های جدید توپ های خود کششی نیز به دلیل نیاز بیش از پیش به مولفه "تحرک" از قالب زره پوش خارج شده و بر روی کامیون ها نصب شده است. سامانه های مثل آرچر و یا سزار از این گونه سیستم های توپخانه ای هستند. نگاهی به جنگ 33 روزه لبنان و رژیم صهیونیستی و بقاء پذیری پرتاب گرهای حزب الله لبنان در برابر حجم آتش سنگین طرف مقابل در آن گستره کوچک خود دلیلی دیگر بر اهمیت مسئله تحرک است.





تصویر بالا توپ سوئدی "آرچر"- تصویر پایین "سامانه 155 میلی متری ایرانی"


در کشور ما نیز در سالهای اخیر اقدامات مثبت فراوانی در زمینه افزایش تحرک واحدهای پیاده، توپخانه و زرهی صورت گرفته است که از آن جمله می توان به طراحی و ساخت نفربرهای توسن و براق، طراحی و ساخت تانک های بومی ذوالفقار و همچنین سامانه های توپخانه خود کششی رعد و توپ خودکششی چرخ دار اشاره کرد.

پدافند هوایی

در زمان جنگ اول جهانی و با توجه به معرفی هواپیماها به عنوان سلاح های جنگی در کنار کشتی های پرنده بحث استفاده از توپهای ضد هوایی برای نخستین بار مطرح شد و برای اولین بار تعدادی از این توپها بر روی خودروهایی نصب شدند. باز هم در زمان جنگ دوم جهانی بود که به افزایش قدرت هوایی و تخریبی که آن واحدها ایجاد می کردند و همچنین لزوم برقراری یک نوع پدافند ضد هوایی مشخص شد. 

در آن دوران پدافند هوایی به دو صورت هواپیماهای رهگیر و توپهای ضد هوایی وجود داشتند و هنوز خبری از موشکهای ضد هوایی نبود. کم کم دو طرفهای درگیر اقدام به نصب کردن توپهای ضد هوایی بر روی شاسی خودروهای مختلف کردند و به این شکل اولین نسل از واحدهای پدافند هوایی متحرک را تشکیل دادند. وظیفه این واحدها واکنش سریع و حرکت در کنار ستونهای موتوریزه و زرهی و حمایت از آنان در برابر حملات هوایی بود. سامانه هایی همچون " Wirbelwind "ساخت آلمان نازی از جمله این سیستم ها بودند. در این جا نیز نظر فرماندهان بر اصل تحرک و واکنش سریع در برابر تهدیدات هوایی استوار بود که به ساخت این چنین سامانه هایی منجر شد.


سامانه پدافند هوایی متحرک Wirbelwind 


در سالهای پس از جنگ دوم جهانی و تا به امروز سامانه های توپخانه متحرک ضد هوایی بسیاری ساخته شده است که در مدلهای جدید با موشکهای هدایت راداری و فروسرخ نیز ترکیب شده اند. اما اگر بخواهیم معروفترین عضو از این نسل از تسلیحات را معرفی کنیم باید به سامانه مشهور " ZSU-23-4 " ملقب به "شیلیکا" ساخت شوروی سابق اشاره کرد. این سیستم توپخانه ضد هوایی هدایت راداری در جنگ سال 1973 اعراب و رژیم اشغالگر قدس خوش درخشید و توانست به تنهایی بیش از 30 جنگنده مهاجم صهیونیست را به زیر بکشد.

اما موشکهای سطح به هوا بخش دیگری از سامانه های پدافند هوایی بودند که در سالهای جنگ سرد به سرعت در مسیر رشد و ترقی قرار گرفتند و در اکثر کشورهای دنیا وارد خدمت شدند. برای نمونه یکی از موشکهای بسیار معروف پدافند هوایی جهان سامانه موشکی " SA-2 " ساخت شوروی سابق است که در جریان جنگ ویتنام بسیار موفق ظاهر شد و توانست صدها جنگنده و بمب افکن آمریکایی را ساقط کند. با افزایش حجم تلفات واحدهای هوایی، آمریکایی ها به دنبال راه هایی برای مقابله با خطر موشکهای سطح به هوا رفتند. آمریکایی ها با معرفی موشکهای ضد رادار "شرایک " گام اولیه را برای مقابله با این تهدیدات برداشتند. این جا بود که یکی از اصلی ترین نقاط ضعف موشک " SA-2 " مشخص شد. 


نمایه کلی آتشبار موشک سام 2


این سامانه موشکی به تعداد زیادی رادار و سیستم های پشتیبانی برای عملیات نیاز دارد که باعث شده بود این سیستم فاقد هر گونه تحرکی باشد و همچنین مساحت زیادی را اشغال کند. این مسئله باعث می شد تا شناسایی سکوهای پرتاب این موشک بسیار راحت شناسایی شده و رادارهای کنترل آتش

خلبانان اسرائیلی با توجه تجربیات جنگهای قبلی و برای درامان ماندن از سامانه های موشکی  سام - 2 در ارتفاع پایین به پرواز در آمدند. در همین حال سامانه های شلیکا و پدافند موشکی  " سام-6 " اعراب که بسیار متحرک بوده و در کنار سایر نیروها حرکت می کردند منتظر مهاجمین بودند. تنها در یک هفته اول جنگ زوج مرگبار شلیکا و سام – 6 بیش از 80 فروند جنگنده صهیونیست را ساقط کردند.

سامانه موشکی سام 6

در هر گوشه ای از میدان نبرد تعدادی از این سامانه های پدافندی مستقر بودند و به محض شلیک موقعیت خود را تغییر می دادند. تجربه موفق سامانه  SA-6 در این جنگ به نوعی پایان سامانه های پدافند ثابت روسها بود و پس از تقریبا تمامی موشکهای سطح به هوای روسی به صورت متحرک عرضه شدند. سامانه هایی همچون " S-300 "، " Buk " و یا " Tor " از این جمله هستند.

سامانه موشکی "رعد"


این سامانه ها بر روی شاسی های مجهز به چرخ و یا زنجیر چرخ سوار شده اند و به سرعت می توانند در نقاط مختلف میدان نبرد حاضر شده و پرنده های مهاجم را با مشکلاتی جدی رو به رو کنند. در جریان عملیات نیروهای ناتو بر فراز یوگوسلاوی سابق در سال 1999 میلادی حجم زیادی از سامانه های ثابت و سام  2 و ‌" سام-3 یوگوسلاوها از بین رفت اما بیش از 60 درصد از سامانه های متحرک " سام -6 " آنها از این نبرد جان به در بردند.

در جریان جنگ روسیه و گرجستان در سال 2009 میلادی نیز موفقیتهای بدست آمده واحدهای پدافند هوایی گرجی ها بر علیه نیروی هوایی روسیه به سامانه های متحرکی مثل تور و باک مربوط می شد که در مکانهای مختلفی کمین کرده و هواپیماهای روسی را غافلگیر کردند. 

در چند سال اخیر در جمهوری اسلامی ایران نیز اقدامات موثری برای افزایش توان تحرک نیروهای پدافند هوایی انجام داده است که از آن جمله می توان به ارتقاء سامانه های پدافندی  " سام 6 "،خریداری سامانه های پدافندی " تور ام – یک " و طراحی و ساخت سامانه بومی رعد نیز اشاره کرد و با توجه به تاکیدات رهبر معظم انقلاب باید منتظر متحرک سازی دیگر سامانه هابی پدافندی نیز بود.

 " Fan Song "به اهدافی راحت و سهل وصول برای موشکهای شرایک تبدیل شود. 

البته ویتنامی ها به لطف پشتیبانی سخاوتمندانه روسها هیچ گاه دچار کمبودی نبودند و همیشه آنقدر موشک داشتند که بتواند با قدرت تهاجمی آمریکایی ها برابری کنند
.البته نباید فراموش کرد که نتایج این عملیات ها به دقت توسط کارشناسان روس رصد می شد و آنها را به این نتیجه رساند که برای موفقیت هر چه بیشتر سامانه های پدافند ضد هوایی بایستی آنها را به "حرکت" درآورد. 

نتیجه این تغییر در تفکر در سال 1973 خود را نشان داد و باعث شد تا نیروی هوایی رژیم صهیونیستی سخترین و پرتلفات ترین روزها در تاریخ خود را بگذراند. با آغاز حمله اعراب در دو جبهه به سرزمین های اشغالی در بلندی های جولان و صحرای سینا نیروی هوایی رژیم صهیونیستی به خیال اینکه داستانی شبیه به جنگ 6 روزه دوباره رخ خواهد داد حمله خود را آغاز کرد، غافل از اینکه اینبار جهنمی سوزان منتظر خلبانان صهیونیست است
.

گزارشی از تجهیزات جدید پهپادهای کشور


>گزارشی از تجهیزات جدید پهپادهای کشور؛

جمعه 1 دی ماه سال 1391

«هدهدهای ایرانی» با چشمان 160 مگاپیکسلی به تنگه هرمز بازگشتند + عکس


از توانمندی های این سامانه جدید پرنده های بدون سرنشین ایران می توان به امکان عکسبرداری تک فریم یا پی در پی خودکار با فاصله زمانی متناسب اشاره کرد به طوری که بدون هیچ گونه فاصله، تصاویر دارای پوشش مشترک طولی مناسب خواهند بود.


به گزارش گروه دفاع و امنیت مشرق، چند سالی است که با عملیاتی شدن سامانه "هد هد" در نیروهای مسلح کشورمان، تمامی منطقه خلیج فارس، تنگه هرمز و دریای عمان زیر پوشش آنلاین پرنده های بدون سرنشین ایرانی در تمام مدت شبانه روز قرار دارند و ثمره این نظارت دقیق در تامین هرچه بیشتر امنیت و منافع جمهوری اسلامی ایران کاملا عیان است.


اما اهمیت و ضرورت به روزرسانی و ارتقاء اجزای مختلف این سامانه، متخصصان دفاعی و دانشگاهی ایران را بر آن داشته تا زیرسامانه های "هد هد" اعم از هواگردها و دوربین های نصب شده روی آن را بهینه سازی کنند و اکنون متخصصان کشورمان موفق به ساخت دوربین های تصویربرداری دیجیتال جدید با قدرت تفکیک بالا شده اند که در پهپادهای شناسایی از جمله سامانه "هد هد" مورد استفاده قرار می گیرد. 


با توجه به نقش گسترده و رو به رشد پهپادها هم در عملیات های شناسایی، جستجو و مراقبت هوایی نظامی و هم غیر نظامی تنوع محموله های تصویربرداری آنها نیز افزایش یافته است.


برای مأموریت های مراقبتی دوربین های نصب شده روی یک سکوی پایدار شده 2 درجه آزادی مجهز به دوربین های فیلمبرداری به کار می رود ولی برای تصویربرداری، دوربین های جلونگر و پائین نگر، مزیت های خاص خود را دارند.


با توجه به خطرهای یک عملیات هوایی چه برای هواپیماهای سرنشین دار و چه بدون سرنشین هرچه تعداد عبور و زمان گشت زنی برای گرفتن تصاویر با تفکیک کافی از یک منطقه خاص کمتر باشد اهمیت دارد. بنابراین تلاش برای ساخت دوربین هایی با تفکیک و زاویه دید و کارایی بیشتر ضمن حفظ وزن سابق یا حتی کاهش آن از چالش های پژوهشی این عرصه است.

نمونه ای از تصاویر هوایی مربوط به یک پایگاه هوایی مورد استفاده آمریکا


در این گزارش به معرفی سه نمونه از دوربین های با قدرت تفکیک بالا می پردازیم که برای عکسبرداری هوایی دیجیتال با قابلیت نصب روی پهپادهای کشورمان ساخته شده اند.


ساعد-3


ساعد-3 یک سامانه عکسبرداری دیجیتال هوایی با خروجی ویدئویی برای مشاهده تصویر و عکسبرداری در موقعیت دلخواه است. این سامانه قابلیتهای عکسبرداری به صورت خودکار و دستی، روشن و خاموش شدن سامانه در صورت نیاز، بازیافت تصاویر هوایی گرفته شده بدون نیاز به خارج کردن دوربین از محفظه، ذخیره سازی در کارت های حافظه CF با ظرفیت 4 و8 گیگابایت و امکان عکسبرداری در شرایط محیطی مختلف به جهت بازدهی گسترده حساسیت حسگر(ISO) را دارد.


این سامانه دارای یک دوربین 21 مگاپیکسل بوده که ابعاد هر پیکسل 6.2*6.2 میکرومتر با نسبت تصویر 3:2 بوده و حجم فایل خام هر عکس آن حدود 25 مگابایت است، بنابراین بیشینه تعداد تصاویر قابل ذخیره 320 عدد برای کارت حافظه 8 گیگ خواهد بود.

دوربین ساعد-3



فاصله زمانی عکسبرداری این سامانه در حالت خودکار 4 الی 8 ثانیه و زاویه دید افقی آن 24 درجه(لنز 80) یا 40 درجه(لنز 50) است. سامانه ساعد-3 حدود 3.5 کیلوگرم جرم داشته، ابعاد آن 120*200*240 میلیمتر است که آن را برای نصب روی پهپادهایی در رده مهاجر-2 مناسب کرده.


ساعد-4


این سامانه نیز برای عکسبرداری دیجیتال هوایی ساخته شده و محموله آن شامل یک دوربین اندازه متوسط دیجیتال و با قدرت تفکیک فوق العاده و همچنین یک دوربین فیلمبرداری پائین نگر است. پردازش و استخراج اطلاعات از تصاویر بازیافت شده توسط نرم افزارهای پردازش تصویر مخصوص این سامانه انجام می پذیرد. این سامانه به صورت تاکتیکی طراحی شده و به راحتی آماده نصب و بهره برداری می شود. 


امکان کنترل و خاموش و روشن شدن سامانه در صورت نیاز و امکان عکسبرداری خودکار از قابلیت های دیگر ساعد-4 است.


همراستا با محدوده دید دوربین عکسبرداری، یک دوربین ویدئویی پائین نگر به عنوان ویزور با قابلیت Z/W پیوسته نصب گردیده است و فرامین کاربر بر روی تصویر ویدئویی حک می گردد.


مشخصات فنی بخش عکسبردای سامانه شامل حسگر 39 مگاپیکسل با ابعاد هر پیکسل 6.8*6.8 میکرومتر، نسبت تصویر 4:3، حجم فایل خام هر عکس حدود 40 مگابایت و حداکثر تعداد تصاویر قابل ذخیره 40 فریم برای کارت 16 گیگ است.

دوربین ساعد-4

فاصله زمانی عکسبرداری خودکار 3 الی 10 ثانیه، فاصله کانونی 50 یا 80 میلیمتر و زاویه دید افقی 34 درجه با لنز 80 یا 43 درجه با لنز 50 بوده و جرم این سامانه 4 کیلوگرم با پایه برای نصب و با ابعاد 155*265*160 میلیمتر است.

دوربین ویزور سامانه نیز دارای توان بزرگنمایی اپتیکی 10 برابر با قدرت تفکیک افقیTVL 530 و زاویه دید افقی 4.6 درجه زاویه بسته و 46 درجه زاویه باز است.

مشکات-1

سامانه عکسبرداری هوایی مشکات برای تولید تصاویر عریض(Panoramic) توسعه یافته است که جهت عملیات شناسایی یک منطقه گسترده مورد استفاده قرار می گیرد. به کمک این سامانه هواپیما با یک بار گذر از روی منطقه هدف، با انجام هر بار عکسبرداری، تصویری به دست می آید که عرض آن 3 برابر طول(در جهت حرکت هواپیما) و با دید افق تا افق 110 درجه خواهد بود.

این سامانه متشکل از یک دوربین عکسبرداری جاروب خطی دیجیتالی بسیار پیشرفته با قدرت تفکیک فوق العاده به همراه یک دوربین ویدئویی پائین نگر(DLTV) جهت دید متناظر همزمان است. عکس های گرفته شده توسط این سامانه بر روی هارد نیمه هادی مقاوم در برابر شوک، ذخیره می گردد و پس از فرود پرنده، پردازش و استخراج اطلاعات از تصاویر بازیافت شده توسط نرم افزارهای پردازش تصویر مخصوص این سامانه انجام می پذیرد.

از توانمندی های این سامانه می توان به امکان عکسبرداری تک فریم یا پی در پی خودکار با فاصله زمانی متناسب اشاره نمود به طوری که بدون هیچ گونه فاصله، تصاویر دارای پوشش مشترک طولی مناسب خواهند بود.

از مشخصات فنی دوربین این سامانه هم باید به تعداد پیکسل 160 مگاپیکسل(7500*21250 پیکسل) با حجم فایل خام هر عک 307 یا 922 مگابایت (بسته به نوع تصویر) اشاره کرد.


دوربین مشکات-1

سرعت انتقال اطلاعات دوربین به رایانه صنعتی در این سامانه با انتقال از طریق شبکه محلی LAN با سرعت 1000 مگابایت بر ثانیه است. ابعاد حسگر موجود در سامانه مشکات-1 برابر 160*170 میلیمتر، فاصله کانونی 90 میلیمتر، زاویه دید 104.33 درجه در عرض و 37 درجه در طول و جرم 12 کیلو گرم است.

مشخصات فنی دوربین ویزور سامانه نیز شامل توان بزرگنمایی اپتیکی 10 برابر، قدرت تفکیک افقی 530، زاویه دید افقی 4.6 درجه زاویه بسته و 46 درجه زاویه باز است.

عکس های هوایی این سامانه ها برای استخراج جزئیات موجود در منطقه مد نظر مناسب بوده و توان شناسایی پهپادهای کشورمان را به میزان قابل توجهی ارتقاء می دهند. ضمن اینکه برخی نمونه های آن از نظر وزن و حجم، قابلیت نصب روی پهپادهای تولید شده و در حال خدمت عملیاتی را دارند و از این بابت به کاهش هزینه های کلی می انجامند.

هر چند قدرت تفکیک این دوربین ها برای ارتفاعات پروازی پهپادهای کشورمان که عموماً در رده زیر 12 کیلومتر هستند مناسب است اما نشان دهنده روند رو به رشد کشورمان در این زمینه و حرکت به سوی دوربین های با قدرت تفکیک بالا جهت استفاده در ماهواره های تصویربرداری با کاربردهای شناسایی بوده که البته در برخی زمینه ها فناوری های پیچیده تری هم دارند.